نقد و بررسی فیلم Michael؛ پرفروش‌ترین بیوگرافی تاریخ سینما

نقد و بررسی فیلم Michael؛ پرفروش‌ترین بیوگرافی تاریخ سینما

فیلم «مایکل» که به زندگی یکی از محبوب‌ترین چهره‌های سدۀ اخیر یعنی مایکل جکسون می‌پردازد، موفق شده با بیش از 1 میلیارد دلار فروش در گیشۀ جهانی، نگاه‌های بسیاری را به خود جلب کند. جعفر جکسون در اولین نقش‌آفرینی رسمی خود، نقش عمویش مایکل را ایفا کرده است.

کد خبر : ۳۰۸۵۰۲
بازدید : ۰

فیلم «مایکل» که به زندگی یکی از محبوب‌ترین چهره‌های سدۀ اخیر یعنی مایکل جکسون می‌پردازد، موفق شده با بیش از 1 میلیارد دلار فروش در گیشۀ جهانی، نگاه‌های بسیاری را به خود جلب کند. جعفر جکسون در اولین نقش‌آفرینی رسمی خود، نقش عمویش مایکل را ایفا کرده است.

بسیار ناموفق نزد منتقدان، بسیار موفق در گیشه!

«مایکل» از مدت‌ها پیش، یکی از مهم‌ترین و موردانتظارترین آثار سال محسوب می‌شد. حتی پیش از اینکه تریلر و خبر خاصی دربارۀ فیلم منتشر شود، همینکه قرار بود فیلمی دربارۀ یکی از افسانه‌های موسیقی پاپ روانۀ پردۀ سینما شود، به خودی خود امری به شدت جذاب بود و همگان نسبت به این اثر سینمایی حسابی کنجکاو بودند!

طبق رسم همیشگی، چند روز پیش از آغاز اکران رسمی «مایکل» در سینماهای سرتاسر جهان، نظرات و نمرات منتقدان نسبت به این فیلم منتشر شد. اما نظرات منتقدان به‌شدت همه را غافلگیر کرد چرا که تقریباََ همگی «مایکل» را اثری ضعیف، شکست‌خورده و ناامیدکننده نامیدند! نمرۀ این فیلم در سایت‌هایی مثل «متاکریتیک» و «راتن تومیتوز» -که مراجع قابل اعتماد برای آگاهی از نظر کلی منتقدان محسوب می‌شوند- عدد بسیار پایین 39 و 38 درصد است که طبق شاخص کلی این سایت‌ها، به عنوان اثر ضعیف و بد در نظر گرفته می‌شود!

اما چه شد که چنین نظرات تند و تیزی از سوی تقریبا تمامی منتقدان، نه تنها باعث نشد این فیلم به یک شکست تجاری تبدیل شود، بلکه در نهایت به «پرفروش‌ترین بیوگرافی تاریخ سینما» و «موفق‌ترین فیلم سال 2026 میلادی در گیشه» تا بدین‌جا تبدیل شد؟ این سوال به ظاهر ساده، یکی از بحث‌های مهم و مفصلی است که چندین و چند فاکتور در آن نقش دارند. اما خیلی خلاصه و فشرده در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می‌کنم:

یکی از اصلی‎‌ترین دلایل این تناقض آشکار، از دست رفتن اعتبار ویژۀ «نمرۀ منتقدین» در طی این سالهاست. در سالیان اخیر، چه بسیار فیلم‌های درخشانی بوده‌اند که نه تنها از سوی جریان اصلی منتقدان تحویل گرفته نشدند، بلکه با آنها همچون زباله‌های تصویری برخورد شد! اگر بخواهم از دانه به دانۀ این آثار نام ببرم، احتمالا باید لیستی در حد یک کتاب چند صد صفحه‌ای -آن هم فقط برای فیلم‌های چند سال اخیر- بنویسم؛ بنابراین از آوردن مثال خودداری می‌کنم.

یا در طی این سال‌ها کم نبوده‌اند آثار شعاری، ضعیف و تبلیغاتی که از سوی جریان اصلی منتقدان به شدت بولد شدند چرا که گرایش فکری و جناح سیاسی مدنظرشان را ترویج می‌کرد. بنابراین مخاطبان سینما رفته رفته اعتماد خود نسبت به «جریان اصلی منتقدان» را از دست داده‌اند. اما آیا «مایکل» هم جزو آن دسته از آثاری است که منتقدان نسبت به آن سلیقه‌ای و تبلیغاتی عمل کرده‌اند؟! پاسخ یک خیر قاطع است! «مایکل» به لحاظ سینمایی ابداََ فیلم خوبی نیست و حتی شاید یکی از ناامیدکننده‌ترین فیلم‌های سال محسوب شود! اما این تفاوت میان نظر منتقدان و مخاطبان، نه فقط به این فیلم به خصوص محدود نمی‌شود، بلکه تاریخچه‌ای به طول عمر سینما دارد.

در حقیقت هیچ‌گاه فروش فیلم، ضامن کیفیت سینمایی اثر نیست. چه بسیارند شاهکارهای سینمایی مشهوری که در گیشه شکست خورده‌اند و از آن طرف چه بسیارند آثار سینمایی پرفروشی که به لحاظ پارامترهای سینمایی ارزش بالایی ندارند! دلیلش هم خیلی ساده است. مردم لزوما به سینما نمی‌روند که یک شاهکار سینمایی ببینند، بلکه می‌روند تا از تماشای فیلم «لذت» ببرند!

«مایکل جکسون» بی‌تردید یکی از محبوب‌ترین چهره‌های تاریخ موسیقی است و کسی نمی‌تواند حتی ذره‌ای از محبوبیت او نزد مردم را کتمان کند. بنابراین طبیعی است که مردم سراسر جهان حاضر باشند تنها چند دلار پول بپردازند، تا باری دیگر مایکل و ترانه‌های ماندگارش را -آن هم روی پردۀ بزرگ سینما با قوی‌ترین تجهیزات و باندهای صوتی- تماشا کنند. این همان راز موفقیت فیلم «مایکل» در گیشه است. اینکه فیلمساز به خوبی از دلایل محبوبیت و شهرت این چهرۀ برجسته آگاه بوده و در طی 2 ساعت سعی دارد روی همین خاطرات مشترک و ویژگی‌های جذاب تأکید کند.

بنابراین در ادامه فیلم را با دو نگاه کاملا متفاوت مورد بررسی قرار می‌دهم. نگاه اول اینکه ضعف‌های «مایکل» به لحاظ سینمایی چیست و چرا از این بابت اثری ضعیف محسوب می‌شود؟ و نگاه دومی که در ادامه به آن هم می‌پردازم این است که آنتوان فوکوآ و تیم سازنده، چه نکاتی را در طول فیلم به درستی رعایت کرده که توانسته این اثر را به یک بلاک باستر موفق و یکی از آثار محبوب مردم در سال جاری تبدیل کند.

4_11zonمایکل جکسون | یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین خوانندگان تاریخ

اثری از آنتوان فوکوآ نیست!

اگر قرار باشد لیستی از بهترین فیلمسازان سیاه پوست آمریکایی هزارۀ جدید تهیه کنیم، نام آنتوان فوکوآ قطعا لایق حضور در آن خواهد بود. فیلمسازی که به تازگی 61 ساله شده است. فوکوآ یکی از آن کارگردانان مستعدی است که فیلم‌های متمایزی را در جریان اصلی هالیوود به روی پرده برده است. مثلا فیلم «روز تمرین» بی‌تردید یکی از آثار درخشان هالیوود در طی دهۀ 2000 میلادی است.

روایت یک روز از زندگی دو پلیس، با دو خطی مشی متفاوت؛ یکی پلیسی تازه‌کار (با نقش‌آفرینی خوب ایثن هاوک) که با هزار امید و آرزو پا به این عرصه گذاشته و سعی دارد به پاک‌ترین شکل ممکن، جرم و جنایت را از شهر لس آنجلس پا کند؛ و دیگری پلیسی که از محله‌های پایین و فقیرنشین به جایگاه بالایی رسیده، ولی فساد بیش از حد شهر، او را هم با خود بلعیده و به یک پلیس فاسد تبدیل کرده است. فیلمی درخشان که دنزل واشنگتن هم برای آن، اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را به شایستگی هر چه تمام‌تر کسب کرد. یکی از آن فیلم‌های به‌یادماندنی که تا آخر عمر جایی در گوشۀ ذهن مخاطب باقی می‌ماند.

علاوه بر «روز تمرین»، فوکوآ آثار اکشن موفقی همچون سه‌گانۀ «اکولایزر»، «تیرانداز»، «چپ دست»، «گناهکار»، «سقوط المپیوس» و … در کارنامه دارد که اغلب آنها، همچون «اکولایزر 3»، با اینکه فیلم‌هایی گیشه‌ای محسوب می‌شوند، اما امضای شخصی فیلمسازی متبحر را دارند که در هیچ فیلم دیگری یافت نمی‌شود. اما در «مایکل» اثری از آنتوان فوکوآ نیست. اصلا اگر بگویند این فیلم را فلان فیلمساز فیلم اولی ساخته است، باورم می‌شود و چنین چیزی حقیقتا دردناک است!

5_11zon

تصویری از آنتوان فوکوآ | یکی از بهترین کارگردانان سیاه‌پوست سینما

افتتاحیه‌ای قدرتمند و برازنده!

در حین اینکه اینتروی ابرکمپانی یونیورسال و سایر استودیوها و شرکت‌هایی که در ساخت فیلم نقش داشته‌اند به نمایش درمی‌آید، صدای تشویق گستردۀ طرفداران مایکل جکسون به گوش می‌رسد. صدای مایکل را می‌شنویم که از آنها می‌پرسد آیا برای ترانۀ بعدی آماده‌اند و آن‌‌ها با تشویقی بی‌امان به استقبال آن می‌روند. موسیقی آغاز می‌شود و بخشی از ترانۀ مشهور Wanna Be Startin’ Somethin’ پخش می‌شود. با اتمام آن، سر و صدای عاشقان مایکل را می‌شنویم که یک‌صدا نام «مایکل» را فریاد می‌زنند.

همزمان نام Michael -که در حقیقت نام فیلم هم هست- با فونت جذاب طلایی در پس‌زمینه‌ای تاریک، روی صفحه نقش می‌بندد. حالا دوربین پاهای او را نمایش می‌دهد و با دو برش، از پشت او را تعقیب می‌کند. کماکان صدای فریاد نام «مایکل» توسط هزاران نفر به گوش می‌رسد و ما مشتاق دیدنِ روی مایکل جکسون هستیم. اما فوکوآ باهوش‌تر از این حرف‌هاست و فقط از پشت مایکل را به ما نمایش می‌دهد تا ما را در خماری دیدار این چهرۀ افسانه‌ای موسیقی پاپ نگه دارد! حالا باید زندگی مایکل را از کودکی و از سال 1966 میلادی در ایندیانا دنبال کنیم تا ببینیم چه شد که آن مایکل کوچک، به این مایکل بزرگ تبدیل شد! و این شروعی حقیقتا درخشان و برازندۀ نام یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین خوانندگان تاریخ موسیقی جهان است!

6_11zonتصویری از فیلم Michael (2026) | شروع خوب اثر

روایتی گزارشی و بی‌جان!

داستان «مایکل» از کودکی مایکل جکسون در ایالت ایندیانا آغاز می‌شود. جایی که او به همراه خواهر و برادرانش زندگی می‌کند. مایکل و چهار برادر دیگرش به رهبری پدرشان (ژوزف) هر روزه به طور مستمر و بی‌وقفه برای خوانندگی تمرین می‌کنند. کودکی مایکل تماما با تمرین خوانندگی می‌گذرد تا جایی که بالاخره این پنج برادر، باند موسیقی تحت عنوان Jackson 5 تشکیل می‎‌دهند که به سکوی پرش مایکل جکسون برای تبدیل شدن به شمایل ماندگار موسیقی پاپ تبدیل می‌شود.

سپس فیلم سال به سال جلو می‌رود و به اجرای این گروه -که روز به روز به شهرتشان افزوده می‌شود- در جاهای گوناگون آمریکا، از شیکاگو گرفته تا لس آنجلس، می‌پردازد و در این بین اجرای ترانه‌های مشهوری از جمله ABC در فیلم به نمایش در می‌آید. تا اینکه نهایتا در سال 1978 میلادی، مایکل جکسون تصمیم می‌گیرد از استعدادش، آن جور که باید و شاید، بهره ببرد و آلبوم سولو منتشر می‌کند. علیرغم مخالفت‌های پدر، او مصرّانه پای تصمیمش می‌ایستد و تنهایی به راه خود ادامه می‌دهد و با آغاز جراحی‌های زیبایی، وارد رسانۀ تصویری (MTV – CBS) هم می‌شود.

استعداد همراه با ذکاوت و پشتکار مایکل در نهایت باعث می‌شود ترانۀ Billie Jean او، آن طور که فیلم ادعا می‌کند، به پرفروش‌ترین ترانۀ تاریخ تا آن موقع تبدیل شود و مایکل جکسون را به محبوبترین خوانندۀ جهان تبدیل می‌کند. در این بین او تصمیم می‌گیرد به یاد قدیم، با برادرانش توری تحت عنوان Victory Tour برگزار کند که با استقبال فوق‌العاده‌ای هم روبه‌رو می‌شود. و فیلم در نهایت با اجرای عظیم مایکل در سال 1988 میلادی در پایتخت انگلستان، لندن، به پایان می‌رسد.

اما فراتر از این گزارش کاری، فیلم چه دارد؟! در حقیقت یکی از بزرگترین ناامیدی‌های فیلم، این است که ما هیچ‌گاه به درستی خلوت مایکل را در طول فیلم نمی‎‌بینیم. یعنی گویی مایکل در فیلم اختصاصی خودش هم مهمان است! شخصیت پردازی مایکل هیچ یک از جزئیات و ظرافت‌های این کاراکتر را به ما نمایش نمی‌دهد و بیشتر شبیه این است که یکی از طرفداران مایکل جکسون با تصویری که از این شخصیت در ذهن خودش داشته، چندین گزارش را در کنار هم چیده و با یکدیگر تطبیق داده و در نهایت این فیلم را ساخته است!

نتیجه این می‌شود که ما پس از 2 ساعت تماشای فیلم اختصاصی «مایکل»، باز هم به درستی این کاراکتر را نمی‌شناسیم و چیزی که پس از فیلم برای مخاطب باقی می‌ماند، بازنمایی چند کنسرت و ترانۀ مشهور مایکل، و درگیری‌های او با پدرش است! حقیقتا «مایکل» به لحاظ پرداخت شخصیت اصلی خود، از آثار مشابهی همچون «الویس» باز لورمن و «یک ناشناختۀ کامل» جیمز منگولد هم چند پله عقب‌تر می‌ایستد!

7_11zonتصویری از فیلم Michael (2026)

درامی که ساخته نمی‌شود، رابطه‌ای که در نمی‌آید!

رابطۀ میان مایکل و پدرش، به محوری‌ترین عنصر درام فیلم تبدیل می‌شود. غالبا هنگامی که فیلم از فضای اجراهای مایکل فاصله می‌گیرد و به زندگی شخصی او می‌پردازد، ما شاهد رابطۀ میان او و پدرش هستیم. این را همگی خوب می‌دانیم که هیچ فرد دیگری در طول فیلم (از اعضای خانواده گرفته تا مدیربرنامه و غیره) ابدا کاراکتر نمی‌شود و در بهترین حالت یک تیپ ساده محسوب می‌شود.

علاوه بر این می‌دانیم که فیلم علاقه‌ای به نمایش مایکل در خلوت خودش هم ندارد، و اگر هم قصد دارد مایکل را تنها نمایش دهد، با صحنه‌های باغ وحش طور، وضعیتی کمدی و نه درام به خود می‌گیرد! بنابراین تنها نکتۀ قابل بحث اثر در باب درام، به رابطۀ مایکل با پدرش، جوزف جکسون، محدود می‌شود. اما آیا این رابطه به یک درام واقعی تبدیل می‌شود؟ پاسخ یک خیر قاطعانه است!

از همان ابتدا ما خانواده‌ای را می‌بینیم که فیلمساز نمی‌تواند برای هیچ یک هویت و کاراکتر بسازد. می‌ماند یک پدر شکنجه‌گر سادیستیک (!) که گاه و بی‌گاه مایکل را شکنجه می‌کند و ما هیچ‌گاه به درستی نمی‌فهمیم دلیل این رفتار از سوی او چیست! فیلم دائما سعی دارد پدری متکبر و مستبد را به تصویر بکشد ولی از آنجایی که شخصیت‌پردازی شکل نمی‌گیرد و انگیزه‌های کاراکتر درک نمی‌شود، رابطۀ میان او و مایکل به یک رابطۀ کلیشه‌ای و بی‌روح تبدیل می‌شود!

8_11zonتصویری از کولمن دومینگو در نقش جوزف جکسون | نقش‌آفرینی دومینگو در کنار گریمش، خوب است و تصویری قابل قبول از یک پدر مستبد را به تصویر می‌کشد.

محافظه‌کار، بی‌هیجان و یکنواخت!

جدا از رابطۀ پدر و پسر، هیچ گره خاصی در فیلم نیست که بیننده را درگیر کند. شاهد یک روایت محافظه‌کارانۀ بی‌هیجان هستیم که حتی انگیزشی هم نیست! حداقل فیلمساز می‌توانست از همین رابطۀ نصفه و نیمۀ میان پدر و پسر، یک درام انگیزشی دربیاورد که حتی چنین تصمیمی هم نمی‌گیرد.

زندگی مایکل جکسون پر است از حواشی و شایعات بحث‌برانگیزی که فیلمساز ترجیح می‌دهد تا به هیچ یک از آن‌ها ورود نکند و اثرش را در یک حیطۀ امن نگه دارد. او ترجیح می‌دهد علاوه بر خوانندگی مایکل، فقط به علاقۀ مایکل نسبت به حیوانات، جراحی‌های زیبایی‌ و رابطه‌ش با پدرش بپردازد. نتیجه می‌شود اثری که کاملا یکنواخت است و هیچ نکته‌ای ندارد که بیننده به آن چنگ بیندازد. بیننده صرفا باید نظاره‌گر یک بیوگرافی کم‌جان 2 ساعته از فوکوآ باشد که حتی توانایی ساخت خلوت این کاراکتر را هم ندارد!

جادوی بصری؛ مایکل دوباره روی صحنه زنده می‌شود!

یکی از آن نکات مثبتی که به‌شدت در فروش بالای فیلم تأثیرگذار بوده، بازنمایی جذاب اجراهای مایکل بوده است. فیلمساز به خوبی رگ خواب طرفداران مایکل در دستش است و می‌داند که باید چگونه از آن بهره ببرد. در طول فیلم ترانه‌های محبوب و مشهوری اجرا می‌شود که با صداگذاری قدرتمند اثر، به یک موفقیت تبدیل شده است. علیرغم تمام نقاط ضعف، فیلمساز مشخصا احترام زیادی برای مایکل قائل است و همین مورد باعث شده طرفداران، لذتی دوچندان ببرند.

یکی از نقاط قوت اثر، بدون شک جلوۀ بصری آن است. طراحی لباس عالی کار شده و لباس‌های مایکل به‌گونه‌ای طراحی شده و به تن جعفر جکسون نشسته است، که گویی خود مایکل از گور برخاسته و روی پردۀ نقره‌ای حاضر شده است! طراحی صحنه هم با دقت به جزئیات انجام شده و توانسته فضای هر لوکیشن را به درستی به بیننده منتقل کند. به نظرم «مایکل» به شایستگی شانس جدی اسکار امسال در شاخۀ طراحی لباس و طراحی صحنه است!

فیلمساز صحنه‌های اجرای مایکل را خیلی خوب بازسازی کرده و با جلوه‌های بصری و صوتی باکیفیت، کاری کرده که بیننده خود را در میان خیل عظیم جمعیت حس کند. یکی از مهم‌ترین نکات موفق در این زمینه، نماهایی است که فیلمساز از تماشاگران شیفتۀ مایکل نمایش می‌دهد که به‌شدت جذاب، بامزه و حتی تا حدی نوآورانه هستند.

9_11zonتصویری از فیلم Michael (2026) | صحنه‌های اجرای مایکل در کنسرت‌ها عالیست!

پرفورمنسی خوب، نقش‌آفرینی‌ای ضعیف

یکی از مهم‌ترین بحث‌های پیرامون فیلم «مایکل» این است که بازیگر نقش اصلی، جعفر جکسون، در این نقش مهم چه کرده است؟! جالب است بدانید که این اولین نقش‌آفرینی جعفر جکسون در اثری سینمایی است! برای ارزیابی بازی او، بستگی دارد که از کدام دریچه به آن نگاه کنیم.

افزون بر شباهت ظاهری جعفر به عمویش به هر دو دلیل ژنتیک و گریم، او پرفورمنس خوبی دارد. بدین معنا که او در صحنه‌های بازنمایی ترانه‌های مایکل، خیلی خوب توانسته رقص و حرکات او را تقلید کند. بیننده او را به عنوان مایکل واقعی می‌پذیرد. اما بازیگری تقلید نیست و حرفه‌ای به مراتب وسیع‌تر از چنین چیزی است!

بازیگر باید بتواند روح آن کاراکتر را در شخصیتی سینمایی به نمایش بگذارد، حس‌ها را دربیاورد و در یک کلام «اکت» خوبی داشته باشد که خب مشخصا جعفر در این امر ناکامی مطلق است. البته این ضعف تنها مربوط به نقش‌آفرینی او نمی‌شود و همان‌طور که گفتم فیلمنامه و کارگردانی اساسا نتوانسته هیچ ویژگی درونی و شخصی از مایکل را به بیننده نمایش دهد و هر چه که می‌بینیم سطحی و رویۀ این شخصیت مشهور است.

10_11zonجعفر جکسون در نقش مایکل جکسون | پرفورمنسی خوب اما اکتی ضعیف!

«مایکل» پرفروش‌ترین فیلم بیوگرافی تاریخ سینماست اما به لحاظ سینمایی اثری ناامیدکننده است. همین یک جمله به تنهایی کافی است! اگر طرفدار مایکل جکسون هستید و دوست دارید با این شمایل جاودانه و ترانه‌هایش خاطره‌بازی کنید، این فیلم لذتی ناب به شما هدیه می‌دهد و زندگی 2 دهه از این شخصیت را هم به شما نمایش می‌دهد. اما اگر دنبال یک فیلم سینمایی حقیقتا خوب هستید، مایکل به ده‌ها دلیلی که در متن تشریح کردم چنین اثری نیست!

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید