تأملات -
خوشبختی هم حدی دارد
چند سالی هست که پزشکان توانسته‌اند با تحریک الکتریکی مغز افراد افسرده احساس خوشبختی و آرامش در آن‌ها ایجاد کنند. اما به موازات این پیشرفت هر روز سؤالات بیشتری مطرح می‌شود. آیا این پزشکان هستند که باید میزان تحریک الکتریکی و احساس خوشبختی فرد را مشخص کنند، و یا افرادی که از هر کسی بیشتر میزان نیازشان به این‌ها را می‌دانند؟ آیا این تحریکات می‌تواند درمانی ماندگار باشد؟ و آیا احساس خوشبختی هم حدی دارد که گذر از آن می‌تواند مخرب باشد؟
ریشه تصمیمات احمقانه
همه ما چنین چیزی را تجربه کرده‌ایم: تصمیمی می‌گیریم که به نظر منطقی برسد. و پس از چند ثانیه، دقیقه یا روز به خود می‌گوییم "پیش خودت چی فکر می‌کردی؟ آیا این یک حماقت زودگذر بود؟ آیا حواسم پرت بود و در این شرایط تصمیم‌گیری کردم؟"
تجربه نشان می‌دهد که نه بی‌اعتنایی روی چرندگویان اثر دارد، نه جنگیدن با آن‌ها
احتمالاً همۀ ما دور و برمان آدم‌هایی داریم که ید طولایی در چرندگویی دارند و از سیاست بین‌الملل تا پزشکی و فضانوردی و تاریخ و الاهیات برایمان می‌بافند. اما بدبختی واقعی از آنجا شروع می‌شود که آن چرندگو رئیسمان باشد، یعنی در موقعیتی قرار می‌گیریم که باید حرف‌هایش را جدی بگیریم و به توصیه‌هایش عمل کنیم. در چنین اوضاعی لازم است استراتژی دقیقی برای مبارزه با چرندیات بچینیم.
چگونه اهداف سال نو را عملی کنیم؟
روش‌های علمی رسیدن به آرزوها
روش‌های علمی رسیدن به آرزوها چیست؟ آیا برای سال جدید اهداف جدید تعیین کرده‌اید؟ مراقب باشید: بیش از نیمی از آن‌ها میسر نمی‌شوند. اما امسال می‌تواند متفاوت باشد. در اینجا به نحوه تعیین اهداف درست برای بهبود زندگی‌تان می‌پردازیم و برنامه‌ای برای رسیدن به آن‌ها ارائه می‌دهیم.
این روز‌ها اکثر ما از فشار و شدت کار‌ها خسته و فرسوده‌ایم و آرزو می‌کنیم بالاخره روزی برسد که دیگر هیچ کار زمین‌مانده‌ای وجود نداشته باشد، همه‌چیز سر جایش باشد و بتوانیم لذت زندگی را بچشیم. راز جذابیتِ تکنیک‌ها و تمرین‌های «مدیریت زمان» هم در همین است. آن‌ها به ما وعدۀ رسیدن به همۀ کارهایمان را می‌دهند، اما یک چیز را به ما نمی‌گویند: اینکه «کار» در نظام سرمایه‌داری امروز، ماهیتاً بی‌پایان است.
آیا مردم عادی نبوغ را تشخیص می‌دهند؟
آیا یکی از بهترین نوازندگان آمریکا می‌تواند در دل شلوغیِ صبحِ واشنگتن خودی نشان دهد؟
اینستاگرام، تجسم هنری عصر نئولیبرالیسم
دلربایی اینستاگرامی بورژوازی
در اینستاگرام همه‌چیز برای فروش قفسه‌بندی می‌شود، حتی غیرقابل‌فروش‌ترین احساسات.
مدرنیسم مبارزه علیه کلیشه‌ها بود، اما خود کلیشه شد
ایده‌ها و هیجانات تقلبی، از کوسۀ نمک‌سود تا موسیقی بی‌صدا، حقیقت و زیبایی را از بین برده‌اند.
راهکار‌های پولدار شدن برای کودکان!
آموزش اقتصاد به کودکان
اکثر کشور‌های پیشرفته دنیا در پایه‌های آغازین تحصیلی سعی در آموزش مفاهیم جزئی و ساده اقتصادی به گروه‌های سنی پایین‌تر دارند.
خلاقیت واقعی
در فرآیندهای خلاقانه، اشتباهاتِ جزیی ضروری هستند، پس باید مستقیم به سراغشان رفت و انجامشان داد.
هنگام وقایع آخرالزمانی در یک شهر بزرگ چه کنیم؟
راهنمای فرار از فاجعه
آتش‌سوزی‌ها، طوفان‌ها و رهبرانی که دشمنانشان را در توییتر تهدید به تخریب هسته‌ای می‌کنند، سبب شده بیش‌ازپیش به وقوع فجایع بزرگ فکر کنیم، به‌خصوص اینکه چطور در یکی از آن‌ها گیر نیفتیم.
کتابی جدید می‌پرسد در عصرِ طولانی‌ترین عمرها، چرا این‌قدر مرگ را دوست داریم؟
کتاب جدیدی از یک انسان‌شناس روسی ریشه‌های فرهنگی «کیش مرگ» جدید را در بین جوانان -که نمونه اش را می توان در فیلمی که دو دختر اصفهانی قبل از خودکشی گرفته بودند مشاهده کرد- جستجو کرده است.
گفتگو با احسان شریعتی
هر جا می رویم تنهایی سایه وار به دنبال ما می آید. برای تنهایی معانی مختلفی می شمارند. گاه تنهاییم، از آن رو که از جمع جدا مانده ایم و گاه از تنهایی خودمان در مواجهه با جهان آگاه می شویم و در هر دو ترسی و اضطرابی نهفته است.
آیا کشتن حیوانات اخلاقی است؟
شیوه انسانی کشتن حیوانات!
استاد حقوق دانشگاه راتگرز، گری فرانسیون، نظرات رادیکالی دربارۀ حقوق حیوانات دارد. او می‌گوید حقوق حیوانات تا حد زیادی بی‌معنی شده است و این وضعیت ناشی از نظرات پیتر سینگر است که عموماً او را پدر جنبش حقوق حیوانات می‌نامند. سینگر استفادۀ انسان از حیوان را فی‌نفسه رد نمی‌کند؛ او تنها به رنج‌کشیدن حیوان توجه می‌کند. اما به‌عقیدۀ فرانسیون، وقتی دربارۀ حقوق حیوانات صحبت می‌کنیم، در درجۀ اول دربارۀ یک «حق» صحبت می‌کنیم: حقِ دارایی کسی نبودن. براین‌اساس، نگهداری، پرورش و حتی مهربانی با حیوانات نیز غیراخلاقی است.
گیاهخواری سفت و سخت چه اشکالی دارد؟
بنابراین گوشت خوردن میهمان گیاهخوار وقتی که در یک میهمانی حضور پیدا می کند به میزبان نشان می دهد که می توان گیاهخوار (انعطاف پذیر) بود و در عین حال بعضی مواقع از خوردن گوشت بدون احساس گناه لذت برد. این رفتار مطمئنا گیاهخواری (انعطاف پذیر) را دست یافتنی تر و پذیرفتنی تر از زمانی که میهمان غذای گوشتی میزبان را پس بزند، نشان می دهد. به فرض ممکن است فرد با خوردن گوشت آن هم در شرایط استثنایی دیگر حق نداشته باشد که خود را گیاهخوار بنامد، اما ممکن است این موضوع اهمیت چندانی نداشته باشد. مهمتر این است که جهانی با مردمی که تنها در مواردی محدود گوشت می خورند خواستنی تر از جهانی است که الان در آن زندگی می کنیم، جایی که تعداد به نسبت اندکی گیاهخوار در مقابل اکثریت گوشتخوار قرار دارند.
    صفحه  از ۸
نگاه ویژه

در نکوهش کنکور و ستایش مهارت

سیده ضحی حسینی‌نصر
پرطرفدار