پایان یک سال فرار

پایان یک سال فرار

همان شب مقتول درحالی‌که چاقو در دست داشت، به سراغم آمد و در حمایت از برادرش با من درگیر شد و ضربه‌ای به من زد.
کد خبر: ۷۲۶۳۷
بازدید : ۱۰۸۲۳
۱۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۵
جوانی که از تابستان سال گذشته به اتهام ارتکاب قتل تحت تعقیب بود، عاقبت به دام افتاد و به جرمش اعتراف کرد. کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی قم روز ۱۸ تیر سال گذشته در جریان وقوع قتل در شهرک صنعتی این شهر قرار گرفتند و خود را به محل حادثه رساندند.
 
آن‌ها متوجه شدند پسری جوان هدف ضربات چاقو قرار گرفته و جانش را بر اثر خون‌ریزی شدید از دست داده است. هویت قاتل در همان تحقیقات مقدماتی فاش و معلوم شد ضارب پسری ۲۳ ساله به نام جمشید است.

مأموران وقتی برای دستگیری جمشید دست‌به‌کار شدند، فهمیدند این جوان از زمان وقوع قتل به خانه‌اش نرفته و فراری شده است. این‌گونه بود که تجسس‌ها برای یافتن ردی از متهم فراری گسترده‌تر شد، اما در این مدت اثری از جمشید به دست نیامد تا اینکه بالاخره چند روز پیش معلوم شد این پسر در تهران سکونت دارد.
 
به‌این‌ترتیب تیمی از مأموران پلیس قم با دریافت نیابت قضائی راهی تهران شدند و با کمک کارآگاهان پلیس آگاهی پایتخت توانستند محل اختفای جمشید را پیدا و او را دستگیر کنند.

پسر جوان بعد از بازداشت به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و در همان بازجویی‌های اولیه به ارتکاب قتل اعتراف کرد. او گفت: من با برادر مقتول اختلاف داشتم و چندبار با هم دعوا کرده بودیم. روز حادثه مقتول را در خیابان دیدم و او درباره علت اختلاف من و برادرش سؤال کرد.
 
 
به او توضیح دادم از دست برادرش عصبانی هستم و می‌خواهم او را بزنم. حتی گفتم برای این کار چاقو خریده‌ام. وقتی این حرف‌ها را زدم، مقتول با من دعوا کرد و گلاویز شدیم، اما مردم ما را از هم جدا کردند و من رفتم. همان شب مقتول درحالی‌که چاقو در دست داشت، به سراغم آمد و در حمایت از برادرش با من درگیر شد و ضربه‌ای به من زد.
 
من هم با چاقو او را زدم، البته تاریک بود و نفهمیدم ضربه به کجای بدنش برخورد کرد. بعد از آن درحالی‌که مجروح بودم، فرار کردم و وقتی فهمیدم آن پسر فوت شده از ترسم از قم خارج شدم. ابتدا به ساوه رفتم، اما احتمال دادم مرا ردیابی کنند، به همین دلیل به تهران آمدم.

متهم ادامه داد: در تهران در خانه یکی از دوستانم ماندگار شدم، البته به او نگفتم قتل انجام داده‌ام. در این مدت پنهانی زندگی می‌کردم و یک سیم‌کارت خریده بودم و با آن از طریق واتس‌اپ با خانواده‌ام در ارتباط بودم تا شناسایی نشوم.

متهم بعد از اعتراف به جرمش روانه بازداشتگاه شد تا مقدمات انتقال او به قم فراهم شود و پرونده در آنجا مورد رسیدگی قرار گیرد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه