هشتگ‌های تأثیرگذار توئیتر؛ از فرزندت کجاست تا همه برای سپنتا!
کد خبر: ۶۳۷۷۷
بازدید: ۱۹۱
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۳
کاربران توییتر یک بار به همراهی معلولان شتافتند و در اقدامی کم‌سابقه خواسته این قشر از جامعه را به صدر اخبار دنیا در توییتر رسانند. علاوه‌براین تلاش برای حضور زنان در ورزشگاه، شرکت در نظرسنجی نام‌گذاری خیابانی به نام «محمد مصدق» و همچنین حمایت از لایحه حمایت از حقوق کودکان، بخشی از تاثیرگذاری توییتری‌های ایران است.
مسائلی که در توییتر ایرانی مطرح و مدتی بعد نتیجه‌بخش شدند
 
«جیک‌جیک»‌های کاربران ایرانی در یکی از پرطرفدارترین شبکه‌های اجتماعی دنیا، روز‌به‌روز بر روند اتفاقات جامعه تاثیرگذارتر می‌شود و حالا حتی مدیران ارشد برای گرفتن «ریتوییت» و «لایک» بیشتر با هم رقابت جدی دارند. توییتر در ایران اگرچه روزگاری زمینه‌ای برای روزانه‌نویس‌ها و طنزپردازان بود، اما در سال‌های گذشته تبدیل به منبع اصلی خبررسانی شده و با رواج تلگرام و اینستاگرام، دامنه اثرگذاری آن افزایش هم یافته است؛ حالا اخبار و محتوا در توییتر تولید می‌شوند و گام‌به گام روانه تلگرام، واتس‌اپ و اینستاگرام می‌شوند.
 
تبدیل کارکرد توییتر، اما مختص به ایران نیست و این ایده بنیان‌گذاران و تصمیم‌گیران این شبکه اجتماعی بوده که شعار آن را از «چه کار می‌کنید؟» به «چه چیزی در حال رخ دادن است؟» تغییر دادند. توییتر حالا نزدیک به ۳۵۰میلیون کاربر فعال در دنیا دارد که در ایران هم افرادی با گرایش‌های سیاسی مختلف و مسئولیت‌های متفاوت از این بستر برای فعالیت استفاده می‌کنند و در سال‌های گذشته توانستند تاثیرگذاری فراوانی بر اتفاقات روز داشته باشند.
 
کاربران آن یک بار به همراهی معلولان شتافتند و در اقدامی کم‌سابقه خواسته این قشر از جامعه را به صدر اخبار دنیا در توییتر رسانند. علاوه‌براین تلاش برای حضور زنان در ورزشگاه، شرکت در نظرسنجی نام‌گذاری خیابانی به نام «محمد مصدق» و همچنین حمایت از لایحه حمایت از حقوق کودکان، بخشی از تاثیرگذاری توییتری‌های ایران است.

«فرزندت کجاست؟»؛ هشتگی برای شفافیت
آقازادگی برای چند هفته سوژه شبکه‌های اجتماعی بود و پایش اگر بیفتد، باز هم هست. هشتگ «فرزندت کجاست» به‌دنبال حساسیت مردم به مسأله آقازادگی، خیلی زود جنجالی به پا کرد و باعث شد بسیاری از مسئولان جواب مردم را بدهند که فرزندشان کجاست، شغلش چیست و چقدر درآمد دارد؟ درحالی‌که انتقادات نسبت به مسأله آقازادگی از مدت‌ها پیش بالا گرفته بود، طرح پرسش «فرزندت کجاست؟» در مردادماه امسال، فرصتی برای تولد یک جنبش شد؛ جنبشی برای شفافیت و افشای واقعیت‌ها و بعد از آن تعدادی از مسئولان فعلی و قبلی در حساب‌های توییتری‌شان شروع کردند به نوشتن از این که فرزندانشان کجایند.
 
شهیندخت مولاوردی، دستیار ویژه رئیس‌جمهوری در امور شهروندی، یکی از مسئولانی بود که به این سوال پاسخ داد و با پیوستن به کمپین فرزندت کجاست در توییتر نوشت: «دو دخترم؛ اولی فارغ‌التحصیل کارشناسی و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی به ترتیب از دانشگاه‌های تهران و شهید بهشتی، فاقد شغل ثابت و مترجم آزاد. دومی فارغ‌التحصیل کارشناسی نقاشی دانشگاه هنر و مشغول مهارت‌آموزی در دوره آموزشی فنی و حرفه‌ای جواهرسازی.»
 
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه هم نوشت که بعد از خاتمه ماموریتش در سازمان ملل متحد، فرزندانش هم تحصیلاتشان را فورا به اتمام رساندند و بیش از ۶‌سال است که به کشور برگشته‌اند و همراه خانواده‌هایشان در تهران به کار مشغولند: «پسرم لیسانس برق و فوق‌لیسانس مدیریت بازار دارد و با همسر و دخترش در تهران زندگی می‌کنند و استخدام هیچ جایی نیست و در حوزه مدیریت بازار، کار مشاوره‌ای انجام می‌دهد. عروسم دکترای نانوتکنولوژی دارد و بیشتر به تربیت فرزندش مشغول است و به‌طور پاره‌وقت در دانشگاه فعالیت دارد.»

یا نماینده تبریز که چنین واکنشی به انتقادات داشت: «دخترم حدود ٦‌سال پیش کارمند جم شده و حدود چهار‌میلیون تومان حقوق دریافت می‌کند. ایشان نه رئیس است و نه عضو هیأت‌مدیره؛ آیا این شغل دختر من خارج از عرف است؟!»

توییت محمدعلی وکیلی، نماینده تهران هم در نوع خودش ویژه بود. او نوشته بود: «دارای سه فرزند هستم؛ هادی، فوق لیسانس (همان که به دروغ مدیرعامل معرفی می‌شود) بدون اشتغال در جای دولتی، سردبیر روزنامه ابتکار. راضیه، لیسانس و بیکار.» او توییتش را این‌طور به پایان برده بود: «خداوند از سر تقصیر ناشران دروغ بگذرد.»
 
در این‌باره علاوه بر مسأله‌ای که در مورد سردبیری روزنامه ابتکار حاشیه‌ساز شد، سایت شورای شهر در راستای شفافیت، اسامی همه افرادی را که از طرح ترافیک استفاده کرده بودند و نام دختر وکیلی هم در بین آن‌ها دیده می‌شد، منتشر کرد که بعضی کاربران نسبت به این موضوع انتقاد کردند که چطور فرزند او، درحالی‌که بیکار است، از سهمیه خبرنگاری برای طرح ترافیک استفاده می‌کند؟

علاوه بر این، در کمپین فرزندت کجاست، پاسخ‌ها از طرف بعضی مسئولان قانع‌کننده نبود و با واکنش منفی کاربران مواجه شد؛ مثل شغل چوپانی پسر نادر قاضی‌پور، نماینده مجلس. او با انتشار عکسی از پسرش در گاوداری نوشته بود: «من دو فرزند دختر و دو فرزند پسر دارم. هر دو دختر من تحصیلات مقطع کارشناسی ارشد دارند و خانه‌دار هستند. یکی از فرزندان پسر من دانشجوی علوم پزشکی دانشگاه ارومیه است که در بیمارستان کار می‌کند. پسر دیگر من که دانشجوی دامپزشکی دانشگاه آزاد ارومیه است، گوسفند دارد و به کار چوپانی مشغول است!»

همه برای سپنتا
«عضویت افراد غیر مسلمان در شورای شهر‌هایی که اکثریت شهروندانش مسلمان هستند، مغایر شرع است.» این ابلاغیه شورای نگهبان که به‌طور موقت، توقف فعالیت «سپنتا نیکنام»، تنها عضو زرتشتی شورای اسلامی شهر یزد را به‌دنبال داشت، باعث شد نام رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر یزد به یک هشتگ تبدیل شود و در شبکه‌های اجتماعی جریانی برای حمایت از او به راه بیفتد. نیکنام که پیش از این در سال ۱۳۹۲ به عضویت در چهارمین دوره شورای اسلامی شهر یزد انتخاب شده بود، در سال ٩٦ هم توانسته بود با ۲۲‌هزار رأی به‌عنوان نفر هفتم، بار دیگر عضو این شورا شود، اما این حکم توانسته بود او را از فعالیت بازدارد؛ هر چند واکنش‌های گسترده به این اتفاق کمک کرد تا ماجرا جور دیگری رقم بخورد و با رأی مجمع تشخیص مصلحت نظام، او بالاخره پس از ٩ ماه، در ٣٠ تیر سال ٩٧ به شورا برگردد.
 
جریان توقف فعالیت او و بازگشتش به کار در این مدت مورد توجه بسیاری از کاربران توییتر و اینستاگرام قرار گرفت و در این موج، خبرنگاران، کاربران عادی و بسیاری از مسئولان حضور داشتند. با انتشار خبر ممنوعیت فعالیت تنها عضو زرتشتی شورای شهر، موج بالا گرفت و آذر منصوری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب یکی از کسانی بود که در توییتی نوشت: «در هیچ یک از بخش‌هاى قانون شوراهاى شهر و روستا نیامده که زرتشتى‌بودن منتخب مردم مانع عضویت او در شورا مى‌شود، مجلس و دولت ورود کنند.»
 
غلامرضا حیدری، نماینده مجلس شورای اسلامی هم به این ماجرا این‌طور واکنش نشان داد: «لغو عضویت موقت سپنتا نیکنام به ضرر مصلحت نظام است.» حجت نظری، عضو شورای شهر تهران هم نوشت: «در اصل ۲۰ قانون اساسی، همه افراد اعم از زن و مرد از حقوق برابر با رعایت موازین اسلامی برخوردارند. یکی از این حقوق حق انتخاب‌شدن است. در قید رعایت موازین اسلامی این پرسش مطرح می‌شود که عضویت یک ایرانی زرتشتی در شورای ١١نفره شهر یزد چه مخالفتی با موازین اسلام دارد؟»
 
علاوه بر اینها، در بین افرادی که به این موضوع واکنش نشان دادند نام کسانی، چون سید‌مصطفى آقامیرسلیم، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه؛ آیت‌الله بیات زنجانی، مرجع تقلید؛ علی شکوری راد، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه دیده می‌شد. حالا که تقریبا سه ماه از این جریان گذشته، سپنتا نیکنام در توییتی با انتشار فیش حقوقی خود در اینستاگرام و توییتر، واژه «شفافیت» را هشتگ کرده و نوشته است: «ماه‌هایی که در شورا نبودم دریافتی نداشتم و فقط ساعات حضور در صحن را حق‌الجلسه دریافت می‌کنم، ضمنا بیمه نیستم و راننده و ماشین هم در اختیارم نیست؛ این هم از حقوق آنچنانی ما...

هشتگ موثر #تصویب_لایحه_معلولان
وقتی حرفی از ١٩ مهر ٩٦ می‌آید، گوشه لب تعداد زیادی از معلولان، لبخند می‌نشیند. آن‌ها از این روز به بزرگی یاد می‌کنند؛ روزی که حساب توییتری «کمپین حقوق معلولان» از کاربران ایرانی خواست برای به سرانجام‌رسیدن لایحه حمایت از حقوق معلولان که نزدیک به ١٠‌سال در مجلس خاک می‌خورد، با هشتگ #تصویب_لایحه_معلولان، به نمایندگان مجلس که تعدادی از آن‌ها در توییتر فعالند، فشار بیاورند.
 
کاربران توییتر هم در آن روز کم نگذاشتند و آن‌قدر در این‌باره توییت کردند که این هشتگ، ترند یک جهانی توییتر شد. این‌ها تعدادی از این توییت‌ها بودند: «من که معماری خوندم، تاکید جدی نمیشد که توی طرح‌ها معلولان را هم مدنظر بگیریم. استادامون خیلی کم تاکید می‌کردن. بچه‌های معماری حداقل شما توی طرح‌هاتون تمرین کنید به حقوقشون احترام بذارید/ خیلی از معلولان از خونه بیرون نمیان، چون جایی بهشون اختصاص داده نشده، حتی کوچکترین امکانات ابتدایی/ معلولیت محدودیت نیست. همه با هم پیگیر تصویب لایحه معلولان هستیم/ این همه هشتگ ترند بود تو تایم‌لاین هیچ‌وقت اندازه امشب دلم نگرفت، خانومه تو شبکه نسیم می‌گفت: حسرت یه پارک و پنجره رو داره.»
 
بعد از آن و در ۲۸ آذر سال گذشته بود که نمایندگان مجلس، کلیات لایحه حمایت از حقوق معلولان را تصویب کردند و بعد از آن این لایحه در جلسه ۲۲ فروردین شورای نگهبان تأیید شد؛ موضوعی که بعد‌ها فعالان حقوق معلولان گفتند فشار افکار عمومی در توییتر و ترندشدن جهانی هشتگ #تصویب_لایحه_معلولان در آن موثر بوده است. همین چند روز پیش و در ١٩ مهر امسال بود که حساب توییتری «کمپین حقوق معلولان» نوشت: «اولین سالروز ترندشدن گرامی باد. ١٩مهر ۹۶ با کمک کاربران نازنین توییتر و رسانه‌ها این هشتگ را ترند اول ایران کردیم.
 
با کمک شما لایحه را تصویب کردیم و در اجرای قانون بیشتر از پیش به حمایت شما نیاز داریم، ممنون از مهرتان.» لایحه حمایت از حقوق معلولان در ۳۵ ماده به مجلس ارایه شده بود و مهمترین سرفصل‌های آن این مواردند: ۱- خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی ۲- مناسب‌سازی معابر عمومی و سهولت تردد معلولان ۳- امور فرهنگی، هنری و آموزشی و ورزشی معلولان ۴- کارآفرینی و اشتغال ۵- تسهیلات مسکن ۶- فرهنگ‌سازی و ارتقای آگاهی‌های عمومی ۷- حمایت‌های قضائی و تسهیلات مالیاتی ۸- حمایت‌های اداری و استخدامی.
 
حالا این لایحه که تبدیل به قانون شده، دولت را مکلف کرده برای کسانی که معلولیت شدید دارند، حقوقی معادل حداقل قانون کار درنظر بگیرد و دستگاه‌ها مکلفند ساعات کار روزانه شاغلان دارای معلولیت‌های شدید و خیلی شدید را هفته‌ای ۱۰ساعت کاهش دهند. قراردادن خدمات توانبخشی در بسته تعهدات بیمه پایه، شفافیت در اشتغال معلولان، الزام و تکلیف به برقراری حق پرستاری برای معلولان‌دارای معلولیت شدید، تشکیل شورای‌عالی معلولان به ریاست معاون اول رئیس‌جمهوری و ۵نفر از تشکل‌های مردم‌نهاد معلولان از دیگر بخش‌های این لایحه است.

توییتری‌ها برای «مصدق» تصمیم گرفتند
ماجرای نام‌گذاری خیابان یا میدانی به نام «محمد مصدق» نخست‌وزیر پیشین ایران، موضوعی بود که پیش از این و اوایل انقلاب بار‌ها مطرح شده بود و حتی برای مدت کوتاهی هم خیابان، ولی عصر کنونی به نام مصدق شناخته می‌شد. این موضوع، اما از زمان شکل‌گیری شورای شهر با جدیت بیشتری مطرح شد و پیش از این در شورا‌های اول و سوم و حتی چهارم هم این مسأله مطرح شد، اما هر بار با در نظر گرفتن ملاحظاتی بی‌نتیجه ماند. پیش از این، مجتبی شاکری که در شورای چهارم، ریاست کمیته نام‌گذاری شورای شهر را بر عهده داشت، اعلام کرده بود که ممکن است به نام‌گذاری معبر یا مکانی به اسم دکتر مصدق اعتراض شود. واردکردن نام مصدق به جغرافیای تهران طرحی بود که معمولا در آستانه روز ملی‌شدن صنعت نفت یا کودتای ٢٨مرداد مطرح می‌شد و هیچ‌گاه به نتیجه نرسید تا قرعه فال به نام شورای یک‌دست اصلاح‌طلب پنجم برسد.
 
این‌بار و حدود ۱۰ ماه پیش، کاربران فضای مجازی و در رأس آن توییتر، در نظرسنجی دو عضو شورای شهر تهران برای نام‌گذاری خیابانی به نام «محمد مصدق» در تهران شرکت و گزینه‌های مد نظر خود را اعلام کردند. «حجت نظری» و «محمدجواد حق‌شناس» دو عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران، توانستند با این نظرسنجی، تعداد زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی را در این نام‌گذاری مشارکت دهند و این موضوع را به بحث روز توییتر تبدیل کنند، هرچند که در نهایت توجه دقیقی هم به آرای آن‌ها بنا به هر دلیلی صورت نگرفت.

در این دو نظرسنجی، کاربران شبکه‌های اجتماعی خیابان «کارگر شمالی» را گزینه مناسبی برای تغییر نام به «مصدق» دانستند؛ به‌عنوان مثال، در نظرسنجی حق‌شناس، ۴۷درصد خواهان تغییر نام کارگر شمالی به مصدق شدند و این درحالی بود که بلوار کشاورز با ۲۷درصد و تونل آرش- اسفندیار با ۲۶‌درصد در رده‌های پایین‌تر قرار گرفتند، هرچند که درنهایت نام هیچ‌کدام از این سه معبر در پایتخت ایران تغییر نکرد. آن‌طور که اعضای شورای شهر در آخرین روز‌های پارسال اعلام کردند، این تغییر نام حتی در کمیته نام‌گذاری هم به تصویب رسید، اما درنهایت این خیابان «نفت» بود که به صحن علنی شورا رسید و با رأی همه حاضران هم روبه‌رو شد.
 
گروهی از کاربرانی که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند، پس از اعلام خبر تغییر نام نفت به مصدق، دو عضو شورا را که از مردم نظر خواسته بودند، بازخواست کردند که نظری در پاسخ به این انتقادات و در توییتی نوشت: «مصوبه کمیسیون نام‌گذاری مبنی بر تغییر نام خیابان کارگر شمالی به مصدق مخالفان جدی داشت و ممکن بود در صحن شورا رأی نیاورد؛ لذا ناچار به تغییر خیابان شدیم و روی خیابان نفت اجماع صورت گرفت. مهم بود که نام‌گذاری در سالروز یادگار مصدق یعنی #ملی‌شدن صنعت نفت صورت گیرد.» این مشارکت جدی کاربران شبکه‌های اجتماعی در تصمیم‌گیری برای تهران اگرچه در نهایت به نتیجه مطلوب آن‌ها نرسید، اما در نوع خود اقدامی تازه بود که با ستایش فراوانی هم از سوی فعالان شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد.

اقتدار توییتر و وسایل ارتباط جمعی ‏
اسماعیل قدیمی- استاد ارتباطات‏‌| وسایل ارتباط جمعی در تمام کشور‌های پیشرفته تبدیل شده‌اند به نهاد. در هر جامعه‌ای ما نهاد خانواده، ‏آموزش، مذهب، فرهنگ و ... را داریم. وسایل ارتباط جمعی قطعا و یقینا دارای قدرت هستند، البته به ‏اصطلاح درست‌تر بگوییم این وسایل دارای اقتدار هستند. قدرت و اقتداری که به شکل قانونی از جامعه ‏گرفته می‌شود. درواقع قدرت نرمی که وسایل ارتباط جمعی دارند یک واقعیت است. وسایل ارتباط جمعی ‏مبتنی بر فعالیت‌های حرفه‌ای بی‌شک دارای قدرت‌اند. قدرتی که از نهاد بودنشان می‌گیرند و ‏در جامعه به رسمیت شناخته می‌شوند. در حقیقت در جامعه برایشان وجاهت قانونی قایل‌اند. درواقع ‏مرجعیت دارند.
 
واقعیت این است که وسایل ارتباط جمعی‌ای که توانسته‌اند اعتماد مردم را جلب کنند به ‏موازین و اصول روزنامه نگاری عمل می‌کنند، به آزادی‌های بنیانی بشر همچون آزادی عقیده و بیان و... ‏پایبند هستند و همه این‌ها مجموعا باعث قدرتمند شدن این وسایل می‌شوند. طبیعتا وسایل ارتباط جمعی ‏جدیدی که ما از آن‌ها تحت عنوان شبکه‌های اجتماعی یاد می‌کنیم تأثیر بیشتری دارند چرا؟ چون در کنار ‏اینکه نهاد هستند وجاهت قانونی دارند.
 
درواقع این قدرت را دارند که ارزش‌گذاری و ارزش آفرینی داشته ‏باشند؛ این جایگاه بسیار مهمی در جامعه است. واقعیت جوامع امروز این است که این نهاد‌ها را سایر نهاد‌های ‏جامعه به رسمیت می‌شناسند. توییتر و فیس‌بوک برخلاف رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سازمان‌های رسانه‌ای ‏که وابسته به یک هیأت‌مدیره‌ای هستند، قدرتشان را از مردم می‌گیرند. واقعیت این است که مردم در توییتر ‏و فیس‌بوک کاربر‌ند، خودشان ارزش‌آفرین و هنجارسازند. مردم در این شبکه‌ها می‌توانند اظهارنظر و عقیده ‏داشته باشند.
 
مسلما توییتر در دنیا و ازجمله ایران دارای قدرت است. قدرتی که از نهاد بودن می‌گیرد و در ‏پشت خود قانون را می‌بیند. مردم به واسطه این وسایل این قدرت را پیدا می‌کنند که نظر و عقایدشان را ‏بازگو کنند. این اقتدار زمانی هم روبه افزونی می‌گذارد، چون زمانی که ما نگاه می‌کنیم به رسانه‌های رسمی ‏کشور مثل تلویزیون و مطبوعات می‌بینیم که به لحاظ جایگاه قانونی، فعالیت، سابقه تاریخی و رژیم قانونی ‏در موقعیت‌های تضعیف‌شده قرار دارند. توییتر هم از این اقتدار برخوردار است. درواقع فضای بازی را در اختیار ‏مردم قرار می‌دهد تا بتوانند نظر خود را بیان و عقاید افراد دیگر را دنبال کنند.

حمایت از حقوق کودکان با هشتگ‌های توییتری ‏
طیبه سیاوشی، نماینده تهران و عضو فراکسیون زنان ایرانی یکی از کسانی است که در حساب توییتری‌اش بار‌ها درباره مسائل مربوط به کودکان و البته زنان و روند تصویب لوایح و طرح‌های درحال ‏تصویب می‌نویسد.
 
او اردیبهشت امسال و بعد از این‌که در چهاردهم و پانزدهم اردیبهشت، کاربران ‏توییتر با هشتگ #کودک_آزاری، درباره لزوم به تصویب رسیدن لایحه حمایت از حقوق کودکان ‏ونوجوانان توییت و آن را به یکی از ترند‌های جهانی تبدیل کردند، دراین‌باره نوشت: «لایحه حمایت ‏از حقوق کودکان و نوجوانان مراحل پایانى ادارى راطى مى‌کند و به زودى در دستور کار صحن علنى ‏مجلس قرار خواهد گرفت، البته فراکسیون زنان به محض چاپ لایحه، درخواست تغییر دستور صحن و ‏اولویت بررسی لایحه را خواهد داد.
 
امیدوارم تصویب این لایحه قدمى رو به جلو در جهت کاهش کودک ‏آزارى باشد.» کاربران توییتر در اردیبهشت امسال دراین‌باره این طور نوشتند: «هیچ خبری دردناک‌تر ‏از آزار و اذیت کودکان نیست؛ کودکانی که بی‌دفاع‌ترین هستن. / هیچ قانونی در ایران برای مقابله با ‏‏#کودک_آزاری وجود ندارد مخصوصا وقتی کودک‌آزار والدین کودک باشند. / ١٠‌سال است که لایحه ‏حمایت از کودکان از #مجلس به #شورای_نگهبان می‌رود و برمی‌گردد.
 
بیشترین تماس‌های سال گذشته ‏با اورژانس اجتماعی مربوط به #کودک_آزاری است. تنها در ۶ ماه نخست پارسال، ۱۶هزار کودک ‏آزاری به اورژانس اجتماعی داده شد. / براساس آمار، بیشترین موارد #کودک_‌آزاری (۴۲ درصد) از ‏سوی افراد خانواده رخ می‌دهد و حدود ۳۹‌درصد از کودک‌آزاری‌ها در محیط خارج از خانواده رقم ‏خورده است؛ یعنی عامل حدود ۴۲‌درصد از کودک‌آزاری‌ها والدین و اعضای اصلی خانواده‌اند.»
 
‏ این لایحه ١٠‌سال بود که به مجلس رفته و در ادوار مختلف به بهانه‌های مختلف کنار گذاشته شده ‏بود. قوه قضائیه این لایحه را ٢٢ اردیبهشت ٨٨ در قالب ٥٤ ماده تقدیم دولت کرد، لایحه‌ای که ‏می‎بایست تحولی جدی در بحث حقوق کودک ارایه کند‎. ‎‏ پس از ارسال لایحه حمایت از حقوق کودکان و ‏نوجوانان به دولت، مواد این لایحه به ٤٩ ماده کاهش یافت و در ١٠ مرداد ١٣٩٠ در کمیسیون لوایح ‏دولت دهم به تصویب رسید و در ٢٨ آبان همان سال، به مجلس ارسال شد‎. ‎‏
 
سال ٩٢ این لایحه به ‏کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس ارسال شد و کمیسیون آن را به کمیته حقوق خصوصی ارجاع داد تا در ‏این کمیته مورد بحث و بررسی قرار گیرد. درنهایت کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس پس از بررسی‌‏های کارشناسی و برگزاری جلسات متعدد این لایحه را تصویب کرد و به صحن علنی مجلس فرستاد. دوم ‏مرداد امسال و با بیشتر شدن فشار‌های افکار عمومی، فعالان حقوق کودکان و بعضی نمایندگان مجلس، ‏این لایحه در صحن مجلس تصویب شد.