«کلاه چرمی» بعد از 2500 سال از گور یک زن ثروتمند بیرون آمد
باستانشناسان در یکی از مهمترین کشفیات سالهای اخیر در اوکراین، یک کلاه چرمی و کمربندی تزئینشده با صفحههای کوچک برنزی را در آرامگاه زنی جوان از دوران سکاها کشف کردند.
فرادید| این آثار که بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارند، در گورستان باستانی اسکوروبیر در نزدیکی دژ بزرگ بیلسک به دست آمدهاند و به دلیل شباهت چشمگیر کلاه کشف شده به کلاه سنتی کرواسی موسوم به «لیکا»، توجه پژوهشگران را به خود جلب کردهاند.
به گزارش فرادید؛ این آرامگاه به اواخر سده ششم پیش از میلاد تعلق دارد و محل دفن یک زن ۱۸ تا ۲۲ ساله در کنار مردی جنگجو بوده است. اگرچه این گور در دوران باستان توسط غارتگران آسیب دیده و بسیاری از اشیای ارزشمند آن از بین رفته بود، اما بقایای کلاه و کمربند چرمی زن، همراه با اشیایی مانند آینه برنزی، ظروف آیینی و ابزارهای دیگر، باقی ماندهاند و نشان میدهند که او احتمالاً عضوی از طبقه اشراف یا دارای جایگاهی مذهبی و تشریفاتی بوده است.

اهمیت این کشف تنها به قدمت آن محدود نمیشود. کلاه کشفشده برخلاف پوششهای شناختهشده زنان سکایی که معمولاً با طلا آراسته میشدند، از چرم و تزئینات برنزی ساخته شده است. همچنین شیوه اتصال صفحههای کوچک برنزی به چرم در میان آثار شناختهشده سکایی نمونهای ندارد و شباهت بیشتری به سنتهای عصر آهن اروپای مرکزی، بهویژه فرهنگ هالشتات، نشان میدهد. این موضوع احتمال ارتباط، مهاجرت یا پیوندهای خانوادگی میان مردم این منطقه و جوامع اروپای مرکزی را مطرح میکند.
پژوهشهای ژنتیکی نیز این فرضیه را تقویت کردهاند. بررسی بقایای استخوان و دندان این زن نشان میدهد که او احتمالاً ریشههایی در جمعیتهای اروپای مرکزی و منطقهای مرتبط با قوم یاپودها در قلمرو کرواسی امروزی داشته است. هرچند شباهت کلاه با کلاه سنتی لیکا نمیتواند به معنای یک ارتباط مستقیم باشد، اما یادآور تداوم شگفتانگیز برخی سنتهای پوشاک در طول هزاران سال است.
نجات این آثار نیز خود داستانی قابل توجه است. چرم که به ندرت پس از هزاران سال درون خاک باقی میماند، پس از بیرون آوردن از زمین به سرعت شروع به تخریب کرد. مرمتگران سالها برای تثبیت و حفظ شکل اصلی این اشیا تلاش کردند و سرانجام موفق شدند یکی از کمیابترین نمونههای پوشاک چرمی عصر آهن را برای مطالعه حفظ کنند.

این کشف همچنین اهمیت دژ بیلسک را بیش از پیش آشکار میکند؛ محوطهای عظیم در اوکراین که برخی پژوهشگران آن را همان شهر افسانهای «ژلونوس» میدانند که هرودوت، تاریخنگار یونانی، در نوشتههای خود از آن یاد کرده است. این منطقه در گذشته محل برخورد فرهنگهای مختلف، از سکاهای کوچنشین گرفته تا جوامع محلی، بازرگانان یونانی و گروههایی از اروپای مرکزی بود.
کلاه و کمربند این زن جوان تنها چند شیء باستانی نیستند، بلکه سرنخی نادر از زندگی فردی هستند که ۲۵ قرن پیش در مرز میان جهانهای مختلف فرهنگی زندگی میکرد. این آثار نشان میدهند که جوامع باستانی بسیار پیچیدهتر و به هم پیوستهتر از آن چیزی بودهاند که پیشتر تصور میشد؛ جایی که هویت، آیینها و سنتهای پوشش میتوانستند هزاران کیلومتر دورتر از محل پیدایش خود سفر کنند و در دل تمدنهای دیگر باقی بمانند.