داستان «کلیسای مرغی»؛ یک ساختمان کاملا غیرعادی در جنگلهای اندونزی

در قلب جنگلهای سرسبز ماگِلانگ در جاوۀ مرکزی اندونزی، ساختمانی عجیب و غریب به چشم میخورد که انگار از دل یک داستان فانتزی بیرون آمده است: «کلیسای مرغی» یا به زبان محلی Gereja Ayam.
فرادید| این سازه که به شکل یک مرغ غولپیکر با منقار باز طراحی شده، نهتنها یک اثر معماری غیرمعمول است، بلکه داستانی جالب و شنیدنی پشت خود دارد که شاید خیلی از بازدیدکنندگان را به فکر فرو ببرد.
به گزارش فرادید؛ داستان این کلیسا به دهه ۱۹۹۰ برمیگردد، زمانی که دانیل آلامسیه، مردی معمولی با رویاهای بزرگ، ادعا کرد که در خواب پیامی الهی دریافت کرده است. او میگفت که خداوند به او دستور داده تا معبدی به شکل یک پرنده بسازد؛ پرندهای که بعدها تصمیم گرفت آن را به صورت یک مرغ طراحی کند.
دانیل که نه معمار حرفهای بود و نه منابع مالی هنگفتی داشت، با تلاش خودش و کمک دوستان و خانوادهاش، ساخت این پروژه عجیب را در تپهای دورافتاده آغاز کرد. هدف او این بود که این مکان به یک کلیسا تبدیل شود؛ اما در عین حال میخواست که آنجا نه فقط مخصوص مسیحیها بلکه محلی برای عبادت پیروان همۀ ادیان باشد.
وقتی برای اولین بار به کلیسای مرغی نگاه میکنید، ممکن است فکر کنید که با یک اثر هنری عجیب و غریب یا شاید یک شوخی معماری روبهرو هستید. نمای بیرونی دقیقاً شبیه یک مرغ بزرگ است: منقار بازش پنجرهای بزرگ است و بدنش با رنگهای خاکستری و سفید، احساسی از واقعیت و تخیل را ترکیب میکند. داخل سازه، فضایی ساده اما آرامشبخش وجود دارد که قرار بود بهعنوان سالن عبادت استفاده شود. دم مرغ هم بهعنوان برج دیدبانی طراحی شده که از بالای آن میتوان چشمانداز زیبایی از جنگلهای اطراف را تماشا کرد.
اما این پروژه هرگز به طور کامل به پایان نرسید. مشکلات مالی، کمبود نیروی کار و مخالفتهای محلی باعث شد که دانیل ساخت آن را نیمهکاره رها کند. با این حال، همین ناتمامی به جذابیت آن افزوده است. دیوارهای ناتمام و بخشهایی که هنوز در انتظار تکمیل هستند، حسی از رمز و راز و کنجکاوی به این مکان میدهند.
کلیسای مرغی بر خلاف خواست سازندهاش هیچوقت به یک مکان جدی برای عبارت تبدیل نشد و در واقع تا مدتها یک مکان متروکه بود که طبیعت شروع به تسخیر آن کرده بود. گیاهان روی دیوارهایش رشد کردند و حیوانات جنگلی داخلش لانه ساختند.
اما در سالهای اخیر، به لطف شبکههای اجتماعی و علاقه گردشگران به مکانهای عجیب، این سازه دوباره جان گرفته است؛ البته نه به عنوان مکان عبادت بلکه به عنوان یک جاذبۀ توریستی به شکل و شمایل طنزآمیز. حالا مردم از سراسر اندونزی و حتی جهان به اینجا میآیند تا از این مرغ عجیب عکس بگیرند، داستانش را بشنوند و لحظهای در سکوت جنگل غرق شوند.
جالب اینجاست که محلیها به اشتباه فکر میکردند این ساختمان به شکل یک کبوتر ساخته شده که نمادی از صلح در مسیحیت است، اما دانیل همیشه تأکید داشت که قصدش طراحی یک مرغ بوده، نه کبوتر! این سوءتفاهم خودش به بخشی از جذابیت این مکان تبدیل شده است.
خلاصه اینکه «کلیسای مرغی» فقط یک ساختمان نیست؛ بلکه چشماندازی جذاب و تماشایی از رویاهای گاه خندهآور انسانی است. این سازه نشان میدهد که حتی ایدههای عجیب و غریب هم میتوانند اثری ماندگار خلق کنند؛ هرچند که این ماندگاری میتواند شکل و شمایلی متفاوت از ماندگاری مد نظر سازنده داشته باشد.
اگر روزی به اندونزی سفر کردید، این مرغ غولپیکر را از دست ندهید؛ در منقارش بایستید و به داستانش گوش دهید!