تصاویر| خطرناکترین و بیرحمترین مزدوران نظامی جهان؛ از «گرگهای صحرا» تا گروه واگنر
مزدوران در سراسر جهان حضور دارند؛ از نیروهای مرموز واگنر روسیه گرفته تا کهنهسربازان خشن کلمبیایی معروف به «گرگهای صحرا». از جنگلهای کنگو تا بیابانهای عراق و خط مقدم اوکراین، این نیروها چهره جنگهای مدرن را تغییر دادهاند.
در حالی که ایران، اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه درگیر جنگی چندوجهی هستند، ارتشهای در سایه، مزدوران و نیروهای نیابتی به یکی از ابزارهای قدرتمند جنگ در جهان تبدیل شدهاند.
مزدوران در سراسر جهان حضور دارند؛ از نیروهای مرموز واگنر روسیه گرفته تا کهنهسربازان خشن کلمبیایی معروف به «گرگهای صحرا». از جنگلهای کنگو تا بیابانهای عراق و خط مقدم اوکراین، این نیروها چهره جنگهای مدرن را تغییر دادهاند.

پیمانکاران نظامی خصوصی مانند Aegis، در خاورمیانه به کشورهای غربی، پشتیبانی نظامی ارائه میدادند.
این جنگجویان حرفهای که در سایه، در میدانهای نبرد فعالیت میکنند، در اختیار هر کسی هستند که توان پرداخت هزینه آنها را داشته باشد. آنها که به قوانین سنتی جنگ پایبند نیستند، اغلب با دولتها و نخبگان سیاسی حاکم ارتباط دارند و میتوانند همزمان در چندین منطقه جنگی فعالیت کنند.
کارشناسان هشدار میدهند بازار نیروهای نظامی خصوصی دیگر محدود به گروههای کوچک سربازان بازنشسته نیست و به صنعتی جهانی با ارزشی چند میلیارد دلار تبدیل شده است.

گروه مزدوران روسی واگنر در اوکراین و آفریقا فعال است.
امروزه این نیروها اغلب در قالب شرکتهای نظامی خصوصی یا پیمانکاران مستقل فعالیت میکنند و در خاورمیانه، خلیج فارس، آفریقا و حتی اروپا حضور دارند.
فعالیت این مزدوران تنها به میدان جنگ محدود نمیشود؛ بلکه در سرکوب اعتراضات، اجرای عملیات تروریستی در خارج از کشور و جمعآوری اطلاعات حساس دولتی نیز نقش دارند.
پروفسور کریستوفر کینزی، کارشناس توسعه بینالملل در کینگز کالج لندن، میگوید: «مزدوران همیشه ابزاری برای اعمال فشار دولتها بودهاند. من آنها را بخشی از سایه سیاست خارجی میدانم.»

تیم اسپایسر، افسر سابق ارتش بریتانیا و مدیرعامل شرکت امنیتی Aegis، میگوید مزدوران بهدلیل ارتکاب جنایات در درگیریهای آفریقا در دهه ۱۹۶۰ به بدنامی امروزی رسیدهاند.
او میگوید: «آنها برای هر کسی که پول بدهد کار میکنند و خیلی به اینکه چه کسی دستمزدشان را میدهد حساس نیستند.»
با این حال، او تأکید کرد نیروهایی که در دسته مزدوران قرار میگیرند بسیار متنوع هستند؛ از واحدهای نظامی که در چارچوب قانونی و دفاعی فعالیت میکنند تا نیروهای تهاجمی که برای هر کسی که پول بیشتری بدهد میجنگند.
اسپایسر افزود: «یک شرکت امنیتی خصوصی تعهدات قانونی دارد و اگر به آنها پایبند نباشد، از سوی دولتهای غربی به کار گرفته نمیشود.»

اصلیترین گروههای مزدور و پیمانکاران نظامی در جهان
اما در گذشته، این مرزها به این وضوح مشخص نبودند.
کینزی میگوید: «اگر شما یک آفریقایی باشید و قربانی خشونت آنها شده باشید، احتمالاً تفاوتی میان این سازمانها قائل نمیشوید.»
در اوایل دهه ۱۹۶۰، مزدورانی که از سوی بلژیک، بریتانیا و ایالات متحده حمایت میشدند، در منطقه غنی از منابع کاتانگا در جمهوری دموکراتیک کنگو مستقر شدند. آنها در بحران کنگو برای استقلال کاتانگا جنگیدند، در حالی که شرکتهای معدنی بلژیکی بر منابع سرشار از مس این منطقه تسلط داشتند.

مزدوران اروپایی در دهه ۱۹۶۰ در کنار شبهنظامیان آفریقایی در جریان بحران کنگو میجنگیدند.
اگرچه مزدوران قرنهاست وجود دارند، کارشناسان هشدار میدهند نسل جدیدی از جنگجویان در حال ظهور است؛ نسلی که با گسترش جنگ سایبری میتواند ارتشی از هکرهای بیچهره ایجاد کند؛نیروهایی که حتی میتوانند ویرانگری بیشتری نسبت به مزدوران مسلح داشته باشند.
کینزی هشدار میدهد: «دیگر با نیروهای ویژه طرف نیستیم، بلکه با متخصصان فناوری مواجهایم که میتوانند با یک کامپیوتر یک نیروگاه را فلج کنند. تأثیر آنها میتواند بیشتر از کسی باشد که سلاح در دست دارد.
او افزود: «دیگر موضوع فقط اسلحه نیست، بلکه پای پهپادها در میان است.»
جنگجویان بیش از پیش از خطوط مقدم فاصله گرفتهاند و با استفاده از تسلیحات پیشرفته، از راه دور پایگاههای نظامی و حتی اهداف غیرنظامی را هدف قرار میدهند.
اما وقتی دولتها جنگهای خود را به نیروهای نیابتی واگذار میکنند، کنترل بر آنها شکننده میشود و این نیروها با انباشت سلاح و مهارت میتوانند به قدرتی مهارناپذیر تبدیل شوند.
پروفسور کینزی میگوید: «نیروهای نیابتی تا زمانی مفیدند که اهدافشان همسو باشد. وقتی این اهداف از هم فاصله بگیرند، مشکل ایجاد میشود.

یک زن در میان مزدوران استتار کرده کاتانگا در آفریقا
او تصریح میکند: «اگر در ابتدا سلاح کافی به آنها بدهید، بخشی از آن را برای خود نگه میدارند. این همان مشکلی بود که با مجاهدین در افغانستان در دوران جنگ سرد وجود داشت. آمریکاییها تمایلی به دادن برخی سلاحها نداشتند، چون نگران بودند آنها را ذخیره کرده و بعداً استفاده کنند. موشک استینگر یکی از این موارد بود.»
او هشدار میدهد: «همیشه این خطر وجود دارد که نیروهای نیابتی بعدها برای کشور حامی دردسرساز شوند.»
شان مکفیت، کارشناس امنیت ملی و سیاست خارجی، میگوید تأثیر فزاینده ارتشهای مزدور را نمیتوان دستکم گرفت.
او میگوید: «درک خطرات این پدیده نوظهور هنوز با یک خلأ جدی روبهروست…نیروی نظامی خصوصی به یک کسبوکار بزرگ و جهانی تبدیل شده است. هیچکس دقیقاً نمیداند چند میلیارد دلار در این بازار غیرقانونی در گردش است، اما چیزی که مشخص است این است که این بازار بهشدت در حال رشد است…در سالهای اخیر فعالیت گسترده مزدوران را در یمن، نیجریه، اوکراین، سوریه و عراق شاهد بودهایم.»

باب دنارد، مزدور فرانسوی در جریان کودتای نظامی جزایر کومور در شرق آفریقا
مکفیت در ادامه میگوید: «بسیاری از این جنگجویان پولی، از ارتشهای محلی قدرتمندتر هستند و برخی حتی میتوانند در برابر نیروهای نخبه آمریکا مقاومت کنند.»
در کنار مزدوران، پیمانکاران نظامی خصوصی غربی نیز فعالیت میکنند که خدمات امنیتی ارائه میدهند، کمکهای تاکتیکی را تأمین میکنند و شهروندان گرفتار در مناطق جنگی را خارج میکنند.
به باور اسپایسر، برای دولتها، استفاده از این پیمانکاران اغلب یک محاسبه ساده اقتصادی است.
او میگوید: «دولتها به آنها تکیه میکنند چون ضریب قدرت را افزایش میدهند…در اصطلاح نظامی، اگر یک گردان پیادهنظام اعزام کنید، در واقع به سه گردان نیاز دارید: یکی در مأموریت، یکی در مرخصی و دیگری در حال آمادهسازی.»
اسپایسر در ادامه میگوید: «اما با یک شرکت خصوصی، از ابتدای قرارداد تا پایان آن هزینه پرداخت میکنید و دیگر هزینههای بلندمدت یا بازنشستگی وجود ندارد. این یک روش مقرونبهصرفه برای استفاده از نیروهای باتجربه در مأموریتهای محدود است.»

اعضای یک گروه امنیتی خصوصی در بغداد
با این حال، اسپایسر تأکید دارد که این پیمانکاران خصوصی تفاوت زیادی با گروههایی مانند واگنر دارند؛ گروهی که بازوی مورد حمایت دولت روسیه محسوب میشود.
او میگوید: «واگنر در واقع مکمل ارتش روسیه است…آنها از سوی کرملین تأمین مالی میشوند و احتمالاً بهطور مستقیم تحت کنترل کرملین یا یک نهاد اطلاعاتی ملی هستند…آنها مانند شرکتهای امنیتی خصوصی بریتانیایی و آمریکایی نیستند و در عملیات تهاجمی برای پیشبرد سیاست خارجی روسیه شرکت میکنند، در حالی که قواعد درگیری ما صرفاً دفاعی بود.»
گروه واگنر در سال ۲۰۲۳ زمانی خبرساز شد که فرمانده شورشی و کاریزماتیک آن، یووگنی پریگوژین، علیه کرملین شورش کرد و تلاش داشت علیه ولادیمیر پوتین کودتا کند.

یووگنی پریگوژین
طبیعتاً، این فرمانده نظامی که بهطور علنی از پوتین انتقاد کرده بود، دو ماه بعد در سانحه سقوط یک جت خصوصی که از نگاه بسیاری نقشه ترور او از سوی کرملین بود، جان باخت.
اسپایسر میگوید: «این کار کاملاً دیوانهوار به نظر میرسید. واقعاً فکر میکرد میتواند با ارتش روسیه مقابله کند؟»
پس از این رویارویی تحقیرآمیز، گروه واگنر اکنون تا حد زیادی با نام Africa Corps بازسازی و برند جدیدی پیدا کرده است. نیروهای این گروه در جریان فعالیتهای خود در آفریقا با اتهامات متعدد نقض حقوق بشر و جنایات جنگی مواجه شدهاند.
طبق گزارش سازمان ملل، دستکم ۵۰۰ نفر در شهر مورا در مالی توسط نیروهای محلی و «مردان سفیدپوست مسلح» که گفته میشد به زبانی ناشناخته صحبت میکردند، بهصورت فوری اعدام شدند.
این حادثه در سال ۲۰۲۲ رخ داد و وزارت خارجه کرملین از آن بهعنوان «پیروزی کلیدی» علیه «تروریسم» دفاع کرد.

حامیان دولت بورکینافاسو با پرچم روسیه در خیابان
کرملین اتهامات مربوط به کشتار غیرنظامیان توسط این گروه را «اطلاعات نادرست» خواند، با وجود آنکه چندین شاهد عینی این گزارشها را تأیید کرده بودند.
چنین عملیاتهایی باعث شده واگنر در سطح جهانی بدنام شود، در حالی که همزمان سودآوری بالایی نیز دارد.
در ازای این خدمات خشن، روسیه امتیازهای سودآور استخراج معادن در کشورهای غنی از منابع (از طلا تا اورانیوم) را به دست میآورد.
بر اساس گزارش Blood Gold، در دو سال قبل از فوریه ۲۰۲۴، روسیه حدود ۲ میلیارد پوند طلا از آفریقا استخراج کرده که به تأمین مالی جنگ این کشور در اوکراین کمک کرده است.
واگنر که ظاهراً فاقد چارچوب اخلاقی مشخص است، به هر حکومت نظامی یا دیکتاتوری که حاضر به پرداخت هزینه باشد خدمات امنیتی ارائه میدهد.

مزدور عضو پیمانکار نظامی خصوصی DynCorp در حال نظارت بر تخریب مزارع خشخاش توسط سربازان افغانستانی
این گروه حفاظت شخصی از فاوستین-آرشانژ توادرا، رئیسجمهور جمهوری آفریقای مرکزی را نیز بر عهده داشته؛ فردی که منتقدان او را رهبر «دولتی غارتگر» و غرق در فساد میدانند.
در مقابل، روسیه بار دیگر امتیاز بهرهبرداری از منابع طبیعی این کشور را دریافت میکند.
با این حال، تنها مزدوران روسی نیستند که در آفریقا ردپایی خونین از خود به جا گذاشتهاند.
سال گذشته مشخص شد که کهنهسربازان نظامی کلمبیایی، معروف به «گرگهای صحرا»، در جنگ داخلی سودان در کنار نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) میجنگند.
این گروه شبهنظامی به انجام کشتارهای قومی، تجاوزهای گسترده و قتل سیستماتیک زنان و کودکان متهم شده است.

مزدوران کلمبیایی، که برخی از آنها نوجوان بودند، در اکتبر گذشته به تصرف شهر الفاشر در جنوبغرب سودان کمک کردند؛ رویدادی که در پی آن حدود ۶۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند.
اسپایسر میگوید: «من مزدوران کلمبیایی را در همان دسته واگنر قرار میدهم. به نظر من این موضوع به تفاوت میان مزدوران و شرکتهای امنیتی خصوصی برمیگردد…واژه مزدور بهدلیل عملکرد افرادی که در دهه ۶۰ در آفریقا فعالیت میکردند، بار منفی پیدا کرده است. آنها برای هر کسی که پول بدهد کار میکنند.»
بر اساس تحقیق خبرگزاری AFP، این سربازان سابق کلمبیایی از طریق واتساپ جذب و در امارات متحده عربی آموزش داده شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که یک پیمانکار امنیتی خصوصی اماراتی به نام Global Security Services Group به آنها دستمزد پرداخت میکرده است.
به گفته یکی از این سربازان، آنها در ازای تخصص خود در جنگ پهپادی و توپخانهای، ماهانه تا ۴ هزار دلار دستمزد دریافت میکردند؛ رقمی که تا شش برابر مستمری نظامی آنهاست.
اما تجربه اسپایسر بهعنوان پیمانکار خصوصی، که در کنار نیروهای دولتی غربی در عراق و افغانستان فعالیت کرده، تصویر متفاوتی از این مدل ارائه میدهد.

او میگوید این نیروها در چارچوب درگیریهای مشروع، پشتیبانی دفاعی ارائه میدادند. شرکتهایی مانند Aegis بهسرعت وارد میدان میشدند و مشکلات اولیه نیز بهسرعت برطرف میشد.
اسپایسر مدعی است: «در تجربه من، این همکاری بسیار موفق بود. در سال ۲۰۰۴، در ابتدای کار، اصطکاکهایی وجود داشت چون این سیستم تازه در حال آزمایش بود، اما خیلی زود روابط مؤثری با ارتشهای بریتانیا و آمریکا شکل گرفت.»
اگر و زمانی که درگیری در خاورمیانه فروکش کند، احتمالاً شرکتهای امنیتی خصوصی نقش مهمی در مرحله پس از آن ایفا خواهند کرد.
اسپایسر میگوید: «پیمانکاران خصوصی عمدتاً در دوره پس از درگیری یا پس از عملیات ارزشآفرینی میکنند؛ از جمله برای حفظ ثبات، حفاظت از پایگاهها یا تأمین امنیت نزدیک برای مقامات ارشد.»
منبع: روزیاتو