جنایت در اوج بلند پروازی!
"او دوستم بود، نفهمیدم چه می کنم"

جنایت در اوج بلند پروازی!

کد خبر: ۱۴۵۱۹
بازدید : ۱۴۹۱
۱۵ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۳
مردی که در اوج بلند پروازی، یکی از دوستان صمیمی خود را به قتل رسانده است هنگام بازسازی صحنه جنایت گفت: اشتباه کردم، او دوست من بود و نفهمیدم چه می کنم! من هیچ گاه قصد کشتن دوستم را نداشتم ولی ماجرا تنها در یک لحظه اتفاق افتاد و من زمانی به خود آمدم که دیگر مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بودم حتی خواستم با دادن تنفس مصنوعی او را به زندگی بازگردانم اما... اینها بخشی از اظهارات مرد 43 ساله ای است که در طبقه هشتم یک مجتمع مسکونی مقابل قاضی شعبه 202 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ایستاده بود تا جزئیات و چگونگی وقوع این حادثه تأسف بار را بازسازی کند.
 
به گزارش خراسان، به دستور قاضی «شرقی شهری»، حلقه های دستبندهای آهنین از دستان متهم این پرونده جنایی گشوده شد و او در حالی که آثار ندامت در چهره اش موج می زد برابر دوربین قوه قضاییه ایستاد تا به سوالات تخصصی مقام قضایی پاسخ بدهد.
 
در آغاز بازسازی صحنه قتل، ابتدا قاضی پرونده با تفهیم مواد قانونی به متهم، از وی خواست مواظب اظهارات خود باشد و حقیقت ماجرا را بیان کند چرا که اظهارات و اعترافات او در حضور قاضی ثبت و ضبط خواهد شد و در مراحل دادرسی مورد استناد قرار می گیرد.
 
مرد 43 ساله که هنوز نمی توانست باور کند چگونه دستش به خون صمیمی ترین دوست خود آلوده شده است با چهره ای پریشان لب به اعتراف گشود و گفت: کار و کاسبی خوبی داشتم اما از چند سال قبل که بازار دچار فراز و نشیب هایی شد من هم می خواستم به کارم رونق بدهم به همین خاطر و در اقدامی اشتباه به پول های ربوی آلوده شدم و از افراد مختلفی پول قرض می کردم و در این میان خیلی از افراد به من اعتماد می کردند و من هم به درستی پاسخ اعتماد آن ها را می دادم ولی با رکود در بازار مجبور شدم پول های بیشتر و با سود بالا قرض کنم تا به اعتمادم در بازار خدشه ای وارد نشود. این موضوع تا به آن جا کشیده شد که دیگر از عهده طلبکارانم برنمی آمدم با این وجود با کمک های اطرافیانم آبرو و اعتبارم را حفظ کردم.
 
آن زمان در اوج بلند پروازی بودم و نمی خواستم چیزی از دوستان دیگرم کم بیاورم اما زمانه با من سر ناسازگاری داشت تا این که بهمن سال گذشته تصمیم احمقانه ای گرفتم. یکی از دوستانم وضعیت مالی خوبی داشت و من تصور می کردم می توانم مقداری از پول های او را با توسل به زور بگیرم. حدود 2 ماه قبل از وقوع این حادثه، یک واحد آپارتمانی را در منطقه قاسم آباد مشهد اجاره کردم و گاهی با دوستم به آن خانه می رفتیم تا این که یک روز «ع» با من تماس گرفت و گفت: قرار است ملکی را خریداری کند.
 
من که با این تماس او دچار وسوسه شده بودم فرصت را مناسب دیدم و با او قرار گذاشتم اما او ملک مذکور را نپسندید و قرار شد به واحد آپارتمانی من برویم تا کمی استراحت کنیم. من که قصد داشتم پول های او را بگیرم در بین راه 6 عدد قرص خواب آور خریدم و آن ها را داخل آبمیوه ریختم. وقتی او آبمیوه را نوشید دچار خواب آلودگی شدید شد.
 
متهم در ادامه اظهاراتش افزود: وقتی مقابل مجتمع مسکونی رسیدیم مدتی داخل خودرو نشستیم تا حال او بهتر شود اما این طور نشد به همین خاطر کمکش کردم تا به طبقه هشتم رسیدیم. من متکایی برایش آوردم و او خوابید در این هنگام بود که از کارم پشیمان شدم اما دوباره وسوسه شدم و با خودم گفتم مدتی بعد پول هایش را بر می گردانم چند ساعت بعد او به سرویس بهداشتی رفت تا آبی به دست و صورتش بزند ولی نتوانست خود را کنترل کند و روی زمین افتاد من هنوز هم مردد بودم اگرچه می دانستم کارت های عابر بانکش را به همراه دارد و رمز حساب بانکی او با شماره تلفنش یکی است. وقتی دوباره خوابید تصمیم گرفتم دست و پایش را با طناب ببندم چون از من قوی تر بود و احتمال داشت با یکدیگر درگیر شویم اما در حالی که از سمت صورت او خم شده بودم و پایش را می بستم بخشی از رانم روی دهانش قرار گرفت یک لحظه احساس کردم دچار تنگی نفس شده است به او گفتم مقداری از پول هایت را می خواهم ولی دوستم که این شرایط را مشاهده می کرد گفت پولی به تو نخواهم داد! مرد 43 ساله ادامه داد: وقتی به خود آمدم که او دیگر حرکتی نداشت.
 
ترس از این که دوستم را کشته باشم سراسر وجودم را فرا گرفت. وحشت کرده بودم به هر طریقی تلاش می کردم تا او نفس بکشد! به او تنفس مصنوعی دادم. عرق بر سر و رویم نشسته بود ولی او دیگر تکان نمی خورد! دست و پایم می لرزید و نمی دانستم چه کنم! من قصد کشتن او را نداشتم و از کرده خودم خیلی پشیمان بودم. از خانه بیرون آمدم اما فکرم مدام مشغول بود و دچار ناراحتی روحی شده بودم. عذاب وجدان رهایم نمی کرد تا این که تصمیم گرفتم جسد را به یک باغ در اطراف روستای زاک ببرم. در کارت عابر بانک او حدود 300 میلیون تومان پول بود ولی من حدود 48 میلیون برداشت کردم و با مقداری از آن پول ها یک وانت خریدم. جسد را داخل پتو گذاشتم و با وانت به داخل باغی بردم که برای گلخانه اجاره کرده بودم. در آن جا یک مقنی برایم چاهی به عمق 4 متر حفر کرده بود. جسد را درون چاه انداختم و خودم به شهر دیگری رفتم تا این که دستگیر شدم.
 
در آغاز بازسازی صحه قتل، ابتدا سرهنگ کارآگاه رمضان نریمانی به تشریح خلاصه ای از پرونده پرداخت و چگونگی دستگیری متهم را مقابل دوربین قوه قضاییه شرح داد. او گفت: پس از آن که به دلیل حساسیت موضوع، این پرونده به دستور سرهنگ محمدرضا غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی) از اداره فقدانی ها به دایره قتل ارجاع شد با استفاده از شگردهای فنی و تخصصی احتمال وقوع جنایت قوت گرفت و با ردیابی های اطلاعاتی متهم را شناسایی کردیم و پس از آن که وی به مشهد بازگشت مورد بازجویی قرار گرفت که در نهایت به قتل دوست 52 ساله اش اعتراف کرد.
 
 این گزارش حاکی است پس از اعترافات متهم در محل وقوع جنایت  قاضی شرقی شهری دستور پایان بازسازی صحنه قتل را صادر کرد وبه این ترتیب  این مرد 43 ساله روانه زندان شد تا پرونده وی  دیگر مراحل قانونی خود راطی کند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه