سفر در زمان؛ یادداشتهای علم، شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۲: شاه گفت «به بیمارستان شیر و خورشید نمیروم، آخر اسم علت نرفتنم هم ثریاست»؛ بیچاره ثریا!
یادداشتهای اسدالله علم: سر ناهار فرمودند: نمیروم، علت را بعداً به تو خواهم گفت. به اتاق استراحت شاهنشاه رفتم. علت را جویا شدم فرمودند: «آخر اسمش ثریاست.» (ملکه سابق). بیچاره ثریا! «آن وقت علیا حضرت خیال خواهند کرد من مخصوصاً این کار را کردم.» از شاه تا گدا گرفتار زنهایمان هستیم.
اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخستوزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.
در ادامه بخشی از یادداشت های او را بخوانید.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۲: صبح به بندرعباس رفتیم. هوا گرم بود. تأسیسات مفصل دریایی مورد توجه واقع شد. سه چهار ساعت در آفتاب گرم بندر عباس پرسه زدیم. خیلی مشکل بود. ناهار را در بندر عباس صرف فرمودند. قرار بود بیمارستان شیر و خورشید را نیز ببینند. سر ناهار فرمودند: نمیروم، علت را بعداً به تو خواهم گفت. به اتاق استراحت شاهنشاه رفتم. علت را جویا شدم فرمودند: «آخر اسمش ثریاست.» (ملکه سابق). بیچاره ثریا! «آن وقت علیا حضرت خیال خواهند کرد من مخصوصاً این کار را کردم.» از شاه تا گدا گرفتار زنهایمان هستیم.
بعد از ظهر وارد کیش شدیم و در دریا شنا کردیم. شب هم در پیشگاه شاهانه بودیم. بسیار عالی بود.....
منبع: انتخاب