نگارههای ایرانی بیننده را به تفرج و نشاط دعوت میکند
یک شاهکار نقاشی ایرانی، بدون توجه به دورهای که نگاره در آن شکل گرفته، نمایشگر یک احساس متعالی از دانش طراحی و معرف شعور بالایی از کاربرد فرم و رنگ روی یک سطح دو بعدی برای ایجاد یک ضرب آهنگ جامع است.
نگارههای سنتی ایران مثل یک دنیای کوچک از گلهای همیشه بهار، همراه با نسیمی فرح بخش و انسانهای باوقار و نور تابناک، بیننده را به تفرج و نشاط هر چه بیشتر دعوت میکنند. این نگارهها، در اوجشان تنها یک داستان را به تصویر نمیکشند، بلکه، به تپهها و حیوانات، ابرها و درختانی که صحنه داستان را پر کردهاند، دمی مسیحیایی میبخشند.
نام کسانی که نخستین کتابهای مصور فارسی را نقاشی کردهاند، احتمالا هرگز آشکار نخواهد شد. به گفته "شیلا . کن بای" در کتاب نقاشی ایرانی به ترجمه مهدی حسینی، مسلما در ابتدا این تصاویر مکمل متن و از ظرافت بی بهره بودهاند.
پیوستگی داستانهای مصور ایرانی در یک دیوان، تجربه متفاوتی است. در این حالت تنها یک یا حداکثر دو نفر قادرند که به راحتی به صفحات و تصاویر بنگرند. اینکه آثار طراحی و نقاشی در قطع کوچک تا سده بیستم میلادی ادامه یافته، گواه بر این نکته است که هنرمندان ایرانی توانستهاند سلیقه و معیارهایی اتخاذ کنند که تا این میزان به مذاق هوادارانشان خوشایند باشد.
یک شاهکار نقاشی ایرانی، بدون توجه به دورهای که نگاره در آن شکل گرفته، نمایشگر یک احساس متعالی از دانش طراحی و معرف شعور بالایی از کاربرد فرم و رنگ روی یک سطح دو بعدی برای ایجاد یک ضرب آهنگ جامع است.
بستر ساخت یک نگاره، کاغذ است. گفته شده که کاغذ در سال ۱۰۵ قبل میلاد در چین اختراع شد. مواد اولیه آن الیاف درخت توت، جوانه خیزران و رشتههای پارچه بوده است. حدود سال ۱۲۳ هجری (۷۵۱م.) با فتح کانگلی، ناحیهای میان سمرقند و تاشکند فعلی، به دست اعراب، مسلمانان ساخت کاغذ را آموختند.

نخستین کارخانه کاغذسازی در دنیای اسلام در سمرقند آغاز به کار کرد، دومین آن در سال ۱۷۷ هجری قمری (۷۹۴م.) در بغداد گشایش یافت. پیش از آن ایرانیها و اعراب از پاپیروس و پوست برای نگارش اسناد و تدوین کتابها استفاده میکردند.
برخلاف کاغذ چینی، جنس کاغذ ایرانی، از الیاف کتان به شکل رشتههای نخ، که برخی اوقات با الیاف کنف، ممزوج میشد، تشکیل شده است.
نقاشیهای ایرانی، به درستی، به لحاظ رنگهای درخشانش، که در ظریفترین حد ممکن به کار رفته، مورد ستایش بسیار است. نگارگران ایرانی از تعداد محدودی رنگ، طیف وسیعی از رنگهای درخشان ساختند. رنگهای ایرانی دارای سه منشع کانی، آلی و گیاهی هستند.
متاسفانه برخی از رنگهای ایرانی مخرب بودهاند و تعدادی نیز تغییر رنگ داده و یا در رنگهای مجاور نشت میکردند. نقره که برای نشان دادن آب، سلاح و نقاط حساس به کار میرفت، به مرور زمان اکسیده شده و تغییر رنگ میداد.
زنگار (مس) نه تنها کاغذی که روی آن به کار گرفته شده را تجزیه میکرد، بلکه کاغذی که زیر و روی آن نیز قرار میگرفت را از بین میبرد.

متون موجود قرن دهم هجری، مشخص میکند که برای ساختن رنگ تا سال ۹۸۸ هجری (۱۵۹۰م.) از سفیده تخممرغ و پس از آن از صمغ به عنوان "بست" استفاده میشد. به احتمال زیاد، ترکیب اینگونه مواد با یکدیگر بوده که لایههای سخت و شکننده نگارههای نخستین را سبب شده است.
از اواخر قرن دهم هجری قمری به بعد، از صمغ عربی به عنوان "بست" استفاده شد. صمغ عربی نه تنها قشر رنگ را سبکتر ساخت، بلکه رنگ، استحکام بیشتری یافت و کیفیت مات آن در مقایسه با نگارههای سدههای هشتم، نهم و دهم هجری فزونی یافت.
با توجه به نوشتههای "صادقی بیگ"، مولف کتاب " قانون الصور"، موی دم سنجاب مناسبترین مو برای ساختن قلممو بود. همچنین موی بلند گربههای ایرانی برای قلم مو مناسب بوده است.
به گفته "شیلا . کن بای"، مسئولیت اصلی اجرای یک نگاره به عهده یک هنرمند یا دستیارش بود، برای تولید یک دیوان یا مُرقع، دستیاران بسیاری در کتابخانه سلطنتی که از سوی دربار حمایت میشد، شرکت داشتند. از متخصص زر افشانها، مهره کشها، کاتبان، نگارگران، مذهبان، طلا اندازان، قاب بندان و جدول سازان متون و اشعار در خلق مشارکت داشتند.
با پایان کار، اوراق صحافی میشدند. نخستین کتب صحافی شده اسلامی، شامل جلدهای چرمی منقوشی بود که با مُغار، شکلهای هندسی یا تزئینات گیاهی روی آن نقش شده بودند که برگردان مثلثی شکلی در انتهای آن قرار داشت.
در قرن دهم هجری، افزون بر تذهیب، تزئیناتی از تشعیر نیز در حاشیه متن استفاده شد، استفاده از جلدهای لاکی که از قرن نهم هجری در هرات آغاز شده بود، به شکل وسیعی افزایش یافت. از قرن سیزدهم هجری به این سو، بیشتر جلدهای موجود از نوع لاکیاند.

فرهنگ ایرانی و دیگر نمودهای متمایز آن، که معرف هنر این کشور است، در تمام دورهها از سرچشمه فیاض نگارگری سیراب شده، اصلا اهمیت ندارد که موضوع داستان به تجسم درآمده را بدانیم یا فرد نقاشی شده را بشناسیم، آنچه که در نقاشی ایرانی مهم و اشراف بر این حقیقت است که نقاشی ایرانی، هرچند کوچک از لحاظ اندازه، جهان بینی آفرینندگان و حامیانشان را از طریق تصویر آشکار میسازند.
منبع: ایرنا