ببینید| ارتش ایران؛ تاریخ بیش از ۲ هزار سال اقتدار در جهان
اما وقتی از ارتش ایران سخن میگوییم، شکلگیری نخستین ارتش ملی ایران احتمالاً به دوران مادها بازمیگردد. در این دوره دیاکو توانست قبایل ایرانی را متحد کند و حکومتی یکپارچه در سرزمین مادها به وجود بیاورد.
بدون شک نخستین ارتش جهان متعلق به ایران نیست، اما بسیاری از پژوهشگران معتقدند نخستین ارتش منظم و یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان باستان در ایران شکل گرفته است. هخامنشیان به واسطه داشتن ارتشی منظم، سازمانیافته و قدرتمند توانستند نیمی از جهان شناختهشده آن زمان را به تسخیر خود درآورند و بزرگترین امپراتوری عصر خود را ایجاد کنند. این قدرت نظامی نتیجه نظم دقیق، فرماندهی منسجم و سازماندهی گسترده نیروهای نظامی بود.
با این حال احتمالاً نخستین ارتش قدرتمند جهان پیش از هخامنشیان توسط سارگون اکدی، شاه مقتدر اکدیها، شکل گرفته است. او در سرزمین میانرودان، در محدوده عراق امروزی، ارتشی سازمانیافته به وجود آورد که توانست دولتها و اقوام بزرگ اطراف خود را شکست دهد و نخستین امپراتوری بزرگ منطقه را شکل دهد.
سارگون با همین ارتش بارها به اقوام همسایه مانند آشوریها، بابلیها، سومریها و عیلامیها حمله کرد و قلمرو خود را گسترش داد. قدرت این ارتش در زمان نوه او نارامسین به اوج رسید. در همین دوره سپاه اکدی حتی به سرزمینهای غرب ایران نیز یورش برد و به اقوام لولوبی حمله کرد و کشتارهای بزرگی به راه انداخت. نقشبرجسته معروف نارامسین که پیروزی او را نشان میدهد، از مهمترین آثار بهجا مانده از این فتوحات است.
البته اکدیها تنها قدرت نظامی بزرگ آن زمان نبودند. بابلیها نیز ارتش قدرتمندی داشتند و در دورههای مختلف توانستند سرزمینهای گستردهای را فتح کنند. در کنار آنها آشوریها نیز یکی از خشنترین و منظمترین ارتشهای جهان باستان را به وجود آوردند. در زمان پادشاهی آشوربانیپال سپاه آشور به سرزمین عیلام حمله کرد و یکی از بزرگترین قتلعامهای تاریخ باستان را رقم زد.
با این حال خود عیلامیها نیز در دورههای عیلام قدیم و عیلام میانه ارتشهای قدرتمندی داشتند و بارها در برابر دشمنان منطقهای مقاومت کردند. این رقابتهای نظامی میان تمدنهای بزرگ بینالنهرین و فلات ایران باعث شد منطقه برای قرنها محل شکلگیری ارتشهای بزرگ و قدرتمند باشد.
اما وقتی از ارتش ایران سخن میگوییم، شکلگیری نخستین ارتش ملی ایران احتمالاً به دوران مادها بازمیگردد. در این دوره دیاکو توانست قبایل ایرانی را متحد کند و حکومتی یکپارچه در سرزمین مادها به وجود بیاورد. ارتشی که در این زمان شکل گرفت، ارتشی منظم و قدرتمند بود و بسیاری آن را نخستین ارتش ملی ایران میدانند.
این ارتش حدود ۲۸۰۰ سال پیش توانست آشوریها را از سرزمینهای ایرانی بیرون کند و به نفوذ طولانی آنها در این منطقه پایان دهد. همین پیروزیها پایههای شکلگیری قدرت سیاسی ایرانیان را در فلات ایران تثبیت کرد.
در ادامه این روند، کوروش بزرگ بنیانگذار هخامنشیان، ارتش ایران را به شکلی کاملاً سازمانیافته و منظم بازسازی کرد. او ارتشی ایجاد کرد که بر پایه نظم، فرماندهی دقیق و سازماندهی گسترده بنا شده بود؛ ارتشی که نمونهای همانند آن تا آن زمان در جهان دیده نشده بود.
همین ارتش توانست در مدت کوتاهی امپراتوری عظیم هخامنشی را شکل دهد؛ امپراتوریای که از آسیای مرکزی تا مصر و از رود سند تا مدیترانه گسترش یافت. ارتش هخامنشی نزدیک به ۳۵۰ سال یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی جهان باقی ماند.
با این حال این ارتش بزرگ سرانجام در نبردهای بزرگ با سپاه اسکندر مقدونی شکست خورد و با سقوط هخامنشیان این امپراتوری عظیم نیز از میان رفت.
پس از حدود یک قرن، دوباره این مهرداد یکم اشکانی و اشکانیان بودند که ارتش ایران را احیا کردند. آنان موفق شدند حکومت سلوکیان، یعنی جانشینان اسکندر، را از ایران بیرون کنند و بار دیگر قدرت نظامی ایرانیان را در منطقه تثبیت کنند.
اشکانیان با ارتش قدرتمند خود حدود چهارصد سال بر ایران حکومت کردند و در بسیاری از نبردها حتی امپراتوری روم را نیز به چالش کشیدند. اما در نهایت این اردشیر بابکان بود که با تشکیل ارتش قدرتمند ساسانیان حکومت اشکانیان را سرنگون کرد و سلسلهای تازه را بنیان گذاشت.
در دوران ساسانیان ارتش ایران دوباره به اوج قدرت رسید. یکی از درخشانترین دورههای این قدرت نظامی در زمان شاپور یکم بود؛ پادشاهی که فتوحات بزرگی به دست آورد. نقشبرجستههای ساسانی در نقش رستم نشان میدهد که ارتش ایران نهتنها سپاه روم را شکست داد، بلکه حتی امپراتور روم را نیز اسیر کرد.
با این حال پس از حدود چهار قرن حکومت ساسانیان، ارتش ایران در چند نبرد بزرگ از سپاه مسلمانان شکست خورد و این امپراتوری فروپاشید. پس از آن برای چند سده قدرت نظامی ایران دچار ضعف و پراکندگی شد.
در دورههای بعد، در زمان سلجوقیان و سپس خوارزمشاهیان، دوباره ارتشهای بزرگی در ایران شکل گرفتند. اما این نیروها آنقدر قدرتمند نبودند که در برابر سپاه مغول و فرمانده آن چنگیز خان مقاومت کنند و در نتیجه بخش بزرگی از سرزمینهای ایران ویران شد.
پس از قرنها آشوب، در دوره صفویان دوباره ارتش منظم و قدرتمندی در ایران شکل گرفت. این ارتش توانست فتوحات مهمی به دست آورد، مرزهای ایران را تثبیت کند و حتی پرتغالیها را از خلیج فارس بیرون براند.
ارتش ایران در دوره صفوی یکی از قدرتمندترین ارتشهای آن دوران یعنی عثمانیها را هم شکست داد. و آنها را وادار به عقب نشینی کرد.
در دوران نادرشاه افشار نیز ارتش ایران دوباره به یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی منطقه تبدیل شد. او توانست به تجاوزات محمود افغان پایان دهد و افغانها را از ایران بیرون کند. فتوحات گسترده نادرشاه آنقدر زیاد بود که درباره آنها داستانها و افسانههای بسیاری نوشته شده است.
پس از او در زمان کریمخان زند نیز ارتش ایران همچنان قدرتمند باقی ماند، اما با مرگ او و درگیری میان جانشینانش دوباره از هم فروپاشید.
در نهایت آقامحمدخان قاجار با پایان دادن به سلسله زندیه توانست بار دیگر ارتش ایران را سامان دهد. با این حال در دوره قاجار، اگرچه ارتش ایران در ابتدا قدرتمند به نظر میرسید، اما شکستهای پیاپی در جنگها با امپراتوری روسیه باعث شد شکوه و قدرت آن به تدریج کاهش پیدا کند و حتی معاهدات سنگینی بر ایران تحمیل شود.
در دوره پهلوی ارتش ایران شکل تازهای به خود گرفت که از آن با عنوان ارتش نوین ملی ایران یاد میشود. هرچند در جریان جنگ جهانی دوم ضربات بزرگی به این ارتش وارد شد و ساختار آن دچار فروپاشی شد، اما در دوره محمدرضا شاه پهلوی دوباره با خرید تجهیزات پیشرفته نظامی از کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا بازسازی شد.
پس از انقلاب ایران نیز ارتش در جنگ هشتساله با عراق نقش مهمی ایفا کرد و در کنار سایر نیروهای نظامی از کشور دفاع کرد. بسیاری از عملیاتها و مقاومتهای آن دوره هنوز در حافظه تاریخی ایرانیان باقی مانده است.
امروز نیز ارتش ایران خود را مدافع جان و مال مردم این سرزمین میداند؛ ارتشی که در طول قرنها بارها برای ایران جنگیده و از آب و خاک آن دفاع کرده است.
منبع: عصر ایران