سرقت از خانه باجناق به خاطر حسادت

سرقت از خانه باجناق به خاطر حسادت

هروز یک شب تعریف کرد که خانه ارثیه پدری اش را فروخته اند و پول این خانه را دلار و سکه خریده است. همانجا سرقت از خانه بهروز به ذهنم خطور کرد.
کد خبر: ۷۸۹۲۶
بازدید : ۱۰۵۱۲
۱۷ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۸
سرقت از خانه باجناق به خاطر حسادت
 
مرد جوان وقتی فهمید باجناقش صاحب ارثیه میلیاردی شده با اجیر کردن دو سارق، نقشه سرقت از خانه او را طراحی کرد.

چندی پیش مرد جوانی به پلیس رفت و از سرقت خانه اش خبر داد. او گفت: شب حادثه به دعوت باجناقم به نام سروش به خانه او رفتیم. بعد از بازگشت از میهمانی، متوجه شدم که در ورودی شکسته شده و دلار‌ها و سکه‌هایی که داخل گاوصندوقم بود به سرقت رفته است. مدتی قبل پدرم فوت کرده بود وارثیه میلیاردی به من و خواهرم رسید.
 
چون خلبان هستم و به کشور‌های زیادی سفر داشتم، مدتی است که تصمیم گرفتم خانه‌ای در یکی از کشور‌های همسایه خریداری کنم به همین دلیل ارثیه ام را به دلار و سکه تبدیل کرده و در خانه نگهداری می‌کردم. با شکایت مرد خلبان، مأموران وارد عمل شده و در نخستین گام به بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف محل سرقت پرداختند.
 
فیلم دوربین‌ها نشان می‌داد که دو مرد جوان وارد خانه مالباخته شده و زمانی که بهروز – شاکی- در خانه حضور نداشت سرقت را اجرا کرده اند. بدین ترتیب چهره سارقان به دست آمد و کارآگاهان موفق شدند یکی از سارقان را شناسایی کنند و مرد جوان به نام شاهین را بازداشت کردند.
 
شاهین در تحقیقات به سرقت اعتراف کرد و گفت: من به دستور کامران، این سرقت را انجام داده ام. او باجناق مالباخته است و به من و دوستم دستور سرقت داد و در ازای این کار قرار شد یک خودرو به ما بدهد.

با اطلاعاتی که متهم جوان در اختیار تیم تحقیق قرار داد، کامران و دوست شاهین بازداشت شدند. متهمان که خود را در برابر مدارک پلیسی می‌دیدند به ناچار به سرقت اعتراف کردند.

گفتگو با طراح سرقت
چه شد که تصمیم گرفتی از خانه باجناقت سرقت کنی؟
بهروز خلبان است و وضع مالی خوبی دارد. به همین دلیل خانواده همسرم احترام خاصی برای او قائل هستند و همیشه بین ما تفاوت می‌گذارند. بهروز یک شب تعریف کرد که خانه ارثیه پدری اش را فروخته اند و پول این خانه را دلار و سکه خریده است. همانجا سرقت از خانه بهروز به ذهنم خطور کرد.

با شاهین و همدستش چطور آشنا شدی؟
شاهین در مغازه‌ای در نزدیکی خانه مان کار می‌کرد. شنیده بودم که قبلاً به خاطر سرقت بازداشت شده است. یک روز به بهانه خرید ضبط صوت برای ماشین به سراغش رفتم. کم کم با او طرح دوستی ریختم و ماجرای سرقت از خانه باجناقم را برای او مطرح کردم. قرار شد برای انجام این کار یک خودرو صفر به او بدهم. شاهین در نهایت از پیشنهادم استقبال کرد.

نقشه سرقت چه بود؟
باجناقم را به خانه مان دعوت کردم و همان شب به شاهین و همدستش خبر دادم تا از خانه سرقت کنند. چون من با خانه باجناقم آشنا بودم و می‌دانستم گاوصندوق را کجا می‌گذارد و مدل گاوصندوق چیست، سرقت از خانه بهروز برای دزدان اجیر شده کار سختی نبود. من حتی با سارقان در تماس بودم و زمانی که بهروز و خانواده اش وارد خانه ما شدند، به شاهین گفتم سرقت را انجام دهد.
 
منبع: روزنامه ایران
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین