قتل دختر جوان به خاطر هیچ و پوچ

قتل دختر جوان به خاطر هیچ و پوچ

برای اینکه او را بترسانم کارد میوه‌خوری را که در ماشین بود، درآوردم و به او گفتم اگر پیاده نشود او را می‌زنم. دختر با من درگیر شد و درحالی‌که تقلا می‌کرد، چاقو به پایش برخورد کرد. البته من اصلا خودم متوجه نشدم چاقو به او برخورد کرده است.
کد خبر: ۸۹۱۶۴
بازدید : ۹۶۰۶
۱۸ دی ۱۳۹۹ - ۰۵:۵۰
قتل دختر جوان به خاطر هیچ و پوچ
 
پسر جوانی که در یک درگیری خونین دختری را به قتل رسانده است، برای بار دوم پای میز محاکمه رفت و اتهام قتل عمدی را انکار کرد. سال ۹۶ عابرانی که از خیابان اندرزگو عبور می‌کردند دختری جوان را دیدند که زخمی و خون‌آلود از یک خودرو پیاده شد و از شدت خون‌ریزی کناری نشست.
 
بلافاصله شهروندان به کمک او رفتند و آمبولانس خبر کردند. دختر جوان به بیمارستان رسانده شد، اما ضربه به نقطه حساسی از بدنش وارد شده بود و در نهایت تسلیم مرگ شد و جانش را از دست داد.
 
مأموران به بازجویی از شاهدان پرداختند. یکی از شاهدان ضمن تشریح ماجرا گفت: من شماره پلاک پژو ۲۰۶ را که دختر از آن پیاده شد، برداشتم. مأموران بعد از به‌دست‌آمدن شماره پلاک ماشین، راننده را شناسایی کردند و متوجه شدند فردی که سوار بر پژو ۲۰۶ سفید‌رنگ بوده جوانی به نام آرین است که خودرو را به‌تازگی خریده است.
 
آرین بعد از بازداشت به وارد‌کردن ضربه به بدن دختر جوان اعتراف کرد و گفت: من او را نمی‌شناختم. به‌زور سوار ماشینم شده بود و من برای اینکه او را وادار کنم پیاده شود یک ضربه به او زدم که پایش خون‌ریزی کرد. من اصلا نمی‌دانستم ضربه به پا هم می‌تواند کشنده باشد.
 
بعد از دستگیری ضارب، مأموران تحقیقاتی درباره خانواده مقتول انجام دادند. آن‌ها متوجه شدند مقتول زیبا نام داشت و تک‌فرزند خانواده بود. همچنین معلوم شد مادر زیبا در آمریکا زندگی می‌کند و این دختر چند سال قبل به ایران آمده و در تهران به‌تنهایی زندگی می‌کرده است.

وقتی مادر مقتول از موضوع کشته‌شدن فرزندش مطلع شد، به ایران آمد و علیه عامل قتل شکایت کرد.

به این ترتیب، پرونده با صدور کیفرخواست علیه متهم برای رسیدگی کیفری به استان تهران فرستاده شد. هرچند، ولی دم در دادگاه حضور نداشت، اما با توجه به شکایتی که مطرح کرده بود، وکیل او درخواست مادر زیبا را خطاب به قضات خواند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من تازه ماشین خریده بودم.
 
به دوستم سینا گفتم بیا برویم دوری بزنیم. می‌خواستم کمی با ماشینم و دوستم خوش بگذرانیم. به سمت خیابان اندرزگو رفتیم. می‌خواستم شام ماشینم را به دوستم بدهم. وارد یک رستوران شدیم تا غذا بخوریم. در رستوران بودیم که سینا سوئیچ ماشین را از من گرفت و گفت برمی‌گردد.
 
من فکر کردم چیزی جا گذاشته است. چند دقیقه‌ای گذشت و برنگشت. وقتی دم ماشین رفتم دیدم او دختری را سوار ماشین کرده و با هم صحبت می‌کنند. از سینا پرسیدم چه خبر است؟ این دختر کیست؟ سینا گفت داخل رستوران برو من چند دقیقه دیگر می‌آیم؛ اما نیامد.
 
من نیم‌ساعت بعد دوباره رفتم و دیدم دختر هنوز در ماشین است و سینا هم نشسته است. خیلی ناراحت شدم. البته ناراحتی من از دست سینا بود، چون من او را دوست خودم می‌دانستم و از اینکه از من سوءاستفاده کرده بود، ناراحت شدم.
 
با او جرو‌بحث کردم و بعد سوار ماشین شدم، به دختر گفتم پیاده شود، چون می‌خواهم بروم؛ اما توجهی نکرد. متهم در ادامه اظهاراتش گفت: من اصلا آن دختر را نمی‌شناختم. به او گفتم من تو را نمی‌شناسم و هر مسئله‌ای داری به سینا مربوط است. از ماشین پیاده شو و دنبال دردسر نباش. باز هم به حرفم گوش نداد.
 
دختر لجبازی بود، گفت از میهمانی برای دیدن سینا آمده و قرار بوده سینا به او پول بدهد و حالا تا پولش را نگیرد نمی‌رود و حتما باید با پول به آن میهمانی برگردد. من گفتم این مسائل به من مربوط نیست از ماشین پیاده شو. دختر قبول نکرد و داد و فریاد راه انداخت.
 
برای اینکه او را بترسانم کارد میوه‌خوری را که در ماشین بود، درآوردم و به او گفتم اگر پیاده نشود او را می‌زنم. دختر با من درگیر شد و درحالی‌که تقلا می‌کرد، چاقو به پایش برخورد کرد. البته من اصلا خودم متوجه نشدم چاقو به او برخورد کرده است.
 
وقتی دختر جوان پیاده شد داشت داد و فریاد می‌کرد و من هم از ترس آبرویم گاز دادم و رفتم. بعد از گفته‌های این مرد جوان هیئت قضات وارد شور شدند و به اتفاق آرا متهم را در قتل شبه‌عمد مجرم شناختند و به پرداخت دیه محکوم کردند.
 
این حکم مورد اعتراض مادر مقتول قرار گرفت و پرونده برای بررسی مجدد به دیوان عالی کشور ارسال شد. قضات دیوان عالی کشور حکم دیه را نقض و پرونده را برای بررسی مجدد به شعبه هم‌عرض ارسال کردند. متهم یک بار دیگر در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.
 
او باز هم قتل را انکار کرد و گفت: من به عمد زیبا را نزدم. من نه با او دشمنی داشتم و نه اصلا او را می‌شناختم، فقط خواستم وادارش کنم از ماشین پیاده شود. زیبا پول می‌خواست و، چون سینا به او پول نداده بود، سعی داشت من را وادار کند که به او پول بدهم.
 
من هیچ نسبتی با آن دختر نداشتم و هرگز هم او را ندیده بودم. وقتی در ماشین با هم درگیر شدیم، فقط قصد داشتم او را از ماشینم بیرون کنم و اصلا قصد کشتن او را نداشتم. حتی متوجه نشدم ضربه به پایش هم چطور زده شد. من اگر قصد کشتن او را داشتم ضربه را به بالاتنه‌اش می‌زدم، اما ضربه به ران پایش برخورد کرده است.
 
من حتی سعی کردم با دست او را هل بدهم و از ماشین بیرون بیندازم، اما نمی‌رفت و می‌گفت پولی را که سینا قول داده، می‌خواهد و تا پول را نگیرد نمی‌رود.

متهم در ادامه گفت: من به مادر مقتول تسلیت می‌گویم و از اینکه باعث مرگ دخترش شدم متأسفم، اما حاضرم قسم بخورم ضربه را به عمد نزدم و اصلا فکر نمی‌کردم یک ضربه به پا منجر به مرگ شود؛ حتی اگر یک درصد به فکرم می‌رسید که این ضربه می‌تواند کشنده باشد، خودم او را به بیمارستان می‌رساندم و نجاتش می‌دادم.
 
بعد از پایان گفته‌های متهم، هیئت قضات برای تصمیم‌گیری در این خصوص وارد شور شدند و متهم را یک بار دیگر در قتل شبه‌عمد مجرم شناخته و به پرداخت دیه محکوم کرده و از قتل عمد تبرئه کردند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
از میان اخبار
نگاه