خشکسالی؛ فیلمی تحسین شده از سینمای استرالیا

خشکسالی؛ فیلمی تحسین شده از سینمای استرالیا

خشکسالی فیلمی خوش‌ساخت از سینمای استرالیا به کارگردانی رابرت کانلی و محصول سال 2020 است که اقتباسی از پرفروش‌ترین کتاب این کشور، با همین نام است. این کتاب به قلم جین هارپر، یکی از بهترین کتاب‌های جنایی است.
کد خبر: ۹۲۹۵۰
بازدید : ۲۰۴۶
۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۸:۱۲
«خشکسالی» فیلمی تحسین شده از سینمای استرالیا
فرادید| «خشکسالی» فیلمی خوش‌ساخت از سینمای استرالیا به کارگردانی رابرت کانلی و محصول سال 2020 است که اقتباسی از پرفروش‌ترین کتاب این کشور، با همین نام است. این کتاب به قلم «جین هارپر»، یکی از بهترین کتاب‌های جنایی است. جریان کتاب در رابطه با بدترین خشکسالی قرن در استرالیا است که در این میان سه نفر از اعضای یک خانواده به قتل می‌رسند و جریانات این قتل سبب می‌شود که اسرار داستانی کهنه نمایان شوند. نوشته‌های هارپر تأثیر خاصی بر خوانندگانش دارد. ما گرما و گرد و غبار استرالیای دور را از طریق نثر توصیفی غنی او احساس می‌کنیم. این رمان یکی از داستان‌های او درباره این سرزمین است که خیلی خوب می‌شناسم و از خواندن آن لذت بردم و می‌برم.

به گزارش فرادید؛ فیلم The Dry داستان فالک (با بازیگری بانا) را بازگو می‌کند که بعد از بیست سال به شهرش برمی‌گردد تا در مراسم خاک‌سپاری دوست دوران کودکیش، لوک (Luck)، که پیش از خودکشی ظاهرا همسر و فرزندش را نیز به قتل رسانده است، شرکت کند. این خانواده قربانیان جنونی هستند که بعد از بیشتر از یک دهه قحطی و خشک‌سالی، جامعه را به نابودی کشاند، اما فالک در این شهر وحشتناک تعصبات عمیق‌تری را نیز کشف می‌کند.

«خشکسالی» فیلمی تحسین شده از سینمای استرالیا
در فیلم The Dry آرون فالک (با بازی اریک بانا) بر خلاف میل باطنی‌اش به درخواست خانواده مقتول، در جریان رسیدگی به پرونده قرار می‌گیرد و به ناچار با مردمی رو به رو می‌شود که سال‌ها پیش او را طرد کردند، به خیال آن‌ها فالک و رفیقش لوک آن زمان رازی را پنهان کرده بودند که اکنون ممکن است فاش شود. با بازگشت آرون فالک به شهر مادری‌اش شایعه‌ها دوباره جان می‌گیرند. مردم مسخ شدگی اریک بر اثر خشکسالی و مشکلات اقتصادی را دلیلی بر قاتل بودن او می‌دانند در همین حین ماجرایی که از سال‌ها پیش بین آرون، فالک و دختری به نام الی بوده دوباره جان می‌گیرد و مردم شهر آرون را مقصر مرگ الی می‌دانند.
 
داستان فیلم The Dry برگرفته از کتابی با همین نام به قلم جین هارپر است. خشکی بخش از عمده‌ای از داستان کتاب است که رابرت کانولی نیز در پلان‌هایش سعی در بروز آن داشته. از نمای ابتدایی فیلم که پس از چند شات از دشت‌های خالی از درخت و زمین‌های بایر جنازه و خون ریخته شده در خانه را نشانمان می‌دهد. صدای باد، فریاد‌های یک نوزاد ترسیده و خون روی زمین خشک شده و مگس‌هایی که در این خشکسالی فرقی برایشان ندارد روی جنازه انسان نشسته‌اند یا حیوان.
«خشکسالی» فیلمی تحسین شده از سینمای استرالیا
فیلم با یک سری تصاویر هوایی از یک کشور تکان دهنده از خشکسالی در غرب ویکتوریا شروع می‌شود. ما آرون فالک (اریک بانا) را دنبال می‌کنیم در حالی که او به شهرش برمی‌گردد. جایی که ۳۲۴ روز باران نباریده. او یک پلیس فدرال است. آرون فالک برای شرکت در مراسم خاکسپاری غم انگیز به زادگاهش بازگشته است. اما بازگشت او زخمی ده ساله را تازه می‌کند.

مردم محلی فرض می‌کنند که لوک، خشکسالی و مزرعه در حال مرگ خود را مجنون کرده، به همسر و فرزند خود شلیک کرده و سپس خود را کشته است. آرون ۲۰ سال پیش پس از مرگ مرموز دیگری، یعنی یکی از دوستان مدرسه‌ای، الی آنجا را ترک کرده.

اتفاقی غم انگیز که شایعه شده بود مسئولیت آن را بر عهده دارد و از بازگشت دوباره خوشحال نیست. در واقع، مشکلات قدیمی تقریباً بلافاصله هنگامی که او در مراسم تشییع جنازه حاضر می‌شود جان دوباره می‌گیرند. تنها افرادی که از دیدن او کمی خوشحال شدند، والدین لوک، گری و بارب و گرتچن، دیگر دوست مدرسه‌ای او از گذشته هستند.

گری می‌خواهد آرون به پرونده لوک نگاه کند، مطمئن شود که پسرش از جرمی که به آن متهم شده بی گناه است و گرتچن؟ خب، شاید او چیز‌های دیگری در ذهنش باشد. به تدریج، گذشته و حال به هم پیوند می‌خورند و ارون به این نتیجه می‌رسد که مجبور است وقت بیشتری را از رئیس خود بخواهد. با پیوستن پلیس تازه وارد شهر، گرگ راکو، او تصمیم می‌گیرد تا زمانی که به انتهای هر دو فاجعه نرسد نمی‌تواند شهر را ترک کند.

پویایی در فیلم خشکسالی عمدتا از فلاش بک‌هایی ناشی می‌شود که به صورت دوره‌ای وارد عمل می‌شوند؛ و تنفس واقعی از نقاط طرح اصلی در زمان حال را فراهم می‌کنند.

هر زمان که کانلی نیاز به افزایش تنش یا اطلاعاتی در مورد داستان اصلی دارد، وظیفه شناسانه ما را به گذشته باز می‌گرداند. در بعضی مواقع، به راحتی احساس می‌کنیم که شاهد یک جنایت هستیم؛ بنابراین سکانس‌های گذشته به طور متقارن با آنچه اتفاق می‌افتد (یا نمی‌افتد) در زمان اکنون همگام سازی می‌شوند..
«خشکسالی» فیلمی تحسین شده از سینمای استرالیافلاش بک‌های فیلم از ابتدا همچنان که پرده از راز گذشته بر می‌دارند فالک را نیز از جایگاه قهرمان داستان بودن کنار می‌زنند. قصه برای ما فاش نمی‌کند چه بر سر الی آمده، آیا شوخی‌های اریک کار دستش داده یا فالک در زمان مرگ او مقصر بوده. به سان هر داستان نویس چیره دست دیگری کانولی نیز چند مظنون را به ما نشان می‌دهد تا حواسمان از متهم اصلی پرت شود. آنقدر هم دلیل دستمان می‌دهد تا به همه‌شان مظنون باشیم. گرتچن یکی از آن‌هاست. پس از شروع فالک او سعی می‌کند به او نزدیک شود و در ادامه می‌فهمیم انگیزه‌های کافی برای قتل اریک و خانواده‌اش را نیز داشته، اما در انتهاست که با یک چرخش احساسی هم ما و هم فالک را از نتیجه‌گیری عجولانه خود پشیمان می‌کند.
 
ذات داستان‌های جنایی و معمایی از آثار آلن پو گرفته تا آگاتا کریستی و کانن دویل همواره با رویکرد‌های روانشناسانه همراه بود. گرچه انگیزه‌ی انسان‌ها در جهان مدرن برای قتل پیچیده‌تر شده، اما هنوز می‌توان همان احساسات ساده‌ی انسانی را دلیل بسیاری از قتل و غارت‌ها دانست. همانطور که در داستان فیلم The Dry نیز شاهد هستیم هنوز هم پول، حسد، قدرت، غیرت و… اصلی‌ترین عامل کشتن آدم‌هاست.

فیلمبرداری سکانس‌های فلاش‌بک به گونه‌ای است که انگار ما با یک توطئه یا مرگی از پیش اعلام شده طرف هستیم. الی دختر مرموز و جذاب برای فالک با هر بار حضورش در قاب تصویر انگار زنگ خطری را به صدا در می‌آورد و تا یادآوری دوباره فالک خاموش می‌شود. روایت همزمان این دو قصه که یکی در گذشته رخ داده و بر آینده تاثیر گذاشته، نیروی محرکه‌ی داستان است. فیلمبرداری با اینکه به این مهم کمک کرده، اما توانایی ساخت یک پالت رنگی زیبایی شناسانه و همسو با احساسات متغیر در فیلم را ندارد. سادگی تصاویر گاهی خوب است و گاهی ضربه می‌زند. در بیابانی بی آب و علف وجود قاب‌های خلاقانه‌تر می‌توانست ریتم و حال و هوای فیلم را بهبود ببخشد.
«خشکسالی» فیلمی تحسین شده از سینمای استرالیا
«خشکسالی» درباره‌ی ناهنجاری‌ها و محدودیت‌هایی است که برخی شخصیت‌ها را وادار به انجام برخی کار‌ها می‌کند. کار‌هایی که در ظاهر هیچ دلیل منطقی نمی‌توان برایشان یافت، اما هنگامی که از سمتی دیگر به آن‌ها نگاه می‌کنیم و با شخصیت افراد بیشتر آشنا می‌شویم، متوجه خواهیم شد که ریشه مشکل دقیقا کجاست. فیلم خشکسالی البته همانقدر که درباره‌ی جنایت و پنهان‌کاری است درباره‌ی کار‌های کوچکی نیز هست که نتایج بزرگی در پی خواهند و جلوی پشیمانی را درآینده می‌گیرند.

خاک در این درام جنایی ممکن است خشک و بایر باشد، اما ثابت می‌شود که در فیلم خشکسالی زمینه بسیار مناسبی برای تنش و رمز و راز می‌باشد. از اولین نما‌های فیلم با آن دیوار‌های خونی مالی شده با زوزه کودکانه در پس‌زمینه گرفته تا زمین ترک خورده که بیش از ۳۵۰ روز باران نباریده مشخص است که با یک فیلم هیجان‌انگیز، جذاب و پر از راز روبرو هستیم.

اساساً با کاوش در تعصبات یک شهر کوچک با خشم فروخورده جامعه خشمگین آن که بواسطه‌ی گذشته آن لکه دار شده است، کانلی به عنوان فیلمساز هدایت فیلم را صمیمی، اما به اندازه کافی گسترده نگه می‌دارد تا احساسی ایجاد کند که هر کسی در آن زمان احتمال ارتکاب جرم را داشته باشد.
«خشکسالی» فیلمی تحسین شده از سینمای استرالیا
ارون فالک مانند زمین غبارآلود خشک است. تنهایی در او موج می‌زند. عمل جای گفتگو را برای او گرفته و تا پرسشی نباشد به سختی لب‌هایش برای برقراری دیالوگ از هم باز می‌شوند. انگار که او نمی‌خواهد مورد توجه باشد تا طبیعت اطرافش همچون زمین خشک و پر از ترک دهان باز کند و او را در خود فروکشد تا از خفگی و خفقان حاکم در آن شهر بمیرد.
 
فضا‌های گسترده و تحت تأثیر خشکسالی مزارع گندم ویمرا زندگی کلاستروفوبیک را در شهر خیالی کیورارا نفی می‌کنند. رابرت کانلی دو داستان مبتنی بر زمان را به یک روایت واحد مورد توجه قرار می‌دهد. درک حال، شناخت گذشته است.

استفان دوشیو، فیلمبردار برنده جایزه، کار‌های خارق العاده‌ای را با قاب صفحه عریض انجام داده است و منظره فوق العاده را با تمام زیبایی خشن نشان می‌دهد. وی مقایسه‌های جالبی را بین زمین ۲۰ سال پیش، زمانی که قبل از خشکسالی کاملاً سبز بوده، و قرمز و قهوه‌ای کشور امروزی انجام می‌دهد.

در فیلم خشکسالی به معنای واقعی کلمه می‌توانید گرد و غبار را در دهان بچشید، زیرا کانلی تصویر‌های شگفت انگیز ویمرا استرالیا را در کنار فیلمبردار خود استفان دوشیو ثبت می‌کند. غالباً این صحنه‌ها با اریک بانا درآمیخته می‌شود که به آرامی در لابلای زمین خشک قدم می‌زند در حالی که در فکر فرو رفته است. او با سکوت خود به مراتب بیشتر از ساعت‌ها حرف زدن، گفتگو با ما و با اطرافش دیالوگ برقرار می‌کند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه