در این چند سال الگویی تکرارشونده در دانشگاه‌های آمریکا به راه افتاده است: وقتی برای یک برنامه یا همایش سخنرانی دعوت می‌شود که مواضعی خلاف دانشجویان دارد، مثلاً ضدفمینیسم است، یا با همجنس‌گرایی مخالف است، دانشجویان با فریادزدن، شلوغ‌کاری، قطع برق سالن یا دیگر شیوه‌ها جلوی حرف‌زدن او را می‌گیرند. اما همین دانشجویان در عین‌حال خودشان را رادیکال‌ترین مدافعان آزادی بیان می‌دانند. چطور چنین چیزی ممکن است؟ شاید یک بررسی تاریخی و مفهومی به ما کمک کند.
حقیقت را دوست داریم؛ دروغ را بیشتر!
دروغ اگر دروغ باشد، فوراً در کنج ذهن شنونده جا خوش می‌کند. پس از چند لحظه، چند روز، یا حتی چند سال، نوبت به این می‌رسد که فرد بیچاره ترمزدستی را بکشد و دربارۀ درستی باور خود کمی بیندیشد. روان‌شناسانِ بسیاری در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که احتمال این توقف و اندیشیدن خیلی کم است. کافی است دروغی بشنویم و رسانه‌ها هم چندبار در گوشمان زمزمه‌اش کنند تا درعمل تمام راه‌های نجات از آن دروغ بر رویمان بسته شود.
مرگ افراد پیر مهم‌تر است یا جوان‌ها؟
حقیقتی در مورد وابستگی به بزرگترها
اخلاق سرمایه‌داری و حساسیت‌زدایی از دلسوزی
کودک کارِ بازنمایی شده (کودکی معصوم با چشمان غمگین و صورتی زیبا و البته کمی کثیف) تا آنجا ابژه دلسوزی فلان سلبریتی می‌ماند که هم «تسلط» سلبریتی بر ابژه دلسوزی‌اش حفظ شود و هم ابژه دلسوزی کاملا ناتوان (غیر مسوول)، تنها تیمار شود؛ تا آنجا که رابطه و نسبت حاکم بر رابطه موجود میان فرادست و فرودست برقرار بماند و البته تحکیم شود.
تأملی بر سیره اخلاقی خاتم‌الأنبیاء(ص)
کردار رحیمانه؛ رفتار کریمانه
تساهل و گفت‌وگو، منطق پیامبر(ص) در مواجهه با «دیگری» است
فوتبال کثیف است و زیبا، مثل لوئیز سوارز
فوتبال به‌مثابه تئاتر
فوتبال بازیِ ثانیه‌هاست، بازی‌ای که سایمون کریچلی آن را «رقصِ بالۀ طبقۀ کارگر» می‌خواند. کتاب جدید کریچلی با عنوان وقتی به فوتبال می‌اندیشیم به چه می‌اندیشیم چکامه‌ای است در باب بازی مطبوع، کثیف و پویای شور و قدرت. فوتبال بازی‌ای است که قهرمانان در یک چشم‌به‌هم‌زدن به ضدقهرمان بدل می‌شوند، و کریچلی بی‌آنکه حس شگفتی را از ما بگیرد رازهای این ورزش را پیش چشمانمان می‌گشاید.
شیطان شبیه آل پاچینو است؛ زیبا و اغواگر
شیطانی که می‌شناسیم
شیطان شر مطلق است و تصویر او برای قرن‌های متمادی یکی از اصلی‌ترین پایه‌های شناخت آدمی از نیک و بد بوده است ...
مرجع اخلاقی و مذمت بی‌توجهی
اگر معلمید و از حواس‌پرتی بچه‌ها به ستوه آمده‌اید، باید بدانید که از سیصد سال پیش قصه همین است.
آیا آزمایش ژنتیک باید خیانت والدین را افشا کند؟
یک دو راهی اخلاقی
من فکر می کنم که محققان برای اتخاذ یک تصمیم اخلاقی در مورد افشای حقیقت به هیچ کدام از این ها احتیاجی ندارند. به این خاطر که میان دو وظیفه اخلاقی آسیب نرساندن به دیگران و سود رساندن به دیگران تفاوت مهمی وجود دارد. به طور کلی اولی بسیار سخت تر از دومی است. برای مثال اگر من ماشینم را عمدا به سوی شما برانم و به شما بخورم کار خیلی اشتباهی کرده ام. اگر من این کار را بکنم حداقل کاری که باید انجام دهم این است که هزینه درمان شما را پرداخت کنم. در مقابل اگر من فردی را ببینم که پس از یک تصادف در کنار خیابان نشسته، می توانم به همان شکل هزینه درمانی او را تقبل کنم، اما هیچ وظیفه اخلاقی برای انجام این کار ندارم. بسیاری از مردم این کمک من را حتی اگر ماشین را نگه دارم و احوالش را بپرسم یا تلفنم را به او بدهم تا به کسی زنگ بزند را فراتر از وظیفه می دانند.
مأموریت غیرممکن
چه زمانی حق "انتخاب" وحشتناک‌ترین کار جهان است؟
هیچ کس حق ندارد کسانی را که توانایی مراقبت از خانواده شان را ندارد، متهم کند. اما آنها می توانند هنوز خود را ملزم به کارهای غیر ممکن بدانند و بر همین اساس خودشان را قضاوت کنند که در وظیفه شان کوتاهی کرده اند. هیچ کس نباید به اجبار در این وضعیت قرار بگیرد. ما نمی توانیم جلوی تمام شرایطی که منجر به قرار گرفتن افراد در چنین وضعیتی می شود را بگیریم، بدشانسی همیشه وجود دارد، اما تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که آنها را عمدا در چنین وضعیتی قرار ندهیم.
عدم خشونت یا ضد‌خشونت؟
چرا بزرگ‌ترین مدافعان عدم خشونت، اعمال خشونت‌بار ضدنژادپرستی و ضدفاشیستی را محکوم نکردند
امسال اولین‌باری نیست که ویرجینیا در کانون بحث و تعمق آمریکا پیرامون نیاز به مبارزه با خشونت نژادپرستانه و فاشیستی با توسل به خشونت ضدنژادپرستانه و ضدفاشیستی قرار گرفته است، و اینکه آیا آنانی که مخالف نژادپرستی‌اند مکلف به استفاده از روش‌های بدون خشونت هستند یا خیر.
یک نظریه در مورد
چطور آدم‌های احمق از منظر اخلاقی را بشناسید
احمق معمولی با دست پیش می کشد و با پا پس می زند. مدیران اجرایی شرکت به ندرت می دانند که چه کسانی احمق اند اما منشی ها این افراد را به راحتی تشخیص می دهند.
چرا
هر قدر بیشتر دروغ بگویید، دروغ گفتن آسان‌تر می‌شود
در مطالعه ما تعدادی راهکارهای رفتاری پیشنهاد شده تا از رفتارهای غیر اخلاقی جلوگیری کند. تشویق به رفتارهای اخلاقی و فکر کردن به رفتار خود می تواند از جمله این راهکارها باشد. در حال حاضر نمی دانیم که این راهکارها تا چه اندازه می توانند بر ساز و کارهای عصبی پنهان که موجب تغییرات رفتاری مثبت می شوند تاثیر بگذارند. اما به احتمال زیاد این ساز و کارهای عصبی با بالا بردن واکنش های احساسی ما به دروغ گویی، به ما کمک می کنند که در مقابل وسوسه ای که در طول زمان مقاومت کمتری در برابر آن نشان می دهیم، مقاومت کنیم.
آیا انسانیت رو به زوال است؟
معنای انسان‌بودن
پایان جهانْ صنعتی است با رشدی چشمگیر. تقریباً می‌توانید آرماگدون را در همه جا حس کنید: از وب‌سایت‌های بقاجو۱ و «تدارکاتی»۲ گرفته (مانند survivopedia.com و doomandbloom.net و prepforshtf.com) تا رشته‌های دانشگاهی جدید («فاجعه‌پژوهی»۳، «مطالعات آنتروپوسین»۴، «انقراض‌پژوهی»۵)، آسیب‌پذیری آدمی مُد روز است.
آیا احترام به درخواست مردگان اخلاقی است؟
دلیل دیگری که ما درخواست هایی را برای پس از مرگ مان مطرح می کنیم این است که چون به منافع شخصی مان دلبستگی داریم، دوست داریم که منافع و ارزش هایمان پس از مرگ توسط افراد بعدی حفظ شود، به این دلیل که دست ما از جهان کوتاه است و نمی توانیم خودمان این کار را انجام دهیم. این ترس وجودی موجب می شود که به سازمان های خیریه اجازه دهیم که به درخواست هایمان جامه عمل بپوشانند. اما وقت آن رسیده است که غرور و خود بینی نهفته در این کار را درک کنیم و آنچه را که واقعا برای افراد زنده است انجام دهیم، یعنی به افراد زنده اجازه دهیم که خودشان نحوه مصرف میراث ما را برای خود تعیین کنند.
    صفحه  از ۴
خبر فوری