نقدی بر سریال «مرد سه هزار چهره»؛ مهران مدیری و فرمولی که دیگر مثل گذشته جواب نمی‌دهد

نقدی بر سریال «مرد سه هزار چهره»؛ مهران مدیری و فرمولی که دیگر مثل گذشته جواب نمی‌دهد

سریال «مرد سه هزار چهره» نتوانسته انتظارات را برآورده سازد و همین نیز نشان می‌دهد که فرمول همیشگی مهران مدیری دیگر جواب نمی‌دهد.

کد خبر : ۳۱۸۱۵۱
بازدید : ۰

مهران مدیری سال‌ها یکی از مهم‌ترین چهره‌های کمدی تلویزیون ایران بود؛ بازیگری و کارگردانی که با مجموعه‌هایی مانند «ساعت خوش«، «جنگ ۷۷»، «پاورچین»، «شب‌های برره» و «مرد هزارچهره» توانست سبک مشخصی برای خود ایجاد کند.

بسیاری از شخصیت‌ها و تکیه‌کلام‌های آثار او به بخشی از حافظه جمعی مخاطبان تبدیل شدند. با این حال، در کنار این موفقیت‌ها، کارنامه مدیری در سال‌های بعد شاهد مجموعه‌ای از آثار کم‌رمق و کم‌اقبال نیز بوده است؛ آثاری که گاهی بیش از اندازه به فرمول‌های امتحان‌شده گذشته تکیه کرده‌اند.

حالا با پخش «مرد سه هزار چهره»، این پرسش دوباره مطرح شده که آیا مدیری همچنان می‌تواند همان جایگاه گذشته را در کمدی حفظ کند یا نه. البته برای قضاوت نهایی درباره سریال تازه او هنوز زود است، اما واکنش‌های منتشرشده و کاهش محسوس میزان بازدید آن در تلوبیون، دست‌کم نشان می‌دهد که این مجموعه تاکنون نتوانسته توجهی هم‌اندازه برخی آثار قدیمی مدیری ایجاد کند.

نشانه‌های نخستین افت

41مسیر افول مدیری البته از سال‌های اخیر آغاز نشده است. «نقطه چین» یکی از نخستین مجموعه‌هایی بود که نتوانست موفقیت و تازگی «پاورچین» را تکرار کند. ریتم داستان و ایده‌های کمدی آن در مقایسه با اثر قبلی کم‌فروغ‌تر به نظر می‌رسید و حتی در ادامه، تغییراتی در ساختار سریال ایجاد شد.

سریال «جایزه بزرگ» نیز با وجود حضور چند بازیگر شناخته‌شده، نتوانست از ایده مرکزی خود موقعیت‌های کمدی ماندگاری بسازد. پس از آن، سریال «باغ مظفر» و «گنج مظفر» نشان دادند که صرفاً بازگشت به فضای آثار موفق قبلی، الزاماً به خلق یک جهان تازه و جذاب منجر نمی‌شود.

زمانی که فرمول‌های قدیمی جواب ندادند

42مدیری در ادامه فعالیت خود چند بار تلاش کرد از الگوهایی استفاده کند که پیش‌تر امتحان خود را پس داده بودند. سریال «ویلای من» در مقایسه با «قهوه تلخ» نتوانست همان میزان توجه را به دست آورد. «شوخی کردم» نیز تلاشی برای احیای فضای آیتمی «ساعت خوش» بود، اما دیگر تازگی و اثرگذاری تجربه نخستین را نداشت.

مجموعه «عطسه» هم بیشتر بر مجموعه‌ای از آیتم‌های کوتاه استوار بود و در مقایسه با مجموعه‌های داستان‌محور مدیری، انسجام روایی کمتری داشت. سریال «در حاشیه ۲» نیز تغییر مسیر داستان و فاصله گرفتن از ساختار فصل اول، باعث شد بخشی از هویت اولیه مجموعه از بین برود.

سریال «دراکولا»؛ ادامه‌ای که نتوانست «هیولا» را تکرار کند

43سریال «هیولا» یکی از نمونه‌هایی بود که مدیری بار دیگر در آن به یک فضای اجتماعی مشخص و شخصیت‌پردازی منسجم نزدیک شد. همکاری با پیمان قاسم‌خانی و استفاده از موضوعات اقتصادی و اجتماعی، باعث شده بود شوخی‌ها تنها برای خنداندن طراحی نشوند و پشت آن‌ها موقعیت‌هایی قابل تشخیص از جامعه وجود داشته باشد.

اما سریال «دراکولا» نتوانست همان کیفیت را حفظ کند. به جای آنکه جهان «هیولا» را گسترش دهد و مسیر تازه‌ای برای شخصیت‌ها ایجاد کند، تا حد زیادی به عناصر موفق اثر قبلی وابسته ماند و همین تکرار، از جذابیت آن کاست.

«قهوه پدری» و «شش‌ماهه»؛ مشکل فقط حضور ستاره نیست

44سریال «قهوه پدری» ایده‌ای داشت که می‌توانست زمینه‌ساز یک کمدی موقعیت موفق شود، اما فاصله میان ایده اولیه و نحوه پرداخت و اجرای آن محسوس بود. سریال «شش‌ماهه» نیز ترکیبی از فضای طنز و درام را دنبال کرد، ولی نتیجه نهایی نتوانست ظرفیت‌های اولیه ایده را به شکل کامل به نمایش بگذارد.

در چنین آثاری، مسئله فقط کیفیت بازیگران یا حضور مدیری نیست. مهم است که سریال از ابتدا بداند قرار است چه نوع کمدی‌ای ارائه دهد؛ کمدی موقعیت، طنز اجتماعی یا داستانی دراماتیک که از شوخی به عنوان عنصر مکمل استفاده می‌کند. نبود این انسجام می‌تواند حتی یک ایده مناسب را نیز به اثری معمولی تبدیل کند.

از «مرد هزارچهره» تا «مرد سه هزار چهره»

45سریال «مرد هزارچهره» را می‌توان یکی از نقاط مهم کارنامه مدیری دانست. ساختار اپیزودیک، قرار گرفتن شخصیت مسعود شصتچی در موقعیت‌های متفاوت و تضاد میان هویت واقعی او و نقش‌هایی که ناخواسته بر عهده می‌گرفت، زمینه‌ای مناسب برای شکل‌گیری کمدی ایجاد کرده بود.

«مرد دوهزارچهره» همین مسیر را ادامه داد، اما بخشی از تازگی نسخه نخست را نداشت و بسیاری از موقعیت‌ها برای مخاطب قابل پیش‌بینی‌تر شده بودند. حالا «مرد سه هزار چهره» دوباره سراغ همان شخصیت و همان سرمایه نوستالژیک رفته است؛ انتخابی که پرسش‌هایی درباره میزان کارایی این فرمول پس از گذشت سال‌ها ایجاد کرده است.

بر اساس آمار مطرح‌شده درباره بازدید تلوبیون، میزان تماشای سریال از قسمت اول تا قسمت سوم حدود ۸۲٫۵ درصد کاهش داشته است. این افت را می‌توان نشانه‌ای از کاهش کشش اولیه مجموعه دانست، هرچند برای ارزیابی کامل موفقیت یا شکست سریال باید عوامل مختلفی مانند ادامه روند انتشار و میزان تماشای آن در دیگر بسترها نیز در نظر گرفته شود.

آیا نام مهران مدیری هنوز کافی است؟

مدیری در بهترین دوره کاری خود فقط یک بازیگر یا کارگردان نبود؛ او جهان‌هایی خلق می‌کرد که شخصیت‌ها، لحن، طراحی موقعیت و شوخی‌هایشان در یک ساختار منسجم کنار هم قرار می‌گرفتند. «شب‌های برره»، «پاورچین» و «مرد هزارچهره» نمونه‌هایی از همین رویکرد هستند.

امروز اما بخشی از آثار جدید او بیشتر با نام و سابقه مدیری شناخته می‌شوند تا یک ایده تازه و یک جهان کمدی کاملاً جدید. نام مدیری همچنان برای بسیاری از مخاطبان یادآور خاطرات موفق تلویزیونی است، اما مسئله مهم‌تر این است که آیا این سرمایه قدیمی می‌تواند به تنهایی مخاطب امروز را برای دنبال کردن یک اثر جدید همراه کند یا نه. سریال «مرد سه هزار چهره» نیز بیش از هر چیز آزمونی برای همین پرسش است.

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید