«سقراط» که بود و چرا اعدام شد؟

«سقراط» که بود و چرا اعدام شد؟

سقراط از مشهورترین فیلسوفان تاریخ است؛ مردی که با وجود آنکه هیچ نوشته‌ای از خود به جا نگذاشت، تأثیری عمیق بر مسیر فلسفه غرب گذاشت. بیشتر آنچه درباره زندگی و اندیشه او می‌دانیم از نوشته‌های شاگردانش به‌ویژه افلاطون و گزنفون به دست آمده است. سقراط با پرسش‌های پی‌درپی، باورهای رایج درباره اخلاق، سیاست، دانش و حقیقت را به چالش می‌کشید و همین شیوه سرانجام او را در برابر دستگاه قضایی آتن قرار داد.

کد خبر : ۳۱۸۲۸۶
بازدید : ۰

فرادید| محاکمه سقراط در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، تنها یک پرونده قضایی عادی نبود. این محاکمه در دوره‌ای پرآشوب و پس از شکست آتن در جنگ پلوپونزی رخ داد؛ زمانی که جامعه آتن میان دموکراسی، حکومت الیگارشی و خاطره خشونت‌های سیاسی گذشته گرفتار بود.

به گزارش فرادید؛ سقراط به بی‌دینی و فاسد کردن جوانان متهم شد، در دادگاه مجرم شناخته شد و در نهایت با نوشیدن جام شوکران به زندگی خود پایان داد. اما چرا چنین فیلسوفی به مرگ محکوم شد و چرا حاضر نشد از آتن بگریزد؟

سقراط که بود؟

اطلاعات دقیق درباره زندگی سقراط اندک است. می‌دانیم که او شهروند آتن بود و در جنگ پلوپونزی برای شهر خود جنگید. برخلاف بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندان، سقراط ظاهری ساده و حتی از نظر معیارهای یونانی آن دوره نامتعارف داشت. در روایت‌های مربوط به او، از بینی پهن و برگشته، شکم بزرگ، بی‌اعتنایی به ظاهر و عادت راه رفتن با پای برهنه یاد شده است.

4

سقراط در زندگی شخصی نیز بر خویشتنداری تأکید داشت و چندان به لذت‌های مادی و ظواهر زندگی اهمیت نمی‌داد. از نظر سیاسی نیز نمی‌توان او را به‌سادگی در یکی از جناح‌های اصلی آتن جای داد. با این حال، روش پرسشگری او بارها باورهای سیاسی و اخلاقی رایج را زیر سؤال می‌برد و همین موضوع باعث شد به شخصیتی شناخته‌شده و در عین حال بحث‌برانگیز در جامعه آتن تبدیل شود.

سقراط چگونه فلسفه می‌ورزید؟

بخش مهمی از تصویری که امروز از سقراط داریم، حاصل آثار افلاطون است. سقراط هیچ کتابی ننوشته بود و به همین دلیل نمی‌توان با اطمینان کامل تشخیص داد که کدام یک از اندیشه‌هایی که در گفت‌وگوهای افلاطونی به او نسبت داده شده، واقعاً متعلق به سقراط بوده و کدام‌یک بازتاب دیدگاه‌های خود افلاطون است.

در آثار افلاطون، سقراط معمولاً با پرسیدن پرسش‌های ساده و پی‌درپی وارد گفت‌وگو می‌شود. او خود را صاحب حقیقت معرفی نمی‌کند، بلکه از نادانی خویش آغاز می‌کند و از طرف مقابل می‌خواهد تعریف یا ادعای خود را توضیح دهد. سپس بر اساس همان پاسخ‌ها، پرسش‌های بعدی را مطرح می‌کند تا سرانجام تناقضی در استدلال طرف مقابل آشکار شود. به این ترتیب، سقراط اغلب بدون ارائه نظریه‌ای آماده، نشان می‌دهد که انسان‌ها گاهی تصور می‌کنند چیزی را می‌دانند، در حالی که در تعریف و دفاع از آن ناتوان‌اند.

این شیوه بعدها «روش سقراطی» نام گرفت و جست‌وجوی حقیقت از طریق پرسش، گفت‌وگو و آشکار کردن تناقض‌ها را به یکی از عناصر مهم سنت فلسفی غرب تبدیل کرد.

اتهام‌های سقراط چه بود؟

در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، مردی به نام ملتوس شکایتی رسمی علیه سقراط مطرح کرد. اتهامات اصلی، فاسد کردن جوانان آتنی و بی‌تقوایی یا بی‌اعتقادی نسبت به خدایان مورد پذیرش شهر بود. پرونده پس از پذیرش رسمی اتهام به دادگاه هیئت منصفه سپرده شد.

زمینه سیاسی این محاکمه اهمیت زیادی داشت. آتن تنها چند سال پیش از آن در جنگ پلوپونزی از اسپارت شکست خورده بود و پس از شکست، حکومت معروف به «سی جبار» با حمایت اسپارت بر شهر مسلط شده بود. برخی از چهره‌های این حکومت با حلقه‌های فکری مرتبط با سقراط ارتباط داشتند؛ مهم‌تر از همه، کریتیاس، یکی از رهبران حکومت سی جبار، در شمار کسانی بود که از سقراط تأثیر پذیرفته بودند. با این حال، این ارتباط به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که محاکمه سقراط صرفاً اقدامی سیاسی علیه او بوده است.

در دادگاه چه اتفاقی افتاد؟

روایت مشهور محاکمه بیش از همه از رساله «دفاعیه سقراط» افلاطون شناخته می‌شود. بر اساس این روایت، سقراط در برابر اتهامات از خود دفاع کرد و حاضر نشد برای جلب ترحم دادگاه از مواضع فکری خود عقب‌نشینی کند. او تأکید داشت که وظیفه‌اش پرسشگری و واداشتن شهروندان به اندیشیدن درباره زندگی و فضیلت است.

3

در نهایت، هیئت منصفه سقراط را مجرم شناخت. افلاطون گزارش می‌کند که اختلاف رأی برای محکومیت او بسیار اندک بود و با حدود ۳۰ رأی تعیین شد. پس از اعلام مجرمیت، مرحله تعیین مجازات آغاز شد. سقراط با لحنی طنزآمیز پیشنهاد کرد به جای مجازات، به دلیل خدمتی که به شهر کرده است، از امتیاز دریافت غذای رایگان برخوردار شود. سپس با پیشنهاد پرداخت جریمه‌ای ۱۰۰ دراخمایی موافقت کرد و دوستان و شاگردانش نیز حاضر شدند مبلغ بیشتری، حدود ۳۰۰۰ دراخما، برای او فراهم کنند. اما پیشنهاد نهایی دادستان، مجازات مرگ بود و رأی نهایی دادگاه نیز به اعدام سقراط انجامید.

چرا سقراط از آتن فرار نکرد؟

پس از صدور حکم، دوستان و شاگردان سقراط از او خواستند از آتن فرار کند. در روایت افلاطون، امکان فرار وجود داشت و می‌توانست از اجرای حکم جلوگیری کند. با این حال، سقراط این پیشنهاد را نپذیرفت.

دلیل این تصمیم را باید در دیدگاه او درباره قانون و زندگی مدنی جست‌وجو کرد. سقراط سال‌ها درباره عدالت، قانون و وظیفه شهروندی بحث کرده بود و اکنون با موقعیتی روبه‌رو شده بود که اجرای همان قانون به مرگ خودش منتهی می‌شد. در روایت افلاطون، او حاضر نبود با فرار، چیزی را که از نظر خودش نظم قانونی شهر بود نقض کند. به این ترتیب، سقراط نه‌تنها در سخنانش، بلکه در تصمیم نهایی زندگی‌اش نیز به اصولی که به آن‌ها باور داشت وفادار ماند.

او در حدود هفتادسالگی جام شوکران را نوشید. سم به‌تدریج باعث فلج شدن بدنش شد و سرانجام به مرگ او انجامید.

آیا محاکمه سقراط سیاسی بود؟

محاکمه سقراط قرن‌هاست که محل تفسیرهای متفاوت است. برخی از پژوهشگران بر زمینه سیاسی آن تأکید می‌کنند: آتن تازه دوره‌ای از جنگ، شکست، حکومت الیگارشی و خشونت سیاسی را پشت سر گذاشته بود و جامعه نسبت به کسانی که با مخالفان دموکراسی ارتباط داشتند حساس بود.

از سوی دیگر، نمی‌توان از این زمینه تاریخی نتیجه گرفت که اتهامات سقراط صرفاً پوششی برای یک تسویه‌حساب سیاسی بوده است. اتهامات رسمی مشخص بودند و دادگاه نیز در چارچوب نظام قضایی آتن برگزار شد. همچنین تصویری که از سقراط در آثار افلاطون می‌بینیم، بارها سیاستمداران، مدعیان دانش و باورهای عمومی شهر را به چالش می‌کشد. بنابراین، رابطه میان فلسفه سقراط، فضای سیاسی آتن و حکم اعدام او همچنان موضوع بحث تاریخی و فلسفی است.

میراث محاکمه سقراط

محاکمه و مرگ سقراط به یکی از ماندگارترین نمونه‌های تاریخ فلسفه درباره رابطه فرد، حقیقت و قدرت تبدیل شد. افلاطون در آثار خود، به‌ویژه در «دفاعیه سقراط»، «کریتون» و «فایدون»، تصویری از آخرین روزهای زندگی استادش ارائه کرد و همین روایت سهم بزرگی در شکل‌گیری تصویر تاریخی سقراط داشت.

قرن‌ها بعد نیز مرگ سقراط همچنان در فلسفه، ادبیات، هنر و نظریه سیاسی بازتفسیر شده است. یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری این داستان آن است که سقراط نه به‌عنوان فیلسوفی که کتابی از خود به جا گذاشته، بلکه به‌عنوان انسانی که شیوه زندگی و مرگش بخشی از فلسفه او شد، در تاریخ باقی مانده است.

افلاطون بعدها در تمثیل مشهور «غار» از انسانی سخن گفت که از جهان سایه‌ها خارج می‌شود، حقیقت را می‌بیند و سپس برای بازگشت به غار و آگاه کردن دیگران با مقاومت آنان روبه‌رو می‌شود. این تمثیل را نمی‌توان به‌سادگی شرح مستقیم محاکمه سقراط دانست، اما شباهت میان این دو تصویر قابل توجه است: انسانی که باورهای پذیرفته‌شده را به پرسش می‌گیرد و جامعه‌ای که در برابر چنین پرسش‌هایی واکنش نشان می‌دهد.

شاید به همین دلیل است که بیش از دو هزار سال پس از مرگ سقراط، هنوز یک پرسش اساسی باقی مانده است: جامعه تا چه اندازه حاضر است کسی را تحمل کند که به جای پذیرفتن پاسخ‌های آماده، مدام درباره حقیقت آن‌ها سؤال می‌کند؟

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید