آیا این انسان منقرضشده واقعا «انسان» بوده است؟
بین ۲ تا ۳ میلیون سال پیش، گونههای اولیۀ انسانها در آفریقا پدیدار شدند؛ اما شناسایی آنها در میان فسیلها، برخلاف انتظار، کار بسیار دشواری است.
فرادید| برای حدود ۶۰ سال، قدیمیترین گونه شناختهشده از انسانها، در عین حال یکی از مرموزترین آنها نیز بوده است. گونه موسوم به هومو هابیلیس در سال ۱۹۶۴ به درخت تکاملی انسان اضافه شد. اما مدتهاست که دقیقاً مشخص نیست این گونه باستانی—که حدود ۲.۴ تا ۱.۶۵ میلیون سال پیش میزیسته—چه شکلی داشته است. دلیل این ابهام آن است که تا همین اواخر، تنها سه اسکلت فسیلشده بسیار ناقص از آن کشف شده بود.
به گزارش فرادید؛ اما در ژانویه، پژوهشگران اسکلت چهارمی را معرفی کردند که کاملتر است و نشان داد که بدن هومو هابیلیس تفاوت زیادی با بدن ما داشته است. این کشف باعث شده برخی دانشمندان یک پرسش اساسی مطرح کنند: آیا قدیمیترین نیاکان انسان اصلاً انسان بودهاند؟
گسترش بیش از حد تعریف «انسان»؟
برنارد وود، انسانشناس، میگوید: «هرچه فسیلهای بیشتری پیدا کردهایم، تعریف جنس هومو را گستردهتر کردهایم. شاید این بار بیش از حد آن را کش دادهایم».
بدیهی است که گونه ما، هومو ساپینس، در این جنس قرار دارد. همچنین میدانیم نزدیکترین خویشاوندان زنده ما—شامپانزهها و بونوبوها—در این گروه نیستند. این یعنی جنس هومو زمانی پس از جدا شدن خط تکاملی انسان از شامپانزهها (بیش از ۵ میلیون سال پیش) شکل گرفته است. اما این دقیقاً چه زمانی رخ داده؟
پیش از انسان: گونههایی شبیه میمون
یکی از پاسخها این است که آغاز انسان را همان زمان جدایی از شامپانزهها بدانیم. اما نخستین موجودات پس از این جدایی، چندان شبیه ما نبودند.
برای مثال، گونهای مانند استرالوپیتکوس آفارنسیس—که فسیل معروف «لوسی» به آن تعلق دارد—دستهای بلند شبیه میمون و مغزی کوچک داشت. این گونه بین ۳.۹ تا ۲.۹ میلیون سال پیش در آفریقا زندگی میکرد. بیشتر دانشمندان، «لوسی» را انسان نمیدانند. با این حال، اغلب انسانشناسان هومو هابیلیس را عضو جنس هومو میدانند.
فسیلهای اندک، اما تعیینکننده
نخستین اسکلت هومو هابیلیس در دهه ۱۹۶۰ در تانزانیا کشف شد. این نمونه که حدود ۱.۷۵ میلیون سال قدمت داشت، شامل قطعاتی از جمجمه بود. بر اساس آن، اندازه مغز این فرد حدود ۴۵٪ مغز انسان امروزی برآورد شد.
این مقدار اگرچه کوچک است، اما از مغز گونههای پیشین (حدود ۳۵٪ اندازه مغز ما) بزرگتر بود. به همین دلیل، این گونه در جنس هومو قرار گرفت و نام «هابلیس» به معنای «توانا» یا «ماهر» برای آن انتخاب شد—تصمیمی که اغلب پژوهشگران پذیرفتند.

اما اسکلت جدیدی که در سال ۲۰۲۶ معرفی شد، مسئله را پیچیدهتر کرده است. این اسکلت حدود ۲ میلیون سال قدمت دارد و در کنیا، حدود ۸۰۰ کیلومتر شمال محل کشف نخستین نمونهها پیدا شده است.
هرچند این اسکلت نیز کامل نیست، اما استخوانهای باقیمانده بهترین تصویر از بازوهای این گونه را ارائه میدهند. مشکل اینجاست که این بازوها شبیه بازوهای ما نیستند، بلکه بلند و شبیه میمونها هستند؛ مانند گونههای قدیمیتر مثل «لوسی».
ایان تترسال، انسانشناس، میگوید: «این بازوها کاملاً شبیه استرالوپیتکوسها هستند». او معتقد است این ویژگی نشان میدهد که هومو هابیلیس نباید در جنس انسان قرار بگیرد.
پیشنهاد تغییر نام علمی
این دیدگاه جدید نیست. برنارد وود و همکارش مارک کولارد در سال ۱۹۹۹ نیز پیشنهاد کردند که این گونه به جنس استرالوپیتکوس منتقل شود—یعنی نام آن به استرالوپیتکوس هابیلیس تغییر کند.
اما تترسال با این پیشنهاد موافق نیست، زیرا این گونه مغز و دندانهایی شبیه انسان دارد. او پیشنهاد میدهد که این گونه در یک جنس کاملاً جدید قرار گیرد—هرچند هنوز نامی برای آن ارائه نکرده است.
دیدگاهی متفاوت: تکامل تدریجی
در مقابل، برخی پژوهشگران معتقدند نیازی به تغییر نام نیست. کارول وارد، انسانشناس، میگوید: «اینکه اندامها شبیه میمون باشند، لزوماً چیز زیادی را تعیین نمیکند». زیرا نیاکان اولیه ما، پس از جدا شدن از شامپانزهها، زمان زیادی را روی درختان میگذراندند و بازوهای بلند برای آنها مفید بود. با گذشت زمان، آنها بیشتر روی زمین راه رفتند و بهتدریج به انسان تبدیل شدند.
اما نکته مهم این است که بازوهای بلند مانعی برای بقا نبودند. بنابراین حتی نخستین گونههای هومو هم ممکن است این ویژگی را حفظ کرده باشند، چون فشار تکاملی قوی برای کوتاه شدن بازوها وجود نداشته است.
کوتاه شدن بازوها احتمالاً بهتدریج و تحت فشارهای ضعیفتری—مثلاً برای دویدن یا استفاده بهتر از ابزار—رخ داده است.
مرز مبهم میان انسان و پیشانسان
این بحث نشان میدهد که گذار از گونههای پیشین به انسان، احتمالاً تدریجی بوده، نه ناگهانی. کارول وارد میگوید: «ما دوست داریم فکر کنیم با ظهور هومو یک تغییر بزرگ رخ داده است، اما این فسیل نشان میدهد این گذار شاید بسیار تدریجیتر بوده باشد».
یک مشکل اساسی در علم تکامل
این موضوع به یک چالش بزرگ اشاره دارد: تکامل آنقدر پیچیده است که دستهبندی موجودات به گروههای مشخص—مثل «گونه» یا «جنس»—بسیار دشوار است.
در حال حاضر دهها تعریف مختلف برای «گونه» وجود دارد و دانشمندان هنوز بر سر بهترین تعریف به توافق نرسیدهاند. تعریف «جنس» نیز به همان اندازه مبهم است.
به همین دلیل، بحث درباره اینکه آیا هومو هابیلیس واقعاً یک «انسان» است یا نه، احتمالاً ادامه خواهد داشت—زیرا دانشمندان هنوز بر سر این که اصلاً «انسان» (در سطح جنس) دقیقاً چه معنایی دارد، به توافق نرسیدهاند.