«پروژه آزادی» و حلقه تازه فشار بر تهران؛ هرمز در مرکز آزمون راهبردی واشنگتن

آیا تنش در تنگه هرمز می‌تواند جرقه جنگ جدید ایران و آمریکا باشد؟

آیا تنش در تنگه هرمز می‌تواند جرقه جنگ جدید ایران و آمریکا باشد؟

تنش تازه میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز، بحران منطقه‌ای را وارد مرحله‌ای حساس‌تر کرده است. ترامپ با تهدید نظامی و اجرای «پروژه آزادی» تلاش می کند فشار بر تهران را افزایش دهد، اما ایران کنترل هرمز را منفعتی راهبردی می‌داند و در برابر تحمیل عقب‌نشینی نمی‌کند.

کد خبر : ۲۹۷۶۷۲
بازدید : ۵

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، شامگاه دوشنبه با لحنی تند و تهدیدآمیز هشدار داد که هرگونه حمله ایران به کشتی‌های آمریکایی حاضر در چارچوب «پروژه آزادی» در تنگه هرمز، با واکنشی ویرانگر روبه‌رو خواهد شد. او تأکید کرد اگر نیروهای ایرانی این کشتی‌ها را هدف قرار دهند، «از روی زمین محو خواهند شد».

به گزارش فرارو، ترامپ در گفت‌وگو با شبکه «فاکس نیوز» مدعی شد که تهران در روند مذاکرات صلح نشانه‌هایی از انعطاف‌پذیری بیشتر نشان داده است، اما هم‌زمان هشدار داد که گزینه نظامی همچنان روی میز واشنگتن قرار دارد. او گفت: «ایرانی‌ها یا باید با حسن نیت توافقی را امضا کنند، یا ما عملیات جنگی را از سر می‌گیریم.»

رئیس‌جمهور آمریکا همچنین با اشاره به ادامه حضور و تجمع نظامی ایالات متحده در منطقه، تأکید کرد که واشنگتن توان نظامی خود را در سطحی گسترده حفظ کرده است. به گفته ترامپ، آمریکا اکنون «تسلیحات و مهمات بیشتر و بسیار پیشرفته‌تری نسبت به گذشته» در اختیار دارد. او در ادامه افزود که ایالات متحده «بهترین تجهیزات و پایگاه‌های نظامی را در سراسر جهان» در اختیار دارد و در صورت نیاز، از این ظرفیت‌ها استفاده خواهد کرد. ترامپ همچنین با بزرگ‌نمایی ابعاد فشار نظامی علیه تهران، مدعی شد که «محاصره دریایی ایران بزرگ‌ترین مانور نظامی در تاریخ است.»

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد تهران در حال تدوین سازوکاری تازه برای مدیریت تنگه هرمز است؛ سازوکاری که به گفته او، نشان می‌دهد این گذرگاه راهبردی دیگر به وضعیت پیشین خود بازنخواهد گشت. عراقچی این اظهارات را در نشست با اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران مطرح کرد؛ نشستی که در آن گزارشی از فعالیت‌ها، برنامه‌ها و رویکردهای دستگاه دیپلماسی ایران در دو محور «جنگ» و «مذاکره» ارائه شد.

در همین نشست، ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تأکید بر موضع تهران در برابر روندهای تکرارشونده تنش و گفت‌وگو گفت ایران «اجازه تکرار چرخه جنگ، مذاکره، آتش‌بس و سپس جنگ» را نخواهد داد. هم‌زمان با این مواضع، علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه «خاتم‌الانبیا»، نیز پیش‌تر در همان روز هشدار داده بود که هرگونه نزدیک شدن یا ورود نیروهای مسلح خارجی، به‌ویژه ارتش آمریکا، به تنگه هرمز با واکنش نظامی ایران روبه‌رو خواهد شد.

ترامپ میان اقدام و احتیاط؛ گزینه کم‌خطرتر آمریکا برای مدیریت بحران هرمز

وب‌سایت «اکسیوس» به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد که ایالات متحده هرگونه موشک یا قایق تندرویی را که از سوی ایران به سمت کشتی‌ها در تنگه هرمز شلیک یا روانه شود، هدف قرار خواهد داد و نابود خواهد کرد. این مقام در عین حال هشدار داد که مأموریت اعلام‌شده واشنگتن برای حفاظت از کشتی‌ها، هرچند در قالبی «انسانی» تعریف شده، می‌تواند به رویارویی مستقیم با نیروهای ایرانی منجر شود.

به نوشته اکسیوس، دونالد ترامپ در این مرحله «خواستار اقدام» است و نمی‌خواهد در برابر تحولات تنگه هرمز دست‌بسته بماند. مقام آمریکایی یادشده تأکید کرده است که رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال افزایش فشار بر تهران است، اما در عین حال، فعلاً از انتخاب پرریسک‌ترین گزینه نظامی خودداری کرده است.

بر اساس این گزارش، طرحی برای اعزام کشتی‌های جنگی آمریکا با هدف گشودن تنگه هرمز از طریق زور به ترامپ ارائه شده بود؛ طرحی که می‌توانست تنش با ایران را به‌سرعت وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر کند. با این حال، رئیس‌جمهور آمریکا در آخرین لحظه تصمیم گرفت در مقطع کنونی رویکردی محتاطانه‌تر را در پیش بگیرد.

طبق گزینه‌ای که گفته شده قرار است اجرا شود، نیروی دریایی آمریکا از روز دوشنبه حمایت از کشتی‌های تجاری، به‌ویژه کشتی‌های حامل پرچم ایالات متحده را آغاز خواهد کرد. این حمایت شامل ارائه دستورالعمل‌هایی برای پرهیز از مین‌های دریایی و آمادگی برای مداخله در صورت قرار گرفتن کشتی‌ها در معرض حملات ایران خواهد بود؛ اما در مرحله فعلی، به معنای همراهی کامل نظامی و اسکورت مستقیم کشتی‌ها نیست.

یک منبع نزدیک به دولت آمریکا این اقدام را «آغاز عملیاتی» توصیف کرده که می‌تواند زمینه رویارویی با ایران را فراهم کند. به گفته این منبع، ماهیت «انسانی» مأموریت، یعنی حفاظت از کشتیرانی و تضمین امنیت عبور کشتی‌ها، می‌تواند در صورت هرگونه تشدید تنش از سوی تهران، توجیه لازم را برای اقدام نظامی واشنگتن فراهم آورد.

در همین چارچوب، برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، پیش‌تر طرحی تهاجمی‌تر را پیشنهاد کرده بود؛ طرحی که بر عبور اجباری کشتی‌های جنگی آمریکا از تنگه هرمز، آمادگی برای نابودی تهدیدهای احتمالی ایران از جمله موشک‌ها و قایق‌های تندرو، و پاسخ قاطع در صورت گسترش حملات به کشورهای خلیج فارس استوار بود.

با وجود این، دولت آمریکا فعلاً گزینه‌ای کم‌خطرتر را ترجیح داده است؛ گزینه‌ای که اگرچه از برخورد فوری و مستقیم می‌کاهد، اما لزوماً بن‌بست موجود در تنگه هرمز را پایان نمی‌دهد و همچنان می‌تواند به نقطه آغاز مرحله‌ای تازه از فشار، هشدار و تقابل محدود میان واشنگتن و تهران تبدیل شود.

«پروژه آزادی» و حلقه تازه فشار بر تهران؛ هرمز در مرکز آزمون راهبردی واشنگتن

دکتر فرهاد دزه‌یی، پژوهشگر مرکز مطالعات استاندارد معتقد است «پروژه آزادی» سطح تازه‌ای از فشار بر تهران را شکل می‌دهد؛ فشاری که با تشدید محاصره، تلاش می کند ایران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کند؛ به‌ویژه در شرایطی که مسیر مذاکرات و پیشنهادهای دیپلماتیک به بن‌بست رسیده و آخرین پیشنهاد تهران، گشودن تنگه هرمز در برابر رفع محاصره بوده است. وی معتقد است این پروژه، فراتر از ابزارهای سنتی محدودسازی عمل می‌کند و می‌تواند محاصره ایران را وارد مرحله‌ای سخت‌تر و مستقیم‌تر کند. به گفته او، «پروژه آزادی» در حال ایجاد سطوح بالاتری از فشار علیه تهران است؛ سطوحی که هدف آن تنها محدود کردن رفتار ایران نیست، بلکه وارد کردن آسیب مستقیم به ساختار قدرت و اقتصاد این کشور است.

به باور دزه‌یی، دونالد ترامپ ممکن است از مسیر «پروژه آزادی» به دستاوردی مثبت برسد؛ به این معنا که عبور و مرور در تنگه هرمز تا حدی گشایش یابد، اما هم‌زمان محاصره بنادر ایران همچنان پابرجا بماند. چنین سناریویی، به گفته او، می‌تواند فشار راهبردی بر تهران را حفظ کند، بی‌آنکه واشنگتن ناچار شود فوراً وارد رویارویی تمام‌عیار شود. دزه‌یی همچنین تأکید کرد که آمریکا برای پیشبرد این مسیر، چاره‌ای جز ادامه فشار و همراه کردن شمار بیشتری از کشورها با خود ندارد. به گفته او، واشنگتن تلاش می کند با بین‌المللی کردن این روند، به اقدامات خود مشروعیت بیشتری ببخشد و ایران را در موقعیتی قرار دهد که نه فقط در برابر آمریکا، بلکه در برابر بخش گسترده‌تری از جامعه جهانی صف‌آرایی کرده باشد.

تریتا پارسی، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه کوئینسی در توئیتی در ایکس می نویسد: یک تحلیلگر ایرانی به من می‌گوید که شلیک‌های هشداردهنده تهران به سوی ناوهای جنگی آمریکا و حملات به امارات متحده عربی، از موضع تازه ایران پرده برمی‌دارد. اگر ترامپ قصد داشته باشد جنگ را دوباره آغاز کند، ایران منتظر نخواهد ماند تا ترامپ چنین کاری را انجام دهد و بعد دست به تلافی بزند. ایران برای بازداشتن ترامپ، به‌صورت پیش‌دستانه و حساب‌شده ضربه خواهد زد.

جو کنت، مدیر سابق مرکز ضدتروریسم آمریکا معتقد است: هرچه زودتر این حقیقت سخت را بپذیریم که هیچ راه‌حل نظامی برای مناقشه با ایران وجود ندارد، ایالات متحده در موقعیت بهتری قرار خواهد گرفت. قدرت نظامی صرف نمی‌تواند تنگه هرمز را بدون تشدید جنگ و کشاندن ما به باتلاقی خونین، بی‌پایان و بی‌هیچ منفعتی برای مردم‌مان بازگشایی کند. ما نمی‌توانیم دولت در تهران را از میان برداریم. اگر چنین تلاشی کنیم، در نهایت با دولتی بدتر یا با یک دولت فروپاشیده روبه‌رو خواهیم شد؛ وضعیتی بدتر از آنچه اکنون داریم. واقعیت اجتناب‌ناپذیر این است: ما ناچار خواهیم شد با ایران به توافق برسیم. می‌توانیم عمل‌گرایانه رفتار کنیم و همین حالا، بر اساس شرایط خودمان، این توافق را انجام دهیم؛ یا همچنان به همان نئوکان‌ها و دولت اسرائیل گوش بسپاریم که ما را وارد این بحران کردند، فقط برای آنکه پس از تحمل زیان‌های بیشتر، ناچار شویم همان توافق را امضا کنیم. درک این واقعیت که به نقطه بازدهی نزولی رسیده‌ایم و خروج در همین مقطع، نشانه ضعف نیست. این نشانه قدرت است؛ و کار درست برای مردم آمریکا همین است.

دنیس سیترینویج، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی معتقد است: به‌طور کلی، پس از ۳۹ روز درگیری، می‌توان به چند فرض بنیادین کلیدی درباره رفتار ایران اشاره کرد:

الف. انتظار نمی‌رود ایران در برابر تهدیدهای آمریکا، هر اندازه هم شدید و آشکار باشد، به‌سادگی تسلیم شود یا منطق بازدارندگی تحمیلی واشنگتن را بپذیرد. تجربه رفتاری تهران نشان می‌دهد که فشار حداکثری، الزاماً به عقب‌نشینی فوری منجر نمی‌شود و حتی می‌تواند زمینه تصمیم‌های پرریسک‌تر را فراهم کند.

ب. از نگاه ایران، کنترل تنگه هرمز صرفاً یک اهرم تاکتیکی نیست، بلکه یکی از منافع راهبردی مرکزی این کشور به شمار می‌رود؛ منفعتی که می‌توان آن را هم‌سنگ برنامه هسته‌ای و آرایه موشکی ایران دانست.

ج. هرگاه تهران خود را میان دو گزینه «تسلیم» و «تشدید تنش» ببیند، به احتمال زیاد مسیر دوم را انتخاب خواهد کرد. از منظر ایران، پذیرش شروطی که رنگ و بوی دیکته و تحمیل داشته باشد، قابل قبول نیست؛ به‌ویژه در شرایطی که تهران برای خود در جریان جنگ، دستاوردهایی قائل است و حاضر نیست آن‌ها را در میز مذاکره از دست بدهد.

د. در ساختار قدرت کنونی ایران، مراکز اصلی تصمیم‌گیری،  با وزن کمتری برای محاسبات کلاسیک سود و زیان عمل می‌کنند. نظام کنترل و توازن درون ساختار  تضعیف شده و همین مسئله می‌تواند بر شدت و جهت تصمیم‌های راهبردی تهران اثر بگذارد.

هـ. ایران ممکن است با آتش‌بس موافقت کند، اما نه با آتش‌بسی صرفاً برای توقف موقت درگیری. از نگاه تهران، آتش‌بس زمانی معنا دارد که به شکل‌گیری یک واقعیت راهبردی تازه منجر شود؛ واقعیتی که در آن، جبران خسارت‌ها و تضمین‌های روشن علیه ازسرگیری جنگ گنجانده شده باشد.

و. تهران در سراسر این کارزار، به‌طور مستمر در حال به‌کارگیری، آزمون و توسعه قابلیت‌های نامتقارن خود بوده است تا هم برای ادامه رویارویی آماده بماند و هم در صورت ازسرگیری جنگ، دست خالی نباشد. از این منظر، باید فرض را بر این گذاشت که ایران همچنان توانمندی‌های مهمی را حفظ کرده و در دوره آتش‌بس نیز بخشی از ظرفیت‌های خود را بازسازی کرده است.

ز. رهبری ایران بر این ارزیابی استوار است که ظرفیت تحمل تهران از ظرفیت تحمل اقتصاد جهانی و ایالات متحده بیشتر است. بر همین اساس، هدف فعلی ایران نه لزوماً پایان دادن سریع به بحران، بلکه افزایش هزینه‌های آن برای طرف مقابل است.

ح. اگر ایالات متحده بخواهد شروط خود برای توقف درگیری را به ایران تحمیل کند، این مسیر در عمل به معنای حرکت به سوی تغییر نظام خواهد بود؛ گزینه‌ای پرهزینه، پرخطر و نیازمند منابع گسترده که پیامدهای آن به‌سادگی قابل کنترل نخواهد بود.

ط. محاصره دریایی، با وجود برخی مزیت‌های فشارآفرین، نمی‌توانست ایران را به تسلیم وادار کند. تصور اینکه چنین ابزاری به فروپاشی اراده تهران منجر می‌شود، همان‌قدر نادرست از آب درآمد که ارزیابی فروپاشی رژیم پس از ترور رهبران. روشن بود که ترامپ انتظار نتیجه‌ای متفاوت، آن هم در چارچوب زمانی کوتاه‌تر، داشت؛ از جمله این تصور که «خطوط لوله ظرف سه روز منفجر خواهند شد». این همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد وقتی راهبرد به‌جای شناخت دقیق دشمن، بر خیال‌پردازی و ساده‌سازی بنا شود، به خطای محاسباتی منتهی خواهد شد.

ی. دولت آمریکا همچنان با الگوهای آشنای خود در قبال ایران رفتار می‌کند؛ گویی با بازیگری شبیه ونزوئلا روبه‌روست. اما مسئله اینجاست که ایران، با همه ضعف‌ها و فشارهای داخلی و خارجی، رقیبی از جنس دیگر است؛ بازیگری که محاسبات امنیتی، ابزارهای نامتقارن و منطق بقا در ساختار تصمیم‌گیری آن، با مدل‌های متعارف واشنگتن تفاوت جدی دارد.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید