تأملات -
نظریه‌ای که با ترک تحصیل موافق است
از وقتی یادمان می‌آید، در حال تحصیل بوده‌ایم. دوازده سال از دبستان تا دبیرستان و بعد هم دانشگاه. مداوماً به ما گفته‌اند که اگر درس نخوانی، به جایی نخواهی رسید. اما زندگی واقعی، به خیلی‌هایمان نشان داده است که تحصیلات ربط چندانی ندارد به جایگاهی که در جامعه خواهیم داشت. آیا همین یک نکته، کافی نیست که در فایدۀ آن همه درس‌خواندن شک کنیم؟ اقتصاد می‌گوید کافی است، اما فلسفه مخالف است.
ساعت‌زدن
الگوی کار انسانی، چه هنگام کشاورزی و شکار و چه در فعالیت‌های اجتماعی، معمولاً چنین بوده است: دورۀ کوتاهی از کار سخت و توان‌فرسا و دوره‌ای طولانی از استراحت و بیکاری. اما اختراع ساعت و تبدیل‌شدنِ زمان به سرمایۀ ارزشمندی که نباید یک لحظه‌اش را هم از دست داد، این روند را سراپا تغییر داد. حالا برایمان عادی است که یک‌سوم روزمان را به کارفرمایان بفروشیم، در حالی که پانصدسال پیش، چنین کاری با بردگی فرقی نداشت.
موجود دوست‌داشتنی و نفرت‌انگیزی به اسم هم‌اتاقی
دانشجویانی که تجربۀ تحصیل در شهری دیگر را داشته‌اند، معمولاً چندسالی درگیر رابطۀ انسانی سردرگم‌کننده‌ای شده‌اند که با هم‌اتاقی‌ها یا همخانه‌هایشان داشته‌اند. مشکل هم‌اتاقی این است که واقعاً معلوم نیست چه نسبتی با او داریم. شبانه‌روزمان را با او می‌گذرانیم، ولی رابطه‌ای خونی یا دلبستگی‌ای عاطفی به او نداریم. اگر هم‌اتاقی‌ها حداقل دانشگاهی مشترک دارند، همخانه‌ها وضعشان از این هم بدتر است. همخانه‌ها ممکن است به بدترین شکل روی اعصابمان بروند، یا به بهترین دوستانمان تبدیل شوند.
هر آدم سالمی در طول زندگی با دوستان خود به اختلاف می‌خورد و دلگیر می‌شود. اما معمولاً نمی‌دانیم در این مواقع باید چه‌کار کنیم؟ با رفیق صمیمی‌مان حرف بزنیم و توضیح دهیم چرا از او دلخوریم؟ یا شاید بهتر باشد سکوت کنیم و در عمل نشانش دهیم که از او گلایه‌ای داریم؟ حتی ممکن است به این نتیجه برسیم که گذشت زمان زخم‌های رفاقتمان را بهتر درمان می‌کند. دبورا تانن، در کتاب جدیدش، می‌گوید پیچیدن یک نسخۀ واحد برای همه، فقط اوضاع را خراب‌تر می‌کند.
خوشبختی هم حدی دارد
چند سالی هست که پزشکان توانسته‌اند با تحریک الکتریکی مغز افراد افسرده احساس خوشبختی و آرامش در آن‌ها ایجاد کنند. اما به موازات این پیشرفت هر روز سؤالات بیشتری مطرح می‌شود. آیا این پزشکان هستند که باید میزان تحریک الکتریکی و احساس خوشبختی فرد را مشخص کنند، و یا افرادی که از هر کسی بیشتر میزان نیازشان به این‌ها را می‌دانند؟ آیا این تحریکات می‌تواند درمانی ماندگار باشد؟ و آیا احساس خوشبختی هم حدی دارد که گذر از آن می‌تواند مخرب باشد؟
ریشه تصمیمات احمقانه
همه ما چنین چیزی را تجربه کرده‌ایم: تصمیمی می‌گیریم که به نظر منطقی برسد. و پس از چند ثانیه، دقیقه یا روز به خود می‌گوییم "پیش خودت چی فکر می‌کردی؟ آیا این یک حماقت زودگذر بود؟ آیا حواسم پرت بود و در این شرایط تصمیم‌گیری کردم؟"
تجربه نشان می‌دهد که نه بی‌اعتنایی روی چرندگویان اثر دارد، نه جنگیدن با آن‌ها
احتمالاً همۀ ما دور و برمان آدم‌هایی داریم که ید طولایی در چرندگویی دارند و از سیاست بین‌الملل تا پزشکی و فضانوردی و تاریخ و الاهیات برایمان می‌بافند. اما بدبختی واقعی از آنجا شروع می‌شود که آن چرندگو رئیسمان باشد، یعنی در موقعیتی قرار می‌گیریم که باید حرف‌هایش را جدی بگیریم و به توصیه‌هایش عمل کنیم. در چنین اوضاعی لازم است استراتژی دقیقی برای مبارزه با چرندیات بچینیم.
چگونه اهداف سال نو را عملی کنیم؟
روش‌های علمی رسیدن به آرزوها
روش‌های علمی رسیدن به آرزوها چیست؟ آیا برای سال جدید اهداف جدید تعیین کرده‌اید؟ مراقب باشید: بیش از نیمی از آن‌ها میسر نمی‌شوند. اما امسال می‌تواند متفاوت باشد. در اینجا به نحوه تعیین اهداف درست برای بهبود زندگی‌تان می‌پردازیم و برنامه‌ای برای رسیدن به آن‌ها ارائه می‌دهیم.
این روز‌ها اکثر ما از فشار و شدت کار‌ها خسته و فرسوده‌ایم و آرزو می‌کنیم بالاخره روزی برسد که دیگر هیچ کار زمین‌مانده‌ای وجود نداشته باشد، همه‌چیز سر جایش باشد و بتوانیم لذت زندگی را بچشیم. راز جذابیتِ تکنیک‌ها و تمرین‌های «مدیریت زمان» هم در همین است. آن‌ها به ما وعدۀ رسیدن به همۀ کارهایمان را می‌دهند، اما یک چیز را به ما نمی‌گویند: اینکه «کار» در نظام سرمایه‌داری امروز، ماهیتاً بی‌پایان است.
آیا مردم عادی نبوغ را تشخیص می‌دهند؟
آیا یکی از بهترین نوازندگان آمریکا می‌تواند در دل شلوغیِ صبحِ واشنگتن خودی نشان دهد؟
اینستاگرام، تجسم هنری عصر نئولیبرالیسم
دلربایی اینستاگرامی بورژوازی
در اینستاگرام همه‌چیز برای فروش قفسه‌بندی می‌شود، حتی غیرقابل‌فروش‌ترین احساسات.
مدرنیسم مبارزه علیه کلیشه‌ها بود، اما خود کلیشه شد
ایده‌ها و هیجانات تقلبی، از کوسۀ نمک‌سود تا موسیقی بی‌صدا، حقیقت و زیبایی را از بین برده‌اند.
راهکار‌های پولدار شدن برای کودکان!
آموزش اقتصاد به کودکان
اکثر کشور‌های پیشرفته دنیا در پایه‌های آغازین تحصیلی سعی در آموزش مفاهیم جزئی و ساده اقتصادی به گروه‌های سنی پایین‌تر دارند.
خلاقیت واقعی
در فرآیندهای خلاقانه، اشتباهاتِ جزیی ضروری هستند، پس باید مستقیم به سراغشان رفت و انجامشان داد.
هنگام وقایع آخرالزمانی در یک شهر بزرگ چه کنیم؟
راهنمای فرار از فاجعه
آتش‌سوزی‌ها، طوفان‌ها و رهبرانی که دشمنانشان را در توییتر تهدید به تخریب هسته‌ای می‌کنند، سبب شده بیش‌ازپیش به وقوع فجایع بزرگ فکر کنیم، به‌خصوص اینکه چطور در یکی از آن‌ها گیر نیفتیم.
    صفحه  از ۹
پرطرفدار