کودکان استخوانی یمنی می‌میرند؛ به خاطر یک تکه نان
خاشقجی مهم‌تر از میلیون‌ها کودک یمنی!
کد خبر: ۶۳۹۳۷
بازدید: ۱۲۶۶
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۱
مسئله فقط نبود غذا در منطقه نیست: مغازه‌های خارج از دروازه بیمارستان پر از کالا و بازار‌ها شلوغ‌اند، اما آقای حجاجی پول ندارد، چون قیمت‌ها به سرعت بالا می‌روند. می‌گوید: «من به سختی می‌توانم یک تکه نان خشک بخرم. به همین دلیل بچه‌هایم جلوی چشمم می‌میرند».
مرگ برای یک تکه نان
 
نیویورک‌تایمز این هفته در گزارش میدانی مفصلی به فجایع جنگ یمن پرداخته است. دکلان والش در این گزارش با عنوان «تراژدی جنگ سعودی در عربستان» به این مسئله پرداخته است که فاجعه‌ای هزاران‌برابر وحشتناک‌تر از قتل جمال خاشقجی در استانبول، در کشور یمن در جریان است. بخش‌هایی از این گزارش را می‌خوانیم.
 
پسر سه‌ساله‌ای که بی‌سروصدا روی تخت بیمارستان در شهر کوهستانی حجه افتاده، چشم‌هایش سوسو می‌زند و سینه‌اش به سختی بالا و پایین می‌رود، کیسه استخوانی است که برای نفس‌کشیدن می‌جنگد. پدرش علی الحجاجی، مضطرب بالای سر او ایستاده است. آقای حجاجی سه هفته پیش یک پسرش را در گرسنگی فراگیر در سراسر یمن از دست داده است. حالا می‌ترسد دومی را هم از دست بدهد.
 
مرگ برای یک تکه نان
 
مسئله فقط نبود غذا در منطقه نیست: مغازه‌های خارج از دروازه بیمارستان پر از کالا و بازار‌ها شلوغ‌اند، اما آقای حجاجی پول ندارد، چون قیمت‌ها به سرعت بالا می‌روند. می‌گوید: «من به سختی می‌توانم یک تکه نان خشک بخرم. به همین دلیل بچه‌هایم جلوی چشمم می‌میرند».
 
جنگ ویرانگر در یمن اخیرا و بعد از برانگیخته‌شدن خشم افکار عمومی در جهان از قتل یک مخالف سعودی در استانبول بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. سخت‌ترین انتقاد‌ها از جنگ به رهبری خاندان سعودی بر حملات هوایی متمرکز است که هزاران غیرنظامی را در مراسم عروسی، مراسم تشییع‌جنازه و اتوبوس‌های مدرسه به قتل رسانده و از بمب‌های هوشمند ساخت آمریکا بهره برده‌اند. ا
 
ما کارشناسان امداد و مقامات سازمان ملل معتقدند که شکل خطرناک‌تری از جنگ در یمن برقرار است؛ یک جنگ اقتصادی که برای مردم غیرنظامی بسیار خطرناک است و می‌تواند آن کشور را به قحطی در مقیاسی فاجعه‌بار بکشاند.
 
ائتلاف تحت رهبری شاهزاده محمد بن‌سلمان و متحدان یمنی او اقداماتی تنبیهی را برای مقابله با حوثی‌ها در شمال یمن اتخاذ کرده‌اند، اما این اقدامات- از جمله محاصره‌های دوره‌ای، محدودیت‌های سختگیرانه واردات و عدم پرداخت حقوق حدود یک میلیون کارمند- به غیرنظامیان ضربه می‌زند، اقتصاد را نابود می‌کند و میلیون‌ها نفر را در فقر فرومی‌برد. عوارض این اقدامات اقتصاد را آهسته می‌سوزاند: زیرساخت‌ها تخریب می‌شوند، مشاغل از دست می‌روند، ارزش پول کاهش می‌یابد و قیمت‌ها افزایش. اما در هفته‌های اخیر فروپاشی اقتصادی شتاب گرفته است و مقامات ارشد سازمان ملل متحد پیش‌بینی‌هایشان درباره قحطی را مورد تجدیدنظر قرار داده‌اند.
 
مدیر امور انسانی سازمان ملل سه‌شنبه گذشته در شورای امنیت گفت که هشت میلیون یمنی درحال‌حاضر به کمک غذایی اضطراری برای زنده‌ماندن نیاز دارند و این رقم به زودی به ۱۴ میلیون نفر می‌رسد که نیمی از جمعیت یمن است.
 
الکس دی وال، نویسنده «گرسنگی توده‌وار» که به تجزیه‌وتحلیل قحطی‌های ایجادشده به دست بشر پرداخته است، می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند قحطی فقط کمبود غذاست، اما در یمن قحطی ناشی از جنگ اقتصادی است».
 
نشانه‌ها همه‌جا دیده می‌شود و طبقه و قبیله و منطقه نمی‌شناسد. زن سالخورده‌ای در خیابان‌های صنعا، پایتخت یمن، در بلندگو درخواست کمک می‌کند. زهرا باجیلی فریاد می‌زند: «کمکم کنید. شوهرم بیمار است. خانه‌ای برای اجاره دارم. کمک». از حدود دو میلیون کودک مبتلا به سوءتغذیه در یمن، ۴۰۰ هزار نفر به‌شدت بیمار هستند و پیش‌بینی می‌شود که این رقم در ماه‌های آینده یک‌چهارم افزایش یابد.
 
مرگ برای یک تکه نان
 
دکتر مکیا مهدی در درمانگاهی در شهر اسلم که هزاران پناه‌جو از حدیده را در خود جای داده است، می‌گوید: «تعجب می‌کنیم که پرونده خاشقجی این‌همه توجه مردم دنیا را به خود جلب کرده است، درحالی‌که میلیون‌ها کودک یمنی رنج می‌برند و هیچ‌کس به آن‌ها اهمیتی نمی‌دهد». او به دختر هفت‌ساله پوست و استخوان با بازوانی مثل چوب‌خشک اشاره می‌کند. «ببین. هیچ گوشتی در تنش نیست. فقط استخوان است».
 
حمله به حدیده که در ماه ژوئن آغاز شد، جلوی ورود کالا به شمال یمن را گرفت، ۵۷۰ هزار نفر را آواره کرد و بسیاری دیگر را در گرسنگی فروبرد. به گفته یک مقام سازمان ملل: «قحطی در اینجا بسیار بزرگ‌تر از هر چیزی است که هرکدام از حرفه‌ای‌های اینجا در همه عمرشان دیده‌اند».
 
آقای حجاجی می‌گوید: «همه کشور‌های بزرگ می‌گویند در یمن با یکدیگر مبارزه می‌کنند، اما ما احساس می‌کنیم آن‌ها با مردم فقیر می‌جنگند». دکتر هدا رجومی، در بیمارستان صابین صنعا بچه‌ها را درمان می‌کند، اما خانواده خود او که از طبقه متوسط فرو افتاده است، در رنج‌اند.
 
مرگ برای یک تکه نان
 
در سال گذشته فقط یک ماه حقوق دریافت کرده است. شوهرش سرباز بازنشسته است و دیگر حقوق بازنشستگی نمی‌گیرد. دکتر رجومی از میوه، گوشت و سوارشدن بر تاکسی صرف‌نظر کرده تا مایحتاج اولیه را داشته باشد. می‌گوید: «ما تا اینجا دوام آورده‌ایم، چون مردم به هم کمک می‌کنند، اما شرایط دارد سخت‌تر می‌شود».