جنایات و مکافات روی صحنه

Faradeed

جنایات و مکافات روی صحنه

اثری که تمام غم و اندوه و حال تسلیم و رضای او را در این روز‌ها در مقابل بدبختی و مشقت منعکس می‌کند، رمان مشهور جنایت و مکافات است که در آن تأثیر تجربیات و کاوش‌های درونی و تلاش بی‌پایان او برای یافتن حقیقت زندگی به‌خوبی نمایان است.
کد خبر: ۷۰۵۱۷
بازدید : ۶۹۱۵
۱۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۵:۳۷
جنایات و مکافات روی صحنه
 
رضا آشفته| نمایش «جنایات و مکافات»، به کارگردانی رضا ثروتی، پس از تعطیلات عید فطر و روز یکشنبه، ۱۹ خرداد، در تالار وحدت آغاز شده است. نمایشی که سومین همکاری بابک حمیدیان و رضا ثروتی است و او این‌بار در نقش راسکولْنیکُف به صحنه می‌رود.
 
این نمایش بر اساس رمان فئودور داستایفسکی، جدیدترین اثر رضا ثروتی به‌عنوان نویسنده، طراح و کارگردان است که افزون بر بابک حمیدیان، آتیلا پسیانی، طناز طباطبایی، مهدی سلطانی، مینا ساداتی، پیام دهکردی، پانته‌آ پناهی‌ها، اصغر پیران و بهناز جعفری در آن ایفای نقش می‌کنند؛ گروهی از بازیگران ممتاز و برجسته تئاتری که برخی از آنان در سینما و تلویزیون نیز از جایگاه معتبری برخوردارند.

حمیدیان و راسکولنیکف
راسکولنیکف دانشجویی است که ناخواسته مرتکب قتلی شده، از آن پس دچار اختلالات روانی می‌شود، در نهایت خود را تسلیم پلیس می‌کند و این نقشی است که بنابر پیشینه بازی حمیدیان (تهران، ۱۳۵۹) می‌تواند مناسب شیوه بازیگری‌اش باشد. او فارغ‌التحصیل رشته نمایش با گرایش طراحی صحنه از دانشگاه آزاد اسلامی است.
 
با آنکه طراحی صحنه خوانده، اما فقط به‌عنوان بازیگر در تئاتر فعال بوده و به مراتب بالاتر این هنر رسیده است. این سومین همکاری بابک حمیدیان و رضا ثروتی پس از دو نمایش برگزیده بخش بین‌الملل جشنواره تئاتر فجر؛ «ویتسک» و «مکبث» است که بابک حمیدیان با ایفای نقش مکبث به‌عنوان بازیگر برگزیده سال انتخاب شد.
 
او در سال ۸۹ نمایش مکبث و در سال ۹۱ ویتسک را بازی کرد و جایزه اول بهترین بازیگری سال ۱۳۹۱ را برای نمایش ویتسک از جشن خانه تئاتر دریافت کرد. همچنین پس از آن در نمایش‌های «خانه سربی»، کار علی نرگس‌نژاد در سال ۹۲، «مرثیه‌ای برای کتاب‌سوزی‌ها»، کار علی اتحاد در سال ۹۳ و «می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد»، کار همایون غنی‌زاده در سال ۹۵ بازی کرد. رضا ثروتی (۱۳۶۲، تهران) تاکنون در مقام نویسنده، طراح، کارگردان، دراماتورژ و کرئوگرافر در تئاتر از سال ۸۲ فعالیت کرده است.
 
او دارای مدرک کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه آزاد تنکابن و کارشناسی‌ارشد کارگردانی از دانشگاه تربیت‌مدرس است. در دوره دانشجویی این فعالیت‌ها را پشت‌سر گذاشته است: کارگردانی نمایش‌های «مالون می‌میرد»، «کسوف»، «تأثیر صدای زوزه باد»، «سنگفرش»، «استنطاق»، «از خاکستر به خاکستر»، «ازپانیفتاده» و «مکبث».
 
همچنین او در این دوران نویسندگی و دراماتورژی نمایش‌های «تأثیر صدای زوزه باد»، «ازپانیفتاده»، «هاراگیری به سبک ایرانی» و «گم بست» را انجام داده است. شاید بشود نمایش «ازپانیفتاده» با نویسندگی و کارگردانی ثروتی در سالن اصلی تالار مولوی، تیر و خرداد ۱۳۸۶ را نخستین تجربه حرفه ای‌اش در نظر گرفت، اما باید «مکبث» را هم مهم‌ترین اجرای حرفه ای‌اش دانست که او را به شهرت و اعتبار دنباله دار در تئاتر رساند.
 
او تاکنون موفق به اجرای نمایش‌های «مکبث» و «عجایب‌المخلوقات» در شهر‌های آمستردام (هلند)، باتومی، تفلیس، پوتی، چیاتورا (گرجستان)، تورینو و بلونیا (ایتالیا) شده است. ثروتی در دوران دانشجویی موفق به کسب دو عنوان دانشجوی برگزیده سال در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد تنکابن و تقدیر و لوح سپاس به‌عنوان دانشجوی نخبه در مقطع کارشناسی‌ارشد از دانشگاه تربیت‌مدرس شد.
 
همچنین «ازپانیفتاده» نویسنده و کارگردان برگزیده دهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران، نویسنده و کارگردان برگزیده جشنواره منطقه‌ای مشهد و نویسنده و کارگردان برگزیده جشنواره ترنج مازندران شد.

او برای اجرای مکبث نیز کارگردان برگزیده دوازدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران شد. این دو نمایش برای اجرای عمومی به مرکز هنر‌های نمایشی معرفی شدند. نمایش «مکبث» سال ۸۸ در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شرکت کرد و جایزه هیئت داوران جشنواره را برد و پس از آن در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر به اجرای عمومی درآمد و پرفروش‌ترین کار این سالن شد.
 
او همچنین برنده جایزه ویژه هیئت داوران برای طراحی و کارگردانی نمایش «عجایب‌المخلوقات» به‌خاطر اجرائی منسجم و هماهنگ از بیست‌ونهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شد و عنوان اجرای برگزیده جشنواره و برنده جایزه ویژه هیئت داوران برای کارگردانی نمایش «ویتسک» را به دست آورده است.
 
نمایش «عجایب المخلوقات» نیز در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر برگزیده شد و اجرای عمومی آن از اسفند ۸۹ آغاز شد و قرار بود که گروه فروردین و اردیبهشت ۹۰ نیز اجرای خود را ادامه دهد؛ اما بعد از چند اجرا متوجه بیماری مجید بهرامی شدند و اجرای «عجایب المخلوقات» را متوقف کردند و قرار گذاشتند که تا برگشتن مجید بهرامی صبر کنند که این موضوع سال ۹۱ پیش از فوت مجید بهرامی در تالار سمندریان محقق شد.
 
بعد هم ثروتی «فهرست مردگان» را در سال ۹۴ تولید و اجرا کرد که این سه تولید بیشترین هیاهو و حواشی را به دنبال داشتند که اگر رضا ثروتی کوتاه نمی‌آمد، معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظارش باشد. «ویتسک» با طراحی صحنه‌اش و همچنین حذف نام دراماتورژ و مترجمش بسیار پر‌سر‌و‌صدا شد که البته تا حدی هم در آن شرایط رضا ثروتی مجبور بود که نامی از شادروان نازنین دیهیمی نبرد.
 
او «تن شوری» را در سال ۸۷ اجرا کرد. تن شوری نمایشی است دیالوگ‌محور که در کنار «اتاق ورونیکا» می‌توانند نوع دیگری از شیوه اجرائی رضا ثروتی را پیش‌رویمان قرار بدهند که کمتر کسی از این دو نمایش دلخور بوده است یا کمتر توانسته‌اند به او انگ برداشت و الگوبرداری از این و آن را بزنند. هرچند که خودش هم در بروشور گفته که «تن شوری» برداشتی آزاد از یک سریال تلویزیونی اینگمار برگمان سوئدی است.

جنایت و مکافات
داستان دانشجویی به نام راسکولْنیکُف را روایت می‌کند که به خاطر اصول مرتکب قتل می‌شود. بنا بر انگیزه‌های پیچیده‌ای که حتی خود او از تحلیل‌شان عاجز است، زن رباخواری را همراه با خواهرش که غیرمنتظره به هنگام وقوع قتل در صحنه حاضر می‌شود، می‌کُشد و پس از قتل خود را ناتوان از خرج‌کردن پول و جواهراتی که برداشته می‌بیند و آن‌ها را پنهان می‌کند.
 
بعد از چند روز بیماری و بستری‌شدن در خانه راسکولنیکف هرکس را که می‌بیند، می‌پندارد به او مظنون است و با این افکار کارش به جنون می‌رسد. در‌این‌بین او عاشق سونیا، دختری که به خاطر مشکلات مالی خانواده‌اش دست به تن‌فروشی زده بود، می‌شود. داستایفسکی این رابطه را به نشانه مِهر خداوندی به انسان خطاکار دانسته است و همان عشق، نیروی رستگاری‌بخش است.
 
البته راسکولنیکف بعد از اقرار به گناه و زندانی‌شدن در سیبری به این حقیقت رسید. در ۱۸۶۳ ابتدا زن داستایفسکی و پس از یک سال دیگر میخائیل، یگانه برادر دلبندش، از این جهان چشم بستند و او را در مقابل گرفتاری‌های مادی و معنوی گوناگون یکه و تنها گذاشتند.
 
داستایفسکی این دوره از زندگی را یکی از دشوارترین ایام عمر خود می‌شمرد. بی‌ثباتی و دو‌رنگی دوستان نیز بر مصیبت‌های او می‌افزود. به‌ناچار مجله هنگام تعطیل شد و داستایفسکی برای سرگرمی، تمام خود را وقت کار‌های خلاقه ادبی کرد. از این پس هنر مایه زندگی او شد؛ زیرا نویسندگی، هم موجب سرگرمی و تسلی اعصابش می‌شد و هم تنها وسیله امرار معاشش بود.
 
اثری که تمام غم و اندوه و حال تسلیم و رضای او را در این روز‌ها در مقابل بدبختی و مشقت منعکس می‌کند، رمان مشهور جنایت و مکافات است که در آن تأثیر تجربیات و کاوش‌های درونی و تلاش بی‌پایان او برای یافتن حقیقت زندگی به‌خوبی نمایان است. این اثر نام او را به‌عنوان نویسنده زبردستی که استعداد روانکاوی دقیق و نظری تیزبین و دوراندیش دارد، معروف کرد. (مقدمه کتاب جنایت و مکافات، ترجمه مهری آهی – صفحه ۸).
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه