از سازمان جوانان هیتلری تا فیلسوفی نامدار

از سازمان جوانان هیتلری تا فیلسوفی نامدار

نیچه، کانت را عنکبوت مصیبت‌باری خوانده بود که یک تار فلسفی دیوانه‌وار تنیده است. هابرماس گرایش‌های عنکبوتی همانندی دارد و در تار عنکبوت خود نظریۀ اجتماعی، اخلاقی، حقوقی و سیاسی را در بر می‌کشد؛ و به همین‌سان تمایل دارد نوشته‌هایش را، با اصطلاحات فنی، گران‌بار کند. برای هواداری همچون اشتفان مولردُومْ، نویسندۀ زندگی‌نامۀ هابرماس، تار او تنیده شده تا آدمیان را از بازگشت به بربریت باز دارد. هولوکاست، دین و آیندۀ اتحادیۀ اروپا همگی موضوعاتی محوری‌ در زندگی‌نامۀ این اندیشمند مشهور و ستیزه‌جو است.
دو راهی غربی‌
آیا ارزشهای لیبرالی نسبی هستند یا مطلق؟

دو راهی غربی‌

اگرچه لیبرالیسم نمی تواند محلی و نسبی گرا باشد اما به همین نحو نباید آن را به معنی مطلق گرایی و عام گرایی غیر قابل انعطاف تلقی کرد. اصرار بر این که مشخصه های کنونی لیبرالیسم در کشورهای غربی معاصر یک راهنمای همیشگی، جامع و کامل برای زندگی اخلاقی است همان اندازه کوته فکری است که آنرا بر اساس «ارزش های ما» قضاوت کنیم.
چرا برخی ایده‌ها مثلِ زامبی‌ها هرگز نمی‌میرند؟
بازار ایده‌های جان‌سخت

چرا برخی ایده‌ها مثلِ زامبی‌ها هرگز نمی‌میرند؟

لابد نقشۀ علمی زبان را در متون درسی پزشکی یا در کتاب‌های آشپزی دیده‌اید، که می‌گوید هر بخش از زبان انسان به مزۀ خاصی حساسیت دارد: شیرینی را نوک زبان، شوری و تُرشی را کناره، و تلخی را انتهای زبان حس می‌کند. هیچ‌کس این یافتۀ علمی شگفت‌آور را زیر سؤال نمی‌برد هرچند چرند محض است. در واقع، افسانۀ «نقشۀ زبان» به‌خاطر خطای ترجمه از یک کتاب درسی فیزیولوژی آلمانی در سال ۱۹۰۱ پدید آمد. اما چرا این افسانه بیش از یک قرن دوام آورده است؟
و بدین‌سان جهل کشف شد!
پانصدسال انقلاب علمی

و بدین‌سان جهل کشف شد!

فرض کنید یکی از روستاییان اسپانیایی، هزار سال پس از میلاد مسیح، می‌خوابید و پانصدسال بعد، با غوغای ملوانان کریستف کلمب بیدار می‌شد که پا به عرشۀ نینا، پینتا و سانتاماریا می‌گذاشتند. در این صورت دنیا به چشم او کاملاً آشنا می‌آمد. علی‌رغم تغییرات فناوری، آداب و مرزهای سیاسی، این نمونۀ قرون‌وسطاییِ اصحاب کهف با اوضاع جدید احساس غریبگی نمی‌کرد. اما اگر یکی از ملوانان کریستف کلمب هم این‌چنین چُرتش می‌گرفت و با صدای گوشیِ آیفون در قرن بیست‌ویکم از خواب می‌پرید، دنیای جدید بسیار بیش از تصورش غریبه می‌بود. شاید از خودش می‌پرسید: «اینجا بهشت است؟ یا چه بسا جهنم؟»
۲