دامادی که حاضر نشد از نقشش خارج شود! ماجرای عروسی عجیب با تم ارباب حلقه‌ها

دامادی که حاضر نشد از نقشش خارج شود! ماجرای عروسی عجیب با تم ارباب حلقه‌ها

یک تازه داماد به‌خاطر پایبندی بیش از حد به تم عروسی‌شان، رابطه خوبی را با خانواده همسرش شروع نکرده است. این مراسم با الهام از فضای قرون‌وسطایی و فانتزی برگزار شده بود.

کد خبر : ۲۳۰۵۹۸
بازدید : ۷۳

هیچ خشم و ناراحتی‌ای به پای ناراحتی خانواده عروس در یک عروسی با تم فانتزی نمی‌رسد!

یک تازه داماد به‌خاطر پایبندی بیش از حد به تم عروسی‌شان، رابطه خوبی را با خانواده همسرش شروع نکرده است. این مراسم با الهام از فضای قرون‌وسطایی و فانتزی برگزار شده بود.

این داماد در پستی در سایت ردیت، در بخش «آیا من مقصرم؟» داستان ازدواجش را تعریف کرده و توضیح داد که خودش و همسر ۲۷ ساله‌اش عاشق دنیای فانتزی، به‌خصوص ارباب حلقه‌ها هستند.

41_11zon

ما تصمیم گرفتیم که عروسی‌مان حال و هوای قرون‌وسطایی و فانتزی داشته باشد. چیز خاصی هم نبود، فقط چند دکور جالب، چند دست لباس مرتبط و غذاهای سنتی آن دوران.

با این حال، او حالا فکر می‌کند که شاید در اجرای این تم زیاده‌روی کرده باشد.

او برای این کار، تمام روز با زبانی شبیه به انگلیسی قدیمی شکسپیری صحبت کرده بود.

مثلاً به جای “متشکرم” می‌گفتم “سپاسگزارم ای دوست.” برای پاسخ مثبت و منفی هم به جای “بله” و “نه” از “آری” و “نه خیر” استفاده می‌کردم. هنگام خواندن سوگند ازدواج، عشق خود را این‌گونه توصیف کردم: “آتشی که تا ابد خواهد سوخت.”

او حتی زمانی که خانواده عروس را دید، با جمله‌ای مشابه دیالوگ‌های بازی‌های نقش‌آفرینی از آن‌ها استقبال کرد و گفت:

درود بر شما، ای مسافران!

42_11zon

در حالی که او و همسرش از این شوخی‌ها لذت می‌بردند و دوستانشان نیز آن را سرگرم‌کننده می‌دانستند، اما خانواده عروس چندان راضی به نظر نمی‌رسیدند.

مادر همسرم وسط مراسم مرا کنار کشید و خواهش کرد که “مثل آدم‌های معمولی صحبت کنم.”

با این حال، داماد فکر می‌کند که پاسخ او ممکن است شرایط را بدتر کرده باشد.

به او گفتم: “نمی‌دانم از چه سخن می‌گویی!”

پس از شنیدن این جواب، مادر عروس با تکان دادن سرش از او دور شد.

اما این ماجرا به همین جا ختم نشد. حتی سخنرانی‌ها هم با همین سبک و سیاق اجرا شدند.

ساقدوشم که واقعاً یک نابغه است، سخنرانی‌اش را با جمله‌ای شبیه به دیالوگ‌های فیلم‌های تاریخی شروع کرد: “هان! گرد هم آیید تا روایتی شگفت‌انگیز بشنوید!” همه مهمانان از خنده ریسه رفتند، به‌جز خانواده همسرم که بدون هیچ واکنشی نشسته بودند.

در پایان شب، پدر عروس نزد داماد آمد و به او گفت که با این رفتار، خانواده را شرمسار کرده و عروسی را به یک نمایش خنده‌دار تبدیل کرده است.

همسرم از او خواست که آرام باشد، اما کاملاً مشخص بود که از دستم ناراحت است. حالا همسرم می‌گوید شاید بهتر بود کمی محتاط‌تر رفتار می‌کردم و خانواده‌اش هنوز از این موضوع دلخور هستند.

او با شوخی اضافه کرد که «در نهایت، همسرم هنگام عقد قول داده که در همه شرایط کنارم باشد؛ حتی وقتی که با لهجه‌ای مخصوص جشنواره‌های رنسانس صحبت می‌کنم!»

43_11zon

کاربران ردیت نظرات متفاوتی درباره این ماجرا داشتند. بعضی‌ها معتقد بودند که اگرچه این سبک صحبت کردن می‌توانست در طولانی‌مدت آزاردهنده شود، اما تا زمانی که خود زوج از آن لذت می‌برند، مشکلی وجود ندارد.

یک نفر گفت:

تو مقصر نیستی. این عروسی شما بود، نه خانواده همسرت. آن‌ها باید آرام باشند.

تو حق داشتی که در عروسی خودت خوش بگذرانی.

البته بعضی‌ها معتقد بودند که داماد می‌توانست کمی در این کار زیاده‌روی نکند.

سوگندها و سخنرانی‌ها می‌توانستند همچنان با آن سبک بیان شوند، اما وقتی خانواده عروس از تو خواستند که عادی صحبت کنی، پذیرفتن این درخواست کار سختی نبود.

کاربر دیگری هم نظر داد:

خب، این عروسی شما بود و تصمیمش با شما، اما من با خانواده همسرت موافقم که این کار به‌شدت ناخوشایند بود. وقتی دیدی آن‌ها ناراحت و گیج شده‌اند، بهتر بود کمی از شدت کار کم می‌کردی.

نظر یکی دیگر از کاربران هم این بود:

حقیقتاً این کار بسیار عجیب بود، اما در نهایت تصمیم با شماست. البته اگر خانواده همسر هزینه عروسی را داده باشند، آن‌وقت داستان فرق می‌کند و شاید واقعاً کمی زیاده‌روی کرده باشی. اما در هر صورت، بهتر بود برای لحظه‌ای از این شخصیت خارج می‌شدی و در خلوت با آن‌ها به‌طور معمول صحبت می‌کردی. با این حال، کار اشتباهی نکردی.

منبع: روزیاتو

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید