سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم
کد خبر: ۳۱۳۸۴
بازدید: ۹۸۳۶
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۴
معرفی برخی از حاکمان که رفتار خشن، جنون آمیز و ناعدلانه آنها سبب شد نامشان بعنوان مخوف ترین فرامانروایان تاریخ ثبت شود.
فرادید| معرفی برخی از حاکمان که رفتار خشن، جنون آمیز و ناعادلانه آنها سبب شد نامشان بعنوان مخوف ترین فرامانروایان تاریخ ثبت شود.


1. پاپ ژان دوازدهم
اکثر مردم پاپ‌ها را به‌عنوان افرادی بدجنس و منحرف تصور نمی‌کنند. اما نمونه‌اش پاپ ژان دوازدهم است که در قرن دهم حکومت می‌کرد. او علاوه بر برقراری رابطه جنسی هم با زنان و هم مردان، گفته می‌شود به هر کس که با او به مخالفت می‌پرداخت، تجاوز می‌کرد؛ ازجمله راهبه ها. علاوه بر این، فردی متقلب و دغل بود که در سال 963 میلادی از خزانه پاپی سرقت کرد و به رم گریخت. 

سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم

2. ایوان مخوف
ایوان که در دادگاه‌های خطرناک روسیه در قرن شانزدهم بزرگ شد، به‌سرعت به جوانی خشن و بی‌رحم تبدیل شد که از اشرافی متنفر بود. او زمانی که تنها 13 سال داشت، به سگ شکاری خود دستور داد یکی از دشمنانش را زنده بخورد. زمانی که تزار شد ( و اولین فردی که بر تمام روسیه حکومت کرد)، دشمنان اشرافی‌اش را سرکوب کرد و آن‌ها را به منطقه‌ای رعیتی فرستاد. سربازانش بی‌هدف در این منطقه پرسه می‌زدند و به مردم حمله و آن‌ها را قتل‌عام می‌کردند. ایوان دائماً به همسایگانش حمله می‌کرد. گفته می‌شود در عصبانیت عروس حامله‌اش را کتک زد و پسر خودش را کشت. بااین‌وجود او حاکم قادری بود، اما ظلم و ستم و خون‌خواهی‌اش سبب شد تاریخ به او لقب "ایوان مخوف" را بدهد. 

سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم

3. ملکه راناوالونا (Ranavalona)؛ ماداگاسکار
برای اینکه زنان به حاکمان شنیعی تبدیل شوند، مجموعه قوانین کاملاً متفاوتی نیاز است. راناوالونا به‌عنوان دختری در طبقه معمولی در ماداگاسکار متولد شد، اما زمانی که پدرش جان پادشاه را نجات داد، وارد دربار شد. به‌عنوان تشکر، پادشاه پسر خود (رامادا) را به همسریِ راناوالونا درآورد. زمانی که رامادا پادشاه شد، راناوالونا اولین همسر (از دوازده همسر) پادشاه بود و فرزندانش وارث تاج‌وتخت بودند. اما باوجود تلاش‌های زیاد، راناوالونا بچه‌دار نشد. پس زمانی که شاه درگذشت، می‌دانست که در سلطنت جایی نخواهد داشت.

بنابراین یک ارتش نظامی جمع‌آوری کرد قلعه را گرفت. درباریان دو راه داشتند: یا او را به‌عنوان ملکه بپذیرند، یا بمیرند. زمانی که ملکه شد، مادر شوهر و چند نفر از اقوام شاه را کشت. زمانی که به سلطنت رسید، بسیار بی‌رحم و ظالم بود. زمانی که معشوقه خود را با زن دیگری دید، سرش را از تن جدا کرد. 

سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم

4. لئوپولد دوم؛ بلژیک
او در سال 1865 جانشین پدرش شد و 44 سال پادشاهی کرد. در طول این سال‌ها، خسارات زیادی به بار آورد. او برای بهبود زندگی بومیان، کشور آزاد کنگو را بنا نهاد که توسط اروپا تحریم شد. اما لئوپود چنین قصدی نداشت. او به همراه مزدورانش برای بهره‌برداری از ساخت‌وساز، جمع‌آوری عاج و استخراج از منابع کشور این طرح را آغاز کرد و اصلاً نگران رفاه مردم کنگو نبود. در طول سلطنت وحشتناکش، نزدیک به ده میلیون بومی جان باختند که درنهایت به یک رسوایی بین‌المللی انجامید و مجبور شد قدرت را واگذار کرد.

سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم

5. ملکه زتیان (دودمان ژو دوم)
زتیان زندگی سلطنتی خود را به‌عنوان هم‌خوابه شاه آغاز کرد. زمانی که پادشاه مرد، با پسرش ازدواج کرد که او نیز اندکی بعد از دنیا رفت و او به تنها سلطان زن در تاریخ چین تبدیل شد. او به هیولایی بداخلاق معروف است با خشونت مطلق از موقعیت خود محافظت می‌کرد. اطرافیانش را به خیانت متهم و آن‌ها را اعدام یا تبعید می‌کرد و افرادی که از او متنفر بودند را وادار به خودکشی می‌کرد. گفته می‌شود نوزاد دخترش را با دستان خود خفه کرد تا مانعی بر سر راه سلطنتش نباشد. او روش خاصی برای شکنجه داشت: دشمنانش را کور می‌کرد، زبان، دست و یا پاهایشان را می‌برید؛ ولی آن‌ها را زنده نگاه می‌داشت تا زجر بکشند.

سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم

6. کالیگولا (گایوس یولیوس سزار )
گرچه کالیگولا از ابتدا فساد اخلاقی داشت و با خواهران خود هم‌بستر می‌شد، اما سلطنت خود را تقریباً معتدل و نجیب آغاز کرد. به‌تدریج، رفتارش خشن شد و به ظلم و ستم شدید، اسراف، خوی سادیستی معروف شد و بسیاری او را دیوانه می‌دانستند. او مرد زشتی بود. سری طاس و بدنی پرمو داشت و خیلی نسبت به‌ظاهر خود حساس بود. او بسیاری از اعضای خانواده ازجمله پسرعمو و مادربزرگش را مسموم کرد و آن‌قدر غرق قدرت شد که خود را خدا نامید. سرانجام زمانی که تنها بیست‌ونه سال داشت، به دست مردم خودش کشته شد.

سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم

7. الیزابت باتوری
بااینکه او هرگز حکومت نکرد، اما به دلیل قتل‌های بی‌شمارش باید در این لیست قرار می‌گرفت. الیزابت باتوری کنتسی از خانواده‌ای سلطنتی در پادشاهی مجارستان بود. او به‌عنوان یک قاتل زنجیره‌ای شناخته می‌شود که صدها دختر را کشت و شکنجه داد. بیش از 300 شاهد و بازمانده علیه رفتار وحشیانه او در دادگاه شهادت دادند. او که به کنتس دراکولا معروف شد، قربانیانش را در قلعه خود در مجارستان می‌سوزاند و سلاخی می‌کرد.

سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم

8. ریچارد دوم انگلستان
احتمالاً نام ریچارد دوم به لطف شکسپیر برایتان آشناست که او را به‌عنوان چهره‌ای شدیداً بی‌کفایت و غم‌انگیز به تصویر کشیده است. او که در قرن 14 بر انگلستان حکومت می‌کرد، فردی خودسر بود و اطراف خود را تنها با افرادی که با وی موافق بودند، پر کرده بود. با اینکه بسیاری از پادشاهان افرادی خودرأی و ظالم بودند، اما حداقل در برخی زمینه‌ها مانند جنگ، رومنس یا تولید ثروت استعداد داشتند. ریچارد هیچ استعدادی نداشت و هیچ کار قابل‌توجهی انجام نداد. 

سلطان‌های شرور که باعث می‌شوند قدر دموکراسی را بدانیم

ترجمه: وب‌سایت فرادید