قتل پیرمرد با همدستی زن جوانش
درم پول کلانی از شوهرم گرفته بود و من خیلی از این بابت ناراحت بودم. یک روز وقتی داشتم از جایی برمیگشتم، سوار ماشین…
درم پول کلانی از شوهرم گرفته بود و من خیلی از این بابت ناراحت بودم. یک روز وقتی داشتم از جایی برمیگشتم، سوار ماشین…
یک روز او من را دعوت کرد تا همراهش شوم من هم قبول کردم؛ وقتی سوار ماشین شدم دوستش هم همراهش بود، آنها به بهانه اینکه…
در حال نمازخواندن بودم که فردی در خانه را زد. ابتدا در را باز نکردم، اما در نهایت با سماجت متهم، در را کمی باز کردم و…
برادرم از ما خواست کنارش باشیم تا اگر مشکلی پیش آمد، تنها نباشد. او پولی دریافت نکرده بود و به ما هم گفته بود پولی در…
دو میهمان ناشناس در واقع همان سارقان طلا و پولهای نقد پیرزن هستند که در شب اول اقامت خود در خانه پیرزن، در واقع…
«من دو بچه را درحالیکه کوله به پشت داشتند دیدم و فکر کردم کفشدزدهایی هستند که میخواهند فرار کنند، برای همین…
سرانجام کار به جایی رسید که آن جوان سنگدل با وجود اینکه خانواده پسر بچه حاضر به پرداخت پول شده بودند از ترس اینکه وقتی…
برای سرقتها یک کلاه گیس خریدم و هر روز که میخواستم سرقت را انجام دهم گریم میکردم. اینطوری مشخصاتی که مالباختهها…
میخواهد با مباشر پدرش ازدواج کند. پسر خوش تیپ و جوانی که وضع مالی خوبی داشت. باید او را از سر راه برمیداشتم برای…
ماجرا از وقتی شروع شد که حمید خواهرم را عقد کرد ما در شهرستان زندگی میکردیم و با هم بچه محل بودیم، اما حمید هر از چند…