روزبه بمانی؛ پایان خوشِ ترس از خواندن
آلبوم «کجا باید برم» در صدر پرفروش‌های بیپ تونز
کد خبر: ۶۳۷۷۹
بازدید: ۸۰۰
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۱
«کجا باید برم» در صدر پرفروش‌ترین‌های این ‏سایت است و آلبوم‌های جدید همایون شجریان و محسن چاوشی بعد از این آلبوم قرار دارند؛ اتفاقی که تنها ‏یک هفته بعد از انتشار آلبوم روزبه بمانی، نویدبخش آینده روشنی برای او در فصل جدیدی از زندگی ‏کاری‌اش است.
روزبه بمانی؛ پایان خوشِ ترس از خواندن
 
نیره خادمی| این‌بار هم تفکر روزبه بمانی و هم صدای او در آلبوم «کجا باید برم» جاری است. ظاهرا او دیگر ‏‏ «ترس از خواندن» را کنار گذاشته و بعد از تمام سال‌هایی که برای خوانندگان خوبی مثل کاوه یغمایی، محمد ‏اصفهانی، رضا یزدانی، محسن چاوشی و تنی چند از آن‌ور آبی‌ها ترانه ساخته، با انتشار این آلبوم خود ‏را به‌عنوان خواننده جدی معرفی کرده است. ‏بمانی همان ترانه‌سرای محبوب ٤٠ساله‌ای است که بار‌ها لقب بهترین ترانه‌سرای سال را کسب کرد.
 
او ‏این روز‌ها رکورد‌های تازه‌ای برای فتح کردن دارد؛ کسی که به گواه خودش «خوانندگی را دوست ندارد»، اما ‏سال‌های زیادی را زیر سایه ترانه سرایی در «بی‌اسمی» به سر برد. «بالاخره بعد از چند‌سال آلبوم اولم آماده ‏شد. آلبومى که مى‌تونست چندین‌سال پیش منتشر شه نه در آستانه چهل سالگی‌ام اگه این همه سال از عمرم ‏به بى‌اسمى نمى‌رفت. بگذریم...» این‌ها جملاتی است که او همزمان با انتشار آلبوم خود نوشت. ‏

‏ «کجا باید برم» جزو پرفروش‌ها ‏
اینکه آلبوم روزبه بمانی چقدر توانسته است نظر مخاطبان را به خود جلب کند را می‌توان از رتبه آن در بیپ ‏تونز یکی از سایت‌های رسمی فروش آنلاین موسیقی فهمید. «کجا باید برم» در صدر پرفروش‌ترین‌های این ‏سایت است و آلبوم‌های جدید همایون شجریان و محسن چاوشی بعد از این آلبوم قرار دارند؛ اتفاقی که تنها ‏یک هفته بعد از انتشار آلبوم روزبه بمانی، نویدبخش آینده روشنی برای او در فصل جدیدی از زندگی ‏کاری‌اش است.
 
‏آشنایی روزبه بمانی با زیر شاخه‌های مختلف هنری ازجمله موسیقی، تئاتر، نویسندگی و ترانه سرایی و ‏کارکردن در این حوزه‌ها یکی از خصوصیات اصلی او است. بمانی‌سال ۱۳۸۵ ترانه منو زیر سایه خودت بگیر ‏را با همکاری نیما مسیحا و مهدی یراحی اجرا کرد و بعد آرام حضور خود را جدی کرد تا همین حالا. در ‏سال ۱۳۸۶ تیتراژ برنامه شب شیشه‌ای را با ترانه‌ای از خودش اجرا کرد. پس از زلزله‌سال ۱۳۹۱ آذربایجان ‏دکلمه آوار و بعد تیتراژ فیلم‌های لاتاری، بدون تاریخ بدون امضا، اسرافیل و سریال سر دلبران را خواند. ‏

کاراکتر آرتیستیک «بمانی» ‏
«کجا باید برم» توانسته است مورد استقبال خریداران محصولات موسیقی باشد، اما برای فهمیدن ‏اینکه روزبه بمانی و آلبوم جدیدش در چه سطحی از موسیقی قرار دارند، اجازه بدهید، سراغ چند تن از ‏کارشناسان و فعالان عرصه موسیقی برویم:

میثم یوسفی| «روزبه از ١٥‌سال پیش دوست داشت بخواند، خوشحالم که بالاخره آلبوم خود را منتشر کرد. ‏‏ «کجا باید برم» کیفیت خوبی دارد و به روز است، ضمن این‌که روزبه صدای دلنشینی هم دارد. آلبوم، عاشقانه ‏تلخی برای پاییز است و این موضوع جذابیت آن را بیشتر می‌کند، اما تنها یک ایراد فنی دارد که خیلی هم به ‏روزبه ربطی ندارد؛ میکس‌ها و مستر‌ها متفاوت است و سطح صدا‌ها یکی نیست. چقدر خوب شد که این بار ‏روزبه، خودش ترانه‌هایش را خواند، چون اگر کس دیگری آن‌ها را می‌خواند باز هم باعث شهرت فرد دیگری ‏می‌شد؛ اتفاقی که بار‌ها افتاده است. خیلی‌ها صدای روزبه را در کنسرت دارکوب شنیدند و استقبال زیادی ‏هم از او شد. بمانی همیشه برای ترانه‌هایش استراتژی داشت، موفق هم بود و به نظر می‌رسد در عرصه ‏موسیقی هم اتفاقات خوبی را برای آینده‌اش رقم بزند.» ‏

آرش نصیری| «روزبه سال‌ها برای بهترین آهنگسازان ترانه ساخت و با خیلی برند‌ها کار کرد، حالا هم در این ‏آلبوم توانسته کار خوبی ارایه دهد. روزبه اگرچه صدای گرمی دارد، اما بیشتر به دلیل کاراکتر خاص و ویژگی‌‏های آرتیستیکی که دارد موفق است. او جاه‌طلبی مثبتی دارد که باعث می‌شود بعد از تئاتر و ترانه‌سرایی سراغ ‏خوانندگی برود. ترانه‌سرایی برای پله آخر نبود وگرنه در آن حوزه یک برند مهم بود. معتقدم همه این ‏ویژگی‌ها یک جا جمع می‌شود تا فردی تبدیل به کاراکتر شود. از قبل مشخص بود که روزبه برای آینده ‏هدف گذاری کرده و پله پله جلو می‌رود، ترانه سرایی، تئاتر، یک کار مشترک همکاری با دارکوب، خواندن ‏تیتراژ چند فیلم و بعد انتشار آلبوم. آدم‌هایی مثل او بخوانند خیلی بهتر است از کسانی که برای تبلیغات ‏صرف می‌خوانند و با انتخاب‌های غلط ذایقه مردم را تغییر می‌دهند. ‏

امیر بهاری| «وقتی یک‌نفر از حرفه دیگری به خوانندگی روی می‌آورد، بیشترین چالشی که دارد این است که بگویند بهتر بود کار خودش را انجام می‌داد که به نظر خیلی منطقی نیست. روزبه بمانی خیلی توجه‌اش به این موضوع بوده و تلاش کرده است که توانایی خوانندگی خود را اثبات کند. این تلاش باعث شده است محافظه‌کارانه پیش برود و سعی کند تحریر و تکنیک‌ها درست اجرا کند، بنابراین کاراکتر ویژه‌ای در صدای او نمی‌بینیم. درباره ماندگاری اگر بخواهیم صحبت کنیم، مهمترین قاضی زمان است. چیزی که قرار است ماندگار باشد، می‌ماند و نیازی به تفسیر کسی ندارد، اما بعید می‌دانم این آلبوم کار ماندگاری باشد. تمرکز خیلی زیاد او روی اشعار و کلمات باعث شده است که وجه موسیقایی آن آسیب ببیند. دقیقا همان پیش‌بینی می‌شود که از یک ترانه‌سرا انتظار داشت. ادای دقیق کلمات به قدری برای روزبه مهم بوده که به ملودی‌پردازی و ریتم‌سازی توجه نشده است. آهنگساز فضایی ساخته است که شعر‌ها در آن واضح به نظر بیایند و موسیقی بیشتر همراهی‌کننده است.»