سرباز ایرانی در لب مرز هوای این استقلالی را داشت!
گابریل پین، مربی ایتالیایی که به عنوان دستیار محرم نویدکیا در سپاهان حضور دارد، تجربهای سخت برای خروج از ایران در میانه تنشها و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک کشور را روایت میکند.
مربی ایتالیایی سپاهان از شرایط خروجش از کشور و بازگشت به وطنش میگوید و اینکه چگونه در مرز و دمای منفی ۱۸ درجه مورد استقبال یک سرباز هوادار استقلال قرار گرفته است.
گابریل پین، مربی ایتالیایی که به عنوان دستیار محرم نویدکیا در سپاهان حضور دارد، تجربهای سخت برای خروج از ایران در میانه تنشها و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک کشور را روایت میکند. او گفتگوی طولانی را با روزنامه معروف گاتزتا دلو اسپورت انجام داده است.
پین میگوید: «قرار بود به دبی بروم، چند روز استراحت داشتیم. تازه از تهران برگشته بودیم. چند بازیکن در پایتخت مانده بودند تا از آنجا پرواز کنند. یکی از آنها به من پیام داد: “مستر، چه اتفاقی افتاده؟ ما را از هواپیما پیاده کردند. دیدم موشکها فرود آمدند.” متوجه شدیم که آمریکا و اسرائیل بمباران ایران را شروع کرده بودند.»
او ادامه میدهد: «در نزدیکی اصفهان هم حمله شد. یک جا در ۲۰۰ کیلومتری هدف قرار گرفت. انفجاری هم در ۲۰ کیلومتری شهر رخ داد. من با برانکو، مربی دروازهبانها بودم. سریع به هتل برگشتیم، چمدانی را پر کردیم و سوار ون باشگاه شدیم. باشگاه خیلی حرفهای عمل کرد و سفر ما به سمت مرز ترکیه را سازماندهی کرد. کمکهای نیکلاس، یک ایجنت ایتالیایی، هم مهم بود. دو ساعت طول کشید تا از شهر خارج شویم. تمام ارتباطات قطع بود و نمیتوانستم با خانه تماس بگیرم تا خانوادهام را آرام کنم.»

او درباره مسیری که طی کرده توضیح میدهد: «بیش از ۱۵ ساعت بدون توقف در راه بودیم. رانندهها نمیخواستند برای استراحت بایستند. وقتی دیدم سر راننده دارد خم میشود، کنار او نشستم تا بیدار نگهش دارم. به تبریز رسیدیم و از آنجا به مرز، پس از طی حدود ۲۶۰۰ کیلومتر. جلوی هر پمپبنزین ۳ کیلومتر صف بود. با دمای ۲۸ درجه حرکت کردیم و به منفی ۱۸ رسیدیم. اصلاً برای چنین سرمایی آماده نبودیم. دستهایم از سرما کبود شده بود. وقتی پاسپورتم را خواستند، نمیتوانستم از جیبم دربیاورم، انگشتهایم یخ زده بود. خودشان مجبور شدند آن را بیرون بکشند.»
پین درباره عبور از مرز میگوید: «برخی مشکلات پیش آمد اما با کمک شناختی که از من داشتند حل شد. یک سرباز گفت: “مربی استقلالی؟” من با استقلال قهرمان شده بودم، چیزی که ۹ سال منتظرش بودند. گفت: “میشود عکس بگیریم؟” گفتم هرچقدر میخواهی عکس بگیر، فقط بگذار رد شوم! آن طرف مرز، مینیبوسهای باشگاه واناسپور ترکیه منتظر ما بودند که باشگاهم هماهنگ کرده بود. ما را به شهر وان بردند. خیلی خسته بودیم، اما به جای خواب، من و برانکو توانستیم آنلاین ۲ بلیت برای استانبول بخریم و فوراً حرکت کردیم، و از آنجا به بولونیا رفتیم.»
او با تأثر از مردم ایران یاد میکند و میگوید: «برای ما کابوس تمام شد، اما برای دوستانم در اصفهان نه. ایرانیها مردمی فوقالعاده، مهربان، سخاوتمند و تحصیلکرده هستند. جوانان زیادی دارند. پسری در هتل من کار میکرد که بعد از شیفت، کتابهایش را میآورد و درس میخواند. میگفت: “فقط ۲ امتحان تا مهندسی مانده، آرزو دارم سفر کنم و کار خوبی پیدا کنم، اما فعلا اجازه خروج ندارم.” و هنگام گفتن این حرفها گریه میکرد.»
پین میگوید: «در ایران ۹۰ میلیون نفر زندگی میکنند، بیشترشان جوانانی که شایسته هستند. و سرزمینی زیبا که شایسته دیده شدن است. اصفهان زیبایی رم را دارد. ضربالمثلی هست که میگوید “اصفهان نصف جهان است”، که نام میدان اصلی شهر هم هست، میراث یونسکو و شاید زیباترین میدانی که دیدهام. کاخهای باشکوه، مساجد، کلیساها و پلهای هزار ساله که روح ارمنی و ایرانی شهر را به هم وصل میکنند. همسرم هم از این زیباییها شگفتزده شده بود.»
پین درباره آینده خود نیز گفت: «وقتی پراندلی بعد از حدود ۲۰ سال کار کنار کشید، دلم نخواست دستیار مربی دیگری شوم. پیشنهاد استقلال رسید و چالش را پذیرفتم. من یک مربی کنجکاوم که عاشق سفر است، مثل مارکوپولو. بعد از پنج سال، کمی ایتالیا هم بد نیست. بدون توقع خاصی؛ کار در فوتبال خودش یک لذت است، همان چیزی که دوست دارم. پراندلی به کاورچیانو برگشته است. بهزودی همدیگر را میبینیم، اما چیزی از او نخواهم خواست.»
منبع: خبرآنلاین