مصلحت دروغ شریف!

"دروغ" چطور از ضروریات زندگی اجتماعی شد؟

برای اکثر ما، جهانی عاری از دروغ می‌تواند به معنی تخریب خودانگاره یا تصور از خود باشد. زندگی با راستگویی به این معنی است که شما در مورد نحوه‌ی لباس پوشیدنتان، روابط تان، یا هر چیز دیگری، بازخورد‌های صادقانه و گاه بی رحمانه دریافت خواهید کرد.
رویای ملکۀ نمک
در اندیشه آیندۀ سنگال

رویای ملکۀ نمک

دیوف با اشاره به دشت‌هایی وسیع که درختان باستانی بائوباب در آن پراکنده‌اند می‌گوید: "وقتی دیدم که دیگر مردان زمین خودشان را دارند، با خودم فکر کردم، چرا من نه؟ " در دوردست، در آغوش مزارع ذرت خشک، دهکده‌اش به نام ندیمو قرار گرفته که معنای نامش در زبان محلی سرِر می‌شود، "نمک".
چرا شرق آسیایی‌ها مجذوب نمادهای نازی شده‌اند؟

چرا شرق آسیایی‌ها مجذوب نمادهای نازی شده‌اند؟

نشان‌ها، مهر‌ها و پرچم‌های سواتیسکای قرمز و سفید و دیگر اشیای تزیینی با موضوع نازی‌ها در بازار محبوب چاتوچاک بانکوک که آخرهفته‌ها برپا می‌شود، فروخته می‌شود و اگر به مرکز توریستی جادۀ خائوسان بروید، ممکن است فروشنده‌ای را به ببینید که تیشرتی منقش به هیتلری برهنه را که از تعطیلاتش در ساحل آفتابی لذت می‌برد، تبلیغ می‌کند.
دست دزدان باید قطع شود/ زناکاران باید سنگسار شوند/ قاتلان باید گردن زده شوند
افغانستان در آستانۀ پرتگاهی دیگر

دست دزدان باید قطع شود/ زناکاران باید سنگسار شوند/ قاتلان باید گردن زده شوند

نیازی لبخندزنان در میان افراد به شدت مسلحش در ورودی دژ خود ایستاده است. او سربندی سیاه به سر دارد و روی پیراهن شلوار خود، یک جلیقۀ مشکی پوشیده است. ریشی بلند و خاکستری دارد. می‌گوید: "آمریکایی‌ها دیگر دشمن محسوب نمی‌شوند. آن‌ها در حال بیرون رفتن هستند. شکست خورده‌اند. "
آدم‌ها در لحظه مرگ خود چه چیز‌هایی می‌گویند؟
همه در آخرین نفس صدا می‌زنند: "مادر"

آدم‌ها در لحظه مرگ خود چه چیز‌هایی می‌گویند؟

آخرین کلماتی که آدم‌ها پیش از مرگ خود می‌گویند بسیار رمزآلود و دردناک است: کلماتی که انگار دربارۀ جایی ماورای دنیاست. محتضران از آدم‌هایی می‌گویند که ما نمی‌بینیم یا داستان‌هایی روایت می‌کنند که هیچ چفت‌وبستی ندارند. گاهی می‌گویند احساس می‌کنند در فضا معلق‌اند، با آنکه محکم توی تخت‌شان دراز کشیده‌اند، یا می‌خواهند بروند سفر، وقتی نمی‌توانند از جایشان برخیزند. چند پژوهشگر به‌دنبال آن بوده‌اند که این حرف‌ها چه چیز‌هایی دربارۀ ماهیت زبان بشری می‌گویند؟
چرا جامعه ما از بی‌اعتمادی رنج می‌برد؟
گفتاری از مصطفی ملکیان

چرا جامعه ما از بی‌اعتمادی رنج می‌برد؟

کسانی هستند که به لحاظ روانشناختی چنان به دنیا آمده‌اند یا چنان تربیت شده‌اند که به همه اعتماد می‌کنند؛ به تعبیری «اعتماد عام» دارند که به لحاظ روانشناسی اجتماعی بسیار می‌تواند زیان‌بار باشد. دو عامل باعث چنین تربیتی می‌شود؛ نخست، عامل ژنتیک و دوم عامل تربیت. گویی داشتن اعتماد استثناناپذیر، یک «فضیلت» است؛ این در حالی است که «اعتماد عام» بسیار می‌تواند مضر باشد و باید در اعتماد «عقلانیت» حاکم شود. اما عقلانیت از کجا پدید می‌آید؟ در ۵ مورد، اعتماد کردن از عقلانیت برخوردار است.
قبل از آدمکشی کمی مطالعه کنید!
تروریست های جدیدی به نام پهپاد!

قبل از آدمکشی کمی مطالعه کنید!

برخلاف آن‌چیزی که در فیلم‌های سینمایی گانگستری می‌بینید، آدم‌کشی کار آسانی نیست. کارامدی سلاح‌های گرم و علی‌الخصوص تپانچه‌ها بسیار پایین است. در واقع تنها ۳۰درصد از ترور‌هایی که با سلاح‌گرم انجام می‌شود به نتیجه می‌رسد. مشکلات دیگری هم هست: آدم‌هایی که اشتباهی کشته می‌شوند، قاتل‌هایی که بعد از قتل نمی‌دانند چه کنند و احساسات و عذاب‌وجدان و اینطور چیزها. راه‌حل جدید دولت آمریکا پهپاد است. حالا با پهپاد‌ها دوران جدیدی از ترور آغاز شده است.
دکمه‌ها چه چیزی را از ما می‌گیرند؟

دکمه‌ها چه چیزی را از ما می‌گیرند؟

حدود دویست‌سالی می‌شود که بین انسان و کارهایش شکافی عمیق افتاده. اما اندازۀ این شکاف به‌قدر یک دکمه است. پیش‌تر، انسان‌ها بی‌واسطه در متن کارشان حضور داشتند و با لمس اشیای اطراف جهان را تغییر می‌دادند. اما حالا چه؟ به کار‌های روزمره‌تان نگاه کنید: در آسانسور، دکمه‌ای می‌زنیم و بالا می‌رویم. دکمه‌های کیبورد را فشار می‌دهیم و متنی نوشته می‌شود. حتی برای ابراز علاقه و نفرت هم به دکمه محتاجیم: لایک‌ها دکمه‌اند و بمب‌های اتم با دکمه پرتاب می‌شوند. دکمه‌ها چگونه معنای زندگی‌مان را تغییر داده‌اند؟
نظر محسن رنانی درباره آموزش کودکان در ایران
آنجا که آموزش می‌میرد

نظر محسن رنانی درباره آموزش کودکان در ایران

علم محصول گفتگو و دیالوگ است. در جامعه‌ای که از اختلال ارتباطی رنج می‌برد، علم تولید نمی‌شود. متأسفانه جامعه ما پر از اختلال‌های ارتباطی است؛ از همین رو، ما در ایران «علم زنده» نداریم. علمی که از گفتگو و ارتباط درنیاید، «علم مرده» است؛ تکثیر تئوری‌ها است. ما در مدارس‌مان تئوری‌ها را هم می‌کشیم و بعد به بچه‌ها تحویل می‌دهیم.
چگونه تخته‌سیاه آموزش و پرورش را دگرگون کرد؟
تاریخ تخته‌سیاه در آمریکا

چگونه تخته‌سیاه آموزش و پرورش را دگرگون کرد؟

تصویر آشنایی که ما از کلاس در ذهن داریم، یعنی یک تخته‌سیاه و مجموعه‌ای از نیمکت‌ها که روبه‌روی آن چیده شده‌اند، قدمت چندانی ندارد. در واقع، بیش از دویست‌سال نمی‌گذرد از دورانی که مخترعی ناشناس پیشنهاد استفاده از تخته‌سیاه را در کلاس داد. پیشنهادی که خیلی زود چنان فراگیر شد که دیگر هیچ‌کس دوران قبل از آن را به یاد نمی‌آورد. اما دقیقاً با شناخت شیوۀ تدریس پیش از رواج تخته‌سیاه است که میزان انقلابی‌بودن آن روشن می‌شود.
فقر فقط در توئیتر بیل گیتس کاهش یافته!

فقر فقط در توئیتر بیل گیتس کاهش یافته!

میلیاردر‌هایی که هر سال در اجلاس داووس دور هم جمع می‌شوند، جدیداً داستان تازه‌ای دربارۀ خدماتشان به بشریت تعریف می‌کنند. این روایت با نمودار‌ها و اینفوگرافیک‌هایی ارائه می‌شود که نشان می‌دهند، طی ۲۰۰سال گذشته، فقر کاهش یافته و کیفیت زندگی در اثر گسترش تجارت و سرمایه‌داری افزایش پیدا کرده است. اما انسان‌شناسی کارکشته، معتقد است این نمودار‌ها چیز دیگری را نشان می‌دهند: اینکه چطور انسان‌ها در دام دنیایی افتاده‌اند که در آن همه چیز را باید با «پول» خرید.
دانشگاه‌ها چگونه نابرابری را در جامعه تشدید می‌کنند؟
نئولیبرالیسمِ آموزشی

دانشگاه‌ها چگونه نابرابری را در جامعه تشدید می‌کنند؟

دانشگاه‌های دولتی از کسی پول نمی‌گیرند و، به همین دلیل، مخصوص طبقۀ خاصی در جامعه نیستند. اما میشل لامو، جامعه‌شناس دانشگاه هاروارد، می‌گوید ورود به این دانشگاه‌ها و ادامۀ تحصیل در آن‌ها طوری سازمان‌دهی شده که تنها گروه خاصی از جامعه می‌توانند آن را تجربه کنند. آزمون ورودی، نظام نمره‌دهی، زندگی در خوابگاه، شرکت در جلسات دانشگاهی، همه و همه، به تبعیض و نابرابری دامن می‌زنند. لامو، طی این گفتگو، پنج کتاب کلیدی را دربارۀ نابرابری آموزشی بررسی کرده است.
جشنواره‌ای منهای آینده!
نگاهی به تصویر جامعه امروز ایران در آیینه جشنواره فیلم فجر سی‌وهفتم

جشنواره‌ای منهای آینده!

در سینمای امسال اغلب فضا‌های شیک، میزانسن‌های رنگی و جذاب و کاراکتر‌های دوست‌داشتنی و ارجاعات به فضا‌ها و عناصر «مثبت» و «گرم» و «شاد» در دیالوگ‌ها مربوط به ایرانِ پیش از انقلاب است.
مدیر گوگل شدن خوشبختی نمی‌آورد
راهنمای لذت‌بردن از زندگی

مدیر گوگل شدن خوشبختی نمی‌آورد

برخی کتاب‌های «موفقیت» و خودیاری طوری نصحیت می‌کنند که گویا اگر میلیون‌ها خواننده‌شان به آن دستورات عمل کنند، همه‌شان جای مدیر گوگل یا حداقل مایکروسافت را می‌گیرند. فارغ از طنز این توصیه‌ها، نتیجۀ عمل به آن‌ها چیزی جز رنج و عذاب دائمی نیست. تحقیقات نشان می‌دهند مشاغلِ سطحِ بالاتر غالباً حس خوشبختیِ بیشتری به همراه نمی‌آورند و میزان درآمد هم که از حد بگذرد صاحبان خود را از لذات بسیاری محروم می‌کند. آیا، با دورانداختن این کتاب‌ها، باید قید رضایت از زندگی را هم بزنیم؟
۳