داستان علی امینی نخست وزير مغضوب
کد خبر: ۲۷۸۹۵
بازدید: ۲۷۳۶۳
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۹
على امينى رجل سياسى دوره پهلوى از جمله شخصيت هايى است كه آنچنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته است. بى شك امينى در يكى از مهمترين مقاطع تاريخى ايران به قدرت رسيد و توانست به رغم دوران كوتاه نخست وزيرى، كارهايى را به انجام رساند كه بعدها موجد تحولات زيادى شد.
21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى

فرادید|
على امينى رجل سياسى دوره پهلوى از جمله شخصيت هايى است كه آنچنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته است. بى شك امينى در يكى از مهمترين مقاطع تاريخى ايران به قدرت رسيد و توانست به رغم دوران كوتاه نخست وزيرى، كارهايى را به انجام رساند كه بعدها موجد تحولات زيادى شد.

به گزارش مجله تاریخ فرادید، على امينى در سال ۱۲۸۴ شمسى در تهران به دنيا آمد، او فرزند چهارم فخرالدوله دختر مظفرالدين شاه و پدرش محسن خان امين الملك فرزند امين الدوله نخست وزير اصلاح طلب دوران ناصرى بود. امينى در تمام طول زندگى اش تحت نفوذ مادرش بود و هميشه از او به عنوان يك حامى و پشتيبان ياد مى كرد.

هر چقدر مادر امينى كاردان و سياس بود پدرش رابطه چندانى با اين دو مقوله نداشت و در واقع مرد خانه، همان فخرالدوله بود. رضاشاه تا حدود بسيار زيادى رسيدن به قدرت را مرهون تلاش هاى فخرالدوله مى دانست و حتى گفته بود: «قاجاريه يك مرد بيشتر ندارد و او هم خانم فخرالدوله است.»

فخرالدوله نقش فعالى در سقوط كابينه سيدضيا بازى كرد. امينى نيز به توصيه مادر، خود را به پهلوى ها نزديك كرد. او در سال ۱۲۹۰ به دبستان رشديه رفت. تحصيلات متوسطه اش را در دبيرستان دارالفنون تهران به پايان رساند و براى تحصيلات عاليه در سال ۱۳۰۵ رهسپار پاريس شد.

21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى
او در رشته اقتصاد و حقوق درس  خواند و در سال ۱۳۱۰ دكتراى خود را در علم اقتصاد از دانشگاه پاريس گرفت و دو ماه بعد از مراجعت به ايران به استخدام دادگسترى درآمد و مورد توجه داور وزير وقت دادگسترى قرار گرفت. وى سپس به وزارت دارايى رفت و به رياست كل گمرك منصوب شد تا اينكه به مديركلى وزارت دارايى و سپس به معاونت وزارت دارايى رسيد. او در سال ،۱۳۱۲ با بتول وثوق دختر وثوق الدوله ازدواج كرد و به اين ترتيب با احمد قوام السلطنه كه برادر وثوق بود، آشنا شد. ثمره اين ازدواج يك پسر به نام ايرج بود كه بعدها به مقام سفارت رسيد.

امينى از اين وصلت بسيار بهره گرفت چرا كه در سال ۱۳۲۱ در كابينه قوام به معاونت نخست وزير گمارده شد. او سپس به آمريكا رفت و پس از دو سال اقامت در آمريكا با پست رياست هيات اقتصادى ايران در آمريكا به كشورش بازگشت.

در سال، ۱۳۲۵ با روى كار آمدن مجدد قوام، امينى وارد صحنه سياست شد و دبير كلى شوراى اقتصاد را بر عهده گرفت. در انتخابات دوره پانزدهم، امينى از طرف حزب دموكرات ايران كانديدا شد و به عنوان وكيل اول تهران وارد مجلس شوراى ملى گرديد. امينى در سال ۱۳۲۹ براى اولين بار در كابينه منصور به سمت وزير اقتصاد ملى معرفى شد. او همچنين در كابينه اول دكتر مصدق مجدداً به وزارت اقتصاد ملى منصوب شد. دكتر مصدق در واقع قرابت فاميلى با امينى داشت اما امينى محافظه كارتر از اين حرف ها بود كه بتواند در كابينه مصدق دوام بياورد. او پس از هشت ماه از وزارت كناره گرفت. با استعفاى مصدق و روى كار آمدن قوام، امينى به قوام توصيه كرد كه اين شغل را نپذيرد. اما قوام نپذيرفت و اين بزرگترين اشتباه قوام بود كه منجر به حذفش گرديد. امينى آن طور كه در خاطراتش مى گويد به دو نفر علاقه مند بوده است. اول قوام، دوم مصدق. شايد او مى خواست نقش آن دو را در زندگى سياسى خود تكرار كند اما هرگز نتوانست در اندازه هاى آنان ظاهر شود.

21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى
با كودتاى ۲۸ مرداد و روى كار آمدن دولت زاهدى، امينى به سمت وزير دارايى منصوب شد. مهمترين ماموريت امينى، حل مسئله نفت و مذاكره با كنسرسيوم بود. امينى به رغم مخالفت هاى زياد حتى در درون هيات حاكمه سرانجام موفق به امضاى قرارداد معروف «امينى _ پيج» يا همان كنسرسيوم گرديد. شايد اگر كس ديگرى غير از امينى عهده دار اين مذاكرات مى شد نمى توانست اين قرارداد را به امضا برساند. اما امينى با زرنگى خاص خود توانست بيشتر مخالفان را متقاعد كند. هر چند كه اين امر، لكه ننگى در زندگى سياسى او شد و او مجبور شد تا آخر عمر با بدنامى سر كند. اما از اين رهگذر توانست بيش از پيش خود را محبوب آمريكايى ها سازد.

امينى در كابينه علاء كه بعد از زاهدى بر سر كار آمد، وزير دادگسترى شد و در دى ماه ۱۳۳۴ به سمت سفير كبير ايران در آمريكا منصوب شد. او در دوران تصدى سفارت ايران در آمريكا بيش از پيش به محافل قدرت در آمريكا نزديك شد و با جان اف كندى كه در آن زمان سناتور بود طرح دوستى ريخت. اين دوستى براى امينى بسيار نافع و سودآور بود. امينى چند سال بعد جواب اين دوستى را از كندى دريافت كرد. در فروردين ۱۳۳۷ و قبل از اتمام دوره ماموريت چهار ساله امينى در آمريكا، او به تهران احضار شد.

21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى
علت احضار او سوءظن شاه به امينى بود. با كشف كودتاى قره نى سوءظن شاه به امينى بيشتر شد. امينى پس از بازگشت به ايران مدتى بيكار بود تا اينكه با شروع انتخابات بيستمين دوره مجلس شوراى ملى، امينى هم تحت عنوان منفردين به همراه ارسلان خلعتبرى و جعفر بهبهانى وارد صحنه انتخابات شد و حملات زيادى بر عليه دكتر اقبال نخست وزير وقت كرد. اما اين انتخابات به افتضاح كشيد و دكتر اقبال مجبور به استعفا شد. امينى در اين انتخابات توانست به عنوان يك چهره جنجالى خود را به مردم معرفى كند. جانشين دكتر اقبال، شريف امامى بود. اما او نيز نتوانست بحران هاى پيش رو كه تورم، كسرى بودجه و از هم گسيختگى اقتصادى بود را مهار كند و سرانجام او نيز مجبور به استعفا شد.

21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى

شاه براى جانشينى شريف امامى مجبور شد امينى را به نخست وزيرى منصوب كند. اما به قدرت رسيدن امينى هنوز در هاله اى از سئوال و ترديد قرار داشت چرا كه شاه هرگز از امينى دل خوشى نداشت و از او متنفر بود.

عده اى از تحليلگران روى كار آمدن امينى را به خاطر فشارهاى آمريكا و شخص كندى مى دانند. اما امينى در خاطراتش مى گويد: «طبق شواهد و قرائن فراوان، [كندى] در كار رفتن و استعفاى من بيشتر موثر واقع شد تا روى كار آمدن و نخست وزيرى من.»۱

اما شاه در كتاب پاسخ به تاريخ ادعا مى كند كه به شدت تحت فشار كندى بوده است و حتى مى گويد كه امينى پس از نخست وزيرى ۳۵ ميليون دلار از آمريكا دريافت كرده است.۲

عده اى از تحليلگران نقش جوليوس هولمز (Holmz . J ) سفير كبير آمريكا در ايران را براى تحت فشار گذاشتن شاه جهت انتصاب امينى به نخست وزيرى متذكر مى شوند.۳

21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى
اما به رغم همه اين گفته ها، اين نكته واضح است كه دنياى غرب و به خصوص آمريكا از روى كار آمدن امينى به شدت استقبال كرد و حتى در بعضى مطبوعات او را آخرين اميد غرب براى اصلاح ايران و سدى در برابر انقلاب كمونيستى دانستند. كندى نيز شخصاً به دو نفر در كشورهاى طرفدار غرب ايمان داشت اول دكتر امينى در ايران و دوم كارامنليس در يونان. حتى اگر كندى و وزارتخارجه آمريكا شاه را به طور واضح تحت فشار نگذاشته باشند، بدون ترديد شاه تحت تاثير او مجبور به چنين كارى شده است. امينى در تاريخ ۱۷ ارديبهشت ۱۳۴۰ به قدرت رسيد. دوران ۱۴ ماهه نخست وزيرى او را يكى از مهمترين مقاطع تاريخ معاصر ايران مى دانند. امينى براى اينكه بتواند با دست باز كار كند فرمان انحلال مجلس شوراى ملى و سنا را از شاه گرفت.

او همچنين بسيارى از سران ارتش و وابستگان به دربار را به جرم فساد، اختلاس و رشوه خوارى به پاى ميز محاكمه كشاند. از جمله كارهاى پرسروصداى امينى، وارد كردن چند شخصيت چپ نما و جنجالى به كابينه اش بود. ارسنجانى مدير روزنامه داريا عهده دار وزارت كشاورزى شد. نورالدين الموتى كه قبلاً از اعضاى حزب توده بود، به وزارت دادگسترى رفت تا مبارزه با فساد را ادامه دهد. محمد درخشش رئيس باشگاه مهرگان كه نقشى مهم در اعتصاب معلمان بر عليه شريف امامى داشت، وزير فرهنگ شد. اما مهمترين كار امينى اجراى اصلاحات ارضى بود. او بارها هشدار داد كه اگر اصلاحات از بالا را ادامه ندهيم دچار وضعيت انقلابى خواهيم شد. او اصلاحات ارضى را مهم ترين كار نخست وزيرى اش مى دانست. البته امينى مجبور شد مقدارى از املاك خود را در لشت نشاء مشمول اين قانون سازد.

21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى
اما اين همه ماجرا نبود. احزاب و مطبوعات سياسى تا حدودى آزادى عمل يافتند و حتى جبهه ملى توانست ميتينگ بزرگى را در جلاليه ترتيب دهد. اما بعداً به علت عدم توافق با امينى و اختلافات درونى و نداشتن تحليل درست از وضعيت سياسى جامعه جبهه ملى در زمره مخالفان امينى درآمد. اين امر از يكسو و مشكلات اقتصادى و فشار دربار و وابستگانش به امينى باعث شد تا دولت امينى بيش از پيش ضعيف شود.

البته ناتوانى امينى در جلب اعتماد آمريكا نيز موثر بود. همه اين عوامل سرانجام دولت امينى را از پا درآورد و امينى مجبور شد پس از ۱۴ ماه نخست وزيرى ظاهراً به خاطر كسرى بودجه در ۲۶ تير ۱۳۴۱ استعفا كند. اما علت اصلى استعفا اختلاف با شاه بر سر تقليل بودجه ارتش بود كه شاه حاضر به انجام آن نبود. امينى از اين پس مطرود شاه شد و تاوان سختى را به خاطر اين ۱۴ ماه نخست وزيرى پس داد.

بارها به پاى ميز محاكمه كشانده شد و مدت ها ممنوع الخروج بود. به دستور شاه ساواك در منزل امينى دستگاه شنود گذاشت و گزارش عملكرد روزانه امينى و مهمانانش هر هفته روى ميز روساى ساواك بود.۴

21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى
شايد بتوان گفت كه امينى از آخرين نخبگان سياسى درون هيات حاكمه بود كه توانست تا حدودى در برابر شاه بايستد. بعد از امينى اكثريت قريب به اتفاق رجال سياسى، مطيع اوامر محض شاه بودند. هويدا و كابينه اش نمونه چنين تيپى بود. با آغاز موج انقلاب اسلامى، شاه كه انقلاب را توطئه اى از سوى كارتر و دموكرات ها مى ديد، براى جلب رضايت آنها از امينى به عنوان مشاور استفاده كرد و از آن تاريخ بين امينى و شاه روابطى برقرار گرديد كه از شهريور ماه ۱۳۵۷ به مذاكرات حضورى و تلفنى رسيد. اما امينى نيز نتوانست جلوى موج انقلاب را بگيرد. او ده روز قبل از پيروزى انقلاب، ايران را به مقصد پاريس ترك كرد.

21 آذر// روايتى از زندگى سياسى على امينى
در آنجا رهبرى مخالفان را بر عليه جمهورى اسلامى ايران تحت عنوان جبهه نجات بر عهده گرفت كه البته از حمايت هاى سازمان سيا نيز برخوردار بود. اما نتوانست موفقيتى كسب كند و مجبور به كناره گيرى از جبهه نجات شد. امينى در اواخر عمرش همسرش را از دست داد و اين واقعه تاثير بدى بر روحيه او گذاشت. او سرانجام در آذرماه ۱۳۷۱ در سن ۸۷ سالگى در پاريس درگذشت.



پى نوشت ها:
۱- خاطرات على امينى، به كوشش يعقوب توكلى. دفتر ادبيات انقلاب اسلامى، ۱۳۷۷.
۲- محمدرضا پهلوى، پاسخ به تاريخ، ترجمه حسين ابوترابيان، مترجم، ۱۳۷۷.
۳- جان دى استمپل، درون انقلاب ايران، ترجمه منوچهر شجاعى، رسا.
۴- رجال عصر پهلوى به روايت اسناد ساواك (على امينى) مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، تهران، ۱۳۷۹.


گردآوری از: حامد پورخورشیدی
تصاویر: وبسایت فرادید