«جامعه‌شناسی و رنج‌هايش» در گفت‌وگو با تقی آزاد ارمكی
بيش از بيست سال از آن روزها مي‌گذرد و دكتر آزاد، در اين فاصله بيش از سي كتاب درباره جامعه‌شناسي، اعم از نظريه جامعه‌شناسي، جامعه‌شناسي جامعه‌شناسي، جامعه‌شناسي خانواده، جامعه‌شناسي روشنفكري و... تاليف كرده و به شمار كثيري دانشجو درس جامعه‌شناسي داده است.
روایت یک چینی از تصویر نادرست از سیستم آموزشی غرب
پوژانگ یائو دانش‌آموزی بود که در کلاسش در شهری دورافتاده در چین از آخر دوم بود. چند سال بعد او به عنوان رتبۀ اول در کل انگلستان سر از دانشگاه کمبریج درآورد و سپس به بزرگترین بانک سرمایه‌گذاری جهان پیوست. در آنجا نیز به خاطر اشتباه فاحشش در یک معامله ترفیع گرفت و برای ادامۀ تحصیل به دانشکدۀ بازرگانی استنفورد معرفی شد. یائو از نقش شانس در موفقیت و تصویر آرمانیِ نادرستی می‌گوید که خارجی‌ها از سیستم آموزشی غرب دارند.
جامعه‌شناسی شهر ایرانی در گفت‌وگو با پرویز اجلالی
شهر سنگ‌بنا و اساس و زیربنای تمدن جدید است. شهر‌های جدید اگرچه عمدتا بر خاک شهر‌های پیشین رسته‌اند، اما شکل مناسبات و روابط در آن‌ها سخت دگرگون و پیچیده شده است. به همین دلیل در نظر آوردن شهر به منزله پناهگاه و جان‌پناهی برای انسان نگاهی تقلیل‌گرا و ساده‌انگارانه است.
با وجود پیشرفت‌های خیره‌کنندۀ دانش پزشکی، همچنان مردمان بسیاری به کارآمدی این علم مشکوک‌اند؛ اعتقادی به آزمایش‌ها و دارو‌های پزشکان ندارند و درمان‌های سنتی خودشان را ترجیح می‌دهند. چرا مردم حرف‌های به‌ظاهر منطقی پزشکان را قبول نمی‌کنند؟ شاید بخشی از این مسئله در ماهیتِ رازآمیز و رنج‌آلود بیماری نهفته باشد. شاید برای درمان درد‌های انسان به چیزی بیش از بررسی‌های علمی بی‌روح نیاز داشته باشیم.
چگونه طغیانی علیه عصر روشنگری بر زندگی عمومی چیره شد؟
سیاست‌های هویتی، به ساده‌ترین تعبیر یعنی تکیه بر هویت‌های گروهی، قومی یا ملی، به‌جای محور قرار دادنِ اصول کلی و جهان‌شمول در سیاست. سیاست‌های هویتی تا قبل از جنگ جهانی دوم، عمدتاً نزد محافظه‌کاران و جناح راست سیاسی یافت می‌شدند، اما بعد از جنگ جهانی، رفته‌رفته، به جناح چپ هجرت کردند و به طور روزافزونی گسترش یافتند. طوری که می‌توان گفت: امروزه کل میدان سیاست را تسخیر کرده‌اند. فرانک فوردی مراحل مختلف این چرخش سیاسی را شرح می‌دهد.
تلاش برای مشخص کردن بهترینِ زندگی
بین هر سه گزینه، اگر گزینۀ اول بهتر از دومی باشد، و دومی بهتر از سومی، گزینۀ اول می‌بایست بهتر از گزینۀ سوم باشد. این همان فرض انتقال‌پذیری است که از فروض بنیادی نظریۀ اقتصاد به شمار می‌رود. اما شیوع این فرض و ورود آن به زندگی‌های روزمره اثرات عمیقی بر دیدگاه ما داشته است. از خرید ماشین گرفته تا ترغیب فرزندانمان به سوی آینده‌ای بهتر پیروی یا عدم پیروی از این فرض نتایج بسیار متفاوتی را در بر دارد.
علم شهروندی شاید قیافۀ جنبشی مردمی را بگیرد، اما در اصل یک پروژۀ عظیم پوپولیستی است
«علم شهروندی» تعبیر جدیدی است که اینجا و آنجا تبلیغ می‌شود، جنبشی که مردم عادی را فرا می‌خواند تا در فرایند تحقیقات علمی عظیم مشارکت کنند، داده جمع‌آوری کنند و اندازه‌گیری‌هایشان را به اشتراک بگذارند تا علم را از چنگ نخبه‌گرایان عبوس بیرون بیاورند و آن را «دموکراتیک» کنند. اما وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، تصویر دیگری پدیدار می‌شود: بودجه‌های کلانی که بنگاه‌های اقتصادی بزرگ اختصاص می‌دهند تا بازار‌های جدیدی برای فریب مردم و خالی‌کردن جیب آن‌ها بسازند.
گاهی خاطراتی تعریف می‌کنیم که هرگز اتفاق نیفتاده است
کسانی که حافظۀ قوی دارند شاید خیلی به خود ببالند. اما پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا به این نتیجه رسیدند که بسیاری از خاطره‌هایی که به یادمان می‌آید چیزی مثل عکاسیِ دوربین‌ها نیست، بلکه همچون نقاشیِ ذهن آدم‌هاست. در این نقاشی، علاوه‌بر جزئیات، پای تفسیر انسان هم در میان است. اگر این نتایج را بپذیریم، چه بلایی بر سر روزنامه‌نگاری می‌آید که صرفاً به روایت‌های آدم‌ها از اتفاقات استناد می‌کند؟ این محققان می‌گویند حافظه چیزی مثل مستند است: تفسیر مستندساز، با چاشنیِ واقعیت.
گفتاری از ناصر فکوهی
آیا «بازی» امری ذاتی یا دست کم قدیمی و باستانی در انسان است یا باید آن را امری اکتسایی و به خصوص از زمانی قابل تامل دانست که انسان مدرن فرصت‌هایی هرچه بیشتر را برای فراغت خود می‌یابد؟
آیا آنچه‌ می‌بینید واقعی است؟
شیوۀ معیار سانسور برای دهه‌ها چنین بود: گلوگاه‌های اصلیِ انتشار خبر را شناسایی و مسدود کن. حالا این شیوه بیشتر خنده‌دار است تا ترسناک. دیگر گلوگاهِ اصلی‌ای وجود ندارد، و خبر‌ها در شبکه‌ای عظیم از ارتباطات فردیِ مجازی دست به دست می‌شود. آدمی گمنام با یک گوشی همراه، می‌تواند به اندازۀ سی. ان. ان در جریان یک واقعه اثرگذار باشد. اما ساده‌لوحانه است اگر گمان کنیم جهت‌دهی به افکار در این سیستمِ هولناک از میان رفته است.
انتشار اخبار جعلی توییتر کار کیست؟ من و شما
در خیابان‌های توییتر حقیقت مثل یک ماشین قراضه است و اخبار جعلی شبیه ماشینی آخرین مدل. طبیعی است که ماشین‌های آخرین مدل سریع‌تر از «ماشین قراضه» خیابان‌های توییتر را بالا و پایین می‌کنند و توجه بیشتری جلب می‌کنند. طبق یافته‌های علمی دروغ شش برابر سریع‌تر از حقیقت در توییتر بازنشر می‌شود. این شرایط تقصیر کیست و برایش چه می‌توان کرد؟
سیدنی مینتز شکر را به عنوان یک محصول تاریخی می‌دید که جریان‌های غالب جهانی آن را به منبع اصلی کالری برای فرودستان تبدیل کردند و ذائقه زندگی روزمره ما را شکل دادند. همچون بسیاری از امور روزمره که بدیهی به نظر می‌رسند، وجود شکر در میان بسیاری از غذا‌ها و در کنار بسیاری چیز‌های دیگر توجه ما را برنمی‌انگیزد.
گفتاری از ناصر فکوهی
در این یادداشت، در رابطه‌ای که از لحاظ نظری و عملی میان حوزه عمومی و حوزه خصوصی به تحلیل می‌کشم، بر آنم که این استدلال را به صورتی کوتاه توضیح دهم و تشریح کنم. برای این کار ابتدا دو مفهوم «شهر» و «خانه» را در رابطه‌ای هویتی و فرهنگی توضیح می‌دهم و سپس خواهم گفت: چطور نادانی و ندانم کاری نظام‌های شهری و مدیریتی ماه وضعیت را به جایی کشانده که گویی ما در شهر و خانه دیگران زندگی می‌کنیم که نه تنها صاحبخانه، بلکه حتی میهمان هم نیستیم و بیشتر عنوان «مزاحم» و «زیادی» برازنده میان است.
دونالد ترامپ، اندکی پس از رئیس‌جمهور شدن، در یکی از آن توییت‌های معروفش نوشت: «بیرون یخبندان است، پس این گرمایش جهانی لامصب کجاست؟» حرف ترامپ اگرچه مسخره‌بازی به نظر می‌آید، اما جمع شومی از دانشمندان برجستۀ راست‌گرا، با حمایت مالی شرکت‌های بزرگ انرژی، سال‌هاست به طور سیستماتیک مخاطرات زیست‌محیطی را با تردیدافکنی بی‌اهمیت جلوه می‌دهند. کتاب «تاجران تردید» برخی از لایه‌های این پروپاگاندای عظیم را کاویده است.
آیا آدم‌ها، فناوری‌ها یا محصولات نو واقعاً قرار است زندگی ما را بهتر کنند؟
آدم‌های نوگرا دسته‌های مختلفی دارند: آدم‌هایی که با هیجان و اضطراب منتظر معرفی رنگ سال هستند، تا لباس‌هایشان مد روز باشد. آدم‌هایی که جلوی فروشگاه‌های اپل صف می‌کشند تا آخرین مدل آیفون را بخرند، آدم‌هایی که وقتی نویسندۀ مورد علاقه‌شان خبر از انتشار کتاب تازه‌ای می‌دهد، دل توی دلشان نیست تا آن را بخوانند. چرا ما اینقدر به چیز‌های نو علاقه داریم؟ اساساً یک چیز «نو» چگونه چیزی است؟
    صفحه  از ۱۲
پرطرفدار