از غرفه‌ی نشرِ چشمه چه کتاب‌هایی بخریم؟

Faradeed

از غرفه‌ی نشرِ چشمه چه کتاب‌هایی بخریم؟

نشرِ چشمه یکی از چند غرفه‌ی شلوغی ست که حتی در ساعاتِ خلوتِ نمایشگاه هم آدم‌های زیادی جلوی پیشخوان اش ایستاده اند. این نشر برنامه‌های ویژه‌ای برای نمایشگاهِ امسال داشت و کتاب‌های زیادی را برای اولین بار در نمایشگاه رونمایی کرد.
کد خبر: ۶۹۶۱۹
بازدید : ۹۳۴۶
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۸:۲۶
از غرفه‌ی نشرِ چشمه چه کتاب‌هایی بخریم؟
 
میلاد حسینی| امسال نشرِ چشمه با سی عنوان کتابِ تازه به نمایشگاهِ کتاب آمد. هرچند بعضی کتاب‌ها به موقع نرسید و چند روزِ اول جای شان خالی بود، اما حالا دیگر عناوینِ نمایشگاهی کامل شده و کتاب‌ها در قفسه‌های خودشان جای گرفتند. یکی از مهم‌ترین آثار رمانِ «بیرونِ در» نوشته‌ی محمود دولت آبادی بود که چند روز پیش پرونده‌ای ویژه برای آن کار کردیم.

در حوزه‌ی ادبیات، چه داستان ایرانی و چه ادبیات جهان، نشرِ چشمه همیشه پیشنهاد‌هایی ویژه داشته برای مخاطبان و مدتی ست قفسه‌ی ناداستان یا روایتِ غیرداستانیِ این نشر جانی تازه گرفته و امسال با کتابِ «حرف بزن، خاطره» نوشته‌ی ولادیمیر نابوکوف به نمایشگاه آمده. کتابِ «حرف بزن، خاطره!» احتمالا مخاطبانِ نابوکوف را غافل گیر می‌کند.
 
چراکه در زنده گی نامه‌ی شخصی هم نویسنده شبیهِ رمان های اش خواننده را درگیرِ ظرافتِ متن و پیچیده گیِ روایت می‌کند. نابوکوف لایه لایه خاطرات را کنار می‌زند تا به تکه‌هایی پراکنده، اما مهمِ زنده گی و گذشته اش برسد و این زنده گی نامه ای ست که بیش‌تر از سرگذشت، فُرمِ روایت و درگیریِ همیشه گیِ نوشته با زبان و کلمات برای مخاطب جذاب است.

شیوه‌ی نابوکوف در نوشتنِ «حرف بزن، خاطره!» این است که چیز‌هایی دور افتاده در زنده گی شخصی و ذهن اش را مسیری برای رسیدن به موضوع بدل کند. پس از پیدا کردنِ موضوع، طیِ مرورِ یک خاطره یا شخص، طرحِ ذهنی اش را گسترش می‌دهد و حادثه‌ی اولیه را به مسیری تازه هدایت می‌کند. اما جدا از فرمِ بدیعِ رمان نباید فراموش کرد که همه چیز در روشِ نابوکوف برای به‌یاد‌آوری خلاصه نمی‌شود.
 
او تجربه‌های شخصی و زنده گیِ مهمی دارد که این تودرتوییِ مسیر‌های روایت، خواننده را خسته نمی‌کند و هر بار در هر مسیر، فضایی تازه از گذشته پیشِ روی مخاطب گذاشته می‌شود. خواننده با دنبال کردنِ موضوعات و ذهنِ پُر پیچ وتابِ نویسنده هم زمان چند موضوع را دنبال می‌کند و می‌تواند لذت ببرد از ترکیبِ شیوه‌های یادآوری معماگونه‌ی ذهنی که شیفته‌ی معما بود.

دیگر پیشنهادِ سازندگی از تازه‌های نشرِ چشمه رمانی از ژان پل سارتر است. تعلیق دربردارنده‌ی احساس بلاتکلیفی و نادانی در کنار خواستن و نتوانستن است؛ عذابی است که قهرمان با اراده‌ی خویش می‌پذیرد تا مسئولیت اعمالش را بر عهده بگیرد؛ آزادی آن گونه که سارتر در نظر داشت راهی ساده و دم دست نیست بلکه فرآیندی است که فقط با نابودی زندگی حاصل می‌شود؛ ماتیو نیز که زندگی خویش را در پاریس رها می‌کند تا به چکسلواکی برود و با نازی‌ها بجنگد (۱۹۳۸) در هتلی گرفتار می‌شود و انتظار در چنبرش می‌گیرد؛ آن جا کاری جز حرف زدن با افرادی گوناگون که هر کدام با سرنوشت‌های مختلفی به آن رسیده اند در انتظارش نیست؛ هتل و مهمانانش در انتظارند و ملتهب؛ گاه خبر صلح می‌آید تا عده‌ای جشن بگیرند و گاه خبر از شعله ور شدن آتش جنگ می‌رسد تا عده‌ای دیگر جان بگیرند.
 
اما آنکه شرکت در جنگ برایش فقط رفع تکلیف نیست بلکه آزمون سخت آزادی اش است از هر دو به یکسان آزرده می‌شود؛ زندگی چیست و با آن چه باید کرد؟ از میانِ رمان‌های فارسی رمانِ استخوان است نوشته‌ی علی اکبر حیدری.
 
رمان استخوان بازتاب تلاش نسلی است که هویتی جعلی داشته است، با آن خوش بوده و از آن قصه‌ها و افسانه‌ها بافته است، اما حوادث روزگار دروغین بودن آن همه را عریان کرده است؛ کسانی می‌گریزند تا از این واقعیت دردناک در امان باشند، عده‌ای کتمان می‌کنند و دل به همان قصه‌ها می‌بندند و گروهی سر در پی حقیقت می‌گذارند و از پا می‌افتند

و پیشنهادِ پایانی یکی از رمان‌های مهمِ ادبیات جهان است. «مجوس» را از مهم‌ترین رمان‌های قرن بیستم می‌دانند. سال ۲۰۰۳ بی بی سی برای مشخص کردن محبوب‌ترین کتاب نزد انگلیسی‌ها یک نظر‌سنجی انجام داد که طی حدود دو سال نزدیک یک میلیون نفر رای دادند و درنهایت فهرستی صدتایی اعلام شد.
 
مجوس در این فهرست شصت و هفتمین عنوان کتاب شد. سال ۱۹۹۹ نیز مدرن لایبرری یک موسسه‌ی انتشاراتی آمریکایی متعلق به رندم هاوس دو فهرست صد تایی از بهترین کتاب‌های انگلیسی زبان قرن بیستم منتشر کرد که امروزه بسیار به آن‌ها ارجاع می‌شود.

کتاب‌های دیگری را هم می‌توان به این فهرست اضافه کرد و در زمینه‌ی سینمایی هم می‌توان به کتاب «تصویرها» اشاره کرد نوشته‌ی اینگمار برگمان با ترجمه‌ی گلی امامی.
 
منبع: سازندگی
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه