تصاویر| معرفی بهترین فیلمهای کمدی دهه اخیر
وقتی صحبت از بهترین فیلم های کمدی دهه اخیر میشود، ما با یک دوران طلایی اما متفاوت روبرو هستیم. دورانی که در آن کمدی دیگر فقط پرتاب کیک به صورت یکدیگر نیست. در ده سال گذشته، طیف وسیعتری از خالقان دوربین را به دست گرفتهاند و با دیدگاههای منحصربهفردشان، مرزهای این ژانر را جابهجا کردهاند.
اگر سالهای اخیر یک درس بزرگ به ما داده باشد، آن درس این است که دو حس متضاد وجود دارد که میتواند تمام بشریت را دور یک میز (یا جلوی یک پرده نقرهای) جمع کند: «ترس» و «خنده». کمدی و وحشت، شاید دو ژانر بنیادین و غریزی سینما باشند که دستشان را مستقیماً روی عریانترین احساسات انسانی میگذارند و ما را با تجربههای مشترکمان آشتی میدهند.
اما بیایید صادق باشیم، پیدا کردن یک کمدی خوب، درست مثل پیدا کردن یک رستوران محلی فوقالعاده است که هنوز توریستی نشده؛ سخت، کمیاب و بسیار ارزشمند. وقتی صحبت از بهترین فیلم های کمدی دهه اخیر میشود، ما با یک دوران طلایی اما متفاوت روبرو هستیم. دورانی که در آن کمدی دیگر فقط پرتاب کیک به صورت یکدیگر نیست. در ده سال گذشته، طیف وسیعتری از خالقان دوربین را به دست گرفتهاند و با دیدگاههای منحصربهفردشان، مرزهای این ژانر را جابهجا کردهاند.
در این لیست، ترتیب اهمیتی ندارد. قانون ما ساده است: فیلم باید در درجه اول سعی داشته باشد شما را بخنداند، اما نه به هر قیمتی. ما دنبال فیلمهایی هستیم که روح دارند، تکنیک سینمایی دارند و بله، قهقهه را از ته دلتان بیرون میکشند. پاپکورنها را آماده کنید، چون قرار است به ضیافت بهترین فیلم های کمدی دهه اخیر برویم.
Paddington

«پدینگتون» نه تنها خوشحالکنندهترین فیلم منتشر شده در طول دهه گذشته است، بلکه یکی از خوشحالکنندهترین فیلمهای منتشر شده در تمام تاریخ است. این موضوع زمانی قابل توجهتر میشود که بدانیم همه چیز علیه آن به نظر میرسید. تصاویر اولیه منتشر شده از فیلم، الهامبخش میمِ «پدینگتون ترسناک» شدند. اولین تریلرها، اگرچه بامزه بودند، اما آن را شبیه به یک فیلم کودکانه معمولی و پیشپاافتاده نشان میدادند. با این حال، فیلم Paddington و دنباله آن که به درستی «پدینگتون ۲» نامیده شده، دو مورد از تحسینشدهترین فیلمهای تاریخ نقد سینما هستند. تماشایشان کنید تا دلیلش را بفهمید.
بن ویشاو صداپیشگی خرسِ اصلی فیلم را بر عهده دارد؛ خرسی که پس از یک تراژدی در «پروِ تاریک» (جایی که در آن بزرگ شده)، وارد لندن میشود. او توسط خانواده براون پذیرفته میشود، از جمله مادر خانواده جودی که با قلبی بیتکلف توسط سالی هاوکینز (نامزد دو جایزه اسکار) بازی میشود و پدر خانواده هنری که هیو بونویل نقش او را ایفا میکند. داستان فیلم تقریباً کماهمیت است. در عوض، فیلم پدینگتون قویاً فیلمی درباره خانواده و پذیرش و همچنین بازتابی تکاندهنده درباره مهاجرت و تنوع است.
فیلم Paddington یکی از خندهدارترین و صمیمانهترین فیلمهای منتشر شده در ۱۰ سال گذشته است و وقتی آن را تماشا کنید، تضمین میشود که برای سالهای آینده به یکی از ارکان ثابت لیست تماشای شما تبدیل شود.
Bridesmaids
تا جایی که به کمدی مربوط میشود، فیلم Bridesmaids لحن را برای تمام دهه تنظیم کرد. اگرچه برخی از خندههای آن با گذشت زمان کمی کمرنگ شدهاند، اما کمدی جسورانه کارگردان پل فیگ که ستارگان زن در آن نقشآفرینی میکنند و دارای فیلمنامهای نامزد اسکار از کریستن ویگ و آنی مومولو است، همچنان یک دستاورد کمدی پیشگامانه باقی مانده است. فراتر از تحسین منتقدان و گیشه پرسود (۲۸۸ میلیون دلار فروش در برابر ۳۲ میلیون دلار بودجه)، فیلم Bridesmaids نشان داد که زنان میتوانند هر کاری که مردان انجام میدهند را انجام دهند.
با رویکردی کاملاً فمینیستی که به کمدیهای گروهی (Ensemble Comedies) گذشته ادای احترام میکند، تیم بازیگران Bridesmaids، شامل ملیسا مککارتی، که برای نقشش نامزد اسکار شد (یک دستاورد نادر برای یک بازیگر مکمل در یک کمدی گروهی)، کار را به بهترین شکل تمام میکنند. رز بیرن بار دیگر نشان میدهد که واقعاً چه کمدین ماهری است، در حالی که بازیگران جانبی مثل الی کمپر و وندی مکلندون-کاوی خندههای اضافی فراوانی را به همراه میآورند. داستانِ یک عروسی که به بیراهه میرود؛ فیلمنامه هوشمندانه به موضوعاتی مثل پیری، از دست دادن شغل و دوستی میپردازد و در عین حال به طور مداوم شوخیهای بیوقفه ارائه میدهد. فیلمهای بسیار کمی در دهه گذشته میتوانند با هرجومرج خالصِ پنج زن که هنگام پرو کردن لباس ساقدوش دچار مسمومیت غذایی میشوند، رقابت کنند.
Inside Out

انیمیشن Inside Out آخرین کلاسیک واقعی پیکسار است. Coco و Soul خوب هستند، اما Inside Out حتی با استانداردهای بلندپروازانه خود پیکسار هم از «خوب» فراتر میرود. این فیلم بهترین تصویری است که تاکنون از احساسات انسانی بر روی فیلم ثبت شده است؛ تا جایی که حتی به عنوان ابزاری در درمان نوجوانان استفاده میشود. تا این حد خوب ساخته شده است.
ایمی پولر صداپیشگی «شادی» را بر عهده دارد، یکی از پنج احساس اصلی متعلق به کودکی به نام رایلی (با بازی کیتلین دیاس). شادی رهبر واقعی گروه است، اما به طرز بحثبرانگیزی استفاده کمی برای «غم» (فیلیس اسمیت) قائل است. وقتی رایلی پس از یک روز اول فاجعهبار در مدرسه در شهر جدیدش از خانه فرار میکند، شادی و غم سفری را در ذهن رایلی آغاز میکنند تا او را به خانه بازگردانند. آنها از میان رویاها و خاطرات سفر میکنند و حتی با دوست خیالی قدیمی رایلی، بینگ بونگ (ریچارد کایند) روبرو میشوند.
فیلم Inside Out فیلمی است که تماشای مکرر را میطلبد. بار اول، وسعت جهانی را که کارگردان پیت داکتر تصور کرده درک کنید. بار دوم، از انیمیشن ستارهوار قدردانی کنید. بار سوم، بسنجید که پیام مرکزی فیلم چقدر عمیق است. به تنهایی، شادی هرگز کافی نیست. بدون خشم، نفرت، ترس و غم، شادی فضایی برای رشد ندارد. این پیامی دردناک برای مخاطبان جوان است، اما پیامی ضروری و خوشبختانه، پیکسار آن را با اشتیاق ارائه میدهد.
Hunt for the Wilderpeople

هنگام مرور فیلمشناسی متنوع تایکا وایتیتی، تصمیمگیری برای اینکه کدام فیلم او را در این لیست بگنجانیم دشوار بود. JoJo Rabbit، پیروزی اسکاری او، انتخابی آشکار به نظر میرسید، اما نیمه دوم آن واقعاً بیشتر درام است تا کمدی. What We Do in the Shadows خندهدار است، اما Hunt for the Wilderpeople تعادل بهتری از احساس و طنز دارد. و بنابراین، فیلم Hunt for the Wilderpeople برنده میشود.
فیلم Hunt for the Wilderpeople که همزمان خندهدار و تراژیک است، نمادی از حس شوخطبعی وایتیتی است؛ آمیزهای از ویژگیهای عجیب و غریب، شیطنت و آگاهی متا (فرامتنی) و علاقه او به احساسات واقعی قلبی. این فیلم شما را از خنده دولا میکند، حتی در حالی که دارید اشکهایتان را پاک میکنید. ستارگان فیلم، سم نیل و تازهوارد جولیان دنیسون، به عنوان دو نیوزیلندی که پس از مرگ بلا (با بازی ریما ته ویاتا)، همسر نیل و مادرخوانده دنیسون، در بیشه گم میشوند، زوجی عالی هستند. فیلمبرداری خوب، تکاندهنده و با مهارت تمام خندهدار است. فیلم Hunt for the Wilderpeople که نقدهای فوقالعادهای دریافت کرده، به طرز جنایتکارانهای کمتر دیده شده است. هرچه سریعتر این یکی را دانلود کنید و ببینید.
Knives Out

دلیلی وجود دارد که نتفلیکس ۴۰۰ میلیون دلار هزینه کرد تا حقوق Knives Out 2 و Knives Out 3 را بدست آورد، با وجود اینکه نسخه اصلی با بودجه ناچیز ۴۰ میلیون دلاری وارد سینماها شد. فیلم Knives Out یکی از خلاقانهترین و جنونآمیزترین فیلمهایی است که در دهه گذشته منتشر شده و علاوه بر آن، یک معمای قتل واقعاً فریبنده است (بیشباهت به یک ورودی دیگر در این لیست نیست).
اثر بزرگ رایان جانسون پس از Star Wars: The Last Jedi، آنا د آرماس را در نقش مارتا کابررا دارد، یک پرستار کوبایی که مأمور مراقبت از هارلان ترومبی (کریستوفر پلامر)، نویسنده پیر داستانهای معمایی است. پس از مرگ هارلان، بنوا بلانک با بازی دنیل کریگ، یک کارآگاه خصوصی در قالب هرکول پوارو، مأمور میشود تا شرایط پیرامون مرگ غیرمنتظره ترومبی را بررسی کند. ببینید، هارلان ثروت عظیمی به جا میگذارد، ثروتی که خانواده گستردهاش که توسط بازیگران تراز اولی مثل کریس ایوانز، جیمی لی کرتیس، تونی کولت و مایکل شنون و دیگران بازی میشوند، مشتاقند دستشان به آن برسد.
من پیچشهای داستانی متعدد فیلم را لو نمیدهم، اما فیلم Knives Out یک کمدی-معمایی در سبک فیلم Clue است که موفق میشود هم بهطور مداوم خندهدار و هم دائماً درگیرکننده باشد. عناصر معمایی درجه یک هستند و توسط یک فیلمنامه خندهدار و یک تیم بازیگری کاملاً پرقدرت پشتیبانی میشوند.
Happy Death Day

فیلم Happy Death Day ساخته کریستوفر لاندون، یک کمدی-ترسناک با بازی جسیکا روث سرزنده است که در نقش یک دانشجوی کارشناسی که در یک حلقه زمانی (به سبک Groundhog Day) گرفتار شده، ظاهر میشود. با وجود نوشتن Paranormal Activity 2 و چند دنباله آن و کارگردانی Paranormal Activity: The Marked Ones، کریستوفر لاندون مسیر دشواری داشت. بنابراین، بسیار قابل توجه است که مخاطبان شانس دیدن Happy Death Day را پیدا کردند که توسط لاندون کارگردانی و توسط اسکات لوبدل نوشته شده بود.
روث نقش ترزا تری گلبمن را بازی میکند، یک دانشجوی کالج که پس از کشته شدن توسط دیوانهای که لباس ماسکوت (نماد عروسکی) دانشگاهش را پوشیده، در اتاق خوابگاهش در همان روز بیدار میشود و ساعات قبل از قتلش را تکرار میکند. با کمک دوستان و یک عشق جدید، تری باید روز را زنده بماند و فرد مسئول قتلهایش را شناسایی کند تا حلقه را بشکند.
کمدیهای ترسناک از جمله دشوارترین فیلمها برای درست ساختن هستند؛ ترسهای زیاد باعث میشود طنز ناراحتکننده شود و شوخیهای زیاد میتواند تمام تنش فیلم را از بین ببرد. اما فیلم Happy Death Day تعادل را پیدا میکند و در نتیجه به طرز وحشتناکی موفق است. تا زمان نوشتن این متن، این فیلم یکی از تأثیرگذارترین کمدیهای دهه گذشته باقی مانده است.
Game Night

فیلم Game Night هیچ دلیلی نداشت که تا این حد خندهدار و هیجانانگیز باشد. یک کمدی گروهی با یک ایده محوری سطح بالا؛ گروهی از دوستان، به رهبری ریچل مکآدامز و جیسون بیتمن، متوجه میشوند که بازی معمای قتل آنها ممکن است یک جنایت واقعی باشد. تیزرهای تبلیغاتی این فیلم باعث شد به نظر برسد که قرار است سر از سبد حراجیها و اجارههای ارزان VOD درآورد.
خوشبختانه، Game Night بسیار بهتر از چیزی است که انتظار دارید. ریچل مکآدامز ارزشمندترین بازیکن (MVP) کل این ماجراست و به یک شخصیت کمدی بالغتر، اما نه کمتر خندهدار نسبت به نقشش در Mean Girls دست مییابد. او بانمک، گزنده، خندهدار و در کمدی فیزیکی کاملاً ستاره است. بیتمن، لامورن موریس، کایل چندلر، بیلی مگنوسن، شارون هورگان و کایلی بانبری بقیه بازیگران را تشکیل میدهند و همه در اوج کار خود هستند. هر شخصیت متمایز احساس میشود که کاری دشوار برای یک کمدی گروهی است.
در نهایت، مانند Knives Out، فیلم Game Night علاوه بر تمام خندهها، یک معمای واقعاً جذاب دارد. برای طرفداران کمدی که به دنبال چیزی کمی خطرناکتر هستند، Game Night در میان بهترینهاست.
Lady Bird
فیلم Lady Bird خندهدار است. اگرچه نسبت به برخی دیگر از فیلمهای این لیست کمتر وسیع و آشکار است، اما اولین تجربه کارگردانی انفرادی گرتا گرویگ یک دستاورد قابل توجه است. واقعنماییِ فضای ساکرامنتوی اوایل دهه ۲۰۰۰ و قهرمان نوجوانش، کریستین لیدی برد مکفرسون (با بازی احساسبرانگیز سرشا رونان)، به شکلی منحصربهفرد محقق شده است. کمدیِ زیرپوستی مستقیماً از شخصیت ناشی میشود و هرگز چیزی کمتر از واقعی احساس نمیشود. آن اصالت کلیدی است، زیرا فیلم Lady Bird نه تنها عمیقاً احساس میشود، بلکه پنج نامزدی اسکار، از جمله یکی برای بهترین فیلم، دریافت کرد.
با روایت سیال و مبهم خود، اگرچه رشتههای داستانی مداومی وجود دارد، اما «لیدی برد» عمدتاً یک فیلم «برشی از زندگی» است و مجموعه فوقالعاده شخصیتهایش، از جمله بازی نامزد اسکار لوری متکالف در نقش مادر لیدی برد، این فیلم شبیه هیچ داستان بلوغی نیست که قبلاً دیدهاید. آنقدر حقیقی، آنقدر کامل محقق شده و آنقدر در فرم و ساختار خود مطمئن است که مانند یک هدیه احساس میشود. Lady Bird همچنین گرویگ را به عنوان استعدادی که باید روی آن حساب کرد، نشان داد؛ در سال ۲۰۱۸، مجله تایم او را به عنوان یکی از ۱۰۰ فرد تأثیرگذار در جهان معرفی کرد.
We're the Millers

مانند Game Night، فیلم We're the Millers هم به نظر میرسید که قرار است در بهترین حالت، یک اثر سرگرمکننده دورریختنی و یکبار مصرف اواخر تابستان باشد. جیسون سودیکیس نقش دیوید کلارک، یک فروشنده مواد مخدر سطح پایین در دنور را بازی میکند که موافقت میکند برای پاک کردن یک بدهی معوقه، ماریجوانا را از مکزیک قاچاق کند. دیوید به جای اینکه به تنهایی راهی سفر شود، استدلال میکند که وانمود کردن به عنوان عضوی از یک خانواده شاد، شک مأموران مرزی را کم میکند. بنابراین، او کیسی (اما رابرتز) یک دزد خیابانی خردهپا، رز (جنیفر آنیستون) یک استریپر و کنی (ویل پولتر) یک همسایه با مشکلات اجتماعی را استخدام میکند تا کمک کنند. این «خانواده» بعید برای آوردن محموله به خانه به مکزیک سفر میکنند.
برخلاف سایر ورودیهای این لیست، We're the Millers مورد انتقاد و بدگویی منتقدان قرار گرفت و تنها امتیاز ۴۸٪ را در راتن تومیتوز کسب کرد. و با این حال، فیلم We're the Millers یک موفقیت غیرمنتظره بود و ۲۷۰ میلیون دلار در برابر بودجه ۳۷ میلیون دلاری فروخت. ببینید، علیرغم واکنش منتقدان، We're the Millers واقعاً خندهدار است. بازیگران فوقالعاده هستند، بهویژه سودیکیس و آنیستون که به نظر میرسد شیمی قابل باوری دارند و اگرچه فرضیهای تند و تیز دارد، یک قلب واقعی در زیر سطح آن میتپد؛ قلبی که خانواده را، چه واقعی و چه ساختگی، جشن میگیرد.
The Nice Guys

یک تم مشترک در این لیست وجود دارد. اکثر ورودیها به جای کمدیهای مستقیم، ترکیبی از ژانرها هستند. برای مثال، فیلم The Nice Guys یک کمدی با ریتم فیلم نوآر است که در آن رایان گاسلینگ در نقش هالند مارچ، یک کارآگاه خصوصی در لسآنجلس ۱۹۷۷ بازی میکند. مارچ یک بازپرس دستپاچلفتی و عصبی است که مستعد فریاد زدن بر سر کودکان و مست کردنهای طولانی روزانه است. تحقیقات او در مورد یک ستاره فیلم بزرگسالان گمشده، او را به جکسون هیلی (راسل کرو) میرساند، یک زورگیر که استخدام شده تا هالند را بترساند اما در نهایت به تحقیقات میپیوندد.
فیلم The Nice Guys یک نوآر با کالیبراسیون استادانه است. تمام کلیشههای کلاسیک اینجا هستند، در حالی که نمایشی فوقالعاده برای سبکهای کمدی گاسلینگ و کرو نیز هست. پویایی آنها ارگانیک و خندهدار است و هر دو به طور استثنایی خوب با یکدیگر بازی میکنند. شوخیهای کلامی آنها مانع از آن میشود که The Nice Guys بیش از حد تاریک شود، حتی زمانی که فیلم به قلمرو تهدیدها و خطرات واقعی تغییر مسیر میدهد. این بهترین فیلم کارگردان شین بلک و یک ساختارشکنی هوشمندانه از مردانگی، نوآر و کمدی است. بله، The Nice Guys تا این حد خوب است.
جمعبندی
سینمای کمدی در دهه گذشته پوست انداخته است. از عروسکهای خرس سخنگو تا کارآگاهان دستپاچلفتی، از درون مغز یک دختربچه تا بیابانهای نیوزیلند، بهترین فیلم های کمدی دهه اخیر به ما نشان دادند که خندادن مخاطب و خلق کمدیهای هوشمندانه یکی از دشوارترین کارهای دنیای هنر هفتم است. این فیلمها فقط برای گذران وقت نیستند؛ آنها آینهای هستند در برابر جامعه، ترسها و امیدهای ما.
امیدوارم این لیست بتواند آخر هفته شما را نجات دهد. اگر نظر من را میخواهید، با Paddington 2 شروع کنید تا ایمانتان به انسانیت بازگردد و اگر دنبال هیجان هستید، The Nice Guys را از دست ندهید.
منبع: ویجیاتو