صفحه نخست -
رمان داستان عاشقانه‌ای بین دو شخصیت اصلی قصه یعنی مایکل و ملیسا روایت می‌شود که دو فرزند دارند. زندگی خوشبخت آن‌ها با مشکلاتی روبرو می‌شود که در جامعه انگلیسی به خصوص حاشیه شهر لندن یک مشکل عادی به نظر می‌رسد.
از چشم نابینایان؛ روایتی از بدبختی قرون وسطای نابینایان
به مناسبت 15 اکتبر روز جهانی عصای سفید
این رابطه از طرف دختر، پدر و فرزندی و بر اساس نیمی از حقیقت استوار است که کشیش برای او تعریف می‌کند. چیزی که آخر داستان، هنگامی که چشمان او پس از عمل جراحی بینایی می‌یابد، سبب یأس و خودکشی‌اش می‌شود. کشیش دنیای خالی از ظلم و بدی را برای دختر تصویر و ساخته بود و زشتی‌ها پس از احیای بینایی برای ژرترود تحمل پذیر نبود.
کتاب دختری در قطار؛ چیز‌هایی هست که نمی‌دانی
«دختری در قطار» از آن دست رمان‌هایی است که بعد از تمام شدن، خواندنش را به دوستانتان حتما پیشنهاد می‌کنید.
من یک نجس به دنیا آمدم!
نظام ظالمانه‌ کاستی که مردم آن را کنار نمی‌گذارند
نهضت هندی‌ها علیه استعمار انگلستان به پیروزی انجامید، اما ستم، نابرابری و فقر به پایان نرسید. نظام کاستی در قانون برچیده شد، ولی فرهنگ مردم آن را کنار نمی‌گذاشت، در واقع، هنوز هم کنار نگذاشته است. این‌ها را سوجاتا گیدلا، زنی هندی که در خانواده‌ای نجس به دنیا آمده، بهتر از هر کسی می‌داند. او در کتاب خیره‌کننده‌اش داستان مردمی را روایت می‌کند که عمرشان را به پای برابری گذاشتند، اما فهمیدند مورچه‌هایی هستند در میان فیل‌ها.
جایی برای پیرزن‌ها نیست!
در روستای دورافتادۀ یارساله، در شمال سیبری چه خبر است؟
در روستای دورافتادۀ یارساله، در شمال سیبری، گروهی از زنان مسن زندگی می‌کنند. آنها که زمانی عضوی از عشایری بودند که کارشان گله‌داری گوزن بود، در سالهای پیری‌شان بیشتر روزهایشان را در انزوا و جدای از جهانی که دوستش می‌داشتند، می‌گذرانند.
عزاداری ۱۷ روزۀ نهنگ قاتل برای فرزندش!
یک نهنگ قاتل، تولۀ تازه متولد شده و مرده‌اش را پس از حداقل 17 روز کی آن 1600 کیلومتر را طی کرده بود، بالاخره رها کرد.
به خاطر یک مشت قارچ
به دنبال قارچ دنبلان؛ قارچی خوشمزه و گرانقیمت
تهدید، مسموم کردن سگها و قتل عام درختان: جنگلهای آلبانی اسیر جنگی بر سر قارچهای دنبلان شده‌اند. قارچی خوشمزه و گرانقیمت که در این کشور فقیر اروپایی به "طلای سیاه" مشهور شده است.
مردی که از زندان‌های استالین جان به در برد
درگذشت یکی از معدود بازماندگان زندان‌های استالین
واسیلی کووالیوف، از زندان‌های یخی و ضرب و شتم‌های سیستم زندان مشهور به گولاک در دوران شوروی، جان به در برد. او در جریان تلاش برای فرار در سال 1954، 5 ماه را به همراه دو زندانی دیگر در یک معدن یخ زده سپری کرد.
اثر تازه جوجو مویز
در ادامه"من پیش از تو"
در پی داستان‌های لوئیسا کلارک، این بار او وارد نیویورک می‌شود، تا زندگی جدیدی را شروع کند. او با آغاز کارش در منزل «لئونارد گوپنیک» و همسر جوانش «اگنس» قدم به دنیای ثروتمندان نیویورک می‌گذارد.
اولین برخورد نگارنده این سطور با واژه «دوپینگ» بر می‌گردد به بازی‌های المپیک سئول. در این سال همه اخبار حول محور رکوردشکنی بن‌جانسون دونده سیاهپوست کانادایی می‌گشت. سیاهپوست بودن این قهرمان و رقابتش با دونده آمریکایی باعث شد، قهرمانی او بیش از حد نرمال در رسانه‌های رسمی ایران بازتاب پیدا کند.
برج و برج سازی در تهران یکی از مسائلی است که هر از چندگاهی فکر و ذکر مردم و مسئولان را متوجه خود می‌کند. اما شاید ندانید که اصولا تعریف ما از برج و آسمان‌‌خراش با تعریف و استانداردهای جهانی آن کمی تا قسمتی متفاوت است.
تستر ایرانی؛ دنیای پرماجرای «خوشمزه‌خورها»
ظرف بزرگ ماکارونی را مقابلش گذاشته و با سرعت زیادی به کمک دو چوب رشته‌های ماکارونی را روانه دهانش می‌کند و هرازگاهی نگاهی از رضایت به دوربین می‌اندازد. حرفی نمی‌زند و تنها با لذت تمام غذا می‌خورد. در فیلم دیگری چند ظرف غذا روی میز چیده شده و دوباره با همان جثه کوچکش پشت میز نشسته است و با اشتها می‌خورد. این تصویری آشنا در چند صفحه پرطرفدار ایرانی و خارجی است که صاحبانشان به «خوشمزه‌خورها» معروفند. داستان کاری کسانی که از غذا خوردن لذت می‌برند، برای رستوران‌ها در اینستاگرام تبلیغ می‌کنند و درآمد خوبی هم دارند.
کافکا در کرانه
کتاب کافکا در کرانه رمانی از نویسنده ژاپنی، هاروکی موراکامی است که اولین بار در سال ۲۰۰۲ به ژاپنی و در سال ۲۰۰۵ به انگلیسی منتشر شد. این رمان در فهرست ده کتاب برتر سال ۲۰۰۵ نشریه نیویورکر قرار گرفته است.
افشاگری تازه درباره آلبرت اینشتین
آیا اینشتین نژادپرست بود؟
اینشتین در کلمبو می‌نویسد که چگونه "مردم محلی در کثافت و بوی زننده تعفن زندگی می‌کنند" و می‌افزاید "کار زیادی نمی‌کنند و به چیز زیادی هم احتیاج ندارند. چرخه ساده و اقتصادی زندگی."
داستان کوتاه بخوانید
معرفی کتاب
کشیش می‌خواند «نسلی می‌رود و نسلی می‌آید؛ اما زمین تا ابد می‌ماند. خورشید برمی‌آید و خورشید فرو می‌رود و همه‌ رود‌ها می‌گریزند، شرقِ غرب.
    صفحه  از ۲۴
پرطرفدار