داوود آزاد؛ پرچمدار موسیقی عرفانی

داوود آزاد؛ پرچمدار موسیقی عرفانی

موسیقی عرفانی محدود به جغرافیای خاصی نیست و در هر کشوری بسته به اعتقادات مذهبی و باور‌ها و با توجه به ذهنیت زیبایی شناختی ملل مختلف در حال تولید و گسترش است.
کد خبر: ۸۵۵۸۶
بازدید : ۵۹۹۹
۱۵ مهر ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۹
داوود آزاد؛ پرچمدار موسیقی عرفانی
 
داوود آزاد یکی از چهره‌های مطرح موسیقی سنتی ایران و نوازنده سازهایی، چون تار و سه‌تار محسوب می‌شود که بیشتر محبوبیتش، مدیون آثار عرفانی است. دیوان شمس و باخ از جمله آثار شناخته شده، این هنرمند به شمار می‌روند که او آن‌ها را در برخی از معتبرترین مراکز موسیقی دنیا اجرا کرده است.

داوود آزاد ۱۳۴۲ خورشیدی در ارومیه دیده به جهان گشود، او موسیقی را از ۲۰ سالگی آغاز کرد و، چون استادی در این زمینه نداشت به تحقیق در آثار هنرمندان دیگر پرداخت و در این زمینه از آثار تار بیگجه خانی، تار مرتضی نی داوود، تار آقا حسینقلی، سه تار سعید هرمزی، آواز طاهرزاده، آواز اقبال آذر و آواز قمرالملوک وزیری بهره برد و بدین ترتیب توانست کمبود استاد را جبران کند؛ بنابراین وی یکی از معدود هنرمندانی است که بدون حضور در محضر استاد، موسیقی را با تحقیق و پژوهش آثار هنرمندان موسیقی فرا گرفت.
 
وی در گفت وگویی در این زمینه گفته بود: از آنجا که در تبریز هیچ استاد «تاری» وجود نداشت از طریق گوش و معلم غیرحضوری تعلیم یافتم. کار هر استاد قدیمی را کپی می‌کردم تا اینکه خود توانستم، آنچه می‌خواستم بنوازم.
 
سال ۶۸ نخستین سالی که دانشکده موسیقی در تهران تأسیس شد در امتحان ورودی شرکت کردم و به گفته ممتحنین نفر اول بودم. اما نمی‌دانم چرا هرگز اسمم در جراید نیامد. آواز را نیز بدون استاد فرا گرفتم و آن را نیز از طریق شنیدن و سپس کپی از آثار افرادی، چون طاهرزاده و اقبال آذر شروع کردم. هیچ کس جز خدا حامی ام نبود.

نگاه داوود آزاد به موسیقی عرفانی
این موسیقیدان نامدار که بیشتر برای تولید آثار عرفانی درمیان هوادارانش به شهرت رسیده است در خصوص موسیقی عرفانی می‌گوید: موسیقی عرفانی محدود به جغرافیای خاصی نیست و در هر کشوری بسته به اعتقادات مذهبی و باور‌ها و با توجه به ذهنیت زیبایی شناختی ملل مختلف در حال تولید و گسترش است.
 
این نوع موسیقی در میان ملل مختلف ریشه‌ای به قدمت تاریخ دارد و یک میراث فرهنگی جهانی محسوب می‌شود. این هنرمند معتقد است: موسیقی عرفانی را نمی‌توان به چند ساز محدود کرد. بلکه ساز تنها یک وسیله است. وسیله‌ای که می‌تواند باور‌ها و اعتقادات و حتی ذهنیت زیبایی شناختی مردم را به عزت یا به ذلت بنشاند و آنچه مهم است، دانش هنرمند و حس و حال او در مواجهه با جریاناتی است که از جهان پیرامون خود با دید نظر یا بصر دریافت می‌کند.
 
هرچند که برخی از ساز‌ها در ایجاد این حال و احساس موفق‌تر عمل کرده اند. وی همچنین بر این باور است که مهم‌ترین وظیفه موسیقی، قرار دادن مخاطب در لحظه یا همان «آن» است. تمامی تلاش‌های درمانگران موسیقی در حقیقت بر روی این اصل استوار است که بیماران از گذشته و آینده رها و در لحظه قرار گیرند و موسیقی بخوبی از عهده این کار برآمده است.
خلق آثار هنری
این استاد به نام تار و سه تار اثری به نام “آی ایشیقی” خلق کرد که اجرای قطعات آذری با تار ایرانی است. آلبوم دیگرش تحقیقی است بر شیوه تصنیف‌نوازی به نام در بهار امید که در این اثر وی پیچیدگی و بیان مینیاتوری موجود در ساز و آواز نوازندگان و خوانندگان قدیم، همچنین شیوه ساز نی‌داوود و آواز قمرالملوک و … را با تار اجرا کرد. آلبوم تکنوازی “به یاد هرمزی” اثر دیگر این هنرمند محسوب می‌شود.
 
۲ آلبوم دیگر او “نورجان” و “می بی‌رنگی” در خصوص موسیقی صوفیانه با صدای خود او بر پایه موسیقی اصیل است که علاوه بر این موارد از وی آلبوم‌های متعددی، چون مکتب تار تبریز یادواره بیگجه‌خانی، کوی تو، در میخانه، لیلی‌نامه، دیوان شمس و باخ، توهمه، ماهیچ، می‌صوفی افکن کجا می‌فروشند و تو مست تری یا من؟ برجای مانده است.
 
این هنرمند در خصوص اجرای موسیقی کلاسیک و تاثیر اشعار شاعرانی مانند مولانا می‌گوید: اشعار ایرانی این قابلیت را دارند که با هر نوع موسیقی جهانی تلفیق و اجرا شوند و به نظر من در معرفی شعر و فرهنگ ایرانی در غرب نیز می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد.
 
به طور مثال شاید بسیاری از مردم ما باخ را نشناسند و با شخصیت آن آشنایی نداشته باشند، اما در واقع می‌توان گفت سباستیان باخ آهنگساز و نوازنده آلمانی یک انسان معنوی یا مولانای موسیقی کلاسیک غرب است.
 
داوود آزاد؛ پرچمدار موسیقی عرفانی
 
وقتی نوشته‌های باخ را می‌خوانید به قدری عرفانی است که تصور می‌کنید این نوشته‌های ابوسعید ابوالخیر یا بایزید بسطامی است به همین دلیل من اعتقادم این است که موسیقی کشور‌های دیگر می‌تواند با اشعار شعرای ایرانی تلفیق شود و فکر می‌کنم با خلق این آثار ماندگار بتوانیم موسیقی خود را درغرب بخوبی معرفی کنیم.

وی همچنین درباره علت علاقه‌اش به آثار مولانا می‌گوید: علت آن شاید علاقه‌ای باشد که از بچگی به تصوف داشتم در واقع این‌گونه می‌توان گفت من به مولانا علاقه‌ای نداشتم، مولانا خود آدم‌ها را انتخاب می‌کند.
 
اشعار مولانا برای من همیشه الهام‌بخش بوده و هست و به گونه‌ای آن‌ها من را انتخاب می‌کنند. شاید باور برای شما سخت و تعجب آور باشد، اما من بار‌ها از صفحات اشعار مولانا عبور کردم و رد شدم، اما به یک باره شعری را می‌بینم که پیش از این به چشم من نخورده است و تعجب می‌کنم چرا این شعر را ندیده ام.
 
به نظر من خوانش اشعار مولانا زمان خاصی دارد و زمانش را تنها مولانا تعیین می‌کند که این شعر خوانده یا دیده شود. البته در آلبوم اخیرم ریتم‌های جدیدی از اشعار مولانا به‌کار برده ام.

فعالیت‌های هنری در سطح بین المللی
این موسیقیدان نامدار نخستین موزیسین ایرانی است که در کشور‌های مالت، باهاما، رادیو کلاسیک اتریش و… اجرا داشته است و نیز نخستین سخنران ایرانی با موضوع موسیقی ایرانی در دانشگاه آکسفورد به شمار می‌رود.
 
وی بیش از۳۰۰ کنسرت در ایران، هند، اروپا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و استرالیا اجرا کرده است. علاوه بر این موارد، وی در فستیوال‌های بین‌المللی موسیقی همچون Institut du monde arabe (پاریس)، No mind (سوئد)، ۳۵مین جشنواره بین‌المللی موسیقی استانبول، World in North، Art in Action و Sacred Voices شرکت کرده است.
 
از دیگر فعالیت‌های هنری این هنرمند محبوب می‌توان به اجرا در رادیو‌های بین‌المللی همچون Radio Malta (مالت)، TV, Radio Mombay (هند) و TV, Radio Delhi (هند) اشاره کرد.

موسیقی ایرانی تحت تاثیر موسیقی غرب
داوود آزاد بر این باور است که موسیقی ایران صد درصد تحت تأثیر موسیقی غرب است. با حضور ویلن و ورود «نت» توسط آقای وزیری، موسیقی ما متأثر از غرب شد و فواصل پرده‌ها تغییر کرد و منطبق بر موسیقی غربی شد. موسیقی سنتی ما از ۵۰ سال گذشته به سمت موسیقی غربی رفته است.
 
جالب اینجاست که در آن زمان هر آوازخوان سبک خاص خودش را داشت. اما امروزه همه تقلید می‌کنند که این تقلید به روش آموزش برمی گردد. زیرا اساتید دوست دارند همانند خودشان را تربیت کنند. در حالی که معلمی خوب است که نمونه خودش را تحویل جامعه ندهد، بلکه شاگردش را شکوفا کند.
 
مثلاً امروزه نوازنده تار دقیقاً نوع ساز گرفتن و نحوه زدن خودش را به شاگرد یاد می‌دهد. در صورتی که باید این استاد برخی اصول را بگوید و بعد به او اجازه دهد که شخص خودش باشد.
 
مثلاً در آواز اینگونه نبوده که استاد تک، تک کلمات را بگوید و شاگرد آن را تکرار کند، بلکه استاد یک بار می‌خواند و بعد شاگرد با حس خودش آن را یاد می‌گرفت و می‌خواند. بعد استاد ایراد‌های اساسی و اشکالاتی مثل زیادی تحریر‌ها و… را اصلاح می‌کرد. همین باعث می‌شد که سبک‌های مختلف به وجود آمد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین