سفر در زمان؛ ماجرای تریاکی شدن ادوارد براون در ایران از زبان مرحوم باستانی پاریزی
ادوارد براون می گوید که یک وقت دیدم مثل این که این درد مثل سوزن های سنجاق تو چشم من بوده، و یکی یکی دارند سوزن ها را…
ادوارد براون می گوید که یک وقت دیدم مثل این که این درد مثل سوزن های سنجاق تو چشم من بوده، و یکی یکی دارند سوزن ها را…
اطراف شهر قدیم سامره همه خرابه است و پیدا بود، بسیار شهر عظیمی بوده است. قلعهجات زیادی که همه دیوارهای آن و بروجش…
یادداشتهای اسدالله علم: صبح شاهنشاه از کاخ نیاوران به سعدآباد تشریف فرما شدند. ولی حدود یک و نیم بعد از ظهر به کاخ…
شاهی که عاشق اسباببازیهای فرنگی بود، اینبار با جعبهای جادویی به تهران برگشت؛ روایتی شنیدنی از سرگرمی مظفرالدینشاه…
امینحضور، عکاسباشی، دَهباشی با من آمدند؛ آنهای دیگر ماندند، قایقی بروند، همه توی یک قایق پر شدند. یکییکی را از…
در واشینگتن، هم آهنگی بین وزارت خارجه و وزارت دفاع بستگی به تصمیم رئیس جمهوری داشت و این تصمیم مستلزم ابتکاری از سوی…
یادداشتهای اسدالله علم: چون سفیر چین به اتفاق وزیر خارجه چین باید شرفیاب میشدند. سر ناهار که وزیر خارجه چین بود…
شیرازی کوچکه عصری پُر حرف میزد، زدم رفت، کجخُلق شدم.
نیروهای آمریکائی در ایران دارای پرسنل فنی کنار آزموده و تسهیلات و تجهیزاتی بود که میتوانست مورد استفاده مستخدمین غیر…
یادداشتهای اسدالله علم: علیا حضرت شهبانو از اینکه فرانسه برای دریافت نشان Couronne Civique تشریف ببرند، منصرف شدند و…