کد خبر: ۱۲۸۹۵
نظرات: ۲ نظر
بازدید: ۳۲۵۴
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۰:۳۰
دكتر محمد مصدق، يكى از سرشناس ترين رجال سياسى تاريخ معاصر ايران كه به عنوان نماينده مجلس و نخست وزير نقش برجسته اى در ملى كردن نفت ايران ايفا كرد، روز ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در تبعيدگاه خود در احمدآباد ساوجبلاغ درگذشت.
(تصاویر) مصدق در دادگاه

دكتر محمد مصدق، يكى از سرشناس ترين رجال سياسى تاريخ معاصر ايران كه به عنوان نماينده مجلس و نخست وزير نقش برجسته اى در ملى كردن نفت ايران ايفا كرد، روز ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در تبعيدگاه خود در احمدآباد ساوجبلاغ درگذشت.

وى در بهار سال ۱۲۶۱ هجرى شمسى در تهران به دنيا آمده بود. پدرش ميرزا هدايت الله وزيردفتر (از رجال عهد ناصرالدين شاه) و مادرش خانم نجم السلطنه (نوه عباس ميرزا) بود. محمد ده ساله بود كه پدرش درگذشت و ناصرالدين شاه به او لقب «مصدق السلطنه» داد. خانم نجم السلطنه مدتى بعد با ميرزا فضل الله خان وكيل الممالك (منشى باشى مظفرالدين ميرزا، وليعهد وقت) ازدواج كرد و همراه محمد به تبريز رفت. محمد تحصيلات مقدماتى را در تبريز گذراند و پس از بر تخت نشستن مظفرالدين شاه، همراه خانواده اش به تهران آمد.

 پدرخوانده اش كه حالا منشى مخصوص شاه بود فرمان استيفاى خراسان را براى او گرفت. مصدق السلطنه با وجود سن و تجربه كم، چنان تسلط و آداب دانى به عنوان مستوفى خراسان از خود نشان داد كه جاى خود را در دل بسيارى از رجال سياسى وقت باز كرد. او پس از انقلاب مشروطه در نخستين دوره مجلس شوراى ملى به نمايندگى طبقه اعيان اصفهان انتخاب شد اما اعتبارنامه اش از آنجا كه سن او هنوز به سى سال نرسيده بود، رد شد.

• دوران قاجار
محمدخان مصدق السلطنه در سال ۱۲۸۷ براى تحصيل به فرانسه و سپس سوئيس رفت و دكتراى حقوق گرفت. او در سال هاى جنگ جهانى اول به ايران بازگشت و به خدمت وزارت ماليه وارد شد. مصدق چند سالى به عنوان عضو كميسيون تطبيق حواله جات و معاون وزير ماليه مشغول به كار بود و سپس بار ديگر به اروپا رفت. او خود در خاطراتش نوشته است: «در آنجا بودم كه قرارداد ۹ اوت ۱۹۱۹ معروف به قرارداد وثوق الدوله بين ايران و انگلستان منعقد گرديد كه باز تصميم گرفتم در سوئيس اقامت كنم و به كار تجارت بپردازم. مقدار قليلى هم كالا كه در ايران كمياب شده بود خريده به ايران فرستاده و بعد چنين صلاح ديدم كه با پسر و دختر بزرگم كه ده سال بود وطن خود را نديده بودند به ايران بيايم و بعد از تصفيه كارهايم از ايران مهاجرت نمايم.» («خاطرات و تألمات»)

اما مصدق به دليل وقوع انقلاب بلشويكى در قفقاز نتوانست از آن مسير به ايران برسد و در نيمه راه بازگشت. در همين موقع مشيرالدوله كه نخست وزير شده بود، با تلگراف از مصدق السلطنه دعوت كرد براى تصدى وزارت عدليه به ايران بيايد. او اين بار از راه دريا و بندر بوشهر به كشور بازگشت اما در مسير وقتى به شيراز رسيد، اوضاع آنجا را آشفته ديد. متنفذين محلى از يك سو او را به ماندن تشويق كردند و از سوى ديگر با تلگراف از نخست وزير خواستند مصدق را به عنوان حاكم ايالت فارس منصوب كند. چنين بود كه مصدق تا هنگام كودتاى ۱۲۹۹ والى فارس بود، اما پس از كودتا حاضر به پذيرش دولت سيدضياء نشد و كناره گيرى كرد.

او پس از سقوط دولت كودتا و در دوران رئيس الوزرايى قوام السلطنه به وزارت ماليه رسيد و براى انجام اصلاحات در تشكيلات مالى كشور از مجلس اختيارات ويژه گرفت. اما اصلاحات او با مخالفت اكثريت نمايندگان دوره چهارم مجلس روبه رو شد و به سقوط دولت قوام انجاميد.

مصدق پس از آن مدتى والى آذربايجان بود و در سال ۱۳۰۲ به عنوان وزير امورخارجه به دولت مشيرالدوله پيوست. او در دوره پنجم مجلس شوراى ملى به نمايندگى از مردم تهران انتخاب شد. مصدق در اين دوره، از سويى با اقليت مجلس به رهبرى سيدحسن مدرس همكارى مى كرد و از سوى ديگر طرف مشورت رضاخان سردارسپه (نخست وزير وقت) بود.

اما وقتى طرح انقراض سلسله قاجاريه در مجلس مطرح شد، او از معدود نمايندگانى بود كه با اين طرح مخالفت كرد. خلاصه استدلال او اين بود كه سردارسپه پس از اين يا به موقعيتى كه قانون اساسى براى پادشاه در نظر گرفته اكتفا مى كند و كشور از خدمات او محروم مى شود، يا تبديل به يك حاكم مستبد خواهد شد. تجربه نشان داد كه پيش بينى او درست بوده است.

وفات مصدق
• دوران پهلوى
مصدق در باقى مانده دوره پنجم مجلس و در طول دوره ششم (هر دوره مجلس در آن روزگار دو سال بود) مواضع مستقل خود را حفظ كرد و در نتيجه به دوره هاى بعدى راه نيافت و در احمدآباد خانه نشين شد. او در اواخر سلطنت رضاشاه به دلايلى كه كاملاً روشن نيست بازداشت و مدتى در بيرجند زندانى شد. مصدق پس از حوادث شهريور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شركت كرد و به عنوان وكيل اول تهران انتخاب شد. عمده فعاليت هاى او در اين دوره مجلس عبارت بود از: مخالفت با اعتبارنامه سيدضياءالدين طباطبايى، مخالفت با اعطاى امتياز نفت شمال به شوروى و به تصويب رساندن ماده واحده اى كه دولت را از مذاكره براى اعطاى امتياز نفت به بيگانگان منع مى كرد.

مصدق در انتخابات دوره پانزدهم مجلس كه در آن اعمال نفوذ فراوانى به نفع حزب دموكرات قوام (نخست وزير وقت) انجام گرفت، از ورود به مجلس بازماند؛ اما در جريان انتخابات مجلس شانزدهم به همراه گروهى از رجال سياسى در اعتراض به شيوه برگزارى انتخابات در دربار تحصن كرد كه نطفه تشكيل جبهه ملى در همين تحصن بسته شد. مصدق و عده اى از همفكرانش به مجلس راه يافتند و فراكسيون جبهه ملى را تشكيل دادند. با طرح لايحه قرارداد گس-گلشائيان در مجلس، مصدق و همفكرانش به مخالفت با آن پرداختند.

اين مخالفت ها و فضايى كه در جامعه ايجاد كرد سرانجام به تصويب قانون ملى شدن نفت ايران در مجلسين انجاميد و چند ماه بعد نمايندگان مجلس مصدق را براى اجراى همين قانون به نخست وزيرى انتخاب كردند. آنچه در دوران نخست وزيرى مصدق در سال هاى ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ گذشت از مهمترين حوادث تاريخ معاصر كشور ماست.

آنچه مسلم است اينكه اقدام محمدرضاشاه و حاميان غربى اش در براندازى دولت ملى دكتر مصدق، جايگاه او را به عنوان يكى از محبوب ترين رجال سياسى معاصر ايران تثبيت كرده است. مصدق پس از كودتاى ۲۸ مرداد محاكمه و به سه سال زندان محكوم شد. او پس از پايان دوران زندان نيز تا پايان عمر در ملك شخصى اش در احمدآباد در تبعيد به سر برد.

منبع:
روزنامه شرق 1384
مهدى
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۰۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
2
17
روحش شاد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
1
17
این جهان "آخر" است و "سوم" نیست
چون اسارتگه دلیران است

یک طرف "زاهدان" و "دزدآب" است
یک طرف "مرزباجگیران" است!

یک طرف "نفت شهر" و "بازرگان"
یک طرف " قلعه امیران" است

یک طرف "قاضی" و "گلوگاه" است
یک طرف ناله اسیران است!

قلعه و ارگ و برج و بند و حصار
"الموت" و دژ"دبیران" است

آب "کارون" و لاله زار "سهند "
خون خوبان و اشک پیران است

"فین" و "دلوار" و "قلعه بابک"
قله های غریب " ایران" است

"جنگل"ش داغدار "کوچک" هاست
"احمد آباد"ش از وزیران است

خانه دشمنش چراغانی
"خانه دوست " پرت و ویران است!

"کیشو"