مظفر بقایی کرمانی؛ مرد هزارچهره تاریخ معاصر

مظفر بقایی کرمانی؛ مرد هزارچهره تاریخ معاصر

مردی که از یک سو همنشین اندیشه‌ورزانی چون: خلیل ملکی، صادق هدایت، جلال آل‌احمد و احمد فردید بود و از سوی دیگر با مردانی خیابانی و چماقدارانی چون: برادران رشیدیان، احمد عشقی، حبیب سیاه و امیر موبور در ارتباط بود.
کد خبر: ۷۵۵۴۸
بازدید : ۵۴۲۲
۰۹ دی ۱۳۹۸ - ۱۳:۲۴
مظفر بقایی کرمانی؛ مرد هزارچهره تاریخ معاصر
 
حبیب مهرجو| مظفر بقایی کرمانی، در حزب دموکرات احمد قوام‌السلطنه، جامه سیاست بر تن کرد، ولی بسرعت راه خود را از قوام جدا کرد؛ سپس رهبرحزب زحمتکشان ملت ایران شد. با نهضت ملی شدن صنعت نفت همراه و در کنار مصدق قرار گرفت، اما از او نیز کناره گرفت. پس از آن با فضل‌الله زاهدی همراه شد.
 
با این حال زاهدی را انگلیسی خواند و راه مفارقت از او را در پیش گرفت. بعد از این کناره‌گیری و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرخورده از ناکامی‌های سیاسی در اواخر سال ۱۳۳۳ توسط زاهدی به زاهدان تبعید شد و تا آبان ۱۳۳۴ در تبعید به سر برد.
 
پس از چندی سیاست را کنار گذاشت و سپس در لباس همراهی با علی امینی نخست‌وزیر ظاهر شد. سیاستمردی که با انقلاب ایران نیز مدتی راه نفوذ پی گرفت و در ناکامی خویش، سخنرانی کرد و استعفای سیاسی‌اش را اعلام کرد و سپس راهی زندان شد و مرگ او در زندان نیز همچنان با ناگفته‌هایی همراه است.

مظفر بقایی مرد هزار چهره تاریخ معاصر ایران است. مردی که از یک سو همنشین اندیشه‌ورزانی چون: خلیل ملکی، صادق هدایت، جلال آل‌احمد و احمد فردید بود و از سوی دیگر با مردانی خیابانی و چماقدارانی چون: برادران رشیدیان، احمد عشقی، حبیب سیاه و امیر موبور در ارتباط بود. تراژدی زندگی مظفر بقایی آن گاهی رقم خورد که در آذر ۱۳۴۰ دستگیر و روانه زندان شد.
 
در این سال بود که جان اف کندی به ریاست جمهوری امریکا انتخاب شد و راجع به آزادی ملل جهان نطقی ایراد کرد: «می‌خواهیم آسیا آزاد و دارای مردان آزاده‌ای باشد.» دکتر بقایی در دفاع از این گفته، تلگرافی به کندی زد و متن آن را در نطق خود اعلام و چندین هزار نسخه آن را تکثیر و منتشر ساخت. این اتفاق به مذاق حکومت ایران خوش نیامد و از جلسات سخنرانی بقایی جلوگیری کردند.
 
دکتر بقایی هم نامه‌ای بسیار تند خطاب به افسران شهربانی نوشت و تسلیم آنان کرد. هیأت حاکمه وقت که از موضوع تلگراف به کندی دلِ خونی از دکتر بقایی داشت، نامه وی خطاب به افسران شهربانی را بهانه قرار داد و آن را توهین به افسران تلقی و دستور محاکمه وی را در دادگاه نظامی صادر کرد. بقایی دستگیر و در دژبانی زندانی و بازپرسی از او آغاز و سپس به زندان منتقل شد. تلاش‌های دوستان همفکر او بخصوص حسین مکی برای آزادی بقایی از زندان آغاز شد.
 
ابتدا مکی دیداری با ارتشبد عبدالله خان هدایت ترتیب داد و از او خواست برخلاف مصلحت بودن زندانی و محاکمه بقایی را به سمع شاه برساند. همین درخواست، باعث آزادی دکتر بقایی با دادن التزام به دادستانی مبنی بر خارج نشدن از حوزه قضایی تهران، می‌شود.
 
پس از آزادی، بقایی مخفیانه به کرمان می‌رود و نطق انتقادی علیه حکومت ایراد می‌کند، ولی به محض ورود به تهران در فرودگاه دستگیر و روانه زندان می‌شود. پس از چند روز مجدد محاکمه و برای او اشد مجازات یعنی اعدام درخواست، ولی درنهایت به دو سال حبس محکوم می‌شود. بقایی حدود یک سال در زندان ماند و محکمه تجدیدنظر تشکیل نشد.
 
پس از آن؛ از حسین مکی می‌خواهد که در‌باره تشکیل محکمه تجدید نظر و آزادی او اقدام کند. مکی بوسیله سپهبد مرتضی یزدان‌پناه که به شاه نزدیک بود، موضوع تبرئه و آزادی دکتر بقایی را در میان گذاشت. یزدان‌پناه هم این پیغام را به شاه می‌رساند. پس از آن شاه عین این عبارات را اظهار می‌کند: «دکتر بقایی سگ نازی‌آباد است، نه خودی می‌شناسد و نه غریبه!»
 
مکی مجدد دیداری با یزدان‌پناه ترتیب می‌دهد و به او می‌گوید: «از قول من به شاه بگویید وطن‌خواهان ثابت قدم را به گناه شهامت شان مجازات نکنید و چراغ از بهر تاریکی نگه دارید.» چند روز بعد یزدان‌پناه موافقت شاه مبنی بر آزادی دکتر بقایی را دریافت و مکی را برای شام به منزلش دعوت می‌کند.
 
مکی در منزل یزدان‌پناه حضور پیدا می‌کند. ساعتی بعد سرلشکر غلامعلی اویسی به‌همراه مظفر بقایی وارد و به جمع آن‌ها ملحق می‌شوند. پس از پایان میهمانی، اویسی، بقایی را به زندان بازمی‌گرداند. روز بعد سپهبد پرویز خسروانی رئیس دادرسی ارتش به مکی تلفن می‌کند و از او می‌خواهد برای پاره‌ای مذاکرات به دادرسی ارتش برود.
 
در آن ملاقات گفته شد دادگاه تجدید نظر دکتر بقایی تشکیل و وی تبرئه می‌شود. در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۴۰ محکمه تجدید نظر محاکمه را آغاز کرد. دکتر بقایی در دفاعیات خود اطاله کلام داد و ضمن آن در تشریح وقایع سی‌ام تیر ۱۳۳۱ اظهار داشت: «.. انتخاب وزیر جنگ توسط شاه خلاف قانون اساسی است.»، چون تصمیم بر آزادی او بود سخنانش را نشنیده گرفتند و دادرسی ادامه یافت تا در جلسه سیزدهم در تاریخ ۷ دی ۱۳۴۰ رأی مشروحی از طرف دادگاه صادر شد که متهم دکتر مظفر بقایی را از اتهامات منتسبه تبرئه می‌کرد.
 
منبع: روزنامه ایران
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین