"هرس" دومین اثر نسیم مرعشی

مرعشی با استفاده از فضاهای متعدد روایی سرنوشت این خانواده را در دوره زمانی طولانیای روایت میکند. قصه آدمهایی که برای گذر از خاطراتی دور یا نزدیک ناچار به بازخوانی آنها شدهاند.
کد خبر :
۴۹۲۱۴
بازدید :
۳۹۹۴
فرادید | دومین رمان نسیم مرعشی تجربهای متفاوت از رمان قبلی اوست. "پاییز فصل آخر سال است" روایت بلاتکلیفی و تردیدهای یک نسل آرمانخواه بود و سرگشتگی آنها را به تصویر میکشید. اما "هَرَس" رازهایی را روایت میکند که سرنوشت پسران و مادرانی را رقم زده که در لایههای تاریخی غلیظ گم شدند.
"هَرَس" روایتی است برآمده از دل تاریخ جنگ طولانی ایران و عراق. داستان مردی که سالها بعدِ پایانِ جنگ پی همسر گمشدهاش میگردد و او را در مکانی عجیب پیدا میکند. زنی که در گذشتهاش پی آن بوده تا پسر بزاید و برای این کار دست به رفتاری عجیب میزند که شاید نفرین او میشود.
مرعشی با استفاده از فضاهای متعدد روایی سرنوشت این خانواده را در دوره زمانی طولانیای روایت میکند. قصه آدمهایی که برای گذر از خاطراتی دور یا نزدیک ناچار به بازخوانی آنها شدهاند. به همین خاطر "هرس" رمانی است قصهگو با چندین روایت فرعی مهم که مخاطبش را در عین تماشای شهر به دل طبیعت مرموز خوزستان هم میبرد. رمانی برای روایت وجدانهای ناآرام.
معرفی نویسنده
نسیم مرعشی متولد ۱۳۶۲ در تهران است. نویسنده و فیلم نامهنویس، ولی فارغالتحصیل رشته مهندسی مکانیک است. رتبه اول جایزه بیهقی برای داستان «نخجیر» (۱۳۹۲) و رتبه اول نخستین دوره «جایزه داستان تهران» برای داستان «رود» (۱۳۹۳). فیلمنامه فیلم بهمن (مشترک با مرتضی فرشباف) (۱۳۹۳) را نوشته است. رمان او با عنوان «پاییز فصل آخر سال است» سال ۹۳ منتشر شدهاست.
اولین اثر
"پاییز فصل آخر سال است" روایتی ساده روان و بی دردسر دارد. نویسنده نسل خود را به درستی میشناسد و توصیفشان میکند. دغدغههای سه دوست که هر کدام برای آینده اش درگیر ماجراهایی است که بی اختیار خواننده را با خود میکشد. به خصوص اگر مخاطب کتاب از نسل نویسنده باشد بیشتر درگیر لحظهها کتاب میشود.
او در گفتگویی درباره این کتاب گفته بود: "هر کس روش خاصی برای نوشتن دارد. خیلیها نسخه اول را سریع مینویسند و بعد آن را بارها و بارها بازنویسی میکنند تا به نتیجهای که میخواهند برسند. اما روش من این بود که تا پاراگراف قبلی به حد نهایت راضیام نمیکرد سراغ پاراگراف بعد نمیرفتم. قبل از نوشتن تمام بخشهای قبلی فصل را میخواندم و نهایی میکردم. تا فصل قبل یا بخش قبل هم نهایی نشده بود سراغ بعدی نمیرفتم. با این وجود یک سال هم برای بازنویسیاش وقت گذاشتم. گاهی فصلها را پشت سر هم میخواندم و گاهی فصلهای هر شخصیت را پشت سر هم میخواندم تا لحن از دست نرود."
این کتاب در سال ۹۳ توسط نشر چمشه منتشر و تا کنون ۲۳ بار تجدید چاپ شده است. این رمان در سال ۱۳۹۴ برنده جایزه ادبی جلال آل احمد شدهاست.

بخشی از کتاب: دنبال تو میدویدم. روی سرامیکهای سرد و سفید سالن. در آن سکوت ترسناک هزار ساله. هن و هن نفسهایم با هر گام بلندتر در گوشم تکرار میشد و گلویم را تلخ میکرد. بخش پروازهای خارجی آن طرف بود. امام نه، مهرآباد بود انگار؛ و سالن پروازش هی دورتر میشد. رسیدم به گیت. پشتت به من بود، اما شناختمت. کت نیلی ات تنت بود و چمدان به دست، منتظر و آرام ایستاده بودی.
دومین اثر
"هرس" رمانی متفاوت از قصه اول نسیم مرعشی است. او در این کتاب فضا و ادبیات خود را عوض کرده و به دورانی رفته که شاید برای نسل ما خیلی غریبه نباشد. نویسنده در این کتاب روایتی ضد جنگ از مردم جنگ زده خرمشهر دارد که به خاطر نابودی خانه شان همه زندگی خود را از دست میدهند. زبان این کتاب زمان مکالمه افراد جنوبی است و باقی کتاب با همان قلم روان و پیش رونده مرعشی نوشته شده است.
دومین اثر
"هرس" رمانی متفاوت از قصه اول نسیم مرعشی است. او در این کتاب فضا و ادبیات خود را عوض کرده و به دورانی رفته که شاید برای نسل ما خیلی غریبه نباشد. نویسنده در این کتاب روایتی ضد جنگ از مردم جنگ زده خرمشهر دارد که به خاطر نابودی خانه شان همه زندگی خود را از دست میدهند. زبان این کتاب زمان مکالمه افراد جنوبی است و باقی کتاب با همان قلم روان و پیش رونده مرعشی نوشته شده است.
نسیم مرعشی هم مثل همه بچههای دهه ۶۰ تجربههای زیادی از جنگ دارد. اما هیچ کس به اندازه مردم خرمشهر جنگ را لمس نکرد و بابت این فاجعه ضرر نکرد. در این کتاب "رسول"پدر خانوادهای است که تمام تلاشش را میکند کانون خانواده اش را گرم و مستحکم نگه دارد، ولی "نوال" مادر این قصه به خاطر ضربهای که از جنگ میخورد و فرزند پسری که در آغوشش از دست میرود دیگر ادم سابق نمیشود و تا جایی پیش میرود که برای پسردار شدن دست به کاری نامعقول میزند که در نهایت او را از زندگی اش دور میکند.
نقش پررنگ مادر "رسول" در این قصه حس مادرانهای قوی در طول داستان به همراه دارد که نشان از دغدغه همیشگی مادران دارد حتی اگر فرزندش خودش سه بچه داشته باشد. دختر بزرگ قصه در نبود مادرش دچار مشکلات روانی میشود که به شدت زیرپوستی در قصه روایت میشود.
نکته دیگری که در نوشتار این کتاب جالب است زمان بندی داستان است. شما در حالیکه در زمان حال قصه را میخوانید امات با یک پارگراف به زمان گذشته برمیگردید بدون اینکه هیچ حد فاصل یا علامتی بین نوشتهها باشد شما فقط از خطی به خط دیگر میبینید زمان قصه عوض شده است. این کار در داستان نویسی مهارت زیادی نیاز دارد چرا که از گیج کنندهترین روشهای نوشتاری است.
اگر نویسنده نتواند با دقت و ظرافت این زمانها را به هم متصل کند امکان ادامه دادن رمان وجود نخواهد داشت؛ و نسیم مرعشی بسیار زیبا این کار را در رمان دومش انجام داده است. نکته قابل تامل دیگر در این کتاب این است که «هرس» هیچ شخصیت اضافهای ندارد؛ حتی آن زنهایی که همسایه "نوال" در دارالطلعه هستند که ممکن است برای بیان یک دیالوگ تک پاراگرافی در داستان آمده باشند.

در یکی از این دیالوگها که میتواند چیستی کل کتاب را در خود داشته باشد، میخوانیم، امضیا به رسول میگوید: «امیدت برا ئی زندگی زیاده رسول. ما نفرین شدهیم. یه چیزایه آدم نباید ببینه. زن نباید ببینه بچههاش مردهن، خونهش رمبیده، زمینش پکیده. اگه دید نباید بمونه. باید بمیره. زندگی ئیطور نبوده که بچهها برن مادرا بمونن؛ که مردا برن زمینا بمونن. ما آدم نیستیم رسول. بردهنمون تهِ تهِ سیاهیه نشونمون دادهن و آوردهنمون زمین. ما از جهنم برگشتهیم. نگاهمون کن؛ ما مردهیم. خودمون، زمینمون، گاومیشامون، همه مردهیم، فقط راه میریم. اینایه گفتم که فکر نکنی نوال همون زنیه که داشتی ...».
کتاب، طبع شاعرانه ندرد، اما تصویر سازیهای مرعشی در بعضی قسمتها به استعارههای شعری خیلی نزدیک است. مثلا نخلهایی که از محبت یک زن بچه دادهاند، زنی که در آن منطقه تنها کسی است که هنوز فرزند در قید حیات دارد.
خبرها در رمان دوم نسیم مرعشی ذره ذره به خواننده داده میشود و این باعث کنجکاو شدن هر چه بیشتر مخاطب میشود. در " هرس" شخصیتها با امید و آرزوهای از دست رفته، سازندگیهایی که نابود شدند و آرمانهایی که زیر سوال رفته اند مواجه هستند. نویسنده در این کتاب سعی داشته است که آسیبهای جنگ را نه فقط به صورت آسیب جسمی و مادی و در همان زمان بلکه اثرات داغ آن را بر پیشانی خانوادهها تا سالها بعد روایت کند. ادبیات مرعشی در این کتاب بی شباهت به چند فیلم سینمایی ضد جنگ نیست
.
فیلمهایی که به شکلی زیبا و تاثیر گذار بدون نشان دادن نمایی از جنگ به تخریب این فاجعه بزرگ بشری میپردازند. "باشو غریبه کوچک"، "میم مثل مادر"، " گیلانه" و .. نمونههایی از این فیلمها هستند.
فیلمهایی که به شکلی زیبا و تاثیر گذار بدون نشان دادن نمایی از جنگ به تخریب این فاجعه بزرگ بشری میپردازند. "باشو غریبه کوچک"، "میم مثل مادر"، " گیلانه" و .. نمونههایی از این فیلمها هستند.
رمان هرس در هجده فصل به نگارش در آمده است و توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.
۰