نقد فیلم این میکروفون روشنه؟| سومین فیلم بردلی کوپر

نقد فیلم این میکروفون روشنه؟| سومین فیلم بردلی کوپر

این میکروفون روشنه؟، فیلمی کمدی و درام به کارگردانی بردلی کوپر است. پس از سال‌ها زندگی مشترک، الکس و تس به پایان دوستانه‌ای در ازدواج خود رسیده‌اند و بدین ترتیب، وارد مرحله ناخوشایند برنامه‌ریزی برای زندگی جداگانه در حین بزرگ کردن دو پسر و حفظ دوستی‌هایشان می‌شوند.

کد خبر : ۲۹۵۵۲۷
بازدید : ۵

زندگی زناشویی سال‌هاست زیر ذره‌بین سینما رفته و آثار بسیار جذاب و مهمی نیز بر روی پرده رفته است. به هر حال زندگی بُرشی از سینماست (یا به قول هیچکاک بُرشی از کیک) و این زندگی شامل بالا و پایین‌های بسیاری می‌شود. بسیاری زندگی قهرمانان را به تصویر می‌کشند و بسیاری زندگی افرادی را به تصویر می‌کشند که در همین چیزهای ساده مانده‌اند.

چیزهای ساده‌ای که وقتی به عمق آن‌ها می‌رویم، دیگر چندان هم ساده به نظر نمی‌رسند. زندگی مشترک و ازدواج نیز جزو همین دسته از چیزهاست. فیلم ?Is This Thing On با روایتی درام و کمی کمدی به سراغ این موضوع رفته است. زندگی زناشویی سخت، هویت فردی و هویت مشترک با همسر.

این میکروفون روشنه؟، فیلمی کمدی و درام به کارگردانی بردلی کوپر است. پس از سال‌ها زندگی مشترک، الکس و تس به پایان دوستانه‌ای در ازدواج خود رسیده‌اند و بدین ترتیب، وارد مرحله ناخوشایند برنامه‌ریزی برای زندگی جداگانه در حین بزرگ کردن دو پسر و حفظ دوستی‌هایشان می‌شوند. الکس یک سرگرمی جدید (استندآپ کمدی) پیدا می‌کند و در این فرآیند، چیزهای بیشتری درباره خودش و رابطه‌اش یاد می‌گیرد… چیزهایی که در ادامه این رابطه را جدی‌تر و از آن حالت شکنجه‌وارش، وارد مرحله عشق می‌کند.

بردلی کوپر در سومین تجربه کارگردانی خود دست بر روی موضوع جذاب و مهمی گذاشته است. او که در دو فیلم قبلی خود نیز توجه ویژه‌ای به روابط عاشقانه داشته است، این‌بار عشق را فراتر از ازدواج به تصویر می‌کشد و همین باعث پیشرفت در کارنامه هنری او شده است. فیلم با دو کاراکتر اصلی خود یعنی الکس و تس آغاز می‌شود. دوربینِ بردلی کوپر حداقل در دید من خوب نیست.

کلوزآپ بیش از حد، تعقیب سوژه‌ها و دوربین روی شانه حداقل در تکنیک سعی می‌کند مخاطب را همراه کاراکتر اصلی (الکس) کند و این درحالی است که ما اصلا از دید فُرمیک شروع به آشنایی با این کاراکتر نکرده‌ایم. در دید من بهتر آن می‌بود که دوربین فاصله مورد نیاز با کاراکترش را حفظ می‌کرد و با پیشرفت داستان، کم کم به او نزدیک می‌شد. در این حالت هم دوربین قابل درک می‌بود و هم مخاطب به راستی همراه کاراکتر سرخورده و تنها می‌شد.

56

این ایرادی است که در نیم پرده اول کاملا قابل مشاهد است اما رفته رفته به لطف فیلمنامه خوب، کاراکتر برای مخاطب حس آشنایی پیدا می‌کند و مخاطب نیز به او نزدیک می‌شود. زندگی قهرمان داستان ما چندان چیز خاصی ندارد. فردی ساده با مشکلاتی ساده. او برای فرار از غم تنهایی و غمِ شکست در ازدواج به کمدی پناه می‌برد. کمدی که فی‌نفسه پناهگاه انسان‌های غمگین است، برای الکس نیز تبدیل به پناهگاه می‌شود. استندآپ کمدی ساده، رستورانی که افراد را دور هم جمع می‌کند و این نه برای خواستگاه هنری بلکه برای فرار از مشکلات زندگی است.

در این مرحله، فیلم بُعد حرفه‌ای بودنش را به تصویر می‌کشد. کمدی نوشته شده برای الکس نه آنقدر خنده‌دار است که مخاطب باورش نشود که یک فعال در بورس بتواند چنین کمدی خلق کند و نه آنقدر بی‌مزه و خشک است که عاری از هرگونه جذابیت باشد. نویسنده با دقتی عالی دیالوگ‌های کمدی را نوشته و اتمسفر را به خوبی خلق کرده است. این نقطه مثبت نیز تا پایان ادامه می‌یابد و به یکی از شگفتی‌های فیلم تبدیل می‌شود.

همان‌طور که در ابتدای مقاله عنوان شد، این فیلم درباره روابط عاشقانه و ازدواج است. به همین دلیل نیز بخش عمده‌ای از فیلم درباره پیچدگی روابط بین زن و شوهر است که چقدر ساده همه‌چیز می‌تواند از هم فرو بپاشد. این بخش از فیلم برای کسانی که به چنین ژانر و موضوعاتی علاقه دارند، قطعا جذابیت دارد و حتی می‌تواند آموزنده نیز باشد. اما برای من به عنوان یک مخاطب معمولی که برای سرگرمی جلوی صفحه نمایش نشسته‌ام، این بخش بیش از حد طولانی و حتی خسته‌کننده است.

57

جان فورد بزرگ جمله درخشانی دارد که می‌گوید فیلم خوب باید دیالوگ کم و کنش زیاد داشته باشد. Is This Thing On کاملا برعکس این حرف از استاد است. دیالوگ‌ها بیش از حد در فیلمنامه گنجانده شده است و با اینکه فیلم کُنش دارد، این کُنش‌ها کم هستند. مدیوم سینما مدیوم اُبژکتیو است و عینی. از سوی دیگر مدیوم ادبیات سوبژکتیو است و ذهنی. برای همین دیالوگ زیاد و متن گسترده در ادبیات قابل درک است و در سینما همین مورد ضعف است. ضعفی که بردلی کوپر نیز به آن دچار شده و همین باعث شده است تا فیلم او از بابت زمان ذهنی، طولانی و خسته کننده به نظر برسد.

پس اگر بنا باشد فیلمنامه زیر ذره‌بین برود، بخش‌هایی که به زندگی زناشویی مربوط است، کمی خسته‌کننده و طولانی است. بخش‌های کمدی بسیار جذاب است به تنهایی توانسته به نکته مثبت فیلم تبدیل شود.

در بحث تکنیک می‌شود ?Is This Thing On را از چند وجه بررسی کرد. کارگردانی بردلی کوپر از بابت دوربین خوب است اما هماهنگی بین تکنیک و فُرم را شاهد نیستیم. او که در سومین تجربه کارگردانی خود است، با ?Is This Thing On نشان داد که جهانی ندارد و مولف نیست. هرچند که تمرکز بر روی روابط عاشقانه به بخش جدایی ناپذیر آثار او تبدیل شده است.

58

تیم بازیگری بسیار عالی و همراه با اثر بودند. تس و الکس همان‌قدری در اثر ظاهر شدند که نیاز فیلمنامه بود. دیگر بازیگران فیلم که در قالب قصه‌های فرعی قرار بود به کمک قصه اصلی بیاند، در حاشیه ماندند و به بخشی از فیلم تبدیل نشدند. مثلا خودِ کاراکتر بردلی کوپر در فیلم برخلاف تصور او اصلا جذابیت نداشت و نتوانست به مسئله تبدیل شود. بخش کمدی همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره شد، بسیار جذاب و با دقت بالا نوشته شده بود و نه آنقدری خنده‌دار است که فیلم را از آن حالت جدی خارج کند و نه آنقدری خشک است که جذابیتی نداشته باشد.

59

در پایان چنین می‌شود گفت که فیلم ?Is This Thing On اثر ساده و بی‌ادعایی است. روابط زناشویی و پیچدگی‌های آن را به تصویر می‌کشد و سعی می‌کند عشق را از منظری دیگر نشان دهد. کمدی بخش جذاب فیلم است که تنها در قالب استندآپ کمدی به کار گرفته شده و در طول فیلم شاهد کمدی دیگری نیستیم.

بازیگران در حد خوبی ظاهر شده‌اند و کمک کرده‌اند تا سومین فیلم بردلی کوپر اگر هم عالی نشد، حداقل افتضاح نباشد. تماشای این فیلم برای علاقه‌مندان به درام‌های زناشویی قطعا جذاب خواهد بود. بخش استندآپ کمدی نیز می‌تواند طرفداران خود را جذب کند و این دو در ترکیب با یکدیگر فیلمی قابل تحمل را ارائه می‌دهند.

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید