زیباترین شاهکارهای عکاسی حیاتوحش در سال ۲۰۲۵
عکاسی از حیاتوحش مستلزم زمانبندی، صبور بودن و آمادهبودن در لحظهای است که طبیعت تصمیم میگیرد ضربهی نهایی را بزند. جوایز عکاس سال Refocus ۲۰۲۵ درست درباره ثبت همین لحظه است.
فرادید| میان پیروزیهای چشمگیر، عنوان عکاس حیاتوحش سال به بایجو پاتیل از هند برای تصویر خیرهکنندهی «سرقت بینقص» رسید. این عکس که در تالابهای بهاراتپور ثبت شده، لحظهای برقآسا را نشان میدهد که در آن حواصیلهای خاکستری در میانهی هوا ماهیها را از ماهیخورکها میقاپند؛ صحنهای تمامعیار از «جرم» در حیاتوحش که با وضوح کامل منجمد شده است. بایجو پس از بیش از ۱۵ سال بازگشت مداوم به همان مکان، سرانجام این قاب رؤیایی را ثبت کرد؛ قابی که ثابت میکند صبر فقط یک فضیلت نیست بلکه یک راهبرد است.
به گزارش فرادید، تصاویر برندهی بخش حیاتوحش در Refocus World Photo Annual Awards طبیعت را در خشنترین و صمیمیترین حالتش به نمایش میگذارند. این عکسها دور یا تزئینی به نظر نمیرسند؛ شما را مستقیم به دلِ ماجرا میبرند، شکارچیان در میانهی شکار، پرندگان گرفتار در آشوب هوایی و پستاندارانی که با غریزه و استقامت در مسیر بقاء حرکت میکنند. هر تصویر حامل تنش، زیبایی و واقعیت بیپردهی زندگی در طبیعت وحشی است.

عکاس حیاتوحش سال: «سرقت بینقص»، بایجو پاتیل، «بیش از ۱۵ سال است که به تالابهای بهاراتپور بازمیگردم، اما سال گذشته متفاوت بود. شکوفایی جلبکها سبب افزایش ماهیها شد و ماهیخورکها و حواصیلهای خاکستری فرصتطلب را جذب کرد. در سرقتی آنی، حواصیلها ماهیها را در میانهی هوا از ماهیخورکها قاپیدند. پس از سالها صبوری، سرانجام این درام نفسگیر را ثبت کردم.»

نقره: «پناه»، پریتی و پراشانت چاکو، «در گرمای روبهافزایش صبح، فیلِ جوان برای فرار از آفتاب به تنها سایهی موجود پناه میبرد، چسبیده به مادرش. وقتی مادر برای خنکشدن گردوغبار میپاشد، ابری از غبار در هوا معلق میماند و بچهفیل را در هالهای نرم و محافظ در آمبوسلیِ کنیا دربرمیگیرد.»

برنز: «نبض دشتها»، مَت دوزیگ، «دهها اسب ییلکی در غبار آناتولی، هماهنگ میتازند؛ چون ضربان قلبی که در چشمانداز میپیچد. از کرههای جوان تا نریانهای پیشرو، هر گام با ریتم بقاء و سنت میتپد.»

برنز: «پلنگ برفی در قلمرو خود»، گرو هاینه، هیمالیا، لداخ، هند

برنز: «حملهی قلبی»، بایجو پاتیل، «در دریاچهی سوئیتواتر لحظهای نادر را ثبت کردم. ماهی سالموتوما که به سنجاقکهای در حال جفتگیری با پروازی قلبمانند حمله میکند. ماهها صبوری، فوکوس دستی، نور خشن، نیش حشرات و فرصتهای ازدسترفته سرانجام با اندکی شانس همراه شد و نشان داد پایداری جوهرهی واقعی عکاسی حیاتوحش است.»

جایزهی رأی مردمی: «بارنی»، میشل والبِرگ، «خرس روحی که هنگام جزر روی صخرهها نشسته است.»
تقدیرهای افتخاری

«چشم اقیانوس»، هادرییِن فوشر، «هدفم نشاندادن کوسهها آنگونه که هستند بود: آرام و بسیار بدفهمیدهشده. چشم کوسه که معمولاً خاکستریِ روشن است، بهدلیل جایگاه نوری که داشتم (بالا با زاویهی رو به پایین) آبی دیده شد. این چیدمان سایهای آبی روی چشم ایجاد کرد و همزمان رنگهای گرم پوست بالای آن را بازگرداند.»

«مادر و بچه»، پپه سالسِدو، «این عکس در زمستان تونگا و در ماه آگوست گرفته شد؛ زمانی که نهنگهای گوژپشت برای زادآوری و پرورش نوزادانشان به آبهای امن میان جزایر واوئو میآیند و سپس برای عبورهای خطرناک بهسوی جنوبگان بازمیگردند، در مواجهه با صید بیرویهی کریل.»

«گذرگاه طبیعت»، برایان کلاپ، «یک گوزن نر در صبح یخبندان از رودخانهای مهآلود در تتونز عبور میکند. ثبت این عکس نیازمند برنامهریزی و پژوهش فراوان بود. در زمستانِ پارک ملی گرَند تِتون، حدود بیست گوزن نر در ناحیهای مشخص از دشتهای مریمگلی گرد میآیند که یک چشمهی آب گرم جریان آب را حفظ میکند.»

«قویِ خفته»، بیورن یانسن، «قویی خفته که نخستین پرتوهای طلوع خورشید آن را نوازش میکنند.»

«اشباحِ قطب شمال»، رَندال بال، «در اشباحِ قطب شمال، خرسهای قطبی چون ارواحی زنده از سکوت یخزده پدیدار میشوند، نماد قدرت، تنهایی و بقاء. این مجموعه که سیاهوسفید ثبت شده، زیبایی هراسانگیز و زیستِ شکنندهی این غولهای گریزان را در جهان رو به زوالشان آشکار میکند.»

«نزاع بر سر غذا»، وینس مِیدِنز، «جغدهای سینهخال بهواسطهی شنوایی حساس و پرواز بیصدا شکارچیان کارآمدی هستند و به دسترسی به پستانداران کوچک وابسته هستند. عوامل محیطی مانند آبوهوا و تغییر زیستگاه میتواند جمعیت آنها را تهدید کند.»

«جایی که قلهها به لبهی یخ میرسند»، ریچل اسپنسر، «در لبهی خلیج سنتاندروز، پنگوئنهای شاهی برای ورود و خروج از آبهای یخزده گرد میآیند؛ پیکرههای متمایزشان در برابر قلههای برفی و ساحل صخرهای پوشیده از کتانجک برجسته میشود. هماهنگی زندگی و چشمانداز، تابآوری طبیعت را در یکی از دورافتادهترین و نفسگیرترین نقاط زمین بازمیتاباند.»

«شکافتن»، جارود ساو، «آنجا که سکوت پایان مییابد و رعد آغاز میشود. یک لحظهی یگانه که در پرواز منجمد شده است.»
نامزدها

«مادر مریم»، فابیان مکل، «لحظهای آرام میان میمون وروِتِ مادر و نوزادش، در حالی که بر فراز درخت به او شیر میدهد و دور از خطرات زمینی کمین کرده است. دستان مادر به نرمی کودک را به بدن خود میفشارد. چگونه ممکن است انسانها خودشان را در آنها نبینند؟»

«راهِ طولانیِ بازگشت به خانه»، مَت دوزیگ، «با دو قلهی دوقلوی کوه ارسیس که چون شاهدانی خاموش در دوردست قد برافراشتهاند، گلهای از اسبهای ییلکی بر فلات پهناور آناتولی میتازند. زمین بیپایان پیش رویشان گسترده شده، طیفی خاموش از غبار، مریمگلی و نور خورشید، در حالی که روستای نزدیک، آرام در پسزمینه آرمیده است.»

«گفتوگوی اسبهای موستانگ وحشی»، لیزا کَمپبِل، «این سه نریان وحشی لحظهای برای سلام و گفتوگو دارند. موستانگ خاکستریِ روشن نریانِ بالغِ گله است و بهگمانم در حال تذکر آداب به دو نریانِ مجردِ جوانتر است، چرا که تمام صبح مشغول بازیهای خشن بودهاند.»

«بازتابها در شب»، مارچلو گالیانو، «در ساوانای تاریک، ایمپالای کنیایی از حوضچهای مهتابی آب مینوشد. سطح درخشان آب، پیکرهی ظریف این حیوان را در جهانی موازی زیر مرز آب، به کمال بازمیتاباند، گویی در بعدی اثیری معلق است.»

«آینه! آینه!»، ویکی سانتلو، «خرس قطبی در لبهی یک تودهی یخ در قطب شمالِ مرتفع به بازتاب خود خیره شده است.»

«طلا و نقره»، فابیان مکل، «مارگردن آمریکایی پس از شکار یک ماهی کوچک، سطح آب تالاب پانتانالِ برزیل را میشکافد و بیرون میجهد. خورشیدِ عصرگاهی گردنش را به طلای مذاب میآراید و در تضادی دلنشین با درخشش نقرهای صیدش مینشیند. آبهای تیره، در سایهی پوشش گیاهی انبوه، پسزمینهای عمیق و متضاد میسازند.»

«دالی»، یورگن راسموسن، «این افتخار را داشتم که مدتی را با این نوزاد اورانگوتان بورنئویی بگذرانم. انسانها ۹۷٪ دیانای مشترک با آنها دارند و شباهتهای فراوانی بین ما و آنها وجود دارد. پارک ملی تانجونگ پوتینگ، بورنئو، اندونزی.»

«سیهاند»، برَندون رونی، «یک کلونی از فُکهای خزدارِ استرالیایی (در معرض خطر) در نارومای استرالیا. بازیهای چابک و تولهسگمانندشان با مراقبهای آهسته و آفتابگرفته آغاز و پایان مییابد؛ آینهای آشنا از رفتار همتایانِ سگسانِ ما و خود ما. نام اثر بهدرستی از ترجمهی آلمانیِ «سگِ دریا» گرفته شده است. »

«وقتی خورشید غروب میکند»، بنس ماته، «با سادهترین سوژهها هم میتوان تصاویر جذاب آفرید، بهشرط آنکه شرایط نوری هیجانانگیز باشد. ترکیب نورِ پستابِ قوی و پسزمینهی تیره فضاهایی بسیار ظریف ساخته؛ هرچند چنین شرایطی در طبیعت نادر است.»

«کوسهی آسمانی»، جاناتان آلن، «این کوسهی نوکسیاهِ صخرهای که میان دو جهان در حال لغزیدن است، در آبیِ محل تلاقی آسمان و اقیانوس معلق است. آنگاه که امواج به گستردگی آسمان بالای سر کش میآمدند، از زیر به تماشایش نشسته بودم و محو حرکتش شدم، گویی پرواز میکرد، بیوزن، بیتلاش و آزاد.»

«تنهایی در برف»، سَندی کَنوئل، «جغدی خاکستری که بر تپهای برفی نشسته و مستقیم به بیننده نگاه میکند.»
مترجم: زهرا ذوالقدر