دادگاه‌های عجیب حیوانات در اروپای قدیم؛ چرا گربه‌ها هیچوقت محاکمه نشدند؟

دادگاه‌های عجیب حیوانات در اروپای قدیم؛ چرا گربه‌ها هیچوقت محاکمه نشدند؟

در بخشی از کتاب «گربه‌ها: یک تاریخچه» که در سال ۲۰۲۶ توسط انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز منتشر شده است، راد فیلیپس، استاد تاریخ دانشگاه کارلتون کانادا، به یکی از عجیب‌ترین سنت‌های حقوقی اروپا می‌پردازد؛ سنتی که از قرون وسطی آغاز شد و طی آن حیوانات به خاطر «جرایمی» که مرتکب شده بودند محاکمه می‌شدند. پرندگان، حشرات و حیوانات اهلی مانند انسان‌ها به دادگاه فراخوانده می‌شدند و مجازات می‌شدند. با این حال، یک استثنای جالب وجود داشت: گربه‌ها که ظاهراً شهروندانی قانون‌مدار بودند!

کد خبر : ۳۰۱۴۳۴
بازدید : ۰

فرادید| امروزه عجیب و حتی غیرمنطقی به نظر می‌رسد که گربه‌ای را به خاطر رفتار طبیعی‌اش سرزنش کنیم. ما می‌پذیریم که گربه‌ها ذات خاص خود را دارند؛ برخی با انسان‌ها مهربان‌ترند و برخی دیگر همیشه فاصله خود را حفظ می‌کنند.

به گزارش فرادید؛ اما در آغاز دوران مدرن، حیوانات، پرندگان و حتی حشرات چنان در نظر گرفته می‌شدند که گویی همانند انسان‌ها دارای اراده، قصد و مسئولیت اخلاقی هستند. به همین دلیل، آن‌ها می‌توانستند برای رفتارهایی که مجرمانه یا غیراخلاقی تلقی می‌شد، مجازات شوند.

3

نمونه برجسته این نگرش، محاکمه حیوانات در بخش بزرگی از اروپا از اواخر قرون وسطی تا پایان قرن هجدهم بود. پس از آن نیز موارد پراکنده‌ای در اروپا و حتی در کشورهایی مانند روسیه، برزیل، ایالات متحده و کانادا ثبت شده است. در دوران مدرن اولیه، این محاکمه‌ها به‌ویژه در فرانسه رایج بودند، اما در سوئیس، آلمان، هلند و گاه در بریتانیا، اسپانیا و ایتالیا نیز برگزار می‌شدند.

این دادگاه‌ها از نظر ساختار تفاوتی با محاکمه‌های عادی نداشتند، جز اینکه متهم انسان نبود. گاهی یک حیوان منفرد و گاهی گروهی از حیوانات، یک گله، دسته یا حتی انبوهی از موجودات به دادگاه احضار می‌شدند. اتهامات نیز بر اساس قوانین رسمی زمان تنظیم می‌شد. مثلا پستانداران بزرگی مانند گاوها و اسب‌ها که گاهی باعث مرگ انسان‌ها می‌شدند، به قتل متهم می‌شدند.

رایج‌ترین متهمان این دادگاه‌ها خوک‌ها بودند. در آن زمان خوک‌ها در نزدیکی خانه‌ها نگهداری می‌شدند و گاه به نوزادان و کودکان خردسال حمله کرده و آن‌ها را می‌کشتند یا می‌خوردند.

قضات رسمی این دادگاه‌ها همان قضات معمولی بودند و وکلا نیز از طرف حیوانات یا علیه آن‌ها استدلال می‌کردند. اگر حیوانی مجرم شناخته می‌شد، همان مجازات‌هایی را دریافت می‌کرد که برای انسان‌ها در نظر گرفته می‌شد. حیوانات در همان زندان‌هایی زندانی می‌شدند که انسان‌ها در آن نگهداری می‌شدند و در صورت صدور حکم اعدام، همان جلادانی که مجرمان انسانی را اعدام می‌کردند مأمور اجرای حکم بودند. اگر جریمه‌ای تعیین می‌شد، صاحب حیوان موظف به پرداخت آن بود.

نوع دیگری از این پرونده‌ها در دادگاه‌های کلیسایی مطرح می‌شد. در این موارد، حشرات، جوندگان و آفات کشاورزی به خاطر آسیب رساندن به محصولات زراعی محاکمه می‌شدند. متهمان شامل ملخ‌ها، زالوها، موش‌ها و انواع دیگر آفات بودند. در صورت محکومیت، معمولاً تکفیر می‌شدند و گاهی دستور داده می‌شد که به مکانی بروند که دیگر نتوانند خسارتی وارد کنند.

این رویکرد تفاوت اساسی با برخوردهای امروزی با حیوانات خطرناک دارد. امروزه ممکن است دادگاهی حکم به کشتن سگی بدهد که به افراد آسیب جدی رسانده است، اما سگ به معنای حقوقی «مجرم» شناخته نمی‌شود. هدف از نابودی حیوان معمولاً جلوگیری از تکرار حادثه و حفاظت از دیگران است، نه مجازات حیوان. در بسیاری از این موارد، صاحب حیوان نیز با نوعی مجازات روبه‌رو می‌شود.

اما در دادگاه‌های حیوانات، خود حیوان مسئول جرم شناخته می‌شد و صاحبان آن‌ها معمولاً مجازات نمی‌شدند؛ هرچند ممکن بود حیوان ارزشمند خود را از دست بدهند یا مجبور به پرداخت جریمه شوند.

در یک مورد استثنایی در شهر شارتر فرانسه در سال ۱۴۹۹، والدین کودکی که توسط خوک خانواده کشته شده بود جریمه شدند. با این حال، علت جریمه نه رفتار خوک، بلکه کوتاهی والدین در مراقبت از فرزندشان بود.

میان پژوهشگران بحث‌هایی وجود دارد که آیا اروپاییان آن دوران واقعاً باور داشتند حیوانات نیز مانند انسان‌ها دارای نیت و اراده آگاهانه هستند یا نه. برخی پژوهشگران معتقدند این دادگاه‌ها نشان می‌دهند که در آن زمان، قرار گرفتن تحت حاکمیت قانون الزاماً به عقلانیت وابسته تلقی نمی‌شد.

4

هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که نشان دهد شرکت‌کنندگان در این محاکمات حیوانات را از نظر عقلانی کاملاً هم‌سطح انسان‌ها می‌دانستند. حتی برخی حقوقدانان آن دوران صراحتاً چنین دیدگاهی را رد کرده‌اند.

با این حال، شیوه برگزاری دادگاه‌ها به‌وضوح حاکی از آن بود که حیوانات در قبال اعمال خود مقصر شناخته می‌شدند. پرسش حل‌نشده این است که تا چه اندازه این تقصیر به معنای داشتن عقلانیت و قصد آگاهانه تلقی می‌شد.

پدیده دیگری نیز نشان می‌دهد که مردم گذشته تا حدی برای حیوانات توانایی درک و استدلال قائل بودند. برای قرن‌ها رسم بود که لاشه یا بدن مثله‌شده حیوانات مزاحم را در معرض دید قرار دهند تا سایر حیوانات از آن عبرت بگیرند. گاهی خرگوش‌ها یا راسوها را از شاخه درختان آویزان می‌کردند تا هشداری برای دیگر حیوانات باشد.

این کار شباهت زیادی به مجازات‌های عمومی انسان‌ها در اروپای آن زمان داشت؛ زمانی که مجرمان در ملأ عام اعدام می‌شدند و سرهای بریده آنان برای هشدار به دیگران در معرض نمایش قرار می‌گرفت.

اینکه چنین روش‌هایی واقعاً اثر بازدارنده داشته‌اند یا نه، مشخص نیست. اما اگر مردم باور داشتند حیوانات نیز می‌توانند از دیدن این صحنه‌ها درس بگیرند، این موضوع برداشت آن‌ها از هوش و اخلاق حیوانات را نشان می‌دهد.

با وجود آنکه حیوانات بسیار متنوعی در این دادگاه‌ها محاکمه می‌شدند، تقریباً هیچ سندی درباره محاکمه گربه‌ها وجود ندارد. این در حالی است که حتی سگ‌ها که به وفاداری شهرت داشتند، بارها به دلیل گاز گرفتن انسان‌ها به دادگاه کشیده شدند.

در یکی از روایت‌های قرون وسطایی حتی آمده است که یک سگ وفادار قاتل صاحب خود را شناسایی کرد و موجب شد او محاکمه و اعدام شود.

به نظر می‌رسد گربه‌ها مرتکب جرایمی نمی‌شدند که آن‌قدر جدی باشند که پایشان را به دادگاه باز کنند. آن‌ها برخلاف خوک‌ها کودکان را نمی‌خوردند، برخلاف سگ‌ها به مردم حملات خطرناک نمی‌کردند، برخلاف گاوها کسی را با شاخ نمی‌کشتند و برخلاف ملخ‌ها محصولات کشاورزی را نابود نمی‌کردند.

در یکی از مجموعه‌های تاریخی که نزدیک به ۲۰۰ محاکمه حیوانات بین قرن نهم تا نوزدهم را ثبت کرده است، نام هیچ گربه‌ای در میان متهمان دیده نمی‌شود. در میان متهمان آن مجموعه، سگ‌ها، گرگ‌ها، ملخ‌ها، حلزون‌ها، بزها، خوک‌ها و اسب‌ها حضور دارند، اما گربه‌ای وجود ندارد.

البته گربه‌ها گاهی در این دادگاه‌ها حضور داشتند، اما نه به عنوان متهم. در اوایل قرن شانزدهم، موش‌های منطقه اوتون در بورگونی فرانسه به اتهام خوردن محصول جو به دادگاه فراخوانده شدند. موش‌ها در زمان تعیین‌شده حاضر نشدند، اما وکیل آن‌ها موفق شد مهلت بیشتری بگیرد. استدلال او این بود که گربه‌ها در مسیر کمین کرده‌اند و سفر به دادگاه برای موش‌ها خطرناک است؛ بنابراین نمی‌توان انتظار داشت متهمان در چنین شرایط ناامنی در دادگاه حاضر شوند.

مشخص نیست که موش‌ها بعدها برای پاسخگویی به اتهامات خود در دادگاه حاضر شدند یا نه.

احتمالاً دلیل اینکه گربه‌ها هرگز در این دادگاه‌ها متهم نشدند، این بود که جرایم آن‌ها به اندازه کافی جدی نبود. به همین علت، گربه‌ها در مقایسه با بسیاری از حیوانات دیگر، موجوداتی به‌طرز شگفت‌آوری قانون‌مدار به نظر می‌رسیدند؛ هرچند این موضوع تا حد زیادی ناشی از جثه، توانایی‌های فیزیکی و رژیم غذایی آن‌ها بود که امکان ارتکاب جرایمی مشابه سایر حیوانات را از آن‌ها می‌گرفت.

البته این مسئله مانع از آن نمی‌شد که مردم گربه‌ها را شکنجه کنند یا بکشند، اما چنین رفتارهایی خارج از چارچوب قانونی و دادگاه‌های حیوانات انجام می‌شد.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید