تصاویر| از فیلم «تصمیم به رفتن» تا «امیلی جنایتکار»؛ ۷ فیلم دیدنی ژانر نوآر از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲
یک کارآگاه در «تصمیم به رفتن» میان عشق و سوءظن گرفتار میشود و در «kimi» یک فایل صوتی ساده، زنی را به راز یک جنایت میرساند. نئوآرهای جدید، داستانهای جنایی را از کوچههای تاریک به دنیای فناوری، بدهی و وسواس کشاندهاند. «شمارنده کارت» و «امیلی جنایتکار» و بقیه آثار نیز هم هرکدام از زاویهای متفاوت سراغ آدمهایی میروند که گذشته یا شرایط زندگی، آنها را به سمت انتخابهای خطرناک سوق میدهد.
نوآر هنوز یکی از ژانرهای زنده سینماست؛ تازهترین نشانه آن هم انتشار نخستین تریلر «Ray Gunn» ساخته برد برد است. این فیلم قرار است در دسامبر ۲۰۲۶ از نتفلیکس منتشر شود و یک داستان کارآگاهی نوآر را به دنیایی آیندهنگر، پر از انسانها، موجودات فضایی و فناوریهای عجیب منتقل میکند. این فیلم نشان میدهد عناصر نوآر کلاسیک همچنان قابلیت بازآفرینی در شکلهای تازه را دارند.
به گزارش فرارو، اما برای رسیدن به ریشههای نوآر، لازم نیست منتظر اکران «Ray Gunn» بمانیم. در فاصله سالهای 2020 تا 2022 فیلمهایی مثل «تصمیم به رفتن» و «شمارنده کارت» نشان میدهند نوآر امروز فقط به جنایت و معما خلاصه نمیشود و میتواند سراغ عشق، وسواس، تنهایی و احساس گناه هم برود.
در این فهرست سراغ ۷ فیلم ساختهشده بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ رفتهایم؛ آثاری که از پروندههای قتل و کلاهبرداری تا فناوری، پول، خیانت و انتخابهای دشوار، هرکدام وجهی متفاوت از نوآر معاصر را به نمایش میگذارند.
فیلم سینمایی «تصمیم به رفتن»
این فیلم در ژانر نوآر عناصر جنایی، عاشقانه و روانشناختی را ترکیب میکند و تصویری متفاوت را به نمایش میدهد. داستان درباره کارآگاه هه جون است که برای بررسی یک حادثه مرگ در کوهستان وارد پروندهای پیچیده میشود. در جریان تحقیقات، او به سو رائه، همسر مقتول، مشکوک میشود. این زن بسیار مرموز است و رفتار و گذشتهاش بهسادگی قابل خواندن نیست. با این حال چیزی در شخصیتش باعث میشود هه جون به جای آنکه فقط یک مظنون را ببیند به تدریج عاشقش شود و همه چیز تغییر کند.
پارک چانووک که مخاطبان احتمالا این کارگردان را با فیلم سینمایی «پیر پسر» به خاطر دارند در «تصمیم به رفتن» از قواعد سینمای جنایی استفاده میکند اما در نهایت فیلم را به یک معمای ساده پلیسی محدود نمیکند. دوربین، تدوین و میزانسن به شکلی طراحی شدهاند که تماشاگر را نیز وارد ذهن هه جون کنند. در واقع در ذهن او مرز میان حقیقت، خیال، عشق و سوءظن دائما تغییر میکند. همین ترکیب میان فضای جنایی، عاشقانهای پیچیده و حالوهوای نوآر، «تصمیم به رفتن» را به فیلمی متفاوت درباره عشق، تنهایی و وسواس تبدیل کرده است.
فیلم سینمایی «شمارنده کارت»
این فیلم داستان یک قمارباز حرفهای به نام ویلیام تل با بازی اسکار آیزاک که زندگیاش را با رفتوآمد میان کازینوها میگذراند. او برخلاف قماربازان معمولی، دنبال هیجان یا پول نیست. در واقع بازی و قمار انگار یک نظمی به زندگی ویل دادند.
اما ورود جوانی به نام کورمک که با گذشته نظامی ویلیام ارتباط دارد، این نظم را برهم میزند. آنها تصمیم میگیرند با کمک یکدیگر زندگی را را سر و سامان دهند. اما این تصمیم ویلیام را با خاطرات و احساس گناه گذشته روبهرو میکند.
«شمارنده کارت» در فضای سرد و تلخ نوآر پیش میرود و شریدر از عناصر این ژانر برای نمایش تنهایی، گناه و سرگردانی شخصیت اصلی استفاده میکند. فیلم بیش از آنکه درباره قمار باشد درباره مردی است که میتواند کارتهای بازی را حساب کند اما نمیتواند گذشته خودش را تغییر دهد.
فیلم سینمایی «حرکت ناگهانی ممنوع»
داستان فیلم در دیترویت سال ۱۹۵۵ اتفاق میافتد. چند خلافکار خردهپا برای انجام کاری ظاهرا ساده استخدام میشوند. آنها باید از خانواده یک حسابدار، سندی مهم را سرقت کنند. اما نقشه خیلی زود از کنترل خارج میشود و مشخص میشود پشت این مأموریت ساده ماجرایی بسیار بزرگتر قرار دارد. هرچه شخصیتها بیشتر تلاش میکنند بفهمند چه کسی آنها را بازی داده، زنجیرهای از خیانتها، معاملههای پنهانی و قتل شکل میگیرد.
نکته جذاب فیلم، شیوه روایت آن است. کارگردان به جای اینکه داستان را به یک تعقیبوگریز معمولی تبدیل کند، اطلاعات را قطرهقطره در اختیار مخاطب میگذارد. شخصیتها مدام در حال تغییر موضع هستند و همین باعث میشود اعتماد به هیچکدام از آنها آسان نباشد.
«حرکت ناگهانی ممنوع» از نظر بصری نیز حالوهوای آثار جنایی کلاسیک را تداعی میکند. استفاده از لنزهای واید و قابهای غیرمعمول، فضای فیلم را کمی اغراقشده و ناآشنا نشان میدهد؛ انگار مخاطب قرار است داستانی قدیمی را از زاویهای تازه ببیند.
فیلم سینمایی «امیلی جنایتکار»
امیلی فارغالتحصیل دانشگاهی که به دلیل بدهیهای سنگین و سابقه کیفری، برای پیدا کردن شغل مناسب با مشکل مواجه شده است. او برای پرداخت هزینههای زندگی و بدهیهایش به کاری موقت روی میآورد. این کار که در ظاهر ساده است اما خیلی زود او را وارد شبکهای از کلاهبرداری با کارتهای اعتباری میکند.
فیلم از همان ابتدا امیلی را در موقعیتی قرار میدهد که انتخابهایش چندان ساده نیست. او نه یک خلافکار حرفهای است و نه فردی که با اشتیاق وارد دنیای جرم شده باشد. فشار اقتصادی، ناامیدی از پیدا کردن شغل و احساس بنبست باعث میشود نخستین قدم را بردارد. اما نکته مهم اینجاست که هرچه جلوتر میرود، بازگشت به زندگی قبلی دشوارتر میشود.
یکی از نقاط قوت فیلم، ریتم آن است. کارگردان تلاش نمیکند داستان را با پیچیدگیهای اضافی پیش ببرد و اتفاقات یکی پس از دیگری امیلی را به سمت موقعیتهای خطرناکتر میبرند. با افزایش اعتمادبهنفس او، خطر نیز بیشتر میشود و چیزی که ابتدا راهی برای پرداخت بدهی بود، به مسیری برای کسب درآمد تبدیل میشود.
«امیلی جنایتکار» در نهایت یک نوآر جمعوجور است که هیجان را با مسئلهای اجتماعی پیوند میزند. فیلم به جای ارائه یک قهرمان یا ضدقهرمان ساده، شخصیتی را دنبال میکند که هر تصمیم تازه او را یک قدم بیشتر از زندگی قبلیاش دور میکند. همین مسیر تدریجی، مهمترین جذابیت فیلم است و باعث میشود داستان امیلی فقط درباره جرم نباشد بلکه درباره انتخابهایی باشد که گاهی از سر اجبار آغاز میشوند اما بهتدریج به بخشی از هویت فرد تبدیل میشوند.
فیلم سینمایی «لیمبو»
این فیلم، اثری جنایی و نوآر محصول ۲۰۲۳ است که به جای هیجانهای معمول آثار پلیسی، تماشاگر را به دنیایی سرد، خشن و پر از راز میبرد. «Limbo» داستان یک کارآگاه را دنبال میکند که برای بررسی ناپدید شدن یک دختر جوان راهی منطقهای دورافتاده میشود. در اینجا هر سرنخ، او را به لایه تاریکتری از گذشته قربانی و ساکنان منطقه میرساند.
آنچه «لیمبو» را از یک تریلر جنایی معمولی جدا میکند، فضای سنگین و تصاویر سیاهوسفید آن است. قابهای خلوت، لوکیشنهای سرد و ریتم آرام فیلم، حس انزوا و بیپناهی را پررنگ میکنند و باعث میشوند فضای فیلم به اندازه داستان اهمیت پیدا کند.
«لیمبو» برای مخاطبی که دنبال یک جنایی پرسرعت است ساخته نشده. فیلم بیشتر روی شخصیتها، زخمهای گذشته و مرز مبهم میان قربانی و مجرم تمرکز دارد. نتیجه، اثری تاریک و متفاوت در محدوده سینمای نوآر است.
فیلم سینمایی «Beasts Clawing at Straws»
داستان از مردی آغاز میشود که در یک سونا کیف بزرگی پر از پول پیدا میکند. در نگاه اول، این اتفاق میتواند فرصتی برای نجات از مشکلات مالی باشد اما خیلی زود مشخص میشود افراد خطرناکی هم به دنبال همین پول هستند. از اینجا به بعد، هر شخصیت برای رسیدن به سهم خود وارد بازی پیچیدهای میشود که خروج از آن ساده نیست.
«Beasts Clawing at Straws» با روایت غیرخطی، داستان چند شخصیت را به تدریج به یکدیگر متصل میکند و اطلاعات مهم را به شکلی کنترلشده در اختیار مخاطب میگذارد.
فیلم در کنار فضای جنایی و تعلیق، رگههایی از کمدی سیاه دارد و از ویژگیهای سینمای نوآر استفاده میکند؛ آدمهایی معمولی که طمع آنها را به سمت تصمیمهایی خطرناک میکشاند. در اینجا پول قرار نیست کسی را نجات دهد؛ برعکس، هرچه شخصیتها بیشتر برای به دست آوردنش تلاش میکنند، بیشتر در باتلاق خشونت و خیانت فرو میروند.
فیلم سینمایی «kimi»
یک فایل صوتی ساده، زندگی زنی را به هم میریزد؛ فایلی که شاید صدای یک قتل را در خود داشته باشد. «Kimi» ساخته استیون سودربرگ، یک فیلم نوآر مدرن است که از دل فناوری و زندگی آپارتمانی، داستانی پرتنش درباره ترس، نظارت و یک جنایت پنهان میسازد.
زویی کراویتز در نقش آنجلا، زنی منزوی را بازی میکند که بهدلیل اضطراب شدید تقریبا تمام وقتش را در خانه میگذراند. او برای یک شرکت فناوری، فایلهای صوتی ثبتشده توسط دستیار هوشمند «Kimi» را بررسی میکند. تا اینکه در یکی از فایلها با صدایی مواجه میشود که به نظر میرسد بخشی از یک جنایت را ثبت کرده است.
آنجلا برای فهمیدن حقیقت وارد مسیری میشود که دیگر نمیتواند از آن عقب بکشد. آدمهایی که نمیخواهند این صدا شنیده شود، خیلی زود متوجه حضور او میشوند. و به دنبال نابودیاش هستند.
کارگردان معروف در «Kimi» عناصر نوآر را به دنیای امروز آورده است؛ جایی که به جای کوچههای تاریک، دوربینها، تلفنها و دستیارهای هوشمند فضای تهدید را میسازند. فیلم کوتاه است، سریع پیش میرود و بدون پیچاندن ماجرا، تماشاگر را مستقیما وارد یک تعقیبوگریز مدرن میکند.