محسن صدر، از دادستانی کل تا قاضی دادگاه باغشاه

تقدیر سید محسن در سپهر سیاست، روزی رقم خورد که مشیرالسلطنه صدر اعظم به دستور محمدعلی شاه، محکمهای به پا کرده و ریاست آن را به مویدالسلطنه حاکم تهران سپرده بود، تا محبوسین یا متهمین باغشاه را پس از محاکمه کیفر دهند.

مجلس سنا؛ سیدمحسن صدرالاشراف در کنار و سمت چپ محمدرضا پهلوی
شاید روزی که صدرالاشراف در کسوت معلمی بود، هرگز این تصور را نداشت که به مقام نخست وزیری ایران برسد، اما گشت و گذار در باغها و عمارتهایی که هر روز از آن صدای سیاست بلند بود، او را به جایی رساند که وقتی پسر شاه به حکومت همدان رسید، «سید محسن» دستیار اول حاکم شد.
پسرک متولد ۱۳۵۰ خورشیدی در محلات استان مرکزی، چنان در مدرسه صنیع الملک از خودش استعداد نشان داد که به سرعت، او را راهی تهران کردند تا آب و هوای پایتخت، ذهن و زمانه اش را دگرگون کند.
آخوند جوان، معلم پسر ناصرالدین شاه
آن روز «سید محسن» فکر نمیکرد، روزی از این کسوت طلبگی و مقام معلمی، به مقام نخست وزیری ایران برسد. اما نشست و برخاست با شاه و فرزندش و گشت و گذار در باغها و عمارتهایی که هر روز از آن صدای سیاست بلند بود، او را پله پله بالا برد و در همان گام نخست، وقتی پسر شاه، حاکم همدان شد، «سید محسن» دستیار اول حاکم شد.
ویروس وبا که شیوع یافت، آخوند جوان به محلات بازگشت و تا ریشهکن شدن وبا در آنجا ماند و ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. بعد پسر املاک پدر در محلات را فروخت و به تهران بازگشت تا با ارث پدر، جایی و جایگاهی برای خودش در تهران بیابد. همان زمان بود که تازه عدلیه قانونی ایران تاسیس شده بود و او به حاج مخبر السلطنه وزیر عدلیه وقت، معرفی شد.

از دادستانی کل تا قاضی دادگاههای باغ شاه
بیستوهفت سال ماندن در وزارت عدلیه، مقامش را به حکم دادستانی کل کشور رساند. آن روز این مقام را با عنوان «مدعیالعموم کل دیوان عالی تمیز» میشناختند.
سیدمحسن صدر در دوران مشروطه ایران، قاضی دادگستری و وظیفه بازپرسی از مشروطهخواهان برعهده او قرار داده شد.
تقدیر سید محسن در سپهر سیاست، روزی رقم خورد که مشیرالسلطنه صدر اعظم به دستور محمدعلی شاه، محکمهای به پا کرده و ریاست آن را به مویدالسلطنه حاکم تهران سپرده بود، تا محبوسین یا متهمین باغشاه را پس از محاکمه کیفر دهند.
مویدالسلطنه از وزیر عدلیه تقاضای ۲ قاضی کرده بود. همین زمینهای شد که سید محسن صدر را به همراه میرزا احمد اشتری از دادگستری به باغشاه فراخواندند تا به قضاوت بنشیند.
صدر پس از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه قاجار و لیاخوف روسی، بسیاری از مشروطهچیان و آزادیخواهان را به محاکمه کشاند. گرچه خود معتقد بود که به نجات بسیاری از آنان کمک کرده است. محسن صدر ریاست دادگاه چهرههای مهمی از مشروطه خواهان را برعهده داشت که مشیر الدوله، میرزا یحیی دولت آبادی، حسین پیرنیا موتمن الملک و سید یعقوب انوار، تعدادی از این چهرهها بودند.
او در کتاب خاطراتش با عنوان «خاطرات صدر الاشراف» در این باره نوشته است:
«اشخاص دیگری مانند آقا سید یعقوب انوار شیرازی و ... در مجامع نطق میکردند، ولی بیشتر جنبه بدگویی و فحاشی داشت. سید محمدرضا مساوات هم روزنامه مساوات مینوشت و از فحاشی به شاه و اطرافیهای او فروگذار نمیکرد. روزنامه فکاهی صور اسرافیل که به قلم جهانگیر خان و ادیب متتبع لغتنامه دهخدا نوشته میشد، بینهایت جالب توجه و بسیار موثر بود، بالجمله فعالیت مشروطه طلبان از یکطرف و طرفداران استبداد از طرف دیگر زمینه جنگ و جدال را فراهم میکرد...
بسیاری از مشروطه طلبان حسن نیت نداشتند و آن را وسیله مقاصد و منافع شخصی و ریاست طلبی قرار داده بود و در این ضمن، افراد بیاعتنا به دیانت و بر ضد دیانت پیش افتاده بودند و انصافا بسیاری از مردم که عقیده به مشروطیت نداشتند یا از روی سادگی معتقد شده بودند، بعد از مشاهده بعضی اوضاع و تجری بعضی بیدینی منزجر شده بودند.»

از مقام صدرالاشرفی تا پست وزارت عدلیه
محسن صدر با آن که در واقعه باغشاه، شهره به سرکوب مشروطهچیان شد، اما در دورههای بعد از محمدعلی شاه قاجار نیز همچنان در دستگاه قضا باقی ماند و در دوره پهلوی نیز همچنان در این مسند حضور داشت. آنچنانکه در دوره نخست وزیری محمد علی فروغی و محمود جم به کسوت وزیری رسید و وزارت دادگستری را بر عهده گرفت.
گرچه در این روزگار دیگر مُعمم نبود و لباس روحانیت را کنار گذاشته بود و مُکلایی را برای وزارت و سیاست نیکوتر میپنداشت.
۲۶ شهریور ۱۳۱۲ بود که محمدعلی فروغی، او را به عنوان وزیر عدلیه کابینه خود به مجلس شورای ملی معرفی کرد و تا سال ۱۳۱۵ در این مسوولیت فعالیت کرد. از مهمترین اقدامات «صدرالاشرف» در دوران وزارتش، به تصویب رساندن قانون وکالت بود که نظم و سیاق تازهای به پیشه وکالت دادگستری در ایران بخشید.
او سه سال در کنار سید نصرالله اخوی، سیدمحمد کاظم عصار و میرزا رضا ایروانی به نگارش قانون حقوق مدنی ایران پرداخت. او در خاطراتش میگوید در تدوین جلد دوم و سوم قانون مدنی نقش داشته است. صدر در سال ۱۳۱۵ از وزارت دادگستری استعفا داد و راهی مجلس شد و از دوره یازدهم تا سیزدهم از حوزه انتخابیه محلات در مجلس شورای ملی حضور داشت.
از سه دوره نمایندگی مجلس تا نخست وزیری
او در سال ۱۳۲۲ در کابینه علی سیهلی وزیر دادگستری شد و سرانجام در ۱۶ خرداد ۱۳۲۴ با کسب رای اعتماد از مجلس، به نخستوزیری رسید. در این دوران حزب توده و حامیان دکتر محمد مصدق از مخالفان سرسخت او بودند.
همراهان او نیز در مجلس آبستراکسیون راه انداختند که به قول خود صدرالاشراف تا آن موقع بی سابقه بود. به این ترتیب هر بار دولت او تلاش کرد که برای رای اعتماد، کابینه را به مجلس ببرد، مخالفان با شکستن حد نصاب مانع رایگیری برای کابینه او شدند.
صدرالاشرف در سال ۱۳۲۹ عضو گروهی بود که برای بازگرداندن جنازه رضاخان راهی مصر شد. او تا سال ۱۳۳۰ استاندار خراسان باقی ماند و بعد از استعفای دولت مصدق در سال ۱۳۳۱ به تهران آمد و در اسفند ۱۳۳۲ با پیشنهاد محمدرضا پهلوی نماینده مجلس سنا شد و بعد از سید حسن تقی زاده در سال ۱۳۳۶ به ریاست آن رسید.
از مخالفتهای مصدق تا رای اعتماد مجلس
دکتر محمد مصدق از مخالفان با نخستوزیری صدرالاشراف بود و یکی از دلایل آن را پیری او میدانست. دلیل دیگر مخالفت مصدق با صدر، سوابق او در استبداد صغیر و «اطاعت کورکورانهٔ وی از احکام دیکتاتوری» (اشاره به مسوولیتهایش در دوران رضاخان) بود.
در اسناد مذاکرات جلسه ۱۳۰ تا جلسه ۱۴۴ دوره چهاردهم مجلس شورای ملی در تاریخهای ۲۹ خرداد ۱۳۲۴ تا پنجم مهر ۱۳۲۴ آمده است:
با ادامهٔ اعتراضهای مجلس به صدرالاشراف، سرانجام شاه از هر ۲ جناح اقلیت و اکثریت مجلس خواست هر کدام پنج نماینده نزد او بفرستند تا در این مورد توافقی حاصل شود. این جلسه در بیستم تیر تشکیل شد و در آن توافق شد که صدر، دولت و برنامهٔ دولتش را به مجلس عرضه کند و اگر هنگام رأی به برنامهٔ دولت، بیش از ۴۰ مخالف داشته باشد، بلافاصله استعفا دهد.
«صدر در ۲۶ تیر، دولت خود و برنامهٔ آن را به مجلس عرضه کرد. با اینحال محسن صدر در دولت چند ماههٔ خود مورد مخالفت شدید تودهایها و اقلیت مجلس به رهبری مصدق بود. در دوم مرداد مصدق رهبر جناح اقلیت مجلس از طریق جواد عامری نمایندهٔ سمنان و محمدرضا تهرانچی نمایندهٔ تهران به صدرالاشراف پیام داد که دولت او بیش از ۴۰ مخالف دارد و باید استعفا دهد.

کشمکش میان مجلس و دولت، رأی اعتماد به دولت صدرالاشراف را عقب انداخت. در این فاصله، نمایندگان جناح اقلیت مجلس، دولت او را غیرقانونی میدانستند، چون هنوز از مجلس رأی اعتماد نگرفته بود، اما صدر با استناد به قانون اساسی که تصریح کرده بود، عزل و نصب وزیران با شاه است، دولت خود را قانونی میدانست.
پایان عمر: از نخستین ریاست حج ایران تا استانداری خراسان
سال ۱۳۲۶ به ایران بازگشت. در ایجاد ارتباط خوب میان ایران و عربستان سعودی در سال ۱۳۲۷ تلاش فراوانی کرد. چنانکه به عنوان نماینده شاه در امور حج و «امیرالحاج» تعیین شد و محمدرضا پهلوی او را سرپرست حجاج ایرانی کرد. او نخستین فردی بود که در دورهٔ پهلوی به این منصب رسید.
بعد از آن هم در هفتم بهمن همان سال، به مدت ۲ سال، استاندار خراسان شد. در سال ۱۳۳۲ در دوره دوم و سوم مجلس سنای ایران نیز سناتور انتصابی مشهد و رییس مجلس سنا شد.
کتاب خاطرات صدر الاشراف
کتاب خاطرات صدر الاشراف یکی از منابع مهم در شناسایی و معرفی شخصیت و اقداماتش و همچنین فضای حاکم بر حکومتداری در دوران پهلوی هاست.
یکی از بخشهای مهم این کتاب گزارشهای وی درباره انتخابات و نظارت وی بر انتخابات در دوره پهلوی است. خاطرات صدرالاشراف بسیاری از حوادث دوران را روشن میسازد و در چند عبارت نشان میدهد، چگونه انتخابات را برگزار میکردند و چگونه افرادی پیدا میشدند که رفتار دیکتاتور زمان را خوب جلوه بدهند و در عین حال مقاومتهای مردمی را پایان بخشند.
منابع:
- خاطرات صدر الاشراف، محسن صدر، انتشارات وحید
- دانشنامهٔ جهان اسلام، درایهٔ محسن صدر
- مذاکرات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی