تصاویر؛ بهترین فیلم‌های ۲۰۲۶ که منتظرشان هستیم

تصاویر؛ بهترین فیلم‌های ۲۰۲۶ که منتظرشان هستیم

هالیوودِ چند سال اخیر در اغمای بسیار عجیبی قرار گرفته است. از طرفی با ظهور و گسترش پلتفرم‌های استریمینگ مثل نتفلیکس و دیزنی پلاس و اچ‌بی‌او مکس دیگر کمتر مخاطبی به سینما می‌رود و ریسک عرضه‌های بزرگ با بودجه‌های کلان را برای استودیوها بیشتر می‌کند و از طرفی پاندمی کرونا و بعد از آن اعتصاب بازیگران (که طولانی‌ترین اعتصاب تاریخ سینما و تلویزیون بود) بسیاری از پروژه‌ها را دچار مشکل کرد یا به تعویق انداخت.

کد خبر : ۲۷۳۳۵۱
بازدید : ۱

هالیوودِ چند سال اخیر در اغمای بسیار عجیبی قرار گرفته است. از طرفی با ظهور و گسترش پلتفرم‌های استریمینگ مثل نتفلیکس و دیزنی پلاس و اچ‌بی‌او مکس دیگر کمتر مخاطبی به سینما می‌رود و ریسک عرضه‌های بزرگ با بودجه‌های کلان را برای استودیوها بیشتر می‌کند و از طرفی پاندمی کرونا و بعد از آن اعتصاب بازیگران (که طولانی‌ترین اعتصاب تاریخ سینما و تلویزیون بود) بسیاری از پروژه‌ها را دچار مشکل کرد یا به تعویق انداخت.

اما حالا بعد از گذر چند سال و تحمل فیلم‌های نه چندان قوی به نظر می‌رسد که هالیوود خود را برای یک بازگشت اساسی آماده می‌کند. پس از این همه فراز و نشیب برای صنعت فیلم، حالا استودیوها با آثار جریان‌ساز برگشته‌اند و به فکر تصاحب دوباره گیشه‌ها افتاده‌اند. تقویم سینمای ۲۰۲۶ به‌ تازگی شکل نهایی خود را پیدا کرده و به ما مخاطبان تصویر روشنی از مهم‌ترین اکران‌های سال پیش می‌دهد. از دنباله‌های بسیار موردانتظار گرفته تا اقتباس‌های ادبی و بازگشت کارگردانان محبوب، فهرست فیلم‌های امسال آن‌قدر متنوع است که هر نوع سلیقه‌ای را جذب می‌کند.

ادیسه (The Odyssey)

22_11zon

کریستوفر نولان در آستانه‌ی عرضه جسورانه‌ترین پروژه تمام دوران کاری حرفه‌ای خود است: یورشی تمام‌عیار و IMAX‌محور به حماسه‌ی کهن هومر، اُدیسه. فیلمی که قرار است در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶ روی پرده‌ها فرود بیاید، هر آنچه درباره‌ی سینمای اسطوره‌ای فکر می‌کردید را کنار می‌گذارد. نولان خلائی در فرهنگ سینمایی دیده بود؛ حفره‌ای در خود هالیوودِ و عدم توانایی تشکیلات عظیم آن برای بازخلق کردن شکوه اسطوره‌ها و همان عظمتی که ری هری‌هاوزن (از منابع الهام اصلی نولان برای ادیسه) رویای آن را داشت اما ابزار کافی برای تحقق آن در اختیارش قرار نگرفت.

این اثر ۲۵۰ میلیون دلاری که گران‌ترین پروژه‌ی نولان تا امروز به شمار می‌رود مت دیمون را در نقش اودیسئوس، پادشاه زیرک یونانی، قرار می‌دهد. مردی که در سفری هولناک میان دریاهای خائن و موجودات اسطوره‌ای، بی‌وقفه تلاش می‌کند دوباره به همسرش پنه‌لوپه (با بازی آن هتوی) برسد. فهرست بازیگران شبیه رویای تب‌آلودی از بهترین‌های امروز است: تام هالند در نقش تلمخوس، زندایا به‌عنوان آتنا، شارلیز ترون در نقش الهه-جادوگر کرکه، و حضور رابرت پتینسون، لوپیتا نیونگو، جان برنتال و میا گاث که این اودیسه‌ی پرفرزند را کامل می‌کنند.

بازتعریف دوباره سینمای بلاک‌باستری توسط نولان

اما اصل ماجرا اینجاست. اُدیسه نخستین فیلم داستانی در تاریخ است که کاملاً با دوربین‌های IMAX ۷۰mm فیلم‌برداری شده، آن هم با استفاده از فناوری انقلابی «بلیمپ» که سرانجام به نولان امکان می‌دهد نجواهای بازیگران را از چند سانتی‌متری صورتشان روی نفس‌گیرترین فرمت تصویری جهان ثبت کند. بیش از ۲ میلیون فوت فیلم (بیش از ۶۰۰ کیلومتر نوار) در طول ۹۱ روز طاقت‌فرسا نور دیده است. به علاوه چهار ماه فیلم‌برداری در اقیانوس واقعی، جایی که بازیگران نقش خدمه‌ی اودیسئوس، با امواج واقعی در شرایطی پیش‌بینی‌ناپذیر دست‌وپنجه نرم کردند. مت دیمون این تجربه را «بهترین تجربه‌ی دوران کاری‌اش» خوانده و تام هالند فیلمنامه را «بهترین چیزی که تا به حال خوانده» توصیف کرده است. بلیت‌های IMAX ۷۰mm یک سال پیش از اکران فروخته و در چند دقیقه تمام شد. این خود دلیلی روشن بر این‌ واقعیت است که نولان فقط فیلم نمی‌سازد بلکه رویدادی سینمایی-فرهنگی می‌آفریند که هر بار معنای کلمه «بلاک‌باستر» را جا به جا می‌کند.

تلماسه: قسمت سوم (Dune: Part Three)

23_11zon

دنی ویلنوو قول داده بود که بعد از تلاش عظیمش برای جان بخشیدن به حماسه‌ی کویری فرانک هربرت  مدتی استراحت کند، اما نتوانست مدت زیادی از آراکیس دور بماند. واکنش خیره‌کننده‌ی مخاطبان به Dune: Part Two  چنان عظیم بود که ویلنوو زودتر از آنچه انتظار می‌رفت پشت کیبورد نشست و نوشتن چیزی را آغاز کرد که به گفته‌ی خودش «صرفاً پرده‌ی سوم یک سه‌گانه» نیست، بلکه اثری مستقل و ضربه‌زننده است. تلماسه: قسمت سوم یک دنباله بی‌رحم است که می‌خواهد در ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ سینماها را در هم بکوبد.

پایانی بر جاه‌طلبانه‌ترین اقتباس تلماسه

داستان دوازده سال پس از وقایع قسمت دوم می‌گذرد؛ جایی که تیموتی شالامه را در نقش پل آتریدیس می‌بینیم، کسی که از یک ناجی بی‌میل به امپراتوری مستبد بدل شده و «جنگ مقدسی» را شعله‌ور کرده که ۶۱ میلیارد نفر را در سراسر این جهان شناخته‌شده به کام مرگ فرستاده است. زندایا در قالب چانیِ دل‌شکسته در بیابان‌ها سرگردان است، فلورنس پیو در نقش شاهزاده ایرولان در کنار مردی می‌ایستد که هرگز او را انتخاب نکرده، و رابرت پتینسون در نقش اسکیتل وارد میدان می‌شود. جیسون موموآ نیز در نقش دانکن آیداهو بازمی‌گردد. همچنین ما شاهد نقش‌آفرینی آنیا تیلور-جوی در نقش آلیا آتریدیس، ربکا فرگوسن در قامت بانو جسیکا، و خاویر باردم در نقش استیلگار خواهیم بود.

فیلم‌برداری در نوامبر ۲۰۲۵ به پایان رسید. این پروژه‌ سوزان از ژوئیه آغاز شده بود، تا جایی که پتینسون اعتراف کرد گرمای بیابان «حتی یک سلول سالم در مغزش باقی نگذاشته» است. ویلنو این بار در کارگردانی هم مسیر متفاوتی را طی کرده است. او تصمیم گرفت فیلم را با پلتفرم آنالوگ و سکانس‌های IMAX روی نگاتیو بسازد، تغییر جهتی اساسی نسبت به رویکرد دیجیتالی دو قسمت اول تا به این فینال آخرالزمانی، عظمت ملموس و تنِ زنده‌ی آنالوگ ببخشد. این اثر آوازِ خداحافظی ویلنو با کرم‌های غول‌آسای صحراهای شن‌زده آراکیس است.

انتقام‌جویان: دومزدی (Avengers: Doomsday)

24_11zon

استودیو مارول فقط در حال گردآوردن دوباره‌ی انتقام‌جویان نیست بلکه تمام مولتی‌ورس را منفجر می‌کند. Avengers: Doomsday که قرار است در ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ اکران شود، لحظه‌ای است که رابرت داونی جونیور راکتور آرک را کنار می‌گذارد و نقاب فلزی ویکتور فون دوم، بی‌رحم‌ترین و نابغه‌ترین شرور مارول را، بر چهره می‌زند. این بازگشت احساسی تونی استارک نیست. داونی از یک دهه اعتبار و عشق مخاطبان MCU استفاده می‌کند تا دکتر دوم را بازی کند، مستبدی که نبوغش با رید ریچاردز برابری می‌کند و نفرتش نسبت به قهرمانان می‌تواند هرآنچه انتقام‌جویان رشته‌اند را پنبه کند.

فیلم را آنتونی و جو روسو کارگردانی می‌کنند، همان زوجی که شاهکار تقریباً بی‌نقص Infinity War و Endgame را رقم زدند. با فیلمنامه‌ای از استیون مک‌فیلی و مایکل والدِرون، «دومزدی» گروهی از شلوغ‌ترین و قدرتمندترین بازیگران را دوباره کنار هم می‌آورد، از جمله کریس همسورث در نقش ثور، آنتونی مکی به عنوان کاپیتان آمریکای جدید، ونسا کربی در نقش زن نامرئی، سباستین استن به عنوان سرباز زمستان، و تمام دیگر اعضای چهار شگفت‌انگیز که تازه از فیلم مستقل‌شان وارد میدان شده‌اند. اما شوک اصلی تازه از راه می‌رسد: مردان ایکس بالاخره از راه رسیده‌اند و هر دو پاتریک استوارت در نقش پروفسور ایکس و ایان مک‌کلن در نقش مگنیتو وارد دنیای سینمایی مارول می‌شوند.‌ (البته استوارت در فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness هم ایفای نقش کرده بود اما حدس می‌زنیم که بازگشت درست و حسابی او در فیلم دومزدی رقم بخورد.)

فیلم‌برداری در سپتامبر ۲۰۲۵ پس از پنج ماه کار در استودیوهای پاینوود به پایان رسید و زمزمه‌ها حاکی از بازگشت کریس ایوانز در نقشی مرموز است. شاید استیو راجرز، شاید مشعل انسانی، یا شاید چیزی عجیب‌تر در این جنون چندجهانی. این فیلم از دل بحران زاده شد. پروژه‌ای که ابتدا The Kang Dynasty نام داشت، پس از اخراج جاناتان میجرز کاملاً بازطراحی شد و پایان‌بندی کل ساگای چندجهانی پیرامون Doom نوشته شد. نتیجه؟ فیلمی که کوین فایگی، رئیس مارول، آن را گردهم‌آورنده‌ی انتقام‌جویان، واکاندایی‌ها، تیم «انتقام‌جویان جدید» تاندرولت‌ها و ایکس‌من‌های «اصلی» در برابر تهدیدی واحد و توقف‌ناپذیر توصیف می‌کند. این فقط یک همکاری ابرقهرمانی دیگر نیست؛‌ این قمار بزرگ مارول برای بازگشت به دوران اوج خود است.

اسپایدرمن ۴ (Spider-Man: Brand New Day)

25_11zon

تام هالند این‌بار لباس‌های پرزرق‌وبرق و تکنولوژیک را کنار گذاشته و قرار است تارزن خود را در فضایی خشن‌تر، واقع‌گراتر و به‌مراتب خطرناک‌تر به کار گیرد. Spider-Man: Brand New Day که در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ اکران می‌شود، مسیرش را به‌طور جدی از داستان چندجهانی No Way Home جدا کرده و به قلمرو زمینی پیتر پارکر پا می‌گذارد، جایی که اسپایدرمن، حالا پاک شده از حافظه همه مردم، باید به‌تنهایی در دل دنیای جنایی نیویورک دوام بیاورد. فیلم به کارگردانی دنیل کرتون و با فیلمنامه‌ای از کریس مک‌کِنا و اریک سامرز، علاوه بر چهارمین حضور هالند، او را دوباره در کنار زندایا (MJ) و جیکوب باتالون (نِد) قرار می‌دهد، با این تفاوت که هیچ‌کدام دیگر گذشته‌ی مشترکشان را به یاد نمی‌آورند.

اسپایدرمن بالاخره با ابرشرور‌های نیویورک مواجه می‌شود

اما جذابیت اصلی فیلم در ویلن‌ها و متحدان غیرمنتظره است. مایکل مندو پس از هشت سال، سرانجام در نقش مک گارگَن برمی‌گردد، این‌بار با زره اسکورپیون و شاید حتی پیوند خوردنش با سیمبیوت وِنوم که در MCU مانده بود. جان برنتال نیز خشونت بی‌پرده‌ی پانیشر را به پرده‌ی نقره‌ای می‌آورد و مارک رافالو پس از Endgame برای نخستین بار به شکل کامل در قالب هالک ظاهر می‌شود. ماروین جونز سوم در نقش تومبستون، سِیدی سینک در نقشی مرموز که ممکن است به جین گری از جهان ایکس‌من وصل باشد، و لایزا کولون-زایاس در نقشی پنهان، ترکیبی می‌سازند که آن را به پرستاره‌ترین جمع مارول از زمان Civil War بدل کرده است.

این شاید همان لحظه‌ای باشد که پیترِ هالند منتظر آن بود تا به قهرمان محله‌ای مستقل تبدیل شود، و نه فقط یک ستاره دیگر در لیست بی‌کران ستاره‌های جهان سینمایی مارول؛ قهرمانی که باید با ویجیلنتی‌های مرگبار، اسطوره‌های گاما-محور و عقرب‌هایی مجهز به سیمبیوت روبه‌رو شود، آن هم در تیره‌ترین فیلم مرد عنکبوتی که مارول تا امروز ساخته است.

داستان اسباب بازی ۵ (Toy Story ۵)

26_11zon

اضطراب وجودی بالاخره سر از اتاق خواب بانی درآورده، و این‌بار چهره‌اش را پشت یک تبلت قورباغه‌ای به نام لیلی‌پَد پنهان کرده است. «داستان اسباب‌بازی ۵» که قرار است در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ اکران شود، بازگشت اندرو استنتون به صندلی کارگردانی را رقم می‌زند؛ فیلمسازی که از در جست‌وجوی نمو تا وال-ای یکی از ستون‌های اصلی خلاقیت پیکسار بوده و حالا پردرآمدترین فرانچایز این استودیو را به مسیری می‌برد که غافلگیرکننده و حتی نگران‌کننده است. فیلم با همراهی مک‌کِنا هریس در جایگاه هم‌کارگردان و لینزی کالینز به‌عنوان تهیه‌کننده ساخته می‌شود، اما نتیجه قرار نیست یک «نوستالژی‌گردی» ساده باشد.

وودی با صدای تام هنکس این‌بار بدون نشان کلانتر، چون آن را به جسی سپرده—و باز لایت‌یر با بازی تیم آلن باید با دشمنی مواجه شوند که از اتاق شکنجه‌ی سید و دیکتاتوری لاتسو هم ترسناک‌تر است: قدیمی شدن. بانی هشت‌ساله کشف تازه‌ای کرده و صفحه‌نمایش‌هایی که هر لحظه روشن‌تر و جذاب‌تر می‌شوند را جایگزین اسباب‌بازی‌های قدیمی خود می‌کند تا با یک لمس، سه دهه قهرمانی پلاستیکی را به چیزی تاریخ مصرف گذشته تبدیل کند. «جسی» حالا کلانتر اتاق است و «باز» معاون او، اما وقتی کودک دیگر بازی نمی‌کند، مقام و رتبه چه ارزشی دارد؟

تلاش پیکسار برای خلق جادوی قدیمی

اما این فقط آغاز آشوب است. ارتشی از پنجاه اکشن‌فیگور باز لایت‌یر، همه قفل‌شده در «حالت اسباب‌بازی»، و همه قانع از اینکه در جست‌وجوی فرماندهی ستاره‌ای هستند، به اتاق می‌ریزند. گروهی گمراه، مغرور و مضحک که هرج‌ومرج را چند برابر می‌کنند. تیزر فیلم که روی آهنگ “Never Tear Us Apart” از INXS بسته شده، تنها در ۲۴ ساعت به ۱۴۰ میلیون بازدید رسید، نشانه‌ای روشن که تماشاگران مشتاق‌اند ببینند پیکسار چگونه اضطراب‌های مربوط به اعتیاد به صفحه‌نمایش را به سلاح خلاقیت جدید خود تبدیل می‌کند. این نخستین قسمت اصلی داستان اسباب‌بازی است که بدون حضور جان لستر (کرگردان و نویسنده ۴ فیلم اول) ساخته می‌شود. استنتون وعده داده «چیزهایی خواهید دید که تا امروز ندیده‌اید» و اگر نگاه‌های پریشان این اسباب‌بازی‌ها در تیزر را ملاک قرار دهیم، او قرار است تجربه‌ای تاریک‌تر، عجیب‌تر و دردناک‌تر از هرچیزی که اتاق زیرشیروانی اندی اجازه می‌داد، روی پرده بیاورد.

سوپر ماریو گلکسی (The Super Mario Galaxy Movie)

27_11zon

این‌بار از لوله‌ها خبری نیست چرا که ماریو راهی فضا شده است. انیمیشن The Super Mario Galaxy Movie که در ۳ آوریل ۲۰۲۶ اکران می‌شود، همکاری میلیارددلاری نینتندو و ایلومینیشن را از قارچ‌کینگدامِ زمینی جدا می‌کند و به دل بی‌کران می‌فرستد. به سوی استارهای پرتابی، سیاره‌ریزه‌های عجیب با قوانین گرانشیِ خودسر و تهدیدهایی که هر آنچه بوزر تا امروز تدارک دیده بود را کوچک جلوه می‌دهد. آرون هورواَث و مایکل جلِنیک دوباره پشت صندلی کارگردانی نشسته‌اند و متیو فوگل نیز بازمی‌گردد، اما این‌بار بوم نقاشی‌شان تا مرز کهکشان‌ها کشیده شده است.

کریس پرت (ماریو) و چارلی دی (لوئیجی) در کنار آنیا تیلور-جوی (پرنسس پیچ) و کی‌گان-مایکل کی (تود) برای یک مأموریت نجات بین‌ستاره‌ای دوباره متحد می‌شوند. جک بلک در پایان فیلم اول در نقش بوزر، آن‌قدر کوچک شد که حالا در قلعه‌ی مینیاتوری‌اش نشسته و در حال نقاشی درمانی مناظر کوچک است و زخم‌های عاطفی‌اش را مرهم می‌زند. اینجا پای بِنی سفدی به‌عنوان بوزر جونیور وسط می‌آید: دیکتاتور کوچکی که نقشه یک فرار بزرگ را می‌کشد تا اقتدار پدرش را دوباره زنده کند. در همین حین، بری لارسن در نقش پرنسس روزالینا از راه می‌رسد. او نگهبان اثیریِ کیهان است که رابطه‌اش با پیچ شاید بالاخره یکی از کهنه‌ترین نظریه‌های طرفداران را رسمی کند، و آن هم این‌که این دو پرنسس بلوند، خواهران دورافتاده یکدیگر هستند.

علمی-تخیلی جدید از استیون اسپیلبرگ

28_11zon

در میان پروژه‌های سال آینده فیلم بی‌نام جدید استیون اسپیلبرگ یکی از مرموزترین و در عین حال هیجان‌انگیزترین آثار است. این اثر با فیلمنامه دیوید کپ و بر اساس ایده‌ای نو از خود اسپیلبرگ ساخته می‌شود و منابع معتبر از جمله ددلاین و سای‌فای آن را اثری علمی تخیلی با محوریت پدیده‌های ناشناخته و احتمالا موجودات فرازمینی توصیف کرده‌اند. تیم بازیگری مجموعه نیز نگاه‌ها را به خود جلب کرده است زیرا امیلی بلانت، جاش اوکانر، کالین فرث، ایو هیوسن، کلمن دومینگو و وایت راسل همگی در خط اول این پروژه حضور دارند و همین نکته نشان می‌دهد یونیورسال قصد دارد اثری بزرگ و پرستاره را روانه بازار کند.

تاریخ اکران نیز برای دوازده ژوئن ۲۰۲۶ تنظیم شده که زمان طلایی تابستان سینما به شمار می‌رود و معمولا برای فیلم‌هایی انتخاب می‌شود که انتظار فروش چشمگیر برای آن‌ها وجود دارد. از دیگر نکات مهم بازگشت جان ویلیامز آهنگساز افسانه‌ای است که بارها با اسپیلبرگ همکاری کرده و موسیقی او بخش مهمی از هویت آثار این کارگردان را شکل می‌دهد.

اسپیلبرگ به علمی-تخیلی باز می‌گردد

فضای تولید نیز حال و هوای یک پروژه عظیم را دارد زیرا فیلمبرداری در نیوجرسی آتلانتا و نیویورک انجام گرفته و بخش‌هایی نیز در مناطق هاینز فالز و کتزکیل ثبت شده که از محبوب‌ترین لوکیشن‌های سینمایی شرق آمریکا به شمار می‌آیند. هرچند جزئیات داستان همچنان پنهان مانده اما منابع داخلی اشاره کرده‌اند که فیلم بر مواجهه انسان با ناشناخته‌ها تمرکز دارد و ممکن است گونه‌ای برخورد اولیه را به شیوه‌ای مدرن و احساسی بازآفرینی کند.

به نظر می‌رسد استودیو تا آخرین مراحل قصد دارد نام نهایی را محفوظ نگه دارد تا هنگام انتشار نخستین تیزر بالاترین میزان کنجکاوی را در میان مخاطبان سینما و هواداران اسپیلبرگ ایجاد کند. این بازگشت اسپیلبرگ به قلمرو علمی تخیلی پس از سال‌هایی که بیشتر بر درام‌های شخصی متمرکز بود نوید تجربه‌ای تازه و در عین حال ریشه‌دار در سبک او را می‌دهد و همین امر سبب شده که منتقدان و مخاطبان از هم اکنون چشم انتظار آن باشند.

سوپرگرل (Supergirl: Woman of Tomorrow)

29_11zon

«سوپرگرل» یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های دور تازه جهان سینمایی دی‌سی و قرار است در تابستان ۲۰۲۶ روی پرده برود. داستان بر پایه روایتی تازه‌ای شکل گرفته که چهره‌ای کاملاً متفاوت از کارا زور-ال را به تصویر می‌کشد و از کامیک‌های Woman of Tomorrow الهام می‌گیرد. دیگر خبری از دخترعموی خوش‌طینت و بی‌دغدغه سوپرمن نیست. این بار با قهرمانی روبه‌رو هستیم که سال‌های کودکی‌اش با ویرانی و تلفات سنگین گره خورده و همین زخم‌ها او را به نیرویی جان‌سخت و تلخ‌مزاج تبدیل کرده است.

روایت او را در سفری میان‌ستاره‌ای دنبال می‌کند؛ جایی که همراه «روتای»، دختر جوانی که پدرش قربانی جنایتی بی‌رحمانه شده، رد قاتل را در دل کهکشان می‌گیرد. حضور «کریپتو»، سگ وفادار و هم‌سفر کارا، و تضاد میان خشونت جهان بیرون و لطافت رابطه این دو، فضا را احساسی و انسانی‌تر می‌کند. همین ترکیب ماجراجویی فضایی با رنج‌های شخصی، به فیلم رنگی تازه می‌دهد. رنگی که از دنیای شاد و کارتونی نسخه‌های قدیمی فاصله دارد و در عوض، بر زخم‌های عمیق شخصیتی، رشد، و معنای مسئولیت تمرکز می‌کند.

در بخش تولید، گروه سازنده از همان ابتدا اعلام کرد که هدف آفرینش چهره‌ای بی‌پروا و کمتر دیده‌شده از سوپرگرل است؛ قهرمانی که معنای قدرت را نه در شکست‌ناپذیری، بلکه در برخاستن پس از تراژدی پیدا می‌کند. فیلم‌برداری در استودیوهای بریتانیا و مناطق طبیعی اسکاتلند و ایسلند انجام شد و همین تنوع جغرافیایی قرار است دنیای ناشناخته داستان را باورپذیرتر کند. همچنین نقش‌آفرینی میلی آلکوک (بازیگر محبوب سریال House of the Dragon) در نقش کارا از نقاط عطف پروژه جدید جیمز گان است. این اثر بخشی از فصل «خدایان و هیولاها» در جهان سینمایی جدید دی‌سی به شمار می‌رود.

مینیون‌های ۳ (Minions ۳)

30_11zon

ماشین‌های کوچک زرد و پرآشوب دوباره برگشته‌ و این بار راهشان را به دهه بیست میلادی کج کرده‌اند. قسمت تازه‌ مینیون‌ها قرار است اول جولای ۲۰۲۶ اکران شود و مجموعه را به جایی ببرد که هیچ‌کس انتظارش را ندارد: هالیوودِ دوران فیلم‌های صامت. پیر کوفن (کارگردان) که از همان نخستین ظهور این موجودات در «من نفرت‌انگیز» تا امروز همراهشان بوده دوباره پشت دوربین ایستاده و از روی فیلمنامه‌ای کار می‌کند که برایان لینچ برای او نوشته است.

این بار قرار نیست ماجراجویی‌های گروی جوان ادامه پیدا کند بلکه روایت به عقب پرت می‌شود تا ببینیم این موجودات زرد چطور در دهه بیست می‌خواهند وارد دنیای فیلمسازی شوند. تصورش خنده‌دار است که سه موجود بانمک و وراج که همیشه حرف‌های نامفهوم می‌زنند قرار است در دوره‌ای خودشان را ثابت کنند که اصلا فیلم‌ها صدا نداشتند!

وقتی آمار را می‌بینیم ساخت فیلم‌های جدید از این مجموعه منطقی به نظر می‌رسد. قسمت چهارم «من نفرت‌انگیز» همین امسال فروش آغازین جهانی خیره‌کننده‌ای داشت و بخش بزرگی از گیشه را به خود اختصاص داد و خود مینیون‌ها هم در سال ۲۰۲۲ به موفقیتی نزدیک به یک میلیارد دلار رسیدند. کل این مجموعه حالا به مرز پنج میلیارد درآمد نزدیک شده که واقعا شگفت‌انگیز است. پیر کوفن فقط کارگردان نیست بلکه سال‌هاست صدای تمام مینیون‌ها هم هست و نزدیک به پانزده سال است که این صداهای بامزه را خودش اجرا می‌کند.

استودیو یونیورسال هم تاریخ اکران را جلو انداخته و فیلم را از تابستان ۲۰۲۷ به تابستان ۲۰۲۶ منتقل کرده چون چندین سال است آخر هفته چهارم ژوئیه عملا قلمرو مینیون‌ها شده. هنوز روشن نیست گرو در این فیلم حضور دارد یا نه اما حقیقت این است که این موجودات زرد مدت‌هاست که منتظر لحظه‌ای برای درخشش مستقل خودشان بدور از نظارت گرو هستند.

شیطان پرادا می‌پوشد ۲ (The Devil Wears Prada ۲)

31_11zon

بیست سال پس از آن‌که میراندا پریستلی با نگاه‌های یخ‌زده و خواسته‌های ناممکنش زندگی اندی ساکس را زیر و رو کرد، «شیطان» دوباره بازمی‌گردد، و این بار برای بقا می‌جنگد. «شیطان پرادا می‌پوشد ۲» در تاریخ ۱ مه ۲۰۲۶ اکران می‌شود و بار دیگر همان تیم رویایی را کنار هم جمع می‌کند. مریل استریپ در نقش افسانه‌ای میراندا پریستلی، آن هتوی در نقش اندی ساکس، امیلی بلانت در نقش امیلی چارلتون و استنلی توچی در نقش نایجل. دیوید فرانکل، کارگردان قسمت نخست، و الین براش مک‌کنا، نویسنده فیلم‌نامه، نیز به دنیای مد که در سال ۲۰۰۶ جان تازه‌ای به آن بخشیدند برمی‌گردند اما این بار داستان به‌طور چشمگیری تغییر کرده است.

میراندا اکنون با سقوط تدریجی مجلات چاپی روبه‌روست و در عین حال باید با دستیار سابقش، امیلی، مقابله کند.امیلی امروز به یکی از مدیران قدرتمند صنعت لوکس تبدیل شده و بودجه‌هایی را در اختیار دارد که میراندا برای زنده نگه ‌داشتن Runway بیش از هر زمان دیگری به آن‌ها وابسته است. نتیجه، نبردی تمام‌عیار میان نسل قدیم و قدرت تازه‌نفس است.

تیم بازیگران مثل یک مهمانی بزرگ هالیوود است

تیم بازیگران این قسمت از چهره‌های تازه هم بهره می‌برد: کنت برانا در نقش همسر میراندا ظاهر می‌شود و لوسی لیو، جاستین ترو، بی.جی. نوواک، سیمون اشلی و پولین شالامه نیز به جمع بازیگران پیوسته‌اند. سیدنی سوئینی در هنگام فیلم‌برداری در کنار امیلی بلانت دیده شده، هرچند نقش دقیقش همچنان در هاله‌ای از ابهام است. حتی لیدی گاگا و دوناتلا ورساچه نیز در جریان فیلم‌برداری در میلان، نقش‌های کوتاه و خبرسازی داشته‌اند.

فیلم‌برداری که از خیابان‌های نیویورک آغاز شد و به هفته مد میلان رسید، جایی که استریپ و توچی واقعاً در ردیف اول نمایش دولچه‌ و گابانا نشستند، و سپس در ویلای باشکوه بالبینو در کنار دریاچه کومو ادامه یافت. تیزر رسمی فیلم در نوامبر منتشر شد. تیزری که با آهنگ «Vogue» از مدونا و نمایی از ورود اندی به آسانسور پس از میراندا شروع می‌شود، و میراندا با همان لحن تند همیشگی می‌گوید: «خیلی طول کشید تا برسی.» همین یک جمله کافی بود تا اینترنت منفجر شود. پس از نزدیک به دو دهه انتظار و درخواست بی‌وقفه طرفداران، «پرادا» دوباره بازگشته است و یک چیز کاملاً روشن است: میراندا پریستلی این بار هم بدون نبرد صحنه را ترک نخواهد کرد.

پروژه تیر آخر (Project Hail Mary)

32_11zon

ناهشیاری، یک فضاپیما در اعماق کهکشان، و مأموریتی که بقای بشریت به آن گره خورده. «پروژه هِیل مری» یکی از جاه‌طلبانه‌ترین اقتباس‌های علمی‌–تخیلی سال ۲۰۲۶ است که از همین حالا تبدیل به یکی از موردانتظارترین فیلم‌های سال شده. این اثر که بر اساس رمان پرفروش آندی ویر ساخته می‌شود، ۲۰ مارس ۲۰۲۶ اکران خواهد شد و رایان گاسلینگ در نقش اصلی، بار یکی از پیچیده‌ترین و احساسی‌ترین شخصیت‌های اخیر ژانر علمی‌–تخیلی را به دوش می‌کشد.

کارگردانی فیلم بر عهدهٔ فیل لرد و کریستوفر میلر است. زوجی که بیننده با دیدن نامشان انتظار ترکیبی از ایده‌های مبتکرانه، ریتم تند و اجرای بی‌نقص بصری را خواهد داشت. در کنار گاسلینگ، ساندرا هولر، ستاره تحسین‌شده «آناتومی یک سقوط»، و میلانا واینتراب در نقش‌های کلیدی حضور دارند. فیلم‌برداری از ژوئن تا اکتبر ۲۰۲۴ در بریتانیا انجام شد و تیم تولید بخش عمده‌ای از محیط‌های فضایی و علمی را به صورت واقعی و فیزیکی طراحی کرده تا میزان واقع‌گرایی اثر به سطحی بالاتر برسد.

بزرگ‌ترین فیلم علمی-تخیلی ده سال اخیر؟

داستان درباره رایلند گریس است، معلم علوم سابقی که در یک سفینهٔ فضایی چشم باز می‌کند، بی‌آنکه بداند کیست، چرا آنجاست و مأموریتش چیست. کم‌کم حقیقتی هولناک مشخص می‌شود. خورشید در حال از دست دادن انرژی است، نوعی میکروب فضایی موسوم به «آستروفِیج» عامل این فاجعه است، و مأموریت گریس آخرین شانس زمین برای بقا محسوب می‌شود. او تنها بازمانده یک تیم بین‌المللی است که برای یافتن پاسخ، به ستاره‌ای دوردست فرستاده شده و در میانه ماموریت، با موجودی بیگانه و کاملاً متفاوت روبه‌رو می‌شود که نقطه عطف داستان و یکی از احساسی‌ترین محورهای فیلم خواهد بود.

اولین تیزر رسمی فیلم در ژوئن ۲۰۲۵ منتشر شد و با بیش از ۴۰۰ میلیون بازدید (!) در یک هفته، رکورد جدیدی برای فیلمی غیر دنباله‌ای ثبت کرد. این تیزر تنها با چند نما از کابین خشک و سرد سفینه، صورت درمانده گاسلینگ و منظره خیره‌کننده ستاره، موجی از هیجان را در میان مخاطبان و طرفداران رمان ایجاد کرد.

از جلوه‌های ویژه گسترده گرفته تا موسیقی دنیل پمبرتن و اتحاد سازندگان با سونی پیکچرز برای توزیع جهانی، «پروژه هیل مری» قصد دارد یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های فضایی دهه باشد. نه صرفاً نمایشی از تکنولوژی، بلکه روایتی درباره تنهایی، همکاری بین گونه‌ها و نور امیدی که حتی در تاریک‌ترین بخش‌های کیهان هم خاموش نمی‌شود. بی‌شک، اگر همه‌چیز طبق انتظار پیش برود، «پروژه هِیل مری» می‌تواند نامش را در کنار آثاری چون Interstellar و The Martian به‌عنوان فیلمی بنشاند که هم علم را جدی می‌گیرد و هم قلب مخاطب را.

۲۸ سال بعد: معبد استخوان (۲۸Years Later: The Bone Temple)

33_11zon

این دنباله خون‌آلود که قرار است ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶ روی پرده سینماها برود، نوید یک ماجراجویی خشن‌تر و دیوانه‌وارتر را می‌دهد. نیا داکوستا این بار جای دنی بویل را پشت دوربین گرفته و جهان آخرالزمانی داستان را با امضای شخصی خود‌ (ترکیبی از هراس و هرج‌ومرج) بازآفرینی کرده است. طبق واکنش‌های اولیه، این فیلم قرار نیست یک دنباله ساده و معمولی از یک اثر ترسناک و زامبی‌محور باشد.

فیلم‌نامه «معبد استخوان» را الکس گارلند نوشته و بازیگرانی چون رالف فاینس، جک اوکانل، آلفی ویلیامز، ارین کلیمن، چی لوئیس-پری و کیلیان مورفی در آن حضور دارند. داستان بلافاصله پس از پایان قسمت قبلی ادامه می‌یابد. اسپایک جوان به اجبار وارد فرقه خشونت‌طلب جیمی کریستال می‌شود. هم‌زمان دکتر کلْسون با یک ناقل آلوده رابطه‌ای شکل می‌دهد که شاید مسیر جهان را تغییر دهد. فیلم پرسشی هولناک مطرح می‌کند: در جهانی که هم افراد آلوده حضور دارند و هم افراد سالم، واقعا کدام گروه کارهای وحشتناک‌تری مرتکب می‌شود؟

«معبد استخوان» به‌طور کامل در لوکیشن‌های واقعی سراسر انگلستان فیلم‌برداری شده و دنیای این مجموعه را گسترش می‌دهد. از جلوه‌های تازه و متنوع ویرانی ناشی از ویروس گرفته تا چشم‌اندازهای جدیدی از تباهی. جک اوکانل این فیلم را «عموزاده عجیب و روان‌پریش ۲۸ سال بعد» توصیف کرده و وعده داده که «این دنباله واقعا به جاهای عجیبی می‌رود.»

داکوستا که از کودکی «۲۸ روز بعد» را روی DVD تماشا می‌کرده، اکنون عشقش به وحشت بصری را با استفاده از ویروس خشم به عنوان عدسی‌ای برای بررسی تاریک‌ترین رفتارهای انسانی ثابت کرده است. با توجه به اینکه ساخت فیلم سوم نیز آغاز شده و دنی بویل برای کارگردانی آن بازخواهد گشت، «معبد استخوان» اکنون نقش فصل میانی و تعیین‌کننده را در سه‌گانه‌ای بر عهده دارد که به‌احتمال زیاد یکی از خشن‌ترین مجموعه‌های ترسناک این دهه خواهد بود.

جیغ ۷ (Scream ۷)

34_11zon (1)

پس از جان سالم به‌در بردن از «جهنم تولیدی» که خود گوست‌فِیس را هم سربلند می‌کرد، این فرنچایز اسلشرِ سمج و نابودنشدنی، در ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ با شخصی‌ترین قسمت خود بازمی‌گردد. در شهر آرامی که سیدنی پرسکات زندگی تازه‌ای برای خود ساخته، ظهور یک قاتل جدید تاریک‌ترین کابوس‌های او را زنده می‌کند؛ کابوس‌هایی که این‌بار دخترش را به هدف بعدی تبدیل کرده‌اند. برای نخستین‌بار در تاریخ این مجموعه، سیدنی فقط از گوست‌فیس فرار نمی‌کند. او می‌جنگد تا نسل بعد را از همان هیولاهایی محافظت کند که بیش از سه دهه او را مورد آزار و اذیت قرار داده است.

اما نقطه عطف ماجرا چیست؟ کوین ویلیامسون، طراح اصلی فیلم کلاسیک ۱۹۹۶ و دنباله‌های آن، این بار برای اولین بار پشت دوربین می‌رود. فیلم‌نامه گای باسیک نیز بازگشتی به ریشه‌هاست؛ تمرکزی دوباره بر شخصیت‌های ماندگار به‌جای واگذاری داستان به نسل جدید. نیو کمپبل پس از غیبت در قسمت ششم به دلیل اختلاف مالی، دوباره در نقش سیدنی بازمی‌گردد. کورتنی کاکس نیز بار دیگر در قالب گِیل ودرز حضور دارد. میسون گودینگ و جزمین سَووی براون نیز در نقش دوقلوهای میکس-مارتین برگشته‌اند.

پس از پشت سر گذاشتن موجی از جدایی بازیگران، تغییر کارگردان و آن‌قدر حاشیه و درام پشت‌صحنه که خودش می‌توانست سوژه یک فیلم جدا باشد، «جیغ ۷» می‌خواهد همان چیزی را تحویل دهد که طرفداران دوآتیشه می‌خواهند. قتل‌های بی‌رحمانه، دیالوگ‌های تیز و برنده، و همان ترکیب منحصربه‌فرد از وحشت و شوخ‌طبعی خودآگاه که گوست‌فیس را اولین بار به یک نماد فرهنگی تبدیل کرد.

بلندی‌های بادگیر (Wuthering Heights)

دهه‌ها پس از آنکه «بلندی‌های بادگیر» امیلی برونته به‌عنوان یکی از تاریک‌ترین و پرشورترین رمان‌های ادبیات انگلیس شناخته شد، حالا سینما دوباره به سراغ این عاشقانه‌ٔ ویرانگر رفته و نسخه ۲۰۲۶ آن نوید بازخوانی شجاعانه و مدرنی از این کلاسیک گوتیک را می‌دهد. این فیلم که امسال با کارگردانی امِرالد فنل، خالق Promising Young Woman، راهی پرده‌ها می‌شود، تلاش دارد روح پرآشوب داستان رمان را، از عشق مرگبار گرفته تا انتقام، تنش طبقاتی و هویت‌زدگی، در بستری تازه بازآفرینی کند.

در این بازسازی سینمایی، مارگو رابی نقش «کاترین ارنشا» را ایفا می‌کند و جیکوب الوردی در نقش «هیثکلیف» ظاهر شده است، دو شخصیتی که رابطهٔ آن‌ها یکی از پیچیده‌ترین و پرتنش‌ترین پیوندهای عاشقانه در ادبیات جهان است. هونگ چاو در نقش نِلی دین، شازاد لطیف در نقش ادگار لینتون و آلیسون الیور در نقش ایزابل لینتون، گروه بازیگران اصلی را تکمیل می‌کنند و هرکدام در این روایت تاریک و احساسی نقش مهمی برعهده دارند. انتخاب بازیگران اما بی‌حاشیه نبوده و به‌خصوص انتخاب بازیگر نقش هیثکلیف، با توجه به توصیفات رمان اصلی، بحث‌های نژادی درباره وفاداری به منبع و بازنمایی صحیح شخصیت برانگیخته است.

اقتباسی بر مهم‌ترین رمان کلاسیک تاریخ

فیلم‌برداری پروژه در انگلستان و به‌ویژه در مناظر بادخیز و مه‌آلود یورکشایر انجام شد. این دقیقت همان جغرافیایی است که از ابتدا الهام‌بخش برونته در خلق جهان داستان بود. بخشی از تولید نیز در استودیوهای Sky Studios Elstree پیش رفت و تصویر‌برداری با هدایت لینوس سندگرن، فیلم‌بردار برنده اسکار، شکلی سینمایی و پرظرافت به اثر داد.

«بلندی‌های بادگیر» جدید در ۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، هم‌زمان در آمریکا و بریتانیا اکران خواهد شد. هرچند دقیق نمی‌دانیم که چرا تاریخی که به‌وضوح با حال‌وهوای عاشقانه روز ولنتاین درآمیخته برای این تراژدی بزرگ تاریخ ادبیات انتخاب شده. به هرحال این داستان، برخلاف تصور، روایتی تلخ، طوفانی و سرشار از رنج و روان‌کاوی عاطفی است. با توجه به کارنامه فنل، شکوه بصری لوکیشن‌ها و محبوبیت بی‌پایان رمان، انتظار می‌رود این اقتباس تازه یکی از بحث‌برانگیزترین و مهم‌ترین آثار سینمایی سال ۲۰۲۶ باشد.

موانا (Moana)

ده سال پس از آن‌که دیزنی با یک انیمیشن جدید برای همیشه دل‌ها را فتح کرد، قهرمان جوان این قصه حالا نسخه لایو اکشن خود را دریافت می‌کند. تیزر اول فیلم که چند روز پیش منتشر شد، اولین نگاه ما به اثری است که می‌خواهد به یکی از جاه‌طلبانه‌ترین لایواکشن‌های تاریخ دیزنی تبدیل شود. این بازآفرینی که ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶ به پرده‌ها می‌رود، یک رخداد تاریخی در کارنامه دیزنی است چرا که نخستین ماجرای پرنسسی لایو اکشن می‌شود که هیچ رابطه عاشقانه‌ای ندارد و کاملاً وفادار به سفر مستقل و شخصیت‌ساز نسخه اصلی باقی مانده است.

کارگردانی این پروژه را توماس کیل، خالق «همیلتون» و «در ارتفاعات»، برعهده دارد. دواین جانسون نیز بار دیگر در نقش مائوئی، نیمه‌خدای خالکوبی‌شده و صحنه‌دزد داستان، بازمی‌گردد و کاترین لاگائایا، بازیگر تازه‌کار، نقش موانا را بازی خواهد کرد. در ابتدا قرار بود آولیئی کاروالو، صداپیشه نسخه انیمیشن، این نقش‌آفرینی را بر عهده بگیرد اما بخاطر دادن فرصت درخشش به یک بازیگر دیگر از جزایر اقیانوس آرام با احترام کنار رفت.

فیلم‌برداری بدون صرفه‌جویی انجام شده و بخش‌هایی از آن در آتلانتا و هاوایی جلوی دوربین رفته است. با قایق‌های چوبی در اندازه واقعی، یک قلاب عظیم و واقعی برای مائوئی و لباس پیچیده جانسون (با خالکوبی تمام‌بدن) که هر روز ساعت‌ها زمان برای آماده‌سازی می‌برد. با حضور لین-مانوئل میراندا به‌عنوان تهیه‌کننده اجرایی و اکران فیلم در دهمین سالگرد این فرنچایز، به‌نظر می‌رسد این نسخه لایو اکشن موج نوستالژی را مستقیم تا گیشه‌ها هدایت کند، به‌ویژه حالا که دنباله انیمیشن اصلی اخیرا رکوردشکنی کرده است.

مورتال کمبت ۲ (Mortal Kombat II)

35_11zon (1)

خودتان را آماده کنید، چون تورنمنتی که سال‌ها انتظارش را می‌کشیدیم بالاخره از راه رسیده است. پس از یک خط تولید آشفته که تاریخ اکران دنباله را از اکتبر ۲۰۲۵ به مه ۲۰۲۶ و حالا به ۸ مه ۲۰۲۶ کشانده، قسمت جدید «مورتال کمبت» به کارگردانی سایمون مک‌کوید قرار است همان نمایش تمام‌عیاری را به ارمغان بیاورد که طرفداران از روز اول طلب می‌کردند. این بار همه‌چیز شخصی‌تر، خشن‌تر و دقیقاً مطابق اصل ماجراست.

با فیلم‌نامه‌ای از جرمی اسلیتر و بر اساس بازی ویدئویی افسانه‌ای «اد بون» و «جان توبیاس»، این عنوان قهرمانان خسته و پراکنده Earthrealm را وارد میدان نبرد می‌کند تا در برابر مرگبارترین جنگجویان Outworld قرار بگیرند و به مبارزه‌ای بی‌قید و بند برای بقا بپردازند. اگر مبارزان زمین برای دهمین بار پیاپی شکست بخورند، بشریت زیر سلطه آهنین شائو کان سقوط خواهد کرد.

کارل اوربان در نقش یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های فرنچایز، جانی کیج، برای نخستین‌بار ظاهر می‌شود. آدلین رودولف در نقش کیتانا و تاتی گابریل در نقش جِید به او می‌پیوندند. همچنین بازیگران قسمت قبل شامل جسیکا مک‌نامی، جاش لاسن، لودی لین، مهکاد بروکس، لوئیس تان، تادانوبو آسانو، جو تسلیم و هیرواوکی سانادا بازمی‌گردند. حتی شخصیت‌های مرده نیز دوباره به صحنه کشیده می‌شوند؛ چون طبق سنت «مورتال کامبت»، نباید انتظار داشت که قهرمانان معروف این سری بازی‌های ویدیویی برای مدت طولانی روی زمین بمانند.

پس از نمایش‌های آزمایشی موفق و تریلر که بیش از ۱۰۷ میلیون بازدید جهانی کسب کرد، برادران وارنر فیلم را به‌صورت استراتژیک در یکی از پرفروش‌ترین بازه‌های تابستانی قرار داده‌اند. همان بازه‌ای که اوایل امسال رکورد افتتاحیه فرنچایز «فاینال دستینیشن: بلادلاینز» را رقم زد. با تأیید ساخت فیلم سوم و وعده مک‌کوید برای اینکه «بزرگ‌تر، جسورانه‌تر و بی‌هیچ محدودیتی» پیش برود، «مورتال کامبت ۲» آماده است سرانجام همان نمایش خون‌آلود و سرشار از فیتالیتی را به طرفداران ارائه دهد.

فیلم ترسناک ۶ (Scary Movie ۶)

36_11zon (1)

پس از وقفه‌ای ۱۳ ساله، فرنچایز کمدی-ترسناکی که زمانی موجی از پارودی‌های سینمایی و تلویزیونی را به‌راه انداخت، دوباره به صحنه بازمی‌گردد. و این بازگشت نه‌تنها پر سروصدا، بلکه با حضور همان تیم افسانه‌ای اتفاق می‌افتد که این مجموعه را به یک پدیده فرهنگی تبدیل کردند. قسمت ششم Scary Movie که قرار است در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶ اکران شود، نقطه‌ای تاریخی برای مجموعه است: بازگشت برادران وِیِنز پس از بیش از دو دهه غیبت.

آن‌ها آخرین بار در سال ۲۰۰۱ و در قسمت دوم حضور داشتند و اکنون، پس از سال‌ها درخواست طرفداران، دوباره پشت و جلوی صحنه ایستاده‌اند. و شاید خبری که طرفداران دوآتیشه را از خوشحالی منفجر کند، چیزی جز بازگشت آنا فارس و رجینا هال در نقش‌های به‌یادماندنی سیندی کمپبل و برندا میکس نباشد. این دو کاراکتر که به ستون‌های اصلی هویت این فرنچایز می‌مانند و نبودشان در قسمت پنجم، انتقادات فراوانی را به‌دنبال داشت، حالا با حضور دوباره می‌خواهند نسخه جدید را به یک تجربه بیادماندنی و تاریخی برای طرفداران تبدیل کنند.

ترکیب بازیگران قدیمی و جدید، فیلم را به انفجاری از نوستالژی تبدیل کرده است. بازگشت جان آبراهامز در نقش بابی پرینز، لاکلین مونرو در نقش گرگ فیلیپ، و دیو شریدان در نقش دوفی گیل‌مور (همگی از نسخه اصلی سال ۲۰۰۰) حس خاطره‌انگیزی نسخه ششم را به سقف رسانده. همچنین حضور دوباره شری اوتری و کریس الیوت، دو چهره‌ای که طنز فیزیکی و دیوانه‌وارشان بخشی از DNA این مجموعه بود، خبر خوش دیگری برای مخاطبان قدیمی محسوب می‌شود.

اگرچه تیم سازنده به‌طرز وسواس‌گونه‌ای داستان فیلم را محرمانه نگه داشته، مارلون وِیِنز قبلاً اشاره‌هایی کرده که نشان می‌دهد این قسمت به سراغ دست‌انداختنِ آثار پر سروصدای ژانر وحشت در سال‌های اخیر خواهد رفت. از Get Out و Nope گرفته تا Heretic و Sinners در کنار پارودی‌های همیشگی از Scream و I Know What You Did Last Summer که پای ثابت جوک‌های مجموعه هستند.

اربابان جهان (Masters of the Universe)

37_11zon (1)

به نام قدرت گری‌اسکال! قدرتمندترین مرد جهان سرانجام پس از سال‌ها انتظار به پرده‌های سینما بازمی‌گردد. پروژه‌ای که دهه‌ها در «برزخ تولید» گیر کرده بود و میان استودیوهای مختلف از جمله برادران وارنر، کلمبیا پیکچرز، نتفلیکس و در نهایت آمازون MGM دست‌به‌دست می‌شد، حالا بالاخره قرار است راهی سالن‌های سینما شود. این اولین اقتباس لایواکشن مجموعه محبوب متل در نزدیک به ۴۰ سال اخیر است و در ۵ ژوئن ۲۰۲۶ در سراسر جهان روی پرده می‌رود.

کارگردانی این پروژه برعهده تراویس نایت است. فیلمسازی صاحب‌سبک که آثار تحسین‌شده‌ای چون Kubo and the Two Strings و Bumblebee را در کارنامه دارد. فیلم‌نامه را نیز کریس باتلر نوشته تا دنیای اسطوره‌ای این فرنچایز را برای نسل جدید بازتعریف کند. داستان از جایی آغاز می‌شود که شاهزاده ده‌ساله، «آدام»، پس از جدا شدن از شمشیر افسانه‌ای اجدادش به‌طور اتفاقی روی زمین سقوط می‌کند. بیست سال بعد، او بار دیگر شمشیر را پیدا می‌کند و با گفتن فرمان معروف «به نام قدرت گری‌اسکال!» به هی-من تبدیل می‌شود تا سیاره زادگاهش، ایتِرنیا، را از چنگال شرورانه اسکلتور نجات دهد.

نیکولاس گالیتزین در نقش آدام/هی‌من ترکیبی از جذابیت شاهزاده‌ای و نیروهای انسانیِ فرابشری را متجلی می‌کند و جرد لتو نیز در نقش اسکلتور، ساحر خبیثی که به دنبال تسخیر قلعه گری‌اسکال است، حضور دارد. برای طرفدارانی که نزدیک به چهار دهه منتظر یک بازگشت درخور برای هی‌من و ادامه‌ای قابل احترام برای فیلم کالت لاندگرن بودند، بالاخره زمان شمارش معکوس فرا رسیده است، و به نظر می‌رسد این بار واقعاً ارزش صبر کردن را داشته باشد.

مندلورین و گروگو (The Mandalorian and Grogu)

38_11zon (1)

پس از هفت سال غیبت، سرانجام جهان «جنگ ستارگان» با قدرتی تمام‌عیار به سینما بازمی‌گردد. ۲۲ مه ۲۰۲۶ قرار است آغاز فصل تازه‌ای باشد؛ فصلی که نه‌تنها شکاف سال‌های اخیر را پر می‌کند، بلکه نقطه عطفی برای آینده کل فرنچایز محسوب می‌شود. اثری که از دل +Disney بیرون آمد و به‌سرعت به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد، حالا راهی پرده بزرگ شده و اگر نشانه‌ها درست باشند، طرفداران با یکی از جاه‌طلبانه‌ترین ماجراجویی‌های تاریخ این مجموعه روبه‌رو خواهند شد.

فیلم به کارگردانی جان فاورو و با همکاری نزدیک دیو فیلونی ساخته شده، دو نامی که طی یک دهه اخیر ثابت کردند بهتر از هر کس دیگری روح «جنگ ستارگان» را می‌شناسند. این اثر مستقیماً پس از فصل سوم مندلورین روایت می‌شود. جمهوری جدید برای مقابله با بقایای فرماندهان شکست‌خورده امپراتوری، به سراغ شکارچی زره‌پوش و افسانه‌ای خود یعنی دین جارین و همراه کوچک اما شگفت‌انگیزش گروگو می‌رود. اما این بار مأموریت با هر آنچه پیش‌تر دیده‌ایم متفاوت است. سفری که دین را وادار می‌کند مرز میان وظیفه، وفاداری و آینده گروگو را دوباره تعریف کند.

نبرد نهایی جمهوری جدید با بقایای امپراتوری

داستان، گروهی از نیروهای سابق انقلابیون در پایگاه آدلفی را نیز وارد میدان می‌کند و حضور گارا زِب اورلیوس از انیمیشن Rebels برای بسیاری از طرفداران لحظه‌ای تاریخی خواهد بود. اما جذاب‌ترین بخش گسترش جهان مندو بدون شک بازیگران جدید آن است: سیگورنی ویور، نماد ژانر علمی–تخیلی، برای نخستین‌بار وارد این کهکشان شده و نقش «سرهنگ وارد» را ایفا می‌کند. جانی کوین در نقش یکی از جنگ‌سالاران امپراتوری بازمی‌گردد و حضور او نشانه‌ای است از اینکه تهدید امپراتوری شوم پالپاتین هنوز از میان نرفته است.

تریلر تازه منتشر شده، علاوه بر نمایش گسترده‌ای از دکورهای عظیم و ساخته شده، صحنه‌هایی از نبردهای آرنای گلادیاتوری، AT-AT‌های سرنگون‌شده در بیابان و کانتینایی پرهیاهو را نشان می‌دهد که یادآور مناظر نمادین Mos Eisley است. پدرو پاسکال نیز در مصاحبه‌ای گفته که فاورو «مجموعه‌ای ساخته که از هر چیزی که در سریال دیده‌ایم بزرگ‌تر، خیره‌کننده‌تر و جاه‌طلبانه‌تر است» و او را «استاد جدای» خود نامیده است. با بازگشت لودویگ گورانسون برای ساخت موسیقی و ادامه توسعه فصل چهارم سریال، این فیلم صرفاً ماجراجویی مستقل نیست، بلکه پایه‌گذار عصر جدیدی در «جنگ ستارگان» است. عصری که می‌تواند مسیر سینمایی این جهان را برای سال‌ها تعیین کند.

نارنیا: خواهرزاده جادوگر (Narnia: The Magician’s Nephew)

39_11zon (1)

نزدیک به هفده سال از آخرین‌بار که دنیای نارنیا روی پرده‌های سینما ظاهر شد می‌گذرد. این جهان فانتزی که نسل‌های زیادی با آن بزرگ شدند حالا قرار است پس از یک وقفه طولانی، دوباره با شکوهی تازه زنده شود. اما این بار ماجرا صرفاً یک ریبوت دیگر برای یک فرنچایز محبوب نیست، بلکه بازگشتی است به نقطه‌ی آغاز، به لحظه‌ای که همه‌چیز شکل گرفت. ۲۶ نوامبر ۲۰۲۶ فیلم جدید نارنیا، به‌طور انحصاری در سالن‌های IMAX در سراسر جهان اکران می‌شود و سپس در روز کریسمس از نتفلیکس پخش خواهد شد.

گرتا گرویگ، کارگردان نامزد اسکار و خالق آثاری چون Barbie و Little Women، مهم‌ترین و بلندپروازانه‌ترین پروژه کاری خود را با بازخلق جهان نارنیا در دنیای بصری سینما به دوش می‌کشد. فیلم براساس رمان «خواهرزاده‌ی جادوگر» نوشته سی. اس. لوئیس ساخته شده؛ کتابی که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد و گرچه ششمین اثر مجموعه است، اما از نظر زمانی اولین داستان دنیای نارنیاست.

داستانی تازه برای نارنیا

دیگوری کرک نوجوان و دوستش پالی پلامر به حلقه‌های جادویی عجیبی برمی‌خورند که عموی عجیب‌وغریب دیگوری، یعنی عمو اندرو ساخته است. این دو با استفاده از حلقه‌ها وارد دنیای «جنگل میان جهان‌ها» می‌شوند، جایی که از آنجا شاهد خلق کامل یک جهان تازه (نارنیا) با آواز اصلان خواهند بود. اما داستان فقط یک سفر فانتزی نیست. دیگوری با مأموریتی عمیقاً شخصی روبه‌رو می‌شود: یافتن سیب جادویی که می‌تواند مادر بیمار او را نجات دهد. سفری که سرنوشت او، سرنوشت مادرش و سرنوشت نارنیا را به شکلی جدایی‌ناپذیر به هم پیوند می‌زند.

گرویگ که نویسنده و کارگردان این اثر است، ترکیبی از چهره‌های جوان و ستارگان مطرح را گرد هم آورده. دیوید مک‌کنا و بیاتریس کمپبل نقش دیگوری و پالی را بازی می‌کنند. کری مالگان، برنده اسکار، در نقش مادر دیگوری ظاهر می‌شود. اِما مک‌کی در نقش جادیس، جادوگر سفید است و تام بونینگتون و دنیس گاف نیز در نقش‌های مکمل حضور دارند. شایعاتی ماه‌ها در رسانه‌ها جریان داشت که دنیل کریگ گزینه اصلی برای نقش عمو اندرو است و احتمال حضور مریل استریپ به‌عنوان صداپیشه اصلان وجود دارد، اما نتفلیکس تاکنون هیچ‌یک را تأیید نکرده است.

با بودجه‌ای که گفته می‌شود بیش از ۲۰۰ میلیون دلار است و دنباله‌ای که هم‌اکنون در مرحله توسعه قرار دارد، نارنیای گرویگ یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های سینمایی نتفلیکس تا امروز است. برای نسلی که با سه‌گانه والدن مدیا بزرگ شد، این فیلم همان شروع تازه‌ای است که سال‌ها منتظرش بودیم. آغازی دوباره از ریشه‌ها، از طلوع جهان اصلان، و نقطه‌ای که قرار است از آن یک جهان سینمایی کاملاً جدید بنا شود.

سالی درخشان و کم‌نظیر در انتظار هالیوود

در پایان این چشم‌انداز پرهیجان، یک نکته روشن می‌شود. ۲۰۲۶ فقط یک سال سینمایی تازه نیست، بلکه آغاز دوره‌ای است که هالیوود دوباره می‌خواهد قدرت افسانه‌سازی خود را به رخ بکشد. ترکیبِ کارگردانان باتجربه با نسل تازه‌ای از روایت‌ها، نوید سالی را می‌دهد که نه‌تنها پرده‌های سینما را روشن می‌کند، بلکه برای مدت‌ها در ذهن مخاطبان باقی خواهد ماند.

سال ۲۰۲۶ از همین حالا مثل نقطه‌ای در افق می‌درخشد. در این افق، ژانرها با جسارت بیشتری به‌هم می‌رسند و قهرمان‌ها از نو زاده می‌شوند. هالیوود بعد از فراز و نشیب‌های فراوان، آماده است تا بار دیگر ثابت کند چرا هنوز خانه‌ی رویاهاست. و شاید همین امید تازه، مهم‌ترین میراث سال پیش رو باشد. سالی که می‌تواند تماشاگران را دوباره پشت صندلی‌های سینما متحد کند، دل‌های خسته را با نور و صدا و خیال تسخیر کند و نشان دهد که هنر هفتم همچنان زنده، پرقدرت و شگفت‌انگیز است. اگر بخواهیم چشم‌انداز هالیوود را در یک جمله خلاصه کنیم، کافی است بگوییم: دنیای سینما در آستانه‌ی سالی کم‌نظیر ایستاده، سالی که می‌تواند برای کل صنعت و آینده آن تاریخ‌ساز شود.

منبع: مجله بازار

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید