لفت در آستانه یلدا!

Faradeed

لفت در آستانه یلدا!

مادربزرگ داخل گروه با حروف چپ‌وچوله‌ای که به سختی تایپ کرده دستور صاحبخانه را تأیید می‌کند. پشت‌بندش خاله‌بزرگه با فرستادن دو هزار استیکر قلب و گل سرخ و انار دانه‌شده به حرف مادربزرگ واکنش نشان می‌دهد. دایی‌جان‌بزرگه همین‌جا فرصت را مغتنم می‌شمرد و ضمن تعریف خاطراتی از گذشته‌ها که خیلی خوب و گل‌وبلبل بود و مهربانی و عشق در آن موج می‌زد، امیدوار است که پسرش که در داخل گروه است متوجه ارزش سنت‌ها و گرمی خانواده شود و خبر مرگش این شب یلدا به‌جای سرکردن با دوستانش به میهمانی خانوادگی بیاید.
کد خبر: ۶۵۶۵۵
بازدید : ۲۰۴
۲۷ آذر ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۴
نویسنده:گیتی صفرزاده
لفت در آستانه یلدا!گیتی صفرزاده| این روز‌ها دیگر کمتر کسی هست که یکی از برنامه‌های ارتباطی شبکه مجازی را داخل گوشی هوشمندش نداشته باشد. شما هرچقدر هم با تکنولوژی مسئله داشته باشید و چک‌کردن لحظه‌به‌لحظه گوشی توی کتتان نرود و موقع کار با این دستگاه بی‌صاحاب مجبور باشید انگشت اشاره‌تان را مثل کلنگ روی صفحه‌اش بکوبید، باز حداقل عضو یکی از این شبکه‌ها هستید.
 
بسیار محتمل است که همین هفته در یکی از این شبکه‌ها که اعضای خانواده و دوستان در آن هستند شما را به شب‌نشینی میهمانی یلدا در آخر هفته دعوت کرده باشند. هنوز پیغام‌های تشکر و قربانتان برویم و افتادید توی زحمت تمام نشده، می‌بینید که صاحبخانه همان‌جا به‌طور قاطع و صریحی می‌گوید وقتی می‌آیید گوشی همراهتان را از جیبتان درنیاورید و اگر درآوردید هی با آن ور نروید و آگاه باشید که اگر ور رفتید دودمان خانواده و لذت دیدار چهره‌به‌چهره و لیاقت نزدیکی به قلب‌ها را به باد داده‌اید.
 
مادربزرگ داخل گروه با حروف چپ‌وچوله‌ای که به سختی تایپ کرده دستور صاحبخانه را تأیید می‌کند. پشت‌بندش خاله‌بزرگه با فرستادن دو هزار استیکر قلب و گل سرخ و انار دانه‌شده به حرف مادربزرگ واکنش نشان می‌دهد. دایی‌جان‌بزرگه همین‌جا فرصت را مغتنم می‌شمرد و ضمن تعریف خاطراتی از گذشته‌ها که خیلی خوب و گل‌وبلبل بود و مهربانی و عشق در آن موج می‌زد، امیدوار است که پسرش که در داخل گروه است متوجه ارزش سنت‌ها و گرمی خانواده شود و خبر مرگش این شب یلدا به‌جای سرکردن با دوستانش به میهمانی خانوادگی بیاید.
 
خاله کوچک که عقیده دارد داداشش حیف شده و هرچه از زندگی می‌کشد بابت زن ناسازش است، با گذاشتن چندین بیت جان‌سوز که مخلوطی از حافظ و نزار قبانی و لئونارد کوهن است، بدعهدی یار و نامرادی چرخ گردون و اهمیت خام‌گیاه‌خواری در رسیدن به خوشبختی را یادآوری می‌کند.
 
دایی کوچک که همین الان به داخل گروه رسیده و ضرورتی نمی‌بیند که به چت‌های قبلی نگاهی بیندازد و بفهمد سروته ماجرا کجاست، ضمن نثار بدوبیراه به پایه‌گذاران خام‌گیاه‌خواری، به خیال خودش نمک می‌ریزد و پیشنهاد می‌دهد شب یلدا به یک مرکز ورزشی بروند و دسته‌جمعی با حرکات یوگا و ماساژ صورت و آب‌درمانی این شب تیره را سحر کنند. عروس جدید خانواده که این حرف را متلک کت‌وکلفتی به شیوه زندگی خودش می‌داند، ضمن آرزوی روزگاری خوش برای عزیزان داخل گروه، لفت می‌دهد.

من که باور دارم این دنیای مجازی و اعضا و واکنش‌هایشان، آینه بی‌مثالی از جامعه واقعی و اعضا و رفتارهایشان هستند، چه‌بسا شفاف‌تر و تا این شب بلند به سحر برسد، چه بسیارند اهل وادی لفت!
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه