چرا قلیان‌هایمان را گلدان نکردیم؟
بابک زمانی
کد خبر: ۶۲۳۸۰
بازدید: ۱۹۸
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۱
برخی داروها، برخی مواد افیونی و البته قلیان می‌توانند باعث انقباض شدید و در نتیجه کاهش جریان خون بخش‌هایی از مغز شوند. البته نوعی استعداد هم در بروز این اتفاق بی‌تأثیر نیست. در عروق مغز آقای «ش. ج» هم همین اتفاق افتاده بود. این یک نمونه از اثر مستقیم و مستقل قلیان است.
چرا قلیان‌هایمان را گلدان نکردیم؟بابک زمانی| آقای «ش. ج.» ٤٨ساله، تاجر، روز چهارشنبه ساعت هفت بعدازظهر بعد از چند پک غلیظ به قلیان دچار فلج نیمه راست بدن و اختلال تکلم شد. عروق مغز لوله‌های پلاستیک نیستند، لوله‌هایی هستند با جداری که به‌واسطه برخی مواد شیمیایی قطرشان می‌تواند تنگ یا گشاد شود.
 
برخی داروها، برخی مواد افیونی و البته قلیان می‌توانند باعث انقباض شدید و در نتیجه کاهش جریان خون بخش‌هایی از مغز شوند. البته نوعی استعداد هم در بروز این اتفاق بی‌تأثیر نیست. در عروق مغز آقای «ش. ج» هم همین اتفاق افتاده بود. این یک نمونه از اثر مستقیم و مستقل قلیان است.
 
در تعداد زیادی بیماری‌های دیگر تأثیر قلیان تا این حد روشن و بی‌ابهام نیست. در بسیاری از بیماری‌ها تنها یک عامل خطر و تشدیدکننده است و در برخی دیگر هم یک عامل برانگیزاننده است. دو سال پیش انجمن سکته مغزی ایران با اعلام فراخوانی درخواست کرد: «قلیان‌ها را گلدان کنیم».
 
با وجود تلاش انجمن سکته مغزی، انجمن ریه، جمعیت مبارزه با دخانیات و برخی انجمن‌ها و استادان شناخته‌شده دیگر در دو سال گذشته، بسیاری از رستوران‌ها هیچ توجهی به این درخواست نشان ندادند، هیچ قلیانی را گلدان نکردند و همچنان به این تجارت مرگ‌آور ادامه می‌دهند.
 
گروه‌هایی از جوانان و مردم در مراجعه به رستوران‌هایی که قلیان عرضه می‌کردند، از صرف غذا امتناع نکردند، هنرمندان و به‌اصطلاح سلبریتی‌های زیادی بدون دریافت سکه در این کمپین شرکت نکردند و جلوی دوربین هیچ قلیانی را گلدان نکردند.
 
افراد سرشناس و سیاسیون در حاشیه مصاحبه‌های خود حداقل از تصویر یک قلیان گلدان‌شده استفاده نکردند. وزارت بهداشت آن‌قدر درگیر مسائل متعدد بود که با وجود قوانین، عزمی جدی در مقابله با این بلیه نوظهور از خود نشان نداد. دولت که اقتدار خود را در جا‌های دیگر خرج کرده بود، توانی برای این کمپین که بی‌تردید مخالفانی جدی داشت برایش نمانده بود.
 
جامعه نه‌تن‌ها نتوانست قلیان را هم یکی از مُحرمات به‌حساب آورد، حتی قادر نبود مانع از استفاده از آن شود! و قلیان به‌عنوان یک کسب‌وکار پررونق در بخش مهمی از رستوران‌های دربسته شهر ما به حیات خود ادامه داد. اکنون پس از دو سال زمان آن فرا رسیده است که بپرسیم راستی چرا قلیان‌هایمان را گلدان نکردیم؟ آیا مشغول مشکلات مهم‌تر و کلی‌تری بودیم؟
 
بحران‌های اقتصادی-اجتماعی‌ای که فرصتی برای مسائل بی‌اهمیت! مثلا قلیان را نمی‌داد؟ شاید. شاید هم فقط به کلیات می‌اندیشیدیم و به اشکالاتی که در بیرون از خود ما قابل رؤیت هستند، ایراد‌هایی که از دیگران می‌گیریم و کار‌هایی که از مسئولان و از مردم می‌خواهیم انجام دهند. به آنچه خود انجام می‌دهیم و آنچه توان انجامش را داریم نیندیشیدیم.
 
به تغییرات جزئی، اما واقعی که به تدریج منجر به تغییرات کلی می‌شوند بهایی ندادیم! وقتی نمی‌توانیم برای رفع یک بلیه آشکار که در خطرناک و غیرمنطقی‌بودن آن هیچ اختلاف‌نظری وجود ندارد و راهکار‌های روشنی برای مقابله با آن وجود دارد، کوچک‌ترین حرکتی از خود نشان دهیم، در برابر بحران‌های عظیم اقتصادی و سیاسی که تنها رسیدن به نقطه نظری منطقی در مورد هرکدام از آن‌ها مستلزم تلاش و تحرک فکری قابل ملاحظه‌ای است چه خواهیم کرد؟!