خودنمایی چه بر سر ما می‌آورد؟
کد خبر: ۳۹۲۰۹
بازدید: ۲۳۲۵
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۹
فکر کردن در باره خودنمایی یکی از موارد تفکر و تامل است نه یک فرخوان به مبارزه. ما نمی توانیم از یک استدلال علیه خودنمایی به عنوان چماقی برای حمله به مخالفان مان استفاده کنیم. در عوض این بحث ما را تشویق می کند که مجددا بررسی کنیم چرا و چگونه باید با هم در مورد مسائل اخلاقی و سیاسی گفت و گو کنیم. آیا ما با بحث اخلاقی کار خوبی انجام می دهیم ؟ یا اینکه تلاش می کنیم دیگران را متقاعد کنیم که ما خوب هستیم؟
ما چقدر خوب هستیم! 
 
فرادید| ما این کار را کرده ایم. شاید شما هم این کار را کرده باشید. مهم نیست که در مورد اخلاق و یا سیاست چه فکر می کنیم، همه ما از بحث اخلاقی برای برجسته کردن یک تصویر تاثیر گذار و به لحاظ اخلاقی قابل احترام از خودمان بهره برده ایم.  برای مثال فرض کنید، که یکی از ما در تلاش برای متاثر کردن یک دوست از شخصیت تمام عیارمان بگوید: «من مدت ها است که در کنار افراد محروم ایستاده ام و این اولین بارم  نیست. من این بی عدالتی را تحمل نمی کنم و هیچ انسان درستکاری هم نباید این وضع را تحمل کند.» ما این کار را خودنمایی اخلاقی می نامیم.

به گزارش فرادید به نقل از ایان، خودنمایی اخلاقی از ایجاد مزاحمت صرف بدتر است. دلایل اخلاقی محکمی برای اجتناب از خودنمایی وجود دارد. این کار مردم را به ادعا های گزاف و غیر قابل اعتماد سوق می دهد و بحث اخلاقی عمومی را بی ارزش می کند. اما واقعیت این رفتار چیست و خود نمایان اخلاقی برای رسیدن به چه چیزی تلاش می کنند؟

افراد خودنما از دیگران می خواهند که آنها را به لحاظ اخلاقی قابل احترام یا حتی مهم ببینند و هدفشان از مشارکت در بحث های اخلاقی عمومی به دلیل ارضاء همین نیاز است. بنابراین خودنما ها از بحث اخلاقی برای ارتقاء خودشان استفاده  می کنند. البته وقتی خودنماها ادعاهای متظاهرانه در مورد عدالت یا حقوق بشر می کنند ممکن است که صادق و بی ریا باشند. (در واقع، گمان می کنیم که همیشه این طور است.) خودنمایانی که صداقت کمتری دارند ممکن است که نگران دیدگاه دیگران در خصوص علت تظاهرشان نباشند اما با این حال از دیگران می خواهند که دغدغه هایشان را باور کنند. ممکن است حتی ادعای یک خودنما درست باشد، یا متکی به دلایل و شواهدی باشد. اما شکل های احتمالی خودنمایی هر چه باشد، دغدغه اصلی یک فرد خودنما طراحی تصویری از خود است که همتراز با فرشتگان باشد. 

خودنمایی اخلاقی تا چه اندازه متداول است؟ شواهدی کافی وجود دارد که نشان می دهد اغلب مردم واقعا تمایل دارند با استفاده از بحث های اخلاقی دیگران را تحت تاثیر قرار دهند. دانشمندان علوم اجتماعی دریافته اند که ما تمایل داریم که خودمان را به عنوان یک فرد برتر در یک گروه ببینیم: برای مثال به عنوان فردی باهوش، اهل رفاقت و بلند همت. اما وقتی به اخلاق می رسیم تمایل داریم که خودمان را در رتبه بالاتری از حد معمول قرار دهیم. تحقیقات اخیر نشان می دهد که برخی از ما خودمان را به لحاظ اخلاقی برتر  از دیگران می بینیم: فکر می کنیم که ما نسبت به عدالت نگرانی بیشتری نسبت به دیگران داریم یا همدردی بیشتری با قربانیان نشان می دهیم یا دیدگاه اخلاقی تری نسبت به مردم عادی داریم. از نظر اخلاقی تمایل داریم که از خودمان چهره بسیار بهتری به نمایش بگذاریم.

ما نه تنها پیش خودمان اینگونه فکر می کنیم، بلکه تحقیقات روانشناختی اخیر می گوید که ما از دیگران هم می خواهیم که در مورد ما اینطور فکر کنند. کافی نیست که خودمان را تا چه اندازه بزرگ می بینیم؛ ما از دیگران هم می خواهیم که به همان اندازه متاثر از اعتبار اخلاقی ما باشند. ما این چنین خودنمایی می کنیم.

خودنمایی شکل های مختلفی دارد، افراد خودنما برای تحت تاثیر قرار دادن همکاران، در مورد مسئولیت های اخلاقی آسمان و ریسمان را به هم می بافند، بر روی مواردی که عموما همکاران از آن شرم دارند تاکید می کنند و اعلام می کنند که هر کسی که با آنها موافقت نکند قطعا در اشتباه است یا رفتار های احساسی اغراق آمیزی از خود نشان می دهند. با این همه یک شکل خاصی از خودنمایی وجود دارد که ما آن را «سربالایی» می نامیم.
 
این مثال ها را در نظر بگیرید:

فرد الف: «رفتار سناتور اشتباه بود. مردم باید او را سرزنش کنند.»

فرد ب: «اگر ما نگران عدالت هستیم باید به دنبال حذف او از اداره باشیم. ما نمی توانیم این طور رفتار او را تحمل کنیم و من از او طرفداری نمی کنم.»

فرد ج: «به عنوان کسی که مدت هاست برای عدالت اجتماعی مبارزه می کنم، با این پیشنهادات موافقم اما باید اتهامات جنایی را دنبال کنیم – مردم دنیا ناظر به اعمال ما هستند.»

«سربالایی» موقعیتی است که طرف های گفت و گو برای اینکه یکدیگر را شکست بدهند به طور فزاینده ای ادعاهای قویتر و قویتر می کنند. هر کدام از دو طرف می خواهند دیدگاه اخلاقی قوی تر و نگرانی بیشتری را نسبت به عدالت به نمایش بگذارند و تنها یک راه برای این کار وجود دارد و آن اینکه هرچه بیشتر ادعاهای افراطی تری بکنند. در هنگام سربالایی بحث تبدیل به یک مبارزه اخلاقی می شود.

به همین دلیل است که خودنمایی اخلاقی می تواند چنین مضر باشد. «سربالایی» منجر به دو قطبی شدن گروه ها می شود، و این در جایی اتفاق می افتد که افراد پس از اتمام بحث، بیش از انکه به سمت تفاهم بر یک توافق مناسب با دیگران پیش بروند، به سمت دیدگاه های افراطی تر می روند. نتیجه مبارزه اخلاقی این است که مردم به دیدگاه های افراطی تر و غیر قابل قبول تر متمایل می شوند و از شنیدن حرف های دیگران طفره می روند. دو قطبی کردن گروه ها توافق را مشکل تر می کند. برنده یک مبارزه اخلاقی فقط و فقط یک نفر است. و چرا باید با طرفی که به لحاظ اخلاقی نادرست است توافق کنیم؟ این یک پیامد نامطلوب مخصوصا در جوامع دمکراتیک است.

نتیجه دیگر خودنمایی این است که برخی از افراد به طور جدی از بحث های اخلاقی رویگردان می شوند. آنها به ادعاهایی که در بحث های عمومی مطرح می شود بدگمان می شوند به این دلیل که فکر می کنند افراد داخل بحث بیشتر تلاش می کنند خودشان را برجسته کنند تا اینکه به دیگران کمک کنند تا آنچه را که باید انجام دهند یا به آن معتقد باشند را بهتر درک کنند. افراد ناظر بحث حتی می توانند فکر کنند که همه ادعاهای اخلاقی، مصداقی از خودنمایی اخلاقی است. به عبارت دیگر خودنمایی اعتبار اجتماعی گفت و گوی اخلاقی را از بین می برد. در نتیجه گفت و گوی اخلاقی به نظر یک کسب و کار کثیف می آید، یک میدان جنگ برای افرادی که تلاش می کنند ثابت کنند که در نقطه درست تاریخ جای دارند. ما با بی ارزش کردن گفت و گوی اخلاقی، آن را به یک ابزار کم فایده تبدیل می کنیم که بیش از آنکه برای به نتیجه رساندن اهدافی که اهمیت بیشتری دارد بکار بیاید برای بالا بردن اعتبار مفید است. 

 پس از خواندن این مقاله در خصوص خودنمایی و دلیل بد بودن آن، ممکن است بخواهید بدانید که چگونه می توان موارد خودنمایی را تعیین کرد و افراد خودنما را در جامعه به نحو دقیق تشخیص داد. اما این واکنشی غلط به این نوشته است. زیرا صدور حکم عمومی در خصوص خودنمایی تبعات بدی را در پی دارد درست مثل خودنمایی. هدف بحث اخلاقی، تمایز میان بحث اخلاقی صرف و خودنماها نیست. بحث اخلاقی به ما کمک می کند که مسائل جدی اخلاقی را به نحو بهتری دریابیم و بفهمیم. متهم کردن افراد خودنما به خودنمایی ممکن است که متهم کننده را در موضع قدرت قرار دهد اما بعید است که نتیجه خوبی داشته باشد. چرا که بیشتر احتمال دارد که اتهام خودنمایی به خود ما برگردد یا اینکه موجب درگرفتن یک بحث بی هدف در خصوص اینکه در قلب افراد چه می گذرد بشود.

مسئله این است که به سختی می توان گفت یک شخص واقعا خودنما است یا نه. دلیلش هم این است که این موضوع شبیه دروغ گفتن است. مشکل بتوان فهیمد که یک شخص در حال دروغ گفتن به شما است یا اینکه صرفا دارد مطلب نادرستی را به شما می گوید. زیرا دروغ گفتن شامل فریب عمدی است. مشکل است بفهمیم که چه چیزی در ذهن یک فرد دیگر است حتی اگر معیار های خاصی در دست داشته باشیم. این برای خودنمایی هم صدق می کند. افراد خودنما می خواهند که به لحاظ اخلاقی قابل احترام دیده شوند. اما اغلب سخت است این تمایل ذهنی را از روی رفتار شخص تشخیص دهیم. این دلیل خوبی است که به سمت متهم کردن افراد به خودنمایی نرویم. در چنین مواقعی شما احتمالا به اندازه کافی مدرک ندارید که اتهام را ثابت کنید.

بنابراین فکر کردن در باره خودنمایی یکی از موارد تفکر و تامل است نه یک فرخوان به مبارزه. ما نمی توانیم از یک استدلال علیه خودنمایی به عنوان چماقی برای حمله به مخالفان مان استفاده کنیم. در عوض این بحث ما را تشویق می کند که مجددا بررسی کنیم چرا و چگونه باید با هم در مورد مسائل اخلاقی و سیاسی گفت و گو کنیم. آیا ما با بحث اخلاقی کار خوبی انجام می دهیم ؟ یا اینکه تلاش می کنیم دیگران را متقاعد کنیم که ما خوب هستیم؟
پژو ۳۰۰۸؛ پاریسی مغرور
سربلندی پژو ۳۰۰۸ از آزمایش وب‌سایت استرالیایی

پژو ۳۰۰۸؛ پاریسی مغرور

۱ درصد > ۹۹ درصد!
نگاهی به جنجال انتشار دستمزد ستارگان بی بی سی

۱ درصد > ۹۹ درصد!

چگونه ذهن دیگران را می‌خوانیم؟
چشم پنجره‌ای رو به ذهن

چگونه ذهن دیگران را می‌خوانیم؟