میانه‌روی؛ "هنر بندبازی" بر دره دهشتناک سیاست!

Faradeed

درآمدی بر لزوم میانه‌روی و پرهیز از افراط‌گرایی

میانه‌روی؛ "هنر بندبازی" بر دره دهشتناک سیاست!

به عقیده من، یک سیاستمدار باهوش و توانمند، همانند یک بند باز خوب است: او به حفظ تعادل در هر شرایطی نیازمند است، بایستی که با احتیاط باشد، گوش به زنگ باشد و سریع واکنش نشان دهد، و بهتر است که از بینشی خوب و همینطور توانایی مدیریتی بهره ببرد. او بایستی که در صورت لزوم، شجاعت بر خلاف جریان آب شنا کردن را دارا باشد، و همچنین باید در هر موضوع بحث برانگیزی، این تقاضا را داشته باشد که صدای طرف مقابل نیز شنیده شود. دقیقا در تضاد با: شخصی که حتی قبل از پرسیدن سوالات، پاسخ های آنها را می داند، شخصی که تمایلی به شنیدن ندارد، و دنیا را به دو دسته خوب ها و بدها، یا دوستان و دشمنان، تقسیم می کند. در عصر حاضر که شاهد رشد فزاینده بی اعتدالی هستیم، نمونه های بی شماری از این گونه افراد، که خود را دانای مطلق می پندارند، دیده می شوند.
کد خبر: ۴۰۵۴۹
بازدید : ۲۲۷۴
۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۴

 هنر بندبازی بر دره دهشتناک سیاست!

فرادید| سه قرن پیش، مونتسکیو اظهار کرد، بشریت بسی بیشتر توانایی میانه‌روی دارد تا افراط گرایی. تنها چند دهه پس از آن، جورج واشنگتن به شکلی محترمانه با آن نظریه مخالفت کرد. در بیانیه خداحافظی که در سال 1796 به رشته تحریر درآورد، اولین رییس جمهوری آمریکا هشدارهایی را نسبت به تاثیرات مخرب وجود احزاب و جناح ها بیان نمود. استدلال های او پس از این بیانیه، حاکی از وجود ریشه هایی قوی از اشتیاق نوع بشر به قدرت داشتند؛ اشتیاقی که در بین "افراد صاحب قدرت" در دولت های عوام‌گرا دیده می شود، جایی که مسابقه و رقابت بین جناح ها توسط روح انتقام جویی و تعصب کور حزبی، اوج می گیرند.

به گزارش فرادید به نقل از ایان؛ چنانچه شخصی از بیرون به جهانی که ما در آن زندگی می کنیم، نگاهی بیندازد، به وضوح گرایش ما به سمت جورج واشنگتن به جای مونتسکیو را مشاهده می‌کند. ساحت سیاست ما، به وضوح عناصر خیلی کوچکی از راستی و درستی را در این پهنه بی‌اخلاقی در خود جا داده است.

مطلبی که جان آدامز در سال 1776 از آن یاد کرده بود، "هر انسانی که بر مسند قدرت تکیه می‌کند، به مرور تبدیل به یک جانور حریص می‌شود که مدام در پی طعمه می گردد."اگر چه نهادهای دموکراتیک ما وابسته به بازیگران سیاسی‌ای هستند که در حال تمرین بر روی داوری درست، کنترل رفتار و گفتار، و اعتدال گرایی‌اند، اما با این همه، ما در جهانی زندگی می کنیم که از مجیزگویی و تعصب کور ایدئولوژیک پر شده است.

این عرصه تنگ نیاز مبرم به حمایت از گونه‎ای در حال انقراض تحت نام "میانه‌روها" را هویدا می‌کند. آیا ما می توانیم جلوی خطر انقراض "میانه‌روها" را بگیریم؟

برای پاسخ به این سوال، باید نگاهی نوین به میانه‌روی بیافکنیم؛ همانطور که ادموند برک آنرا عملی اخلاقی ولی سخت می پندارد، که تنها افراد درستکار و ذهن های بی باک از عهده‌اش بر می آیند. اینکه در جایگاه یک سخن گوی میانه‌رو در ساحت سیاسی و اجتماعی باشیم، به چه معنی است؟ میانه‌روی بر چه اصولی استوار است؟ میانه‌روها به دنبال دستیابی به چه چیزهایی در جامعه هستند و مرزبندی آنها با افراد رادیکال یا افراطی چگونه است؟

قبل از پاسخ گویی به تمام این سوالات، باید به این نکته اشاره کنیم که از منظر عوام، میانه‌روی مساوی است با تردید در تصمیم گیری صحیح، ضعف، فرصت طلبی و بزدلی. از دید اشخاصی که این تفسیر را دارند، میانه‌روها افرادی خنثی، ناسازگار، و دارای خصایص اخلاقی نامطلوبی‌اند.

فردریش نیچه زمانی به طعنه گفت "میانه روی، خودش را دیدگاهی زیبا می پندارد." تنها به این خاطر که در نظر غیر میانه رو ها، این دیدگاه سیاه به نظر می آید و به تبع آن بسیار زشت. از منظر افرادی که مقداری بیشتر با سیاست گره خورده اند ( و البته مخالف میانه روی هستند)، میانه روی غیر مطلوب و غیر قابل پذیرش است، زیرا که به نوعی از"دلجویی از جامعه" می نماید که راهکار مناسبی برای حرکت رو به رشد جامعه و اصلاحات ندارد.

در گذشته به میانه روی چطور می‌نگریستند؟ آنها شبهه های امروزی را در قبال میانه روی نداشتند. دقیقا در نقطه عکس داستان، آنها در ستایش این دیدگاه بر آمده و معتقد بودند که تنها بربرها توانایی میانه روی را ندارند، چرا که رویه ای منطقی است.

با وجود اینکه نویسندگان گذشته بر اهمیت میانه روی تاکید داشتند، بر این مساله نیز اصرار داشتند که پیروی از این دیدگاه، کار ساده ای نیست؛ چرا که فرد بایستی ابتدا از یک سری هنجارهای کرداری برخوردار باشد. در واقع تاسیتوس آنرا "دشوارترین درس معرفتی" می نامد، و هوراس در دیدگاهش میانه روی را با مفهوم طلایی توازن که باعث پیدایش همه خوبی ها می شود، عجین می کند هر چند که او در عمل دستیبابی به این مهم را سخت می داند.

افلاطون با تکیه بر دو مفهوم اهمیت میانه روی و دشواری پیاده سازی آن، به واژه جمهوریت می رسد؛ جمهوریت به ما این امکان را می دهد تا بتوانیم احساسات، عواطف، و امیال خود را کنترل نماییم. همچنین ارسطو، برجسته ترین شاگرد افلاطون، با وجود تمام تفاوت های فکری با استادش، به اندیشه او درباره جمهوریت پایبند است. در کتاب اخلاق نیکوماخوس، او اخلاق و پرهیزکاری را مرز افراطی گری می داند و بیان می دارد که هنر بشر در دوری جستن از افراط است، هنر بشر این است که به دنبال عیب یابی از دیگران در جهت سقوط آنها نباشد، او همیشه به دنبال میانه روی است تا به وسیله آن آزادی را در جامعه حفظ نماید.

با توجه به این که این مفهموم هیچ گاه تک بعدی نبوده است، ما بایستی که همیشه انتخاب هایمان را بر اساس تصمیم گیری در عمل در "زمان مناسب، "مکان مناسب"، و با "افراد مناسب" ارزیابی و بررسی کنیم. برای دستیابی به تمام این ها، شخص نیازمند به احتیاط و میانه روی است، گرچه راهکاری برای آنها وجود ندارد؛ میانه روی تنها از طریق تمرین و تجربه قابل فراگیری و شدنی است. این یک چالش اخلاقی است، که طبیعتا برای جوانانی که به کمبود دانش و صبر دچار هستند، مناسب نیست.

در فرهنگ مسیحیت نیز میانه روی به مانند خودداری از انجام برخی اعمال، از جایگاهی کلیدی برخوردار است، جایگاهی که به همراه صفات اخلاقی دیگری نظیر احتیاط کردن، نزد کاردینال ها بسیار مقدس بوده است و آنها را به پیروی از این اصول در کردارشان وا می داشته است. بسیاری از متخصصین الهیات مسیحی از جمله توماس آکویناس، بیان می دارند که میانه روی در تناقض با شکیبایی، شجاعت، و معرفت نیست. در واقع، آنها ادعا می کنند که هیچ کسی نمی تواند شجاع و خردمند باشد، مگر اینکه همزمان میانه رو نیز باشد. برای آکویناس و دیگران، میانه روی و خودداری از انجام برخی اعمال، مصداق آنچه که از آن به عنوان "خوبی" یاد می کنند، است. همینطور جوزف هال، نویسنده انگلیسی قرن 17، از میانه روی با تعبیر "رشته ای ابریشمی که از درون یک زنجیر مرواریدی که حاوی تمام صفات خوب اخلاقی است، عبور می کند" یاد می کند؛ تعبیری که سعی در ساختن یک تصویر زیبا دارد.

 هنر بندبازی بر دره دهشتناک سیاست!

در جستجوی ردپای گذشتگانی که میانه روی را برابر با معرفت تجربی می دانستند، به مونتسکیو می رسیم که در کتاب روح‌القوانين (1748) استدلال می کند که میانه روی یک اصل عالی اخلاقی برای قانون گذار است و این در حالی است که مصرانه بر مفهوم میانه روی فراتر از مفهوم مرسوم آن در رسم مرزهای افراط گرایی، تاکید می کند.

این مفهوم در آن واحد به چندین مطلب اشاره می کند: صفات شخصیتی مشخص (میانه رو ها با صفاتی نظیر محتاط، خوددار، و قابلیت کنترل کردن کردار و گفتار)، گونه مشخصی از رفتار سیاسی (بر خلاف افراط گرایی و تعصب گرایی)، و مجموعه منحصر به فردی از آرایش های قانونی و نهادی.

ابعاد نهادی میانه گرایی، به وضوح در مقاله‌های فدرالیست (88-1787) عنوان شده است، مقاله هایی که نویسندگانش به کرات در موقعیت های مختلف، از گفته های مونتسکیو استفاده نموده اند. جیمز مدیسون، الکساندر همیلتون، و جان جی متوجه شدند که آزادی و رفاه در هر حالتی بسته به وجود تراز معرفتی و خردورزی بین گروه ها و طبقات مختلف جامعه است، همان گونه که به معماری خردمندانه قدرت که شامل تراز/ جداسازی قدرت ها، فدرالیسم، بررسی های قضایی، و قوهٔ مقننهٔ دومجلسی است، نیز بستگی دارد.

 هنر بندبازی بر دره دهشتناک سیاست!
میانه‌روی و هنر حفظ تعادل
این تعادل که همیشه شکننده و تهدید شدنی است، می تواند از بروز درگیری بین جناح ها جلوگیری نماید و همینطور مانع از رسیدن به قدرت مطلق برای یک حزب یا جناح می شود، موضوعی که جورج واشنگتن از آن بابت آینده جمهوری تازه متولد شده آمریکا، هراس داشت.

میانه‌روها، به ما خاطر نشان می کنند که در نهایت این تفکر منسجم و دارای تنوع که از آن با عنوان "مجمع الجزایر" یاد می کنند، به صورت کامل کاوش می شود. آنها به ما می آموزند که میانه روی، مطلبی فراتر از یک خصوصیت اخلاقی، یا یک نوع گرایش فکری، یا یک سرشت است. جدا از تعاریف اخلاقی، میانه روی یک چشم انداز سیاسی مشخص و یک گونه خاص از رفتار سیاسی است که شامل برخورداری از نزاکت گفتار و کردار و شکلی از مکتب التقاطی است، دقیقا در نقطه مقابل پافشاری بر افراط گرایی ایدئولوژیکی.

میانه روها از ضعف های خود در سیاست آگاه هستند و سعی بر انکار آنها نمی کنند، همچنین آنها ادعای داشتن کمال دانش و آگاهی را ندارند. به همین خاطر است که آنها ترجیح می دهند به جای تفکری ایدئولوژیکی، از تفکری سیاسی بهره برند، و دنیا را از دید آیین مانوی به شکلی سپید مطلق و سیاه مطلق یا "ما علیه آنها" نبینند، بلکه با سایه های زیادی به رنگ خاکستری بنگرند. میانه رو ها از تفسیر "تنها یک راه ممکن" به عنوان بهترین راه خودداری می کنند و به دنبال یک راه حل مطلق برای تمامی مشکلات بغرنج نیستند، بلکه به جای آن آماده برای انجام سازش های منطقی در هر زمان که ممکن باشد، هستند. به بیانی دیگر، آنها با تنظیم بادبان های کشتی، سعی در جلوگیری از تکان های آن در مواقع طوفانی دارند.

میانه روی به مثابه راه رفتن بر روی یک تسمه یا طناب باریک، یک رفتار پیچیده تعادلی است. بر روی جلد آخرین کتاب من، جنبه های میانه وری: هنر حفظ توازن در عصر افراط گرایی (2016)، تصویر یک بند باز حک شده است. یک بند باز برای جلوگیری از سقوط کردن به چیزهای مختلفی نیازمند است: مهارت، تمرین، صبر، اراده، بصیرت، شجاعت، هنر، آینده نگری، و بینش. او نمی تواند که به عقب بازگردد یا سرجایش به صورت ساکن بایستد. تنها راه ممکن برای او، رو به جلو است. بدین منظور، او بایستی که چشم انداز مقصد نهایی را ببیند و به هیچ عنوان از آن چشم برندارد، در حالیکه باید متوجه تک تک گام هایش باشد، این را می داند که کوچکترین اشتباه محاسباتی، می تواند به حادثه ای جبران ناپذیر ختم شود.

به عقیده من، یک سیاستمدار باهوش و توانمند، همانند یک بند باز خوب است: او به حفظ تعادل در هر شرایطی نیازمند است، بایستی که با احتیاط باشد، گوش به زنگ باشد و سریع واکنش نشان دهد، و بهتر است که از بینشی خوب و همینطور توانایی مدیریتی بهره ببرد. او بایستی که در صورت لزوم، شجاعت بر خلاف جریان آب شنا کردن را دارا باشد، و همچنین باید در هر موضوع بحث برانگیزی، این تقاضا را داشته باشد که صدای طرف مقابل نیز شنیده شود.

دقیقا در تضاد با: شخصی که حتی قبل از پرسیدن سوالات، پاسخ های آنها را می داند، شخصی که تمایلی به شنیدن ندارد، و دنیا را به دو دسته خوب ها و بدها، یا دوستان و دشمنان، تقسیم می کند. در عصر حاضر که شاهد رشد فزاینده بی اعتدالی هستیم، نمونه های بی شماری از این گونه افراد، که خود را دانای مطلق می پندارند، دیده می شوند.

برای اینکه بتوانیم با موفقیت آنها را شکست دهیم، بایستی که اخلاق میانه روی را مجدد بازیابی کنیم، عملی که شایسته بود سال ها پیش به وقوع می پیوست. دیوید هیوم در سال 1750 به درستی گفت که " ما به احتمال خیلی زیاد، حقیقت و یقین را ملاقات می کنیم." از میانه روی می توان به عنوان یک مکتب موفق در جنگیدن نام برد که برای تمام افرادی که سعی در حفظ اصول اولیه دموکراسی در جامعه دارند، جای گفتگو را باز نگه می دارد.

 
نویسنده: Aurelian Craiutu
مترجم: امیر درودیان
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه