یک حقیقت شرم‌آور: آمریکا با کمک «هیولا‌های نازی» انسان را به ماه فرستاد

Faradeed

یک حقیقت شرم‌آور: آمریکا با کمک «هیولا‌های نازی» انسان را به ماه فرستاد

افسران دانشمند نازی در فرستادن نخستین انسان به ماه به آمریکا کمک کردند. این افسران جنایتکاران جنگی بودند که در پروژه آپولو با آمریکا همکاری کردند، اما هرگز به جنایات آن‌ها در جنگ دوم جهانی و کشتار جمعی کارگران کارخانه ساخت موشک وی-۲ در آلمان اشاره‌ای نشد. «بعضی وقت‌ها یک جرثقیل برقی ۱۲ زندانی را بلند می‌کرد؛ در حالیکه دست‌هایشان از پشت بسته شده بود و یک قطعه چوپ در دهانشان چپانده بودند که مبادا فریاد بزنند. هر روز ۱۰۰ نفر به دلیل خستگی مفرط، گرسنگی و بیماری در کارخانه موشک وی-۲ در آلمان جان می‌دادند.»
کد خبر: ۷۱۷۵۵
بازدید : ۱۰۴۶۷
۰۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۲۷
نویسنده:تام پاور
 
فرود نخستین انسان به ماه.
 
فرادید| ایوس بِئون، که ۵۰ سال پیش از تلویزیون خانه‌اش در پاریس مشغول تماشای فرود انسان به ماه بود؛ به‌سختی می‌توانست جلوی احساساتش را بگیرد.

ده‌ها دانشمند و مهندس با پیراهن‌های سفید در مرکز مراقبت مأموریت آپولو در هوستونِ تگزاس بودند، درحالیکه درست زیر پاهایشان تعداد زیادی پرچم در هوا موج می‌زد و آمریکایی‌های وطن‌پرست به مناسبت این پیروزی، که اعتبار و حیثت کشورشان را ارتقاء داده بود، خوشحالی می‌کردند.

اما بِئون، قهرمان مقاومت فرانسه، آن شب به صفحه تلویزیون و آنچه در حال تماشایش بود ناسزا می‌گفت و اگر زنده بود و مستند‌هایی را می‌دید که دهه‌ها بعد از این اتفاق، بار‌ها فیلم «جهشی بزرگ برای بشریتِ» نیل آرمسترانگ را تکرار می‌کردند، برق از سرش می‌پرید.

در میان شادی‌های نیم‌قرن پیش، هیچ‌کس حاضر نبود با اشاره به اینکه دانشمندان آمریکایی در این پروژه از کمک بزرگی برخوردار بوده‌اند؛ یا اینکه فرود به ماه، در حقیقت، ایدۀ دانشمندان آلمانی به هدایت «وِرنهِر وُن بران»، «کِرت دِبیوس» و «آرتور رادولف» بوده است؛ یا اینکه هر سۀ این دانشمندان اعضای حزب نازی، جنایتکاران جنگی و قاتلین کشتار جمعی بودند، دردسر ایجاد کند.
تام پاور نویسنده کتاب «توطئه گیره کاغذ» می گوید، آمریکایی ها به کمک آلمانی های نازی به ماه سفر کردند.

فیلمِ سال ۱۹۶۹ سه دانشمندِ آلمانی که در میان اتاق کنترل هوستون یکدیگر را در آغوش کشیده بودند هرگز برای مخاطبان تلویزیون در جهان پخش نشد – و حتی در مستند‌ها و جشن‌هایی که به مناسبت ۵۰ امین سالگرد این رویداد در سال ۲۰۱۹ برگزار شد نیز به آن اشاره‌ای نشد.

این حقیقت که بیش از ۱۳۰ دانشمند آلمانی برای پروژه فرود به ماه آپولو ۱۱ استخدام شده بودند، به‌راحتی در زمان اجرای مأموریت نادیده گرفته شد و تعجبی هم ندارد. این مردان کهنه‌سربازان برنامۀ بدنام ساخت راکت‌های وی-۲ بودند؛ همان سلاح‌های مخفی که هیتلر باور داشت لندن را نابود می‌کنند و آلمان را در جنگ دوم جهانی نجات می‌دهند.

بیشتر بخوانید:
 
 

بئون در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۸۶ گفت: «همه فراموش کردند که این نازی‌ها با ساخت موشک چه جهنمی به‌پا کردند. دنیا فراموش کرد ۲۰۰۰۰ مرد بی‌گناه توسط این آلمانی‌ها کشته شدند».

این فراموشی تا امروز هم ادامه دارد و به نظر از آن استقبال می‌شود. به‌طور مثال، چرا ۵۰ سال پیش شبکه خبری بی بی سی از نمایش مجدد مستند تلویزیونی من به نام «توطئه گیره‌کاغذی» که در سال ۱۹۸۷ ساختمش، خودداری کرد؟ زیرا این مستند به جرائم شوک‌آوری که تیم «وُن بران» مرتکب شده بود و توطئه‌هایی که برای سرپوش گذاشتن بر دشمنی‌های آن‌ها انجام شده بود، اشاره می‌کرد.

شبکه بی بی سی یک سؤال بنیادی را نیز هنوز پاسخ نداده است: بهایی که وجدان و اخلاق برای این «جهش بزرگ بشریت» پرداخت کرد، چقدر بود؟
 
اعدام در کارخانه وی-۲

دنیا تاریخ حقیقی برنامه آپولو را می‌داند؛ زیرا افرادی مانند بئون، کارگران برده‌ای که در سال ۱۹۴۵ از کارخانۀ زیرزمینی مهندسان هیتلر، که برای ساخت موشک وی-۲ مهیا شده بود، بیرون آمدند، درباره آن صحبت کردند.
افسر ارتش اس اس، هیملر، در‌حدود ۶۰۰۰۰ اروپایی را در خط تولید این کارخانه که در پای کوه‌هایی در مرکز آلمان در نوردهاسن قرار داشت، به خدمت اجباری گرفت. تعداد نجات یافتگان این کارخانه بسیار اندک‌اند.

بئون خاطرات مشخصی از آرتور رادولف، مدیر تولید ۳۷ سالۀ این کارخانه دارد؛ همو که ۱۷ سال بعد به سمت مدیر تولید پروژه آپولو در آمریکا نائل شد. بئون شیوۀ مدیریت رادولف در آلمان نازی را که بسیار متمایز بود به یاد داشت.
 
در مستندهای فرود انسان به سطح ماه اشاره ای به جنایات نازی هایی که در پروژه آپولو 11 مشارکت کردند، نمی شود.

او گفت: «اگر او شک می‌کرد کسی کار نمی‌کند، درست بالای خط تولید او را دار می‌زد و برای اینکه درس عبرتی باشد، جسدش برای چند رو بالای سر ما آویزان می‌ماند. هر هفته ده‌ها نفر به همین شکل کشته می‌شدند.»
«بعضی وقت‌ها یک جرثقیل برقی ۱۲ زندانی را بلند می‌کرد؛ در حالیکه دست‌هایشان از پشت بسته شده بود و یک قطعه چوپ در دهانشان چپانده بودند که مبادا فریاد بزنند. هر روز ۱۰۰ نفر به دلیل خستگی مفرط، گرسنگی و بیماری در این کارخانه جان می‌دادند.»

بئون به یاد می‌آورد که چطور «وُن براون، سرگرد اس اس، و سایر دانشمندان از کنارشان عبور می‌کردند بدون آنکه حتی به اجساد نگاه کنند، بدون اینکه اثری از احساس در چهره‌شان دیده شود.»
تیم ون براون، شامل رادولف که با او در سال ۱۹۸۷ مصاحبه کردم و به من گفت:: «۶ سال نخست هیتلر با‌شکوه بود. آن‌ها بهترین سال‌ها را در آلمان داشتند. همه خوشحال بودند»، همگی نازی‌های متعهد بودند.
 
تام پاور، نویسنده کتاب «توطئه گیره کاغذ» از جزئیات همکاری آلمانی های نازی با آمریکا می گوید.
تام پاور، نویسنده کتاب توطئه گیره کاغذ

نجات یافتن بئون از نوردهاسن یک معجزه بود. با نزدیک شدن آمریکایی‌ها، نگهبانان انتقام‌جوی اس اس در کارخانه قتل‌عام راه انداختند، اما بئون توانست خود را پنهان کند. در آن زمان ون براون و تیمش مکان را ترک کرده بودند، آن‌ها خوب محاسبه کرده بودند و در باواریا منتظر آمریکایی‌ها ماندند تا تخصص و توانمندی کارشناسی‌شان را در اختیارشان بگذارند.
ون براون بعد‌ها گفت که بسیار علاقمند بودند کارشان را ادامه دهند. او هرگز نمی‌خواست «مثل یک لیمو چلانده شود و بعد دور انداخته شود.»

اولین موشک وی-۲ در سپتامبر سال ۱۹۴۴ با لندن اصابت کرد. تا پایان جنگ، ۳۱۷۲ موشک با موفقیت پرتاب شدند، هزاران غیرنظامی را کشتند و هر گونه تردیدی درباره اینکه آلمانی‌ها خیلی زودتر از متفقین توانسته‌اند سلاح برجسته آینده را بسازند، از بین بردند.

بیشتر بخوانید:
 
 

در سال ۱۹۴۵، سربازان آمریکایی برای ضبط موشک‌های وی-۲ کامل شده و طرح‌های آن‌ها به سراسر آلمان اعزام شدند. در میان آن‌ها یک افسر ارشد ۱۸ ساله به نام رابرت استاوِر بود. استاوِر مهندس مکانیک بود که در ۱۱ آوریل سال ۱۹۴۵ به همراه ارتش آمریکا وارد کارخانه نوردهاسن شد.

او در مصاحبه‌ای که در سال ۱۹۸۶ انجام داد گفت: «وقتی ما رسیدیم، فنجان‌های آلمانی‌ها هنوز گرم بود». او پذیرفت که دیدن عظمت موشک‌های وی-۲ و چنین نوآوری مکانیکی‌ای چنان او را در حیرت فرو برد که صد‌ها جسدی را که در کارخانه بر زمین افتاده بود، نادیده گرفت.

در حدود ۱۰۰ موشک به «وایت سَند» در نیومکزیکو منتقل شد؛ اما آمریکایی‌ها برای آنکه بتوانند موشک‌های خودشان را تولید کنند نیاز داشتند تیم ون براون را هم با خود ببرند. آن‌ها باید پیش از روس‌ها به این تیم می‌رسیدند.
 
 
ون براون، دانشمند نازی خطرناک، با آمریکایی ها در فرستادن نخستین انسان به فضا همکاری کرد.
ون براون، دانشمند آلمان نازی.

استاوِر گفته بود: «آن‌ها نابغه‌هایی بودند که ۲۵ سال از ما جلوتر بودند. به من دستور داده شده بود که بهترین تیم موشکی تاریخ را با خود به آمریکا ببرم. من تصمیم گرفتم با این آلمانی‌ها درست مانند انسان‌هایی معمولی و کسانی که با نوع‌بشر مهربان هستند، رفتار کنند. در غیر‌اینصورت، با ما همکاری نمی‌کردند.»

وینستون چرچیل و فرانکلین دی. روزولت قول داده بودند جنایتکاران جنگی نازی را تعقیب و مجازات کنند، قول‌هایی که استاوِر و رؤسایش نادیده گرفتند.

سفر سّریِ انتقال دانشمندان از نوردهاسن به برنامه فضایی آپولوی آمریکا یک توطئه بود که با همکاری افسران ارتش آمریکا و تعدادی از اداره‌های مرتبط در واشنگتن انجام شد. در سپتامبر ۱۹۴۵، بعد از مذاکرۀ سریعی که بین استاوِر، افسران آمریکایی، ون براون و تعدادی از نیرو‌های ارشد همکارش انجام گرفت، آن‌ها به سمت اِل‌پاسو در تگزاس پرواز کردند.

قانون آمریکا اقامت دائمی نازی‌های جنایتکار را رد می‌کرد، بنابراین به آن‌ها اجازه داده شد که به‌طور «موقتی» برای چند ماه در آمریکا اقامت کنند. این برنامه بعد‌ها «عملیات گیره کاغذ» نام گرفت. بعدها، ۱۱۸ عضور دیگر از تیم براون از آلمان به آمریکا منتقل شدند.
چرچیل و روزولت قول داده بودند جنایتکاران آلمانی را در آمریکا نپذیرند اما در پروژه آپولو 11 از همکاری آن ها استفاده شد.
وینستون چرچیل

درحالیکه افرادی مانند ایوس بئون و سایر قربانیان نازی‌ها در تلاش بودند خودشان را در اروپای جنگ‌زده سرپا نگه دارند و روح و جسمشان به‌خاطر آثار جنگ از هم نباشد، ون براون و تیمش با دریافت حقوق ماهیانۀ ۷۵۰ دلار با غذای مجانی، محل اقامت مطلوب و دریافت خدمات بهداشتی سخاوتمندانه، زندگی مرفهی داشتند.

آزمایش روی خوکچه‌های انسانی

تخصص مهندسی، یگانه دانشی نبود که آمریکایی‌ها فاقدش بودند. آن‌ها اطلاعاتی درباره پزشکی هم می‌خواستند. طی یک عملیات موازی، افسران نیروی هوایی آمریکا به هدایت سرهنگ هری آرمسترانگ با دکتر هوبرتوس استراگهُلد، رئیس پزشکان نیروی هوایی آلمان، مذاکره کرد.

استراگهُلد و سایر دانشمندان برای محافظت از خلبانان ارتش نازی آلمان در هنگام پرواز در ارتفاعات بلند تکنیک‌های پیشرفته‌ای توسعه داده بودند.
 
پزشک آلمانی، استراگهلد، آزمایشات پزشکی را روی نمونه های انسانی در اردوگاه داخائو انجام داده بود.
استراگهلد، دانشمند نازی

طر‌ح‌های آلمان برای کابین تحت فشار خلبان، لباس‌های ضد‌جاذبه و ماسک‌های اکسیژن برای پیشگیری از بیهوشی بسیار پیشرفته‌تر از هر تکنولوژی دیگری بود که در آلمان یا بریتانیا وجود داشت – تعجبی هم نداشت؛ بالاخره آلمانی‌ها تکنولوژی خود را روی «خوکچه‌های انسانی» در اردوی داخائو آزمایش کرده بودند.

زندانیان توسط پزشکان در اتاق‌های بسیار شلوغ زندانی می‌شدند تا حدِ مقاومت و تاب‌آوری آن‌ها آزمایش شود. فیلم‌هایی وجود دارد که مرگ وحشتناک زندانیان را در این اتاق‌ها نشان می‌دهد.

در اوایل سال ۱۹۴۶، هری آرمسترانگ تصمیم گرفت جنایات پزشکان را نادیده بگیرد. درست مثل استاوِر، برای او هم مرگ مسئله‌ای نبود. اصول عدالت برای آن میلیون‌ها نفردی که در جنگ کشته شده بودند، نادیده گرفته شد.
آرمسترانگ به افسر دیگری گفته بود: «به‌هرحال این افراد دانشمند بودند»؛ بنابراین استراگهلد و ۳۷ متخصص آلمانی دیگر به «رایت فیلد»، یک پایگاه هوایی در اُهایو، منتقل شدند.

بیشتر بخوانید:
 

آرمسترانگ دو انگیزه داشت: کمک به پیشرفت پزشکی نیروی هوایی آمریکا، و همینطور محافظت از آلمانی‌ها، به عنوان جنایتکار جنگی، در مقابل پیگرد دادگاه‌های نظامی آمریکایی در نورنبرگ.

آرمسترانگ، با نهایت بصیرت، به پزشکان دستور داد روی موضوع چگونگی زنده ماندن انسان در فضا تمرکز کنند و در سال ۱۹۶۹ وقتی که نیل آرمسترانگ قدم در ماه گذاشت، استراگهُلد به عنوان یکی از قهرمانان این پروژه معرفی شد. هیچ‌کس در آن زمان درباره جنایات این مرد سؤالی نکرد.

بخشی از این وضعیت مدیون مهارت سرهنگ والتر روزاموس، افسر ارتش آمریکا بود که هدایت عملیات گیره‌کاغذ را در پنتاگون برعهده داشت. او فردی بود که قوانین آمریکا که حضور نازی‌ها در این کشور را منع می‌کرد، ماهرانه دور زد.

عملیات گیره کاغذ

تا سال ۱۹۴۶ دانشمندان آلمانی درخواست کردند با آن‌ها قرارداد‌های بلندمدت بسته شود و می‌خواستند بتوانند خانواده‌های خود را هم به آمریکا بیاورند. این‌درحالی بود که پرونده‌هایی که توسط ارتش آمریکا از آلمان به‌دست آمده بود، بیش از پیش وابستگی این دانشمندان به حزب نازی را اثبات می‌کرد.

هوبرت آکستر، دستیار ون براون، به عنوان «حامی بد‌نام و فردی که از حزب نازی سود زیادی برده است» توصیف شده بود. کِرت دابیوس، فرمانده دوم آپولو، یکی از اعضای ارتش اس اس، متهم بود که گزارش یک آلمانی بی‌گناه را که عقایدی مخالف دانشمندان دیگر آلمان داشت، به گشتاپو داده بود تا پاکسازی شود.
 
ون براون «یک نازی خطرناک» و «یک تهدید امنیتی باالقوه» توصیف شده بود و افسران آمریکا کشف کردند که در سال ۱۹۳۱، رادولف در حالیکه مشعل‌به‌دست در خیابان‌های برلین راه می‌رفته سرود نژادپرستانه نازی را می‌خوانده است. او «یک نازیِ صد در صدی، از نوع خطرناک» توصیف شده بود و توصیه شده بود که زندانی‌اش کنند.
 
آرتور رادولف، در پروژه موشک های وی-2 دستیار براون بود.
آرتور رادولف، دانشمند نازی

هیچ کدام از این گزارش‌ها تأثیری نداشت، زیرا رادولف و ۱۳۴ متخصص دیگر آلمانی در نیومکزیکو مستقر شده بودند و روزاموس می‌خواست آن‌ها را همانجا نگه دارد.

مخالفان استقرار این دانشمندان در آمریکا به دستور روزاموس از کمیته‌های تصمیم‌گیری کنار گذاشته می‌شدند تا مزاحمتی ایجاد نکنند.

یکی دیگر از افسران در‌این‌باره گفته بود: «کاری که آلمان‌ها در جنگ کردند مهم نبود. ما مجبور بودیم دانشمندان را از "دستان" روس‌ها دور نگه داریم».

در عملیات گیره‌کاغذ گذشته این افسران دانشمند آلمانی پاک شد. گیره‌های کاغذی به تمام گزارش‌ها الصاق شد و از محققان خواسته شد، گزارش‌ها را بازنویسی کنند.

هربرت آکستر، دستیار ون براون، طی یک شب، فردی بدون هیچ گذشتۀ تاریکی شد. رادولف از اتهام «نازی خطرناک» پاک شد. گزارش اصلاح‌شدۀ ون براون می‌گفت که پرونده‌های او در منطقۀ اشغال شده آلمان توسط شوروی، مفقود شده و هیچ «اطلاعات موهنی» درباره او وجود ندارد.

حالا دیگر گذشته‌های خوفناک پاک شده بود و آلمانی‌ها می‌توانستند اقامت دائم آمریکا را بگیرند. آن‌ها در مدت زمان اندکی شهروندی آمریکا را هم گرفتند.

مخفی نگه‌داشتن کشتار‌جمعی نازی‌ها یک سیاست مطلوب در واشنگتن بود. در سال ۱۹۴۹، سازمان سیا طی عملیاتی به نام «رَتلاین»، راه‌های گریزی برای نازی‌های آلمانی، مخبرین و مطلعین تعبیه کرد که بتوانند از اروپا به جنوب آمریکا فرار کنند. یکی از نخستین کسانی که به این ترتیب فرار کرد، کلاس باربی، رئیس گشتاپو، معرف به قصاب لیون بود.
 
ون براون، رادولف و دبیوس هر سه نازی های متعهدی بودند.
هیتلر در حال سخنرانی 

ون براون نه‌تنها در آمریکا اسکان داده شد، بلکه در سپتامبر سال ۱۹۶۲ در دیدار با رئیس‌جمهور کندی در آلاباما، احترام زیادی دریافت کرد. ون براون ترتیبی داده بود که کندی، به عنوان فرماندۀ پروژه آپولو، از نزدیک شاهد آزمایش موشک «سَتِرن» باشد. همان موشکی که نهایتاً نیل آرمسترانگ و باز آلدرین را به سطح ماه می‌فرستاد.

وی با لبخندی کاریزماتیک طوری با کندی دیدار کرد که گویی دو دوست قدیمی و صمیمی هستند. هر دو مرد در کنار هم شاهد پرتاب موفقیت‌آمیز موشک بودند.

ون براون خطاب به کندی گفت: «من به شما قول می‌دهیم که تا پایان این دهه نخستین انسان را به ماه خواهید فرستاد و به امید‌خدا ما این کار را خواهیم کرد».

ون براون آنقدر برای آمریکایی‌ها مهم بود که نمی‌توانستند اجازه دهند جنایت‌های گذشته او مداخله‌ای در این همکاری ایجاد کند. یک عده جنایتکار جنگی اکنون تبدیل به قهرمانان جنگ سرد شده بودند.

این نازی دانشمند در سال ۱۹۷۷ در ویرجینا می‌میرد بدون آنکه خدشه‌ای به شهرت او وارد شود. خوش‌شانسی آرتور رادولف قدری کمتر بود. در سال ۱۹۸۴، یک وکیل آمریکایی از دفتر تحقیقات ویژه، رادولف را مجبور کرد شهروندی آمریکایی را باطل کرده و به آلمان بازگردد.

رادولف در آخرین مصاحبه‌اش به من گفت: «بسیار عصبانی‌ام. من کمک کردم که نخستین مرد – یک آمریکایی- به ماه برود و آن‌ها اینگونه با من رفتار می‌کنند. او در سال ۱۹۹۶ در سن ۸۹ سالگی در هامبورگ درگذشت. او هرگز به خاطر وحشیگری دوران جنگ به پای میز عدالت فراخوانده نشد».

امروز با تمام حقیقت را با جزئیاتش می‌دانیم و هنوز هیچ اشاره‌ای به جنایات این هیولا‌های جنگی نمی‌شود. چرا؟
قربانیان این موفقیت بیش از این‌ها شایسته احترامند.

منبع: دیلی‌میل
نویسنده: تام پاور، نویسنده کتاب «توطئۀ گیره کاغذ»
مترجم فرادید: عاطفه‌رضوان‌نیا
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه