کروناویروس: آنچه ما را نکشد، قویترمان میکند

«این دوران فرصتی است که الویتهایمان را بازنگری و ارزیابیِ مجدد کنیم، چیزهایی را در زندگی ارزش بگذاریم که واقعاً مهم هستند و ارزشِ واقعیِ ارتباطاتِ انسانی را بدانیم.» بسیاری از ما اگر فرصتش را داشتیم، جهانِ عجیب و غریبِ فعلی را با دنیایِ پیش از آن عوض میکردیم. اما این انتخاب را نداریم.کارشناسان میگویند این بحران، یا بهتر است بگوییم تجربهای که به دست میآید و درسهایی که در طولِ آن آموخته میشود، ممکن است باعثِ ارتقاء وضعیتِ روانی افراد شود.
کد خبر :
۷۹۶۹۶
بازدید :
۲۴۱۲

فرادید | ویروسِ کرونا همچنان در جهان قربانی میگیرد و شاید مجبور باشیم تا چند ماه دیگر فاصلهگذاریِ اجتماعی را رعایت کنیم. شکی نیست که در وضعیتِ عجیب و فوقالعادهای به سر میبریم، یک دورانِ چالشبرانگیز که هنوز انتهای آن مشخص نیست. در چنین وضعیتی احساسِ ناامیدی محتمل به نظر میرسد.
اما کارشناسان میگویند این بحران، یا بهتر است بگوییم تجربهای که به دست میآید و درسهایی که در طولِ آن آموخته میشود، ممکن است باعثِ ارتقاء وضعیتِ روانی افراد شود.
مطالعات نشان میدهند که اثراتِ چنین موقعیتهایی آنقدر قوی است که حتی میتواند باعثِ تقویتِ روابط و قدرتمندتر شدنِ توانِ ذهنی شود و بسیاری از نگرانیهایی را که در جامعه مدرن احساس میکنیم، برطرف سازد.
شواهدی از ابعاد مثبتِ تراژدی و پریشانی وجود دارد که این گفتۀ قدیمی که «آنچه ما را نکشد حتماً قویترمان میکند» را اثبات میکند.
دیوید مورفی، رئیس انجمن روانشناسیِ بریتانیا و روانشناسِ بالینی که ۳۰ سال است در این حوزه کار میکند، میگوید: «من باور دارم که حتی در زمانهای چالشبرانگیز مانند دورانِ اپیدمی اکنون نیز احتمالِ «رشد» وجود دارد.»
بیشتر بخوانید:
«شغل اول من کار کردن با افرادی بود که از آسیبِ ستونِ فقرات رنج میبردند. بسیار از بیمارانِ من سالم و خوشهیکل بودند و در اثر یک اتفاقِ سانحه که ناگهان برایشان رخ داده بود، فلج شده بودند و زندگیشان از این رو به آن رو شده بود.»
«بسیار از آنها دچار افسردگی و ناامیدی بودند. این وضعیت در مواردی با گذرِ زمان بدتر شده بود. در مواردی هم اینطور نبود. اما آنچه من را شگفتزده میکرد این بود که بسیاری از این بیماران بعد از این وضعیت قدرت بیشتری پیدا کرده بودند که حتی خودشان هم از چنین تواناییای مطلع نبودند.»
در حقیقت، در جهانِ روانشناسی، یک پدیده غیرمعمول وجود دارد و آن وقتی است که افرادی که به لحاظِ جسمی دچار آسیب میشوند، مقاومتر میشوند؛ اعتمادبهنفسِ بالاتری پیدا میکنند و به دنبالِ چالشهای تازه در زندگی هستند - از این چالشها فرار نمیکنند.
به این وضعیت، رشدِ بعد از سانحه یا تروما گفته میشود.
اما آیا بخشِ اعظمِ جمعیت میتوانند از بحرانِ وحشتناکِ کنونی منافعی مانند این را درو کنند؟ شواهدِ علمی میگوید: بله.
در سال ۲۰۱۱، زلزله بزرگی در کرایسچرچ در نیوزیلند رخ داد. بیش از ۱۸۰ نفر جان خود را از دست دادند و خانههای هزاران نفر از بین رفت. اما مطالعه تقریباً ۱۰۰ تن از ساکانان این منطقه نشان داد که آنها بعد از این تجربه احساس میکردند قویتر شدهاند. آنها گزارش دادند در نتیجه تجربه جمعیِ تروما روابطشان قویتر شده، برای زندگی بیشتر از قبل ارزش قائل هستند و حسِ تعلق به جامعه در آنها تجدید شده است.
نتیجه تحقیقاتی که اثراتِ سارس بر مردم را در سال ۲۰۰۳ در هنگکنگ بررسی کرده است، نشان میدهد که اثراتِ مثبتِ مشابهی برای سلامتِ ذهنیِ افرادِ ساکن در این منطقه - که بیشترین خسارت را از این همهگیری دیدند - رخ داده است.
بیش از ۶۰ درصد از ساکنان گفته بودند که اعضای خانوادهشان بیش از پیش برایشان مهم است و بیش از یکسوم فهمیده بودند که دوستان و خانواده بیش از پیش از آنها حمایت میکردند. پس آیا کووید-۱۹ نیز ما را قویتر خواهد ساخت؟
مورفی میگوید: «به احتمالِ زیاد این اتفاق خواهد افتاد و احتمالِ آن بسیار زیاد است که برخی از مردمی که توانستهاند بیماری را شکست دهند، احساسِ جدیدی از خودباوری پیدا کنند و حتی ممکن است شکوفا شوند.»
به خصوص برای جوانان که اغلب، غیرمنصفانه به آنها لقبِ «جمعیتِ دانه برف» داده میشود، این نکته صادق است. تحقیقاتی نشان میدهد که نسل جوان در مقایسه با نسلِ مسنتر بیشتر احتمال دارد که دچارِ مشکلاتِ روانی شوند.
یک نظریه بحث برانگیز این مسئله را اینطور توضیح میدهد که شکنندگیِ نسلِ جوان به این علت است که آنها بیش از اندازه توسطِ خانوادهها حمایت شدهاند و برای همین هیچ تصوری از سختیهای واقعیِ زندگی ندارند.
اکنون که محدودیتهایی برای آزادی و زندگیِ اجتماعی ایجاد شده است، آیا مردمِ بیشتری مقاومتی را که نسلهای پیشین از طریقِ فقر، جنگ و مشکلاتِ اقتصادی به دست آورده بودند، به دست خواهند آورد؟
پروفسور مارتین سِلیگمان، پدرِ روانشناسیِ مثبتگرا، باور دارد که ما میتوانیم کنار آمدن با بحرانها را یاد بگیریم.
او میگوید مثبتاندیشی در ساختنِ روابطِ قوی با دیگران و تمرکز بر نقاطِ قوتِ خویش به جای ضعفها، ضروری است. او چند تمرین ساده مثل یادداشت کردنِ ۳ چیزی که هر روز در زندگیتان رخ میدهد و شما بهخاطرش شکرگزار هستید را پیشنهاد میدهد.
البته، ضروری است فراموش نکنیم که انسانها با تلخیها و مشکلاتِ واقعی در زندگی مواجه هستند. بسیاری در فضاهای بسیار تنگ زندگی میکنند، بسیاری از عزیزان خود مراقبت میکنند یا تلاش میکنند با مشکلاتِ ناشی از وضعیتِ روانیشان یا خشونتهای خانگی کنار بیایند.
دکتر مورفی میگوید: «فکر میکنم مهم است تشخیص دهیم که همه ما در این مسئله مثل هم نیستیم.»
«واقعیتهای موقعیتِ کنونی بسته به شرایطِ افراد متفاوت است.»
«اما همه ما به نوعی از این بحران متأثر شدهایم؛ و فارغ از چالشهای کنونی، فرصتهایی - برای همه ما - وجود دارد که ممکن است باعثِ شود قویتر و مقاومتر از این بحران خارج شویم.
«این دوران فرصتی است که الویتهایمان را بازنگری و ارزیابیِ مجدد کنیم، چیزهایی را در زندگی ارزش بگذاریم که واقعاً مهم هستند و ارزشِ واقعیِ ارتباطاتِ انسانی را بدانیم.» بسیاری از ما اگر فرصتش را داشتیم، جهانِ عجیب و غریبِ فعلی را با دنیایِ پیش از آن عوض میکردیم. اما این انتخاب را نداریم.
قطعاً رویدادها و اتفاقاتِ مثبتی که از این بحران نصیبِ ما خواهد شد نمیتواند تمامِ آلام و رنجهایی را که ما تحمل کردهایم، درمان کند؛ اما با همین رگههای باریکِ نورِ امید هم میتوان اندکی احساسِ آرامش کرد.
۰